ای لنین ای فرشته رحمت
کن قدم رنجه زود بی زحمت
تخم چشم من اشیانه تست
هین بفرما که خانه، خانه تست
“عارف قزوینی”
۲-اقدامات لنین نسبت به ایران پس از پیروزی انقلاب اکتبر :
ایران در آستانه انقلاب اکتبر کشوری نیم مستعمره و فاقد استقلال بود،استقلال اقتصادی ایران از دست رفته بود،دارایی کشور زیر کنترل بانکهای امپریالیستی و استعماری قرار داشت بانک انگلیس زیر نام بانک شاهنشاهی در درجه اول و بانک روس در درجه دوم، رمق میهن ما را مکیده بودند.
حصارهای گمرک کشور از میان برداشته شده بود،گمرکات در گروی وامهای اسارت آور و بی پشتوانه بود، . استعماری روس و انگلیس شریانهای اقتصاد کشور، وسائل ارتباطی و راههای موصلاتی را در دست خود داشتند، و از راه امتیازات گوناگون دست روی ثروتهای طبیعی گذاشته بودند.
از لحاظ سیاسی وضع بهتر از این نبود، قراد داد ۱۹۰۷ که میان انگلیس، روسیه و ایران منعقد گردیده بود ایران را به دو منطقه نفوذ روسیه و انگلیس و یک منطقه مستقل تقسیم کرده بود که ظاهراً این منطقه بیطرف بود، که نیز در سال ۱۹۱۵ طبق قرار داد محرمانهای میان انگلیس و روس به انگلیس واگذار گردیده بود،در این منطقه ۱۹۱۶قراردادی به دولت ایران تحمیل شد که در آن امور مالی و نظامی ایران زیر نظر کمیسیون مختلطی با نام میکس قرار میگرفت، طبق این قرار داد نیروی نظامی ایران ۲۲ هزار نفر میگردید که تحت نظر استادان نظامی انگلیسی و روسی تربیت میشدند و ایران ماهینه ۲۰۰ هزار تومان برای هزینههای جاری این ارتش وام کمر شکن دریافت مینمود و بدین طریق هرگونه استقلال سیاسی و اقتصادی ایران از دست رفته بود
:این قرارداد در شرائطی به امضا رسید که درایران حکومت مشروطه ایجاد واولین پارلمان در کشور شروع به کار نموده بود.
روز ۲۵ اکتبر ۱۹۱۷ (۷ نوامبر تقویم جدید)، زحمت کشان روسیه به سرکردگی طبقه کارگر و تحت رهبری لنین قدرت حا کمه را از حکومت موقت یعنی نمایندگان منشویکها، نمایندگان بورژوازی جدا ساخته و حکومت شوراها را برپا ساختند.
لنین در اولین خطابیه خود بعنوان صدر شورای کمیسر های خلق به تمام زحمت کشان روسیه و شرق چنین اعلام می نماید: “ما اعلام می داریم قرار داد تقسیم ایران از هم دریده و نابود شده است، ازجانب روسیه و دولت انقلابی وی اسارت در انتظار شما نیست بلکه از جانب درندگان امپریالیست یعنی ازجانب آنهایی است که میهن شما را به مستعمره توهین شده وتاراج رفته خود تبدیل ساخته اند”. اقای دکتر نوشیروان کیهانی مورخ و روزنامه نگار مقیم امریکا در مقاله ای تحت عنوان “لغو قرارداد تقسیم ایران از سوی لنین” که در وب سایت ایشان درج گردیده در مورد این حادثه مهم تاریخی می نویسد:
“از یازدهم تا چهاردهم دسامبر سال ۱۹۱۷ (دهه آخر آذر ۱۲۹۶ هجری خورشیدی) دولت انقلاب بلشویکی (توده ای) روسیه در چند اعلامیه جداگانه قراردادهای تحمیلی دولت تزاری روسیه به ایران و امتیاز های کسب شده از ایران را لغو و از بدهی های پولی ایران به روسیه صرف نظر کرد.
لنین شخصا در اعلامیه ای که در ۱۴ دسامبر ۱۹۱۷ به امضای او صادر شده بود عهد نامه اوت سال۱۹۰۷ انگلستان و روسیه دایر بر تقسیم ایران به دو منطقه نفوذ و یک منطقه بی طرف فی مابین و ضمائم محرمانه آن را ساقط از درجه اعتباراعلام داشت و تاکید کرد که هرگونه قرادادی که با استقلال، حاکمیت ملی، تمامیت ارضی و آزادی ایرانیان مغایرت داشته و آن را محدود کند از این لحظه بی اثر و کان لم یکن است و همه را پاره کرده و دیگر وجود خارجی که بتوان به آنها استناد کرد نخواهند داشت”
در بحث از اولین تصمیمات و اقداماتی که دولت جوان شوروی، بلافاصله پس از پیروزی انقلاب اکتبر تا پایان جنگهای داخلی در مورد احیائ استقلال سیاسی ایران و رهایی ان از تسلط دول امپریالیستی بعمل اورده باید از قرارداد معروف ۱۹۲۱ شوروی و ایران نام برد که سند تاریخی بسیار مهمی شناخته شده است.
این قرار داد برگ زررینی در تاریخ معاصر ما و نمایا نگر احساس همبستگی دولت جوان شوراها به رهبری لنین است. نگاهی به بخشهایی از این قرار داد، از لحاظ تاریخی عبرت آموز است.
در فصل اول و دوم قرار داد ایران و شوروی جوان چنین آمده است:
“… یک مرتبه دیگر رسما اعلان مینماید از سیاست جابرانه که دولتهای مستعمراتی روسیه که به اراده کارگران و دهاقین این مملکت سرنگون شدند نسبت به ایران تعقیب مینمودند قطعا صرف نظر مینماید. نظر به آنچه گفته شد و با اشتیاق به این که ملت ایران مستقل و سعادتمند شده و بتوانند آزادانه در دارایی خود تصرفات لازمه را بنماید دولت شوروی روسیه تمام معاهدات و مقاولات و قراردادها را که دولت تزاری روسیه با ایران منعقد نموده و حقوق ملت ایران را تضییع مینمود ملغی و از درجه اعتبار ساقط شده اعلان مینماید”
“دولت شوروی روسیه از سیاست دولتهای روسیه تزاری که بدون رضایت ملل آسیا و به بهانه تامین استقلال ملل مزبوره با سایر ممالک اروپا در باب مشرق معاهداتی منعقد مینمودند که بلانتیجه منجر به استملاک آن میگردد اظهار تنفر مینماید، این سیاست جنایت کارانه را که نه تنها استقلال ممالک آسیا را منهدم مینمود بلکه ملل زنده شرق را طعمه حرص غارتگران اروپایی و تعدیات مرتب آنها قرار میداد دولت شوروی روسیه بدون هیچ شرطی نفی مینماید. نظر به آنچه گفته شد و مطابق اصول مذکوره در فصل اول و چهارم این معاهده دولت شوروی روسیه استنکاف خود را از مشارکت در هر نوع اقدامی که منجر به تضعیف و محفوظ نماندن سیادت ایران بشود اعلان نموده و کلیه معاهدات و قراردادهایی را که دولت سابق روسیه با ممالک ثالثی به ضرر ایران و راجع به آن منعقد نمودهاست ملغی و از درجه اعتبار ساقط میداند.”
نظر به آن چه از قرار داد نقل گردید و مطابق فصول دوم تا چهارم این قرار داد دولت نو بنیاد شوروی استنکاف خود راا از هر اقدامی که منجر به از دست رفتن سیادت دولت ایران و تضعیف این دولت گردد اعلام مینماید. با در نظر گرفتن فصول پنجم و ششم این قرارداد که به جلوگیری از ایجاد قوای مسلح در خاک هر ۲ کشور اشاره دارد آمده است:
“طرفین… تقبل مینمایند که:
۱- از ترکیب و یا توقف تشکیلات و یا دستجات (گروپها) به هر اسم که نامیده شوند و یا اشخاص منفرد که مقصود تشکیلات و اشخاص مزبوره مبارزه با ایران و روسیه و همچنین با ممالک متحده با روسیه باشد در خاک خود ممانعت نمایند و همچنین از گرفتن افراد قشونی و یا تجهیزات نفرات برای صفوف قشون و یا قواء مسلحه تشکیلات مزبوره در خاک خود ممانعت نمایند.
۲- به کلیه ممالک و یا تشکیلات قطع نظر از اسم آن تشکیلات که مقصودشان مبارزه با متعاهد معظم باشد نباید اجازه داده شود که به خاک هر یک از طرفین معظمتین متعاهدتین تمام آنچه را که ممکن است بر ضد متعاهد دیگر استعمال شود وارد نموده و یا عبور دهند.
۳- با تمام وسایلی که به آن دسترس باشد از توقف قشون و یا قواء مسلحه مملکت ثالث دیگری در صورتی که احتمال برود توقف قواء مزبوره باعث تهدید سرحدات و یا منافع و یا امنیت متعاهد معظم دیگر میشود باید در خاک خود و متحدین خود ممانعت نماید.
“طرفین … موافقت حاصل کردند که هر گاه ممالک ثالثی بخواهند به وسیله دخالت مسلحانه سیاست غاصبانه را در خاک ایران مجری دارند یا خاک ایران را مرکز حملات نظامی بر ضد روسیه قرار دهند و اگر ضمنا خطری سرحدات دولت جمهوری اتحادی شوروی روسیه خودش نتواند این خطر را رفع نماید دولت شوروی حق خواهد داشت قشون خود را به خاک ایران وارد نماید تا اینکه برای دفاع از خود اقدامات لازمه نظامی را به عمل آورد دولت شوروی روسیه متعهد است که پس از رفع خطر بلادرنگ قشون خود را از حدود ایران خارج نما ید”.
مسلما اساس تصمیمات دولت جوان شوروی نه تنها معطوف به استقلال سیاسی و رهائی ایران از چنگال دول استعماری آن روز بود بلکه حقوق اقتصادی ایران و رها ئی آن راا از قیودی که موجبات غارت این کشور را فراهم کرده بود و امکان آزاد رشد اجتماعی آن را صد کرده بود در بر میگرفت. در فصولی از قرارداد ۱۹۲۱ که به طرح مسائل اقتصادی اختصاص یافته ضمن افشائ سیاست های دول استعماری،شیوه های گوناگون اعمال این سیاست ها وپیامد های ان را بازتاب می دهد.
توجه خاص دولت جوان شوروی به رها ئی ایران از این قیود در فصول هشتم، نهم بشرح ذیل توصیف گردیده است:
“دولت شوروی روسیه انصراف قطعی خود را از سیاست اقتصادی که حکومت تزاری روسیه در شرق تعقیب مینمود و به دولت ایران نه از نقطه نظر توسعه اقتصادی و ترقی ملت ایران بلکه برای اسارت سیاسی ایران پول میداد اعلان مینماید. بنابراین دولت شوروی روسیه از هر نوع حقوق خود نسبت به قروضی که دولت تزاری به ایران دادهاست صرف نظر کرده و اینگونه استقراضها را نسخ شده و غیرقابل تادیه میشمارد و همچنین دولت شوروی روسیه از تمام تقاضاهای راجع به انتفاع از عوائد مملکتی ایران که وثیقه استقراضهای مذکوره بودند صرف نظر مینماید”
“دولت شوروی روسیه نظر به اعلان نفی سیاست مستعمراتی سرمایه داری که باعث بدبختیها و خون ریزیهای بیشمار بوده و میباشند از انتفاع از کارهای اقتصادی روسیه تزاری که قصد از آنها اسارت اقتصادی ایران بوده صرف نظر مینماید. بنابراین دولت شوروی روسیه تمام نقدینه و اشیاء قیمتی و کلیه مطالبات و بدهی بانک استقراضی ایران را و همچنین کلیه دارایی منقول و غیرمنقول بانک مزبور را در خاک ایران به ملکیت کامل ایران واگذار مینماید. توضیح آنکه در شهرهایی که مقرر است قونسولگریهای روسیه تاسیس شوند و در آنجاها خانههای متعلقه به بانک استقراضی ایران وجود داشته و مطابق همین فصل منتقل به دولت ایران میشود دولت ایران رضایت میدهد که یکی از خانهها را مجانا برای استفاده مطابق انتخاب دولت شوروی روسیه برای محل قونسولگری روسیه واگذار نماید.”
در فصل دهم این قرارداد با واگذاری بلا عوض خطوط ارتباطی و راههای مواصلاتی و وسایل حمل و نقل دریایی سیاست نوینی در این زمینه ایجاد می نماید در این ماده چنین می خوانیم:
“دولت شوروی روسیه کوشش سیاست مستعمراتی دنیا را که در ساختن راهها و کشیدن خطوط تلگرافی در ممالک غیر برای تامین نفوذ نظامی خود بر توسعه تمدن ملل ترجیح میدهد نفی کرده و مایل است که وسایل مراودات و مخابرات که برای استقلال و تکمیل تمدن هر ملتی لزوم حیاتی دارد به اختیار خود ملت ایران واگذارده شود و ضمنا هم به قدر خسارات وارده به ایران به واسطه قشون دولت تزاری جبران شود لهذا دولت شوروی روسیه موسسات روسی ذیل را بلاعوض به ملکیت قطعی ملت ایران واگذار مینماید.
الف – راههای شوسه از انزلی به تهران و از قزوین به همدان با تمام اراضی و ابنیه و اثاثیه متعلق به راههای مذکوره؛
ب- خطوط راه آهن از جلفا به تبریز و از صوفیان به دریاچه ارومیه با تمام ابنیه و وسایل نقلیه و متعلقات دیگر؛
ت- اسکلهها و انبارهای مال التجاره و کشتیهای بخاری و کرجیها و کلیه وسایل نقلیه در دریاچه ارومیه با تمام متعلقات آنها ؛
ث- تمام خطوط تلگرافی و تلفونی با تمام متعلقات و ابنیه و اثاثیه که در حدود ایران به توسط دولت سابق تزاری ساخته شدهاست ؛
ج- بندرانزلی (پر) با انبارهای مال التجاره و کارخانه چراغ برق و سایر ابنیه
در فصل دوازدهم این قرارداد دولت شوروی داوطلبانه چنین اظهار می دارد:
“دولت شوروی روسیه پس از آنکه رسما از استفاده از فواید اقتصادی که مبتنی بر تفوق نظامی بوده صرف نظر نمود اعلان مینماید که علاوه بر آنچه در فصول نه و ده ذکر شد سایر امتیازات نیز که دولت سابق تزاری عنقا برای خود و اتباع خود از دولت ایران گرفته بود از درجه اعتبار ساقط میباشند. دولت شوروی روسیه از زمان امضاء این عهدنامه تمام امتیازات مذکوره را اعم از آنکه به موقع اجرا گذارده شده باشند و تمام اراضی را که به واسطه آن امتیازات تحصیل شدهاند به دولت ایران که نماینده ملت ایران است واگذار مینماید. از اراضی و مایملکی که در ایران متعلق به دولت تزاری سابق بوده محوطه سفارت روس در طهران و در زرگنده با تمام ابنیه و اثاثیه موجوده در آنها و همچنین محوطهها و ابنیه و اثاثیه جنرال قونسولگریها و قونسول گریها و ویس قونسول گریهای سابق روسیه در ایران در تصرف روسیه باقی بماند. توضیح آنکه دولت شوروی روسیه از حق اداره کردن قریه زرگنده که متعلق بده دولت سابق تزاری بود صرف نظر مینماید”
فصل شانزدهم قرار داد مربوط به ابطال قضاوت کنسولی اتباع روسیه ساکن ایران،که در ان حقوق برابر اتباع هر دو کشور در خاک یکدیگر،و لغو کاپیتولاسیون ودر فصول هیجده،نوزده، بیستم وبیست و یکم حقوق واستفاده برابر اتباع ایران در امور بازرگانی،ترانزیت کالا،روابط پست و تلگراف و … می باشد. پیروزی انقلاب اکتبر و استقرار دولت نوبنیاد شوراها به رهبری لنین در همسایگی میهن ما نه تنها موجب آان شد که ایران از خطر اضمحلال کامل سیاسی نجات یابد بلکه قیود اقتصادی متعددی رهایی یابد. دکتر امیر اعلایی از وزرای سابق می نویسد:”علاقه ایرانیان به لنین از ان جهت است که این مرد بزرگ نسبت به کشور ما ابراز علاقه کرده و کمک های بزرگی نموده است” و آقای دکتر علی اکبر فیاض استاد دانشگاه در این باره می گویند “ملت ایران خاطره دوستی لنین و کشور او را هرگز فراموش نمی کنند، زیرا از همان اغاز ذست دوستی بطرف ایران دراز کرد و زنجیر های اسارتی را که دولت روسیه تزاری بر دست و پای ما بسته بود از هم گشود”
پایان سخن
حمایت همه جانبه لنین از انقلاب مشروطیت، مبارزه پیگیر نامبرده علیه ستم روسیه تزاری، دفاع از استقلال و تمامیت ارضی ایران، آزاد کردن ایران از کلیه قیودی که استعمار تزاری بر دست و پای مردم ایران گذشته بود، و پشتیبانی از مردم ایران در مبارزه با استعمار انگلیس او را در صاف نزدیکترین یاران صدیق مردم ایران قرار داد، شاعران و ادیبان ایران در این دوران اورا ستایش کردند و او را فرشته نجات بخش مردم ایران نامیدند.
نام لنین برای مردم ایران نامی است سزاوار احترام.