سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۷ بهمن, ۱۴۰۴ ۲۲:۴۳

دوشنبه ۲۷ بهمن ۱۴۰۴ - ۲۲:۴۳

پذیرش تکثر، شرط تحقق جامعه مدنی

تشکل های مدنی و غیرانتفاعی باید برای برگزاری یک فعالیت غیرانتفاعی از ده ها فیلتر عبور کنند و در نهایت از فعالیت آنان جلوگیری می شود؟ چگونه است که این همه موسسات انتفاعی و مالی می توانند به راحتی تخلف کنند و زندگی بسیاری از مردم را به فلاکت اقتصادی بکشانند و در نهایت هم پرونده هایشان رسیدگی نمی شود، ولی تشکل های غیرانتفاعی آنچنان تحت نظارت و کنترل هستند که نمی توانند فعالیت کوچکی را به ثمر برسانند؟


جامعه مدنی در کشورهایی توانسته پا بگیرد که حکومت آن کشور اصل تکثر و تنوع در جامعه را پذیرفته باشد. هیچ کشوری نمی تواند به رشد جامعه مدنی اش امیدوار باشد وقتی جامعه را با همه تکثر و تنوع اش به رسمیت نشناسد. قائم مقام وزیر کشور در نشستی گفته است: «تشکل‌های غیردولتی ما باید مثل حاکمیت،‌ رغبت داشته باشند در نقاطی که وارد می‌شوند،‌ مشکل‌گشایی کنند و در واقع از انجام فعالیت‌های لوکس خارج شوند زیرا بارهای روی زمین مانده بسیار داریم و تشکل‌های غیردولتی و نهادهای مدنی باید این بار را از روی زمین بردارند و گره‌گشا باشند.»[۱] ولی مسئله این است که دولت ها نمی توانند با معیارهای خودساخته، برخی تشکل یابی های مردمی را به رسمیت بشناسند و برخی را نفی کنند و بعد هم انتظار داشته باشند که جامعه مدنی در کلیت اش رشد کند. از همین روست که دولتمردان اگر مایل به رشد جامعه مدنی هستند نمی توانند از جامعه انتظار داشتند که صرفا در جهتی که آنان تمایل دارند و فکر می کنند «مفید» است قدم بردارند بلکه باید جامعه مدنی را با همه تنوع اش و همه نیازهایش تحمل کنند. بی شک درون جامعه مدنی هم می تواند افراد یا گروه ها و نهادهایی باشند که سودمند به حال جامعه نیستند و یا «لوکس» تلقی شوند و یا حتی برای جامعه مضر باشند ولی همه جای دنیا، در درازمدت این امر برعهده خود جامعه مدنی است که معیارهایش را برای تشخیص «مفید و مضر» یا «لوکس بودن و نبودن» بیافریند و در نهایت تعادلی که لازم است را در جامعه پدید آورد. زیرا برای این بد و خوب کردن ها در جامعه مدنی، نیاز به معیارهایی است که این معیارها وقتی قرار باشد با دستورالعمل از بالا تعیین شود آنگاه است که هیچ گروه و نهاد و فردی در جامعه مدنی نمی تواند احساس آزادی و امنیت برای فعالیت بکند بنابراین برای رشد جامعه مدنی راهی به جز این وجود ندارد که چندصدایی و تکثر در حوزه های گوناگون فعالیت پذیرفته شود. 

در همه جای دنیا عملکرد جامعه مدنی در سطوح مختلف و متنوع در جریان است و دولت ها نمی توانند انتظار داشته باشند که جامعه مدنی فقط در همان بخشی که دولتمردان می پسندند رشد کند که اگر چنین انتظاری داشته باشند اساسا نمی توانند به رشد جامعه مدنی کمکی بکنند. در ثانی«گره گشایی» از وضعیت نابسامان درون کشور، در سطح جامعه مدنی طبعا در سطوح مختلف ایجاد می شود. چنانچه بخشی از جامعه مدنی فعالیت های خیریه و حمایتی از گروه های اجتماعی آسیب پذیر انجام می دهد، بخشی دیگر به دنبال ترمیم آسیب های اجتماعی است، برخی دیگر گره گشایی را در تغییر رویکردها می بینند و از این رو بخشی آنرا در تغییر نگرش در درون جامعه و آگاه سازی جستجو می کنند، برخی با نقد سیاست های جاری و نشان دادن ناکارآمدی شان، گره گشایی می کنند و… در واقع همانطور که دولت ها در سطوح مختلف فعالیت، برای بهبود وضعیت زندگی مردمان شان پیش می برند درون جامعه مدنی نیز به همین منوال است. همانطور که نباید و نمی توان از دولت انتظار داشت که فقط بیاید و کل دولت را مثلا تبدیل به سازمان بهزیستی برای خدمات رسانی به گروه های آسیب دیده مردم کند بلکه باید تدوین و پیشبرد سیاست های کلان داخلی و خارجی برنامه ریزی کند و برای آینده و تغییرات آن آمادگی ایجاد و هزار فعالیت دیگر را هم انجام بدهد که در نهایت بتواند اهداف اش را پیش ببرد، به همین ترتیب هم نمی توان و نباید از جامعه مدنی انتظار داشت که فقط در نقش «خدمات رسانی به گروه های آسیب پذیر» اقدام کند. جامعه مدنی هم برای پیشبرد اهداف اش که همان رشد جامعه در مجموعه پیچیده آن است نیاز به تنوع و تکثر و آزادی انتخاب در مورد فعالیت های مدنی اش دارد. ولی به نظر می رسد برخی از مسئولین نظام، جامعه مدنی را به عنوان «سازمان غیردولتی بهزیستی» می بینند که قرار است به رتق و فتق امور آسیب دیدگاه اجتماعی بپردازد. جامعه مدنی کارمند دولت نیست که ببیند دولت کجا کم می آورد و همان را پوشش بدهد بلکه وقتی جامعه مدنی با همه تنوع و تکثر فعالیت اش تقویت شود، آنگاه این فعالیت های گوناگون مستقیم و غیرمستقیم در افزایش توان جامعه و کاهش آسیب های اجتماعی می تواند کمک کند. 

همه می دانیم که زندگی در شهرهای امروز، مرتبا می تواند تولیدکننده آسیب های گوناگون برای اقشار ضعیف تر جامعه باشد و از این روست که در همه جهان بخشی از جامعه مدنی همواره تلاش اش برای خدمات رسانی به این بخش ضعیف تر بوده که ممکن است بر اثر عوامل مختلف دچار آسیب دیدگی شده باشند. ولی مسئله در جامعه ما آن است که علاوه بر آسیب هایی که طبیعتا در هر جامعه ای به خاطر عوامل مختلف که بخشا خارج از کنترل دولت ها و مردم است پدید می آید، ما با پدیده آسیب زایی به نام سیاست گذاری و قانونگذاری های غیرکارشناسانه و باری به هرجهت روبرو هستیم که مرتبا سبب ساز آسیب های مختلف به بخش هایی از جامعه می شود. این روند غیرمسئولانه سالهاست که در جریان است و آسیب های زیادی را به جامعه وارد کرده است. زیرا برخی از سیاستگذاران و قانونگذاران ما، رسما و علنا در رویکردشان هیچ نگاه مسئولانه ای به جامعه و خواسته ها و مشکلات آنان ندارند بلکه سیاستگذاری و قانونگذاری شان منشأیی ورای خواسته ها و مشکلات مردم دارد و از این رو جامعه را مرتبا دستخوش آسیب های عامدانه می سازند.

جامعه مدنی در هر کشور هنگامی به سمت گره گشایی هایی که آقای قائم مقام وزیر کشور ذکر کردند قدم بر می دارد که ببیند سیاستگذاری در مملکت با حداکثر مسئولیت و با پشتوانه خواسته ها و مشکلات مردم پیش می رود. وقتی بخشی از مسئولین این مملکت اساسا درخواست های مردمی را به پشیزی نمی گیرند و معیارشان مثلا برای «قانونگذاری» از بنیان های دیگری غیر از نیازهای مردم نشأت می گیرد، چگونه می توان انتظار داشت که جامعه مدنی با حداکثر توان دلسوزی به خرج بدهد و مرتبا آسیب هایی که نه به طور طبیعی بلکه به دلیل غیرمسئولانه بودن عده ای پدید می آید، را رفع و رجوع کند.

در پایان باید این پرسش را مطرح کرد که چرا درحالی که موسسات انتفاعی در این مملکت دست شان باز است و هر روز انبوه موسسات مالی غیرقانونی[۲] تاسیس می شوند و به رغم تخلفات بسیار هنوز هم به کارشان ادامه می دهند، ولی تشکل های مدنی و غیرانتفاعی باید برای برگزاری یک فعالیت غیرانتفاعی از ده ها فیلتر عبور کنند و در نهایت از فعالیت آنان جلوگیری می شود؟ چگونه است که این همه موسسات انتفاعی و مالی می توانند به راحتی تخلف کنند و زندگی بسیاری از مردم را به فلاکت اقتصادی بکشانند و در نهایت هم پرونده هایشان رسیدگی نمی شود، ولی تشکل های غیرانتفاعی آنچنان تحت نظارت و کنترل هستند که نمی توانند فعالیت کوچکی را به ثمر برسانند؟

مژگان میر اردکانی

۲۰ فوریه ۲۰۱۵
پانوشت:

[۱] http://www.tabnak.ir/fa/news/462550/%D8%A8%DB%8C-%D8%AA%D9%88%D8%AC%D9%87%DB%8C-10-%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D8%B3%D8%B1%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%87-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-%DA%A9%D8%B4%D9%88%D8%B1

[۲] http://www.tasnimnews.com/Home/Single/597096

 

تاریخ انتشار : ۲ اسفند, ۱۳۹۳ ۰:۰۱ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

انقلاب بهمن، ٢٢ بهمن

انقلاب بهمن زنده است؛ خائنان به انقلاب مردم باید از مسند نامشروع قدرت طرد شوند!

هیئت سیاسی – اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): در شرایطی سالگرد انقلاب بهمن را گرامی می‌داریم که جامعهٔ ایران هنوز در اندوه جان‌باختن هزاران انسان بی‌گناه در فاجعهٔ دی‌ماه گذشته به‌سر می‌برد؛ فاجعه‌ای که مسئولیت مستقیم آن بر عهدهٔ حاکمیتی است که جان و امنیت شهروندان را قربانی ناکارآمدی، فساد و بی‌مسئولیتی خود کرده است.

انقلاب ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ رویدادی تصادفی یا گسسته از تاریخ نبود، بلکه حلقه‌ای از زنجیرهٔ مبارزات تاریخی مردم ایران برای آزادی، استقلال، جمهوریت و حاکمیت شهروندان بر سرنوشت خویش بود؛ زنجیره‌ای که از انقلاب مشروطه، سرکوب آن توسط کودتای رضاخان، اشغال ایران در جنگ جهانی دوم، نهضت ملی شدن نفت و کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ عبور کرد و به قیام علیه سلطنت پهلوی رسید. …

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

مصاحبهٔ مونیخ؛ آزمونی برای مسئولیت‌پذیری سیاسی

شهناز قراگزلو: نکتهٔ حساس‌تر در همان مصاحبه این بود که کسرا ناجی اشاره کرد بسیاری از نیروهای سیاسی و مخالفان جمهوری اسلامی رهبری رضا پهلوی را نمی‌پذیرند و زیر چتر او قرار نمی‌گیرند. پاسخ رضا پهلوی این بود که کسانی که با او همراه نیستند، احزاب و سازمان‌هایی‌اند که به دموکراسی اعتقاد ندارند. این پاسخ از نظر سیاسی و اخلاقی خطرناک است، چون به‌جای پذیرش تکثر طبیعی جامعه، مخالفان را با یک برچسب از دایرهٔ مشروعیت خارج می‌کند.

مطالعه »

اهریمن‌سازی از چپ و کنش ما

یک همگرایی ایدئولوژیک طولانی‌مدت بین رسانه‌های قدرتمند و تحت حمایت خارجی و جریان‌های تأثیرگذار در درون حاکمیت و رسانه های وابسته به آنها وجود داشته است که هر دو، اهریمن‌سازی چپ و نسبت دادن مسئولیت مشکلات ایران به آن را مفید یافته‌اند. خشم عمومی از نابرابری، فساد و بی‌عدالتی اقتصادی بسیار واقعی است، اما این خشم به طور کامل با حمایت از جایگزین‌های سوسیالیستی یا برابری‌خواهانه همخوانی ندارد.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

گلهای خشم کلان شهرهای بورژوایی

«مزد خوب» یعنی مزدی نزدیک به سبد معیشت/ هزینه‌های زندگی کمتر از۶۰ میلیون تومان نیست!

کودکان گرفتار در سوگ جمعی

مصاحبهٔ مونیخ؛ آزمونی برای مسئولیت‌پذیری سیاسی

بیانیه حمایت اتحادیه آموزش هلند از معلمان و شورای هماهنگی تشکا‌های صنفی فرهنگیان ایران

سلطنت‌طلبی و سایه راست افراطی بر جنبش‌های اجتماعی ایران