سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۱۸ خرداد, ۱۴۰۵ ۱۳:۱۰

دوشنبه ۱۸ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۳:۱۰

کنکاشی در فرهنگ دیکتاتور

در تبیین و مذمت فرهنگ دیکتاتوری و رسوخ آن در اعماق جامعه و عجین شدنش با بافت فرهنگی اجتماع ،که ریشه در تاریخ و اعصار دارد، مطالب فراواني مي توان گفت و شنید. واکاوی این مقوله و درک شرایط عینی و ذهنی و وضعیت و بستری که این فرهنگ در آن رشد و توسعه یافته ، می تواند در چاره جویی برای علاج و درمانش موثر باشد.

 

در آسمان ستاره بود بیشمار، لیک –  رنج خسوف بهرۀ شمس و قمر بود

 تبیین و مذمت فرهنگ دیکتاتوری و رسوخ آن در اعماق جامعه و عجین شدنش با بافت فرهنگی اجتماع ،که ریشه در تاریخ و اعصار دارد، مطالب فراوانی می توان گفت و شنید. واکاوی این مقوله و درک شرایط عینی و ذهنی و وضعیت و بستری که این فرهنگ در آن رشد و توسعه یافته ، می تواند در چاره جویی برای علاج و درمانش موثر باشد. 

نگارنده بی مناسبت نمی داند سخنان یکی از دوستان را که روزی برایم درد دل میکرد عیناً نقل نمایــــــــد : 

بچه ای بیش نبودم . پدرم هرچند روز یک بار خود را از فلان بازیگوشی من که به اقتضای سن اتفاق می افتاد ، چنان ماهرانه آزرده خاطر نشان می داد وخود را رنجور و  افسرده می نمایاند  که مادر بیچاره ام مرا وادار به دست بوسی پدر و عذرخواهی از او می نمود. موردی که حتی در دنیای کودکانه نیزاصلاً ضرورتی برای آن نمی دیدم . ولی  به ناگزیر، به احترام و اصرار مادرم به این امر گردن می نهادم . تا نوجوانی ام این عمل صد ها بار تکرار شد . همیشه این سوال در ذهنم بود : آیا هم سن و سالانم نیز در برابر بازی های به اقتضای سنشان لازم و کاملاً طبیعی، با  چنین واکنش های تند و بی رحمانه ای از سوی پدرانشان روبرو می شوند ؟

به علت حساسیت و کنجکاوی شدید نسبت به عمل پدر، و عملکرد بی رحمانه و عاری از هر گونه مهربانی او ، و در رودررویی با خُرد و تحقیر شدن مداوم شخصیت و غرورم ، از همان آغاز جوانی مطالعه در این مورد را آغاز نمودم . در اوایل گمانم بر این بود که شاید رفتار هایم تافته ای جدا بافته از دیگر هم سالانم است که چنین واکنش های حاد ی را از سوی او در پی دارد .

 وضع مالی پدر به شدت خراب بود. او عمری در پی ارضاءِ هوس های خودخواهانه و خود پرستانه ی خویش ،با پیگیری تام  چهار اسبه تاخته بود ،و هیچ گاه نیز اندک اندیشه و توجهی بر نیازهای مالی و روحی خانواده نکرده بود . در این مورد جدا از التیام زخم های روانی اعضای خانواده ، بار مسئولیت مالی نیز بر دوش مادر افتاده بود . آه ، که چه فشاری متحمل می شد. با ساده دلی اندیشیدم شاید برطرف کردن نیاز مالی اش بتواند چاره گر ساطور کشی های مستانه ی هر روزه اش در خانه باشد. از این رو به شدت دست به کار شدم و با تلاش و تحمل مشقتی طاقت فرسا در این کار توفیق نسبی یافتم .  

دیدم ای بابا چه فکر میکردم چی شد ! از چاله درآمدم  به چاه افتادم . او که دیگر نمی توانست مرا وادار سازد دستش را ببوسم و از زحماتی که برای تامین معاش خانواده می کشیدم به معذرت خواهی وادارم سازد ، و از خلاف کاری های نا کرده ام طلب عفو و پوزش داشته باشد ، سرنا را از سر گشادش نواخت . هر روز مادرم را  به باد کتک می گرفت که باید به اقوام و آشنایان بگویی تأمین نیازهای مالی خانواده از حاصل یک عمر دسترنج شوهرم است . حتی خرج زندگی  پسری را که اکنون به سی سالگی رسیده بود ، هنوز او پرداخت می کند . جالب تر اینکه با نیمچه سوادی که داشت  ید طولایی در ادعای دانشمند بودن داشت . هر روزه ی روز این مطلب نیز بهانه ای  می شد برای  بیشتر کتک زدن مادرم  که چرا من یعنی پسر، او را اهل علم نمی دانم . مصداق آن که :” گنه کرد در بلخ آهنگری به شوشتر زدند گردن مسگری ” 

این پدر فدایی دانش و شیفته ی علم من،  روزی نبود که کتاب هایم را از زیر فرش و اینور و آن ور خانه، که از ترس دستبردش قایم میکردم ، با تجسس پلیسی پیدا نکند و پاره ننماید . بعد ها که مزه ی پول مفت را چشید دیگر کتاب سوزان در خانه به راه نمی انداخت . سریعا کتاب ها را پس از یافتن  به بازارمی برد وبه بهای اندکی می فروخت . مادرم در برابر اعتراض  های من ، مدام می گفت :” پسرم به خاطر من گذشت کن” ، وهمیشه جواب من  این بود که : “نه مادر نمی توانم گذشت کنم ، اما  فقط به خاطر تو تحمل می کنم .” 

همیشه در چشمان مادر، برق سپاس و قدر دانی از زحماتی که برای زندگیش می کشیدم و تحمل مرارت هایی  که به خاطر او در برابر یکه تازی های بی بند و بار شوهرش می نمودم هویدا بود. مادر چه رنجی از این صبر و تحمل من می برد … بی آنکه  من بر زبان آورم، او به نیکی می دانست که این خویشتن داری برای من چه طاقت فرسا و عذاب آور است . شوهر دانشمند! !هم که به اندازه ی چوب کبریتی در فکر زن نبود . گوی تا دنیایی نباشد ( چه رسد به زن و بچه ) تا وی بتواند عرصه ای برای خودنمایی پیدا کند! این بود فلسفه ی وجود زندگی اش.

باری، مادر بیچاره بار آن همه ناملایمات و تلخی ها را تاب نیاورد . خدایش بیامرزد، بالاخره جان به جان آفرین تسلیم نمود .لحظه  ی درگذشت اورا نیک به یاد می آورم . صبح بسیار زود بود .زمانی که رسیدم ، هنوز پیکر بی جانش در اتاق بود . بی اختیار دستش ، دست زحمت کشش را گرفته بودم و می بوسیدم . اشک همچو سیل جوشانی از چشمانم سرازیر بود . اما دقیقاً در همان لحظات ،شوهر شازده اش کیف و وسایل شخصی مادر را می گشت تا باقی مانده ی صنار سه شاهی را که گاهی اوقات به او می دادم و حاصل یک عمر پس اندازش نیزهمان بود ، از کیف او بردارد . آخه مراسم عروسی هزینه داشت !! . به هر حال بعد از کفن و دفن مادر و اتمام مراسم عزاداری ، دانشمند بی نظیر کشور پیرانه سر، با زنی دیگر، جشن عروسی بی نظیری به راه انداخت.

با ذکر شمه ای از خاطرات  آن دوست،  نکاتی را درباره ی  این موارد، در حد توان به بحث میگذارم باشد که با کمک یکدیگر بتوانیم راه چاره ای بر این معضل بیابیم: اسلوب علمی تحلیل دیکتاتور و دیکتاتوری و فرهنگ منتج از این روش رفتاری ، حکم می کند  که هم زمان با شناخت ساختار های جامعه، سازو کار های حاکم بر آن، و مدار هایی که خطوط کلی اوضاع در آن مسیر سیر می کند ،  اثرات منافع شخصی افراد  را نیزدر این روند بشناسیم .

در جوامع طبقاتی که شبانه روز خود شیفتگی، خود خواهی و صرفاً به فکر خود بودن تبلیغ و ترویج می شود ، و تمامی ساختار جامعه در خدمت این گونه تفکرات است، وجود افرادی چون پدر آن دوست عزیزم استثناء نیست. چرا که دامن بسیاری از خانواده ها را – هر کدام به نوعی –  ناهنجاری های اجتماعی ناشی از فرهنگ دیکتاتوری فرا گرفته است. تولستوی می گوید:” تمامی خانواده های ثروتمند شبیه یکدیگر اند ولی خانواده های فقیر هر کدام به نوعی بدبخت اند.” هر روزه از تقدس مالکیت سخن می رود . چه بسیار تئوری بافان و تئوری سازان که  در این عرصه بابرخورداری از تریبون های وسیع و گسترده ، با آب و تاب به حرافی مشغولند و بر بوق و کرنا بر تقدس مالکیت خصوصی می دمند . نگارنده خطاب به این ها می گوید : آیا این مالکیت دو وجه دارد یا نه ؟ مالکیت مادی و مالکیت معنوی . 

مالکیت معنوی شامل شخصیت ، غرور ، حیثیت و آبروی افراد است . شما ها کدامین احترام را به این وجه از مالکیت دیگران می گذارید . در قاموس شما اصلاً آیا احترام به شخصیت افراد معنا و مفهومی دارد ؟ آری مالکیت مقدس است ولی برای بعضی ها مقدس تر . اساساً اکثریت افراد فرصت و حقی در دستیابی برآن در هیچ یک از وجوه دوگانه اش ندارند . تا در بر این پاشنه بچرخد ، محکوم به محرومیت اند و ناتوان در دستیابی به آن . 

 در جوامع طبقاتی از سر تا پا ی سرمایه و از تمامی مسامات اش خون و گند بیرون می زند . در نظم سرمایه افرادی حق حیات و زندگی دارند که نه تنها خود را با وضعیت جامعه تطبیق دهند ، بل تسلیم بی قید و شرط حاکمان باشند . حاکمان قلدری که شریرانه فرهنگ منحط خود را با هزاران حیله و ترفند رواج می دهند . فرهنگ دیکتاتوری از این جا سر چشمه می گیرد . انباشت ثروت در یک قطب ، در عین حال متضمن انباشت فقر ،  جان کنی برای لقمه ای نان ، بندگی ، نادانی و خشونت و انحطاط اخلاقی در قطب دیگر است . 

با شیوع و حاکمیت  این فرهنگ ، هر کدام از افراد در ضمیر خویش دیکتاتور هایی می شوند که در جنگل جامعه ی طبقاتی، با افق نگرشی تنگ و محدود صرفاً در پی منافع شخصی خود هستند . و به نسبت درجه ی تسخیر و مسمومیت وجودشان از فرهنگ طبقاتی مبتنی بر فرد گرایی حاد ، از هر گونه احساس همدردی ، همدلی و عاطفه حتی نسبت به اعضای خانوادۀ خود عاری می شوند. افراد مسخ شده ای که در برابر قدرتمندان تسلیم بی قید و شرط و بی اراده اند و در برابر زیردستان  قلدری تمام عیار. این افراد اگر نتوانند فرد یا افراد زیر دستی در جامعه بیابند ، حریم خانه و خانواده برای شرارت و قلدری آنها  عرصه و میدانی حاضر و آماده است. 

از این منظر میتوان و باید آسیب های روحی و روانی وارد شده بر افراد را در جوامع دیکتاتور زده ، مد نظر قرار داد و پیامد های منفی آن را در خانواده و اجتماع شناخت . همچنین باید توجه داشت که آسیب های وارده بر روح و روان و رفتار های افراد در فرهنگ دیکتاتوری ، قالبی و کلیشه ای نیست . تأثیرات متفاوتی دارد که در حالت کلی ، مطابق موقعیت افراد در جامعه ، به شکل گیری و تشدید بیماری فرد گرایی در روحیه ی فرد می انجامد .سرانجام آن که تلاش برای حفظ وضع موجود و بقای  ذلیلانه به هر قیمتی، از تجلیات بارز این فرهنگ است .   

 

 

تاریخ انتشار : ۲۳ اردیبهشت, ۱۴۰۱ ۲:۲۷ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »
از ناحیه تا تهران

از ضاحیه تا تهران: تبادل آتش یا تسریع توافق؟

محمد مالجو: تهاجم اخیر اسرائیل به ضاحیۀ جنوبی و واکنش موشکی ایران به اسرائیل در چند ساعت پیش دوباره منطقه را در آستانۀ ورود به چرخۀ تصاعدیِ خطرناکی قرار داده است.

استدلال ایران دربارۀ نقض آتش‌بس با تهاجم اسرائیل به لبنان به‌تمامی صحیح است. اما پاسخ ایران در قالب تبادل آتش عملاً لبنان را به سوی یک میدان جنگی شدیدتر سوق می‌دهد، میدانی که ظرفیت تخریبی دارد بس فراتر از توان یک جامعۀ بحران‌زده.

اما مسئله فقط لبنان نیست. همین مسیر عملاً ایران را نیز در معرض لغزش به یک رویارویی فزاینده و پرهزینه قرار می‌دهد. گسترش دامنۀ درگیری به‌ طور همزمان در لبنان و ایران نه به بازدارندگی پایدار …

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

از ضاحیه تا تهران: تبادل آتش یا تسریع توافق؟

لامرد؛ فاجعه‌ای که در سایه ماند

احمدی‌نژاد، ترامپ و نتانیاهو؛ سه «قهرمان» برای یک سناریو!

اسلام به‌مثابه ایدئولوژی دولت: پژوهشی بر اساس مفهوم قدرت، فرهنگ و ایدئولوژی نزد گرامشی

گاهنامه زنان شماره ۲ – زمستان ۱۴۰۴

تلاش و دغدغهٔ نسل پنجاه و هفت و نسل زد! دیکتاتوری و فقر عمومی و بشکه‌های ثروت