سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۵ مهر, ۱۴۰۵ ۰۶:۰۱

شنبه ۲۵ مهر ۱۴۰۵ - ۰۶:۰۱

بازگشت لاریجانی؛ تناقض یا توازن؟

مسئله فقط به شخص لاریجانی محدود نمی‌شود؛ بلکه به الگویی تکراری در سیاست ایران بازمی‌گردد: حذف و بازگرداندن چهره‌ها، بر اساس ملاحظاتی که نه شفاف‌اند و نه برای افکار عمومی قابل درک. جامعه وقتی می‌بیند فردی بدون تغییر در مواضع یا عملکرد، در یک موقعیت رد و در موقعیتی دیگر تأیید می‌شود، به‌درستی نسبت به منطق تصمیم‌گیری‌ها دچار تردید می‌شود. این فرآیندهای مبهم، زمینه‌ساز بی‌اعتمادی عمومی به نهادهای تصمیم‌گیرنده است.
Getting your Trinity Audio player ready...

در حکمرانی، بیش از آن‌که افراد تعیین‌کننده باشند، این قاعده‌ها، فرآیندها و شفافیت تصمیم‌گیری است که اهمیت دارد. اعتماد عمومی نه از چهره‌ها، بلکه از ثبات، منطق و پیش‌بینی‌پذیری تصمیمات برمی‌خیزد. در این چارچوب، انتصاب علی لاریجانی به دبیری شورای عالی امنیت ملی، در نگاه نخست، حاوی تناقضی آشکار است: چگونه ممکن است فردی که در پنج سال گذشته دو بار توسط شورای نگهبان برای ریاست جمهوری نامناسب اعلام شده است، اکنون به یکی از کلیدی‌ترین مناصب امنیتی کشور منصوب شود؟

در لایه‌ای عمیق‌تر، این انتصاب می‌تواند نشانه‌ای از بازآرایی در توازن قدرت درون حاکمیت باشد؛ به‌ویژه در مقطعی که کشور با تهدید جنگ، فشارهای اقتصادی، و بحران‌های اجتماعی هم‌زمان روبروست. بازگشت لاریجانی به عرصه قدرت شاید حامل پیامی فراتر از جابجایی چهره‌ها باشد: نشانه‌ای از نیاز به تعادل، گفت‌وگو و بازگشت به عقلانیت در تصمیم‌سازی‌های کلان.

علی لاریجانی را می‌توان نماینده‌ی جریان سنتیِ میانه‌رو، اهل مذاکره و مخالف رادیکالیسم دانست. کارنامه‌اش در مجلس و در مذاکرات پیشین، بر تمایل به تعامل و مصالحه در بزنگاه‌های بحرانی دلالت دارد. از این منظر، حضور او در کنار دولت پزشکیان را می‌توان تلاشی برای ایجاد هماهنگی در لایه‌های مختلف قدرت تلقی کرد؛ به‌ویژه دولتی که از همان آغاز با مقاومت‌هایی از سوی جناح‌های تندرو مواجه بوده است.

با این حال، مسئله فقط به شخص لاریجانی محدود نمی‌شود؛ بلکه به الگویی تکراری در سیاست ایران بازمی‌گردد: حذف و بازگرداندن چهره‌ها، بر اساس ملاحظاتی که نه شفاف‌اند و نه برای افکار عمومی قابل درک. جامعه وقتی می‌بیند فردی بدون تغییر در مواضع یا عملکرد، در یک موقعیت رد و در موقعیتی دیگر تأیید می‌شود، به‌درستی نسبت به منطق تصمیم‌گیری‌ها دچار تردید می‌شود. این فرآیندهای مبهم، زمینه‌ساز بی‌اعتمادی عمومی به نهادهای تصمیم‌گیرنده است.

از این زاویه، آنچه مسئله‌سازتر از خود انتصاب است، غیبت مردم در فرآیند تصمیم‌گیری و حتی اطلاع‌رسانی است. در حالی‌که جامعه زیر فشارهای اقتصادی، اجتماعی و روانی فزاینده‌ای قرار دارد، تحولات کلیدی همچون جابجایی در راس نهادهای امنیتی، بدون هیچ توضیح رسمی یا گفت‌وگوی صادقانه با مردم انجام می‌شود. این‌که چنین تصمیماتی صرفاً در سطوح درون‌حاکمیتی گرفته و اعلام می‌شوند، و مردم تنها به‌عنوان تماشاگران اطلاعیه‌ها در نظر گرفته می‌شوند، حس بیگانگی میان حاکمیت و جامعه را عمیق‌تر می‌کند.

در حکمرانی مدرن، مشروعیت تنها از قدرت و رأی نمی‌آید؛ بلکه از گفت‌وگو با مردم، شفاف‌سازی تصمیمات، و پاسخ‌گویی در برابر افکار عمومی حاصل می‌شود. بی‌توجهی به این اصول، شکاف‌ها را عمیق‌تر می‌کند و زمینه‌ساز فرسایش سرمایه‌ی اجتماعی خواهد شد.

در نهایت، آنچه در این ماجرا بیش از هر چیز غایب است، پاسخ‌گویی‌ست؛ نه در معنای سطحیِ توجیه یک تصمیم، بلکه به‌معنای واقعی آن: احترام به افکار عمومی، توضیح سازوکارهای تصمیم‌گیری، و بازگرداندن عقلانیت به سیاست‌ورزی.

تاریخ انتشار : ۱۷ مرداد, ۱۴۰۴ ۵:۳۸ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

برای میهن، مردم و صلح در این شرایط سرنوشت‌ساز چه باید کرد؟

هیئت سیاسی-اجرایی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت): ار دیگر تأکید می‌کند که صلح، ضرورتی برای آینده ایران و پیش‌شرط گذار مسالمت‌آمیز کشور به دموکراسی است. از همه نیروهای صلح‌دوست در داخل و خارج کشور می‌خواهیم با همگرایی و همکاری، صدای اکثریت مردم ایران را که خواهان صلح و امنیت‌اند، رساتر کنند و برای پایان‌دادن به چرخه جنگ و تنش، حفظ استقلال و تمامیت ارضی ایران و فراهم‌کردن زمینه گذار دموکراتیک تلاش کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

روز جهانی مبارزه با اعدام؛ وقتی حکومت به نام عدالت، مرگ را به قانون تبدیل می‌کند

شهناز قراگزلو: افزایش مخالفت جهانی با مجازات اعدام در حالی ادامه دارد که ایران همچنان در شمار کشورهایی با بالاترین آمار اعدام قرار دارد. تجربه ایران نشان می‌دهد که بحث اعدام تنها یک مسئله کیفری نیست، بلکه به حق حیات، دادرسی عادلانه و نسبت میان عدالت و قدرت گره خورده است.

مطالعه »

خاورمیانه‌ای که می‌توانست باشد، اگر یازده سپتامبر و هفت اکتبر نبود!

گودرز اقتداری: “یکی از پرسش‌های اساسی این تحلیل آن است که تا چه اندازه می‌توان تحولات خاورمیانه را به تصمیم‌های قدرت‌های خارجی نسبت داد. بدون تردید، آمریکا در تغییر ساختار منطقه پس از یازدهم سپتامبر نقشی تعیین‌کننده داشت. حمله به افغانستان و به‌ویژه اشغال عراق، تصمیم‌هایی بودند که آثار آنها به مرزهای این کشورها محدود نماند. در کنار نقش قدرت‌های خارجی، حکومت‌ها، احزاب، جنبش‌های اجتماعی و سازمان‌های مسلح منطقه نیز انتخاب‌هایی مستقل داشتند. سیاست‌های جمهوری اسلامی دربارهٔ برنامهٔ هسته‌ای، روابط با آمریکا، حضور منطقه‌ای و محدودیت‌های داخلی، نمونه‌ای از این نقش‌اند.”

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

نزدیک به دو تریلیون دلار بدهی جدید ایالات متحده در دوران ترامپ

“مردم می‌خواستند که به همسایگان خود خیانت کنند”

تکفیرگرایی یا جنیفر لوپز: الهیات در خدمت بقای رژیم

چرا اعتراضات دانشجویی فرانسه از تظاهرات آلمان مؤثرتر است

آمریکا چگونه می خواهد از جنگ با ایران خارج شود؟

پرونده پرویز ثابتی در آمریکا؛ شاکیان چه می‌گویند و دادگاه به کجا رسیده است؟