سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲ شهریور, ۱۴۰۵ ۱۲:۴۶

دوشنبه ۲ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۲:۴۶

بازار کار در پی جنگ چهل‌روزه

محمد مالجو: کلان‌ترین نشانه عبارت است از افزایش نرخ بیکاری از ۷.۶ درصد به ۹.۱ درصد و افزایش حدوداً ۴۵۰هزار نفری در جمعیت بیکاران. این را باید در کنار نرخ اشتغال ناقص دید که از ۸.۲ درصد به ۸.۵ درصد افزایش یافته است، یعنی تعداد شاغلانی که کار دارند اما کارشان از نظر ساعات یا درآمد کافی نیست نیز افزایش یافته است. با جنگ چهل‌روزه هم مشکل سابق بیکاری تشدید شده است هم مشکل داشتن شغل بی‌کیفیت.
Getting your Trinity Audio player ready...

چکیدۀ نتایج طرح آمارگیری نیروی کار در بهار ۱۴۰۵ نشان می‌دهد که در فاصلۀ زمستان ۱۴۰۴ تا بهار ۱۴۰۵، یعنی مقطعی که اقتصاد ایران تحت تأثیر جنگ چهل‌روزه قرار گرفت، بازار کار نه‌فقط تضعیف شده بلکه در چند شاخص کلیدی به‌ طور همزمان وارد مسیر پس‌رفت شده است، مسیری که اگر آن را دقیق بخوانیم فراتر از یک نوسان کوتاه‌مدت است و نشانه‌هایی از آسیب ساختاری را در خود دارد.

کلان‌ترین نشانه عبارت است از افزایش نرخ بیکاری از ۷.۶ درصد به ۹.۱ درصد و افزایش حدوداً ۴۵۰هزار نفری در جمعیت بیکاران. این را باید در کنار نرخ اشتغال ناقص دید که از ۸.۲ درصد به ۸.۵ درصد افزایش یافته است، یعنی تعداد شاغلانی که کار دارند اما کارشان از نظر ساعات یا درآمد کافی نیست نیز افزایش یافته است. با جنگ چهل‌روزه هم مشکل سابق بیکاری تشدید شده است هم مشکل داشتن شغل بی‌کیفیت.

اگر به ترکیب جمعیتی بیکاران نگاه کنیم، مشخص می‌شود که این فشار به‌طور مساوی توزیع نشده است. نرخ بیکاری جوانان ۱۵ تا ۲۴ ساله از ۲۱.۲ درصد به ۲۳.۴ درصد افزایش یافته است. در گروه سنی ۱۸ تا ۳۵ سال نیز نرخ بیکاری از ۱۵.۱ درصد به ۱۷.۵ درصد رسیده است که نشان می‌دهد شوک جنگی مستقیماً مسیر ورود نسل جدید به بازار کار را بیش‌از‌پیش مختل کرده است. اهمیت این مسئله در این واقعیت است که این گروه سنی معمولاً در آغاز مسیر شغلی خود قرار دارد و هر وقفه یا شکست در این مرحله می‌تواند آثار درازمدتی بر درآمد و مهارت و حتی مشارکت اقتصادی‌شان بگذارد.این روند هنگامی نگران‌کننده‌تر می‌شود که بدانیم نرخ بیکاری فارغ‌التحصیلان آموزش عالی نیز از ۱۰ درصد به ۱۱.۶ درصد افزایش یافته است.

این فشار نابرابر در بُعد جنسیتی نیز دیده می‌شود. نرخ بیکاری مردان از ۶.۲ درصد به ۷.۵ درصد افزایش یافته، اما برای زنان از ۱۵ درصد به ۱۶.۷ درصد رسیده است. این اعداد به‌روشنی نشان می‌دهند که زنان نه‌فقط پیشاپیش در موقعیت شکننده‌تری قرار داشته‌اند بلکه در مواجهه با شوک جنگی نیز آسیب‌پذیرتر بوده‌اند، چه، بازار کار بر اثر جنگ چهل‌روزه عملاً تمایل بیش‌تری به حذف یا کنارگذاری زنان نشان داده و شکاف جنسیتی در اشتغال عمیق‌تر شده است.

بررسی الگوی جغرافیایی نیز این تصویر را تکمیل می‌کند. نرخ بیکاری در مناطق شهری از ۸ درصد به ۹.۸ درصد افزایش یافته اما در مناطق روستایی تقریباً ثابت مانده و از ۶.۳ به ۶.۴ درصد رسیده است. این یعنی شوک جنگی عمدتاً به اقتصاد شهری وارد شده که بر صنعت تکیۀ بیش‌تری دارد. این نکته با افزایش نرخ بیکاری جوانان شهری از ۲۱.۵ به ۲۴.۵ درصد نیز تأیید می‌شود که نشان می‌دهد جوانان شهرنشین بیش‌ترین فشار را تحمل کرده‌اند.

در کنار این تحولات، تغییرات بخش‌های اقتصادی نیز قابل‌توجه است. سهم اشتغال در بخش کشاورزی از ۱۳.۲ درصد به ۱۵.۱ افزایش یافته اما سهم صنعت از ۳۲.۵ درصد به ۳۱ درصد کاهش یافته است. این جابه‌جایی لزوماً به معنای رشد کشاورزی نیست بلکه بیش‌تر نشان‌دهندۀ عقب‌نشینی بخش‌های پیشروتر اقتصاد در مواجهه با شوک است. به بیان دیگر، اقتصاد در حال تطبیق با شرایطی است که در آن بقا بر بهره‌وری تقدم پیدا می‌کند.

این داده‌ها، در مجموع، فقط از افزایش بیکاری حکایت نمی‌کنند بلکه نشان می‌دهند که بار این افزایش عمدتاً بر دوش جوانان و زنان و فارغ‌التحصیلان و شهرنشینان قرار گرفته است، همان گروه‌هایی که موتور بالقوۀ رشد و نوآوری و تحول اقتصادی محسوب می‌شوند. تضعیف این گروه‌ها به این معناست که آسیب واردشده فقط کوتاه‌مدت نیست بلکه ظرفیت‌های آیندۀ اقتصاد را نیز فرسایش خواهد داد. از سوی دیگر، تغییر ترکیب اشتغال به زیان بخش‌های مولدتر نیز نشانه‌ای از افت کیفیت رشد اقتصادی است. اگر این روند استمرار یابد، اقتصاد نه‌فقط کوچک‌تر بلکه کم‌توان‌تر نیز خواهد شد. بازار کار، در چنین شرایطی، نقش کلاسیک خود همچون سازوکار جذب نسل جدید و تبدیل تحصیل و مهارت به فرصت شغلی را بیش‌ازپیش از دست داده و با سرعتی فزاینده‌تر به نهادی برای بازتولید نااطمینانی بدل شده است.

مهم‌ترین پیام داده‌های بهار ۱۴۰۵ همین است: جنگ فقط خسارت امروز را افزایش نداده بلکه از ظرفیت جبران خسارت در آینده نیز کاسته است. اگر اقتصاد ایران در معرض شوک‌های جنگی بزرگ‌تری قرار بگیرد، دیگر فقط با افزایش بیکاری روبه‌رو نخواهیم بود. خطر اصلی مشخصاً در رسیدن فرسایش تدریجی ظرفیت‌های انسانی و تولیدی کشور به نقطه‌ای است که بازسازی‌شان به‌مراتب دشوارتر از پایان خود جنگ باشد.

@mmaljoo

تاریخ انتشار : ۱۲ مرداد, ۱۴۰۵ ۱۱:۵۸ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

«طرح مقابله با نفوذ»؛ توطئه‌ای سازمان‌یافته برای سرکوب جنبش دموکراسی‌خواهی

هیئت سیاسی-اجرایی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت): سازمان ما تصویب کلیات این طرح را «فاجعه‌ای دیگر در نظام حقوقی کشور» دانسته و ضمن مخالفت با آن، تصویب این طرح را ادامه و تشدید رویکردی می‌داند که در «قانون تشدید مجازات جاسوسی» نیز دنبال شده است؛ قانونی که در یک سال گذشته مبنای صدور احکام سنگین و اجرای احکام اعدام در شماری از پرونده‌ها قرار گرفته است.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

حقوق بشر گزینشی نیست؛ از مردم خودتان شروع کنید

شهناز قراگزلو: قوه قضائیه جمهوری اسلامی نمی‌تواند از یک سو خود را مدافع حقوق بشر معرفی کند و از سوی دیگر، در داخل کشور حقوق بنیادین شهروندان را نادیده بگیرد. اگر دفاع از حقوق بشر یک وظیفه انسانی و اخلاقی است، همان‌گونه که سخنگوی قوه قضائیه درباره مستندسازی جنایات میناب می‌گوید، این وظیفه پیش از هر چیز باید در برابر حقوق شهروندان ایران نیز به رسمیت شناخته شود.

مطالعه »

یک ایران، یک ملت و یک ترازنامه…

گودرز اقتداری: نوشته‌ای در فضای مجازی منتشر شده است که با این مطلع آغاز میشود: «ما یک ایران نداریم. دو ایران داریم! یک ایرانِ جهان سومی که از کشورهای منطقه عقب افتاده است، نه برق دارد، نه آب دارد، نه صنعت قابل توجهی دارد، نه زیر ساخت قابل اتکایی دارد و علاوه بر آن همه نخبگان‌اش نیز در حال فرار از کشور هستند و این ایران رو به قهقرا در حرکت است. یک ایرانِ دیگر هم وجود دارد که ۹۵ درصد جمعیت آن باسواد است و در بین ۲۰ کشور اول جهان در تولید علم قرار دارد و در تربیت متخصص از پزشکی گرفته تا مهندسی علوم روز جهان همچون نانو، رباتیک، ژنتیک، هسته‌ای و … سرآمد کشورهای منطقه است» یادداشت زیر در پاسخ به آن برداشت نوشته شده است.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

بیانیه حزب دمکراتیک مردم ایران: قانون «مبارزه با نفوذ»، سایه جنگ و سرکوب

فراخوان شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران برای امضای پتیشن «نه به اعدام؛ آری به حق حیات»

تشدید رقابت ژئوپلیتیکی دولت‌های ترکیه و اسرائیل

معاون نخست وزیرایتالیا، همچنان مانع بازگشت پناهندگان به این کشور می‌شود

دیپلمات‌های سابق فرانسوی و بریتانیایی خواستار موضع سختگیرانه‌تری در قبال اسرائیل شدند