شنبه ۸ شهریور ۱۴۰۴ - ۰۰:۴۸

شنبه ۸ شهریور ۱۴۰۴ - ۰۰:۴۸

براه قله ها
بروی شانه ها نشسته وزنِ کولهٔ وزین، به دیده ها وزیده نورِ صبحِ زود، براه قله ها روانه ایم، کنون که خنده روی قله، می رمَد ز خستگ، وَ دیده...
۷ شهریور, ۱۴۰۴
تصویر نویسنده: مسعود دلیجانی
نویسنده: مسعود دلیجانی
هیچکس تا ابدسوار اسب نمی‌ماند
سخن «آندره ژید» در روزگار ما شاید بیشتر بروز بیرونی پیدا کند. درجهانی که «دیتا*» جای گفتمان را گرفته و‌ «زمان» و «جامعه» اتمیزه شده؛ زمان معنای عمیق خود را...
۷ شهریور, ۱۴۰۴
تصویر نویسنده: پهلوان
نویسنده: پهلوان
یادشان زمزمه نیمه‌شب مستان باد! گزارش دریافتی از ایران درباره‌ی سالگرد قتل‌عام زندانیان سیاسی ۶۷ در خاوران.
این روایت امروز خاوران است؛ جایی که حتی زنجیر بر درها هم نتوانست مانع از ایستادگی و زنده نگاه داشتن یاد عزیزان شود.
۷ شهریور, ۱۴۰۴
تصویر نویسنده: شهناز قراگزلو
نویسنده: شهناز قراگزلو
امروز، جمعه هفتم شهریور ۱۴۰۴، خاوران بار دیگر صحنه‌ی ایستادگی و یادآوری شد.
به یاد یاران، گل‌ها بر خاک نشانده شدند 🌹؛ اما مراسم همچنان پشت درهای بسته برگزار گردید. با این همه، بسته ماندن درها نتوانست مانع زنده ماندن نام و یاد...
۷ شهریور, ۱۴۰۴
تصویر نویسنده: یاد خاوران
نویسنده: یاد خاوران
کردستان: استعمار داخلی و استثمار زیست‌محیطی!
این مرگ‌ها همچنین یک حقیقت اساسی را آشکار می‌کنند: ایمنی محیط زیست را نمی‌توان به دولتی سپرد که اولویت‌هایش بر اساس سود و سرکوب شکل می‌گیرد. تنها کنترل دموکراتیک بر...
۷ شهریور, ۱۴۰۴
تصویر نویسنده: سیاوش شهابی
نویسنده: سیاوش شهابی
روزهای سربی؛ خاطرات اردوگاه سفیدسنگ...
روزهای سربی داستان اردوگاه سفیدسنگ است، اردوگاهی به وسعت زندان، بسته با در‌های برقی گریزناپذیر و تهی از هوایی برای تنفس. زندگی در این اردوگاه سرشار از شکنجه و مرگ و...
۷ شهریور, ۱۴۰۴
تصویر نویسنده: یونس حیدری
نویسنده: یونس حیدری
کودتای ۲۸ مرداد ۳۲ موجب استمرار استبداد سلطنتی و پس از آن برقراری استبداد دینی شد
میراث‌ داران نظام استبدادی گذشته، اکنون دم از آزادیخواهی و ملت گرایی می‌زنند، ملت ایران در این هفتاد و دو سال همواره به درستی تشخیص داده که این سامانه، بویی...
۷ شهریور, ۱۴۰۴
تصویر نویسنده: جبهه ملی ایران
نویسنده: جبهه ملی ایران

یادشان زمزمه نیمه‌شب مستان باد! گزارش دریافتی از ایران درباره‌ی سالگرد قتل‌عام زندانیان سیاسی ۶۷ در خاوران.

این روایت امروز خاوران است؛ جایی که حتی زنجیر بر درها هم نتوانست مانع از ایستادگی و زنده نگاه داشتن یاد عزیزان شود.

امروز صبح، حدود ساعت ۸:۳۰، وقتی از جاده‌ی نزدیک خاوران و آرامستان ارامنه گذشتیم و می‌خواستیم به سمت خاوران برویم، دیدیم خیابان پر از ماشین‌های نیروی انتظامی است. قدم‌به‌قدم خودروها ایستاده بودند و کنار هر کدام ۷-۸ مأمور انتظامی حضور داشت. درون محوطه هم مأموران ایستاده بودند و درِ خاوران با زنجیر بسته بود.

مردم خودروهایشان را پارک کردند. لحظاتی بعد، یک لباس‌شخصی جوان آمد؛ اما او آن فرد همیشگی (مومنی، نماینده‌ی وزارت اطلاعات) نبود. مردی دیگر با برگه‌ای در دست نزدیک شد و گفت: هر کس می‌خواهد داخل برود باید نام، کد ملی و نسبت خود با متوفی را بنویسد. از همان‌جا اختلاف میان جمع آغاز شد؛ عده‌ای می‌گفتند مهم نیست، مشخصات می‌دهیم و می‌رویم داخل. اما گروهی دیگر مخالفت کردند: «نه، اسم و کد ملی نمی‌دهیم.» یکی از حاضران گفت: «نباید بگذاریم بین ما تفرقه بیندازند. اگر حتی یک نفر بیرون بماند، من هم داخل نمی‌روم.»

چند نفر پذیرفتند کارت شناسایی بدهند و وارد شدند، اما اجازه‌ی بردن گل یا کیف به داخل نداشتند تا مبادا عکس یا فیلمی گرفته شود. بقیه در بیرون با مأموران بحث می‌کردند. مأموری با لباس مشکی مدام فیلم می‌گرفت و وقتی یکی از همکارانش به او گفت «فیلم نگیر»، پاسخ داد: «من از طرف حراست هستم» که باعث خنده و تمسخر جمع شد. کمی بعد همان مأمور اعلام کرد: «باید هم کد ملی و هم شماره تلفن بدهید». اعتراض‌ها بالا گرفت: «چرا باید شماره تلفن بدهیم؟ «ما حق داریم برویم داخل.» پاسخ داد: «دستور داریم احراز هویت کنیم». اما وقتی مشخصات یکی از افراد ثبت شد، دیدیم اطلاعاتش همان لحظه روی سیستم مأموران ظاهر شد و فهمیدیم امکان دادن مشخصات غلط هم وجود ندارد.

در این میان، همسر یکی از قربانیان جلو رفت و گفت: «من همسر ….. فدایی خلق هستم، خودم هم فدایی خلق هستم.» مأمور با لبخند گفت: «ممنون که فدایی ما هستید.» با این حال، رفتارشان خشن یا تهدیدآمیز نبود.

مدام اصرار می‌کردند: «بیایید بروید داخل.» ما گفتیم: «اگر عکس و گرفتن شماره نباشد، می‌رویم.» آن‌ها جواب دادند: «هیچی نیست، بیایید.» اما به‌محض نزدیک شدن دیدیم هم عکس می‌گیرند، هم شماره تلفن و شماره ماشین‌ها را می‌نویسند. بنابراین دوباره عقب نشستیم و اعتراض کردیم: «شما می‌گویید بروید داخل، ولی تا جلو می‌رویم کد ملی و شماره می‌خواهید. این قابل قبول نیست.»

یکی از زنان سالخورده، که سال‌ها پیش همسرش اعدام شده بود، گفت: «من از جوانی آمدم تا حالا که پیر شده‌ام. آن‌قدر از من عکس گرفته‌اند که حد ندارد. بگذارید باز هم بگیرند.»

می‌خواستیم زودتر گل‌ها را بگذاریم و فیلمی بگیریم تا قبل از آن‌که مانع شوند، اما ناچار شدیم منتظر بمانیم تا کسانی که داخل رفته بودند بیرون بیایند. وقتی آمدند، گل‌ها را بیرون خاوران روی خاک گذاشتیم. مأموران گل‌ها را جمع کردند؛ به همین دلیل، گل‌ها را پرپر کردیم تا نتوانند آن‌ها را بردارند.

آن‌ها که داخل بودند گفتند سه قبری که پارسال برای بهایی‌ها کنار خاوران کنده بودند، پر شده اما پیشروی دیگری صورت نگرفته است. زمین خشک و شبیه بیابان بود. دور تا دور آن‌جا چرخیده بودند و سرود خوانده بودند، ولی امکان فیلم‌برداری نداشتند.

در همین زمان، مردی رو به مأموران گفت: «برای ۲۰-۳۰ تا پیرزن این همه مأمور آورده‌اید؟ این‌ها همه پیر شده‌اند. این کار به ضرر خودتان است.» مأمور جواب داد: «نه به خدا، ما برای امنیت شما آمده‌ایم.» او طوری وانمود می‌کرد که گویا خطر بزرگی وجود دارد. با این حال، اجازه‌ی ورود آزادانه ندادند.

با همه‌ی این‌ها، رفتارشان امسال مثل سال قبل نبود. درست است که کد ملی و شماره می‌خواستند و عکس می‌گرفتند، اما پارسال وقتی سرود می‌خواندیم، با تهدید می‌آمدند و می‌گفتند: «جمع کنید، زود باشید.» امسال نه. بچه‌ها چند بار سرود خاوران را خواندند و آن‌ها فقط ایستادند و نگاه کردند. بعضی می‌گفتند این تغییر رفتار شاید به‌خاطر نامه‌ی آقای عمادالدین باقی بوده.

یکی از جوان‌ها بیرون آمد و گفت: «صادقانه بگویم، فیلم را نفرستید، برایتان بد می‌شود.» گفتیم: «فیلم‌های زیادی از خاوران در فضای مجازی هست، این یکی فرقی ندارد.» او گفت: «الان همه‌ی دنیا ماجرای خاوران را می‌دانند، شما دیگر نفرستید.» ما جواب دادیم: «اگر همه می‌دانند، چرا شما می‌ترسید؟» او گفت: «فکر می‌کنید ما راضی‌ایم؟ ما هم ناراضی‌ایم.» گفتیم: «اما شما پولش را می‌گیرید.» پاسخ داد: «مگر چقدر به ما می‌دهند؟ چاره‌ای نداریم.»

ساعت ۱۰:۱۰ مراسم تمام شد. تعدادی از گل‌ها را نگه داشتیم تا در مسیر پرپر کنیم و از پنجره‌ی ماشین بیرون بریزیم برای رهگذرانی که می‌گذشتند. صحنه‌ی زیبایی بود.

این روایت امروز خاوران است؛ جایی که حتی زنجیر بر درها هم نتوانست مانع از ایستادگی و زنده نگاه داشتن یاد عزیزان شود.

تاریخ انتشار : ۷ شهریور, ۱۴۰۴ ۶:۰۳ ب٫ظ
لینک کوتاه
مطالب بیشتر

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کودتای دشمنان ایران در ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و سودای پوچ میراث‌داران آن

خانواده پهلوی بار دیگر در پی آن است که با پشتیبانی دشمنان بیگانهٔ ایران به قدرت بازگردد. اما جامعهٔ امروز ایران نه استبداد غالب ولایی و ناقض حقوق بشر را می‌طلبد و نه استبداد مغلوب سلطنتی مدرن و ناقض حقوق بشر را. خواست قاطبهٔ جامعهٔ مدنی و نیروهای مترقّی میهن ما برقراری جمهوری مبتنی بر دموکراسی، جدایی دین از حکومت، عدالت اجتماعی و حقوق بشر است.

ادامه »

افول قدرت‌های غربی از هولوکاست تا غزه

تصاویر استخوان‌های برجسته و چشمان فرورفته این کودکان، تنها پوسته فاجعه را نشان می‌دهد؛ عمق آن، خاموش‌شدن آهسته یک نسل است. پزشکان و متخصصان تغذیه هشدار داده‌اند: حتی اگر جنگ همین امروز متوقف شود، این کودکان با زخم‌های جبران‌ناپذیر جسمی و ذهنی، تا پایان عمر زندگی خواهند کرد

مطالعه »

قحطی در غزه؛ آیینۀ تمام‌نمای پوچی ادعاهای قدرت‌های غربی

نتانیاهو با چه اطمینانی، علیرغم اعتراض‌های بی‌سابقۀ جهانی به غزه لشکرکشی می‌کند؟ در حالی که جنبش صلح تا تل‌آویو گسترش یافته و اعتراض‌ها به ادامۀ جنگ و اشغال غزه ده‌ها هزار شهروند اسرائیلی را نیز به خیابان‌ها کشانده، وزیر دفاع کابینۀ جنایت‌کار نتانیاهو با تکیه بر کدام قدرت، چشم در چشم دوربین‌ها می‌گوید درهای جهنم را در غزه باز کرده است؟

مطالعه »

مصونیت اسرائیل از مجازات برای جنایات جنگی، قتل روزنامه‌نگاران بیشتری را دامن می‌زند…

گرچه من و سایر هم‌کارانم در شورای سردبیری سامانه کار به هیچ عنوان خود را خبرنگار یا ژورنالیست حرفه ای نمی دانیم ولی نمی‌توانیم درد و نگرانی عمیقمان را از آنچه بر سر راویان تاریخی این دوران منحوس وسیله دولت اسراییل و رژیم نسل کش نتانیاهو آمده است را پنهان کنیم. ما به همه روزنامه نگاران و عکاسان شریفی که در تمامی این دو سال از میدان جنایات غزه گزارش فرستاده اند درود می‌فرستیم و یاد قربانیان این نبرد نابرابر را گرامی می‌داریم.

مطالعه »
بیانیه ها

کودتای دشمنان ایران در ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و سودای پوچ میراث‌داران آن

خانواده پهلوی بار دیگر در پی آن است که با پشتیبانی دشمنان بیگانهٔ ایران به قدرت بازگردد. اما جامعهٔ امروز ایران نه استبداد غالب ولایی و ناقض حقوق بشر را می‌طلبد و نه استبداد مغلوب سلطنتی مدرن و ناقض حقوق بشر را. خواست قاطبهٔ جامعهٔ مدنی و نیروهای مترقّی میهن ما برقراری جمهوری مبتنی بر دموکراسی، جدایی دین از حکومت، عدالت اجتماعی و حقوق بشر است.

مطالعه »
پيام ها

«مرا بلند کن و بر شانه‌ات بنشان» رفیق حسن صانعی درگذشت!

حسن چهل سال پس از فاجعۀ پرپر شدن گل نورسیدۀ دخترش میترا به دست کوردلان، از دخترش، از گل دوست‌داشتنی زندگی‌اش، در پیوند با سرود انترناسیونال یاد می‌کند. آری فلسفۀ زندگی شخصی و سیاسی حسن در یک راستا قرار داشتند.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

براه قله ها

هیچکس تا ابدسوار اسب نمی‌ماند

یادشان زمزمه نیمه‌شب مستان باد! گزارش دریافتی از ایران درباره‌ی سالگرد قتل‌عام زندانیان سیاسی ۶۷ در خاوران.

امروز، جمعه هفتم شهریور ۱۴۰۴، خاوران بار دیگر صحنه‌ی ایستادگی و یادآوری شد.

کردستان: استعمار داخلی و استثمار زیست‌محیطی!

روزهای سربی؛ خاطرات اردوگاه سفیدسنگ…