سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۴ تیر, ۱۴۰۵ ۰۲:۱۵

چهارشنبه ۲۴ تیر ۱۴۰۵ - ۰۲:۱۵

عدالت‌خواهی در دو جهان: مقایسه‌ای میان نیویورک و تهران

شهناز قراگزلو: در چنین فضایی، او توانست با تکیه بر شبکه‌های محلی، جنبش‌های کارگری و مطالبات طبقاتی، سیاستی مردمی را پیش ببرد و اعتماد عمومی را بازسازی نماید. از این منظر، تجربه‌ی ممدانی صرفاً یک پیروزی محلی نیست، بلکه نشانه‌ای از احیای امید به بازسازی چپ جهانی است؛ چپی که ریشه در جامعه دارد، نه در شعار.
Getting your Trinity Audio player ready...

پیروزی زهران ممدانی ، سیاست‌مدار سوسیالیست‌دموکرات در انتخابات شهرداری نیویورک، تنها یک تحول محلی نیست؛ بلکه نشانه‌ای از توجه دوباره به گفتمان عدالت اجتماعی در دل سرمایه‌داری پیشرفته است. ممدانی با شعار «توانِ زیستن در شهر»، نارضایتی مردم از هزینه‌های سرسام‌آور زندگی، اجاره‌های نجومی و نابرابری فزاینده را به نیرویی سیاسی و امیدی جمعی بدل کرد. این پیروزی را شاید نتوان نقطه‌عطفی در ساختار سرمایه‌داری دانست، اما بی‌تردید بازتاب بحرانی است که خودِ نظام سرمایه داری، با تداوم سیاست‌های ناعادلانه و شکاف طبقاتی، پدید آورده است.

رسانه‌ها و اتحادیه‌های کارگری در اروپا نیز از این رویداد استقبال کردند. روزنامه‌ی چپ نروژی کلاسه‌کامپن  (Klassekampen) او را «صدایی برخاسته از مردم» نامید که نشان داد سیاست می‌تواند دوباره به زندگی روزمره بازگردد. رهبر اتحادیه‌ی کارگری «ال‌او (LO)» در نروژ، در در گفت‌وگویی درباره‌ی او گفت: « مهم است با مردم روی زمین بایستیم و وعده‌هایی بدهیم که بتوانیم به آن‌ها عمل کنیم»؛ جمله‌ای ساده اما بنیادی که بر شکاف میان گفتار و عمل در سیاست‌های مدرن انگشت می‌گذارد (۱).

ممدانی از درون نظامی برخاست که با وجود بحران‌های اقتصادی و نابرابری‌های عمیق، هنوز امکان نقد، رقابت و اصلاح از درون را حفظ کرده است. این ظرفیت نه از پویایی ذاتی نظام سرمایه‌داری، بلکه از دوره‌هایی از آشفتگی اجتماعی ناشی می‌شود؛ همان آشفتگی‌ای که سیاست‌های داخلی دولت ترامپ آن را تشدید کرد و زمینه‌ی شنیده‌شدن صداهای عدالت‌خواه را فراهم ساخت. در چنین فضایی، او توانست با تکیه بر شبکه‌های محلی، جنبش‌های کارگری و مطالبات طبقاتی، سیاستی مردمی را پیش ببرد و اعتماد عمومی را بازسازی نماید. از این منظر، تجربه‌ی ممدانی صرفاً یک پیروزی محلی نیست، بلکه نشانه‌ای از احیای امید به بازسازی چپ جهانی است؛ چپی که ریشه در جامعه دارد، نه در شعار.

در نقطه‌ی مقابل، در ایران نیز گفتمان عدالت‌خواهی ریشه‌دار است، اما ساختار سیاسی امکان تبدیل نقد اجتماعی به کنش سیاسی را از میان برده است. اگر در نیویورک منتقد نظم اقتصادی می‌تواند در چارچوب قانون برای تغییر سیاست‌ها رقابت کند، در تهران هر نقدی از فقر، فساد یا نابرابری به‌سرعت رنگ امنیتی می‌گیرد. تفاوت اصلی نه در عمق بحران، بلکه در ظرفیت نظام‌ها برای شنیدن صدای نقد است. در آمریکا، بحران هزینه‌های زندگی طبقات متوسط و کارگر را به مرز انفجار رسانده، اما سازوکار دموکراتیک نارضایتی را به رقابت سیاسی هدایت می‌کند. ممدانی از همین بحران سخن گفت و با شعارهایی چون مالیات بر ثروتمندان، حمل‌ونقل عمومی رایگان و کنترل اجاره‌بها، راهی به قدرت یافت.

در جوامع بازتر، رسانه‌ها و جامعه‌ی مدنی حتی با وجود محدودیت‌ها، می‌توانند در دوره‌های بحران نقش تعدیل‌کننده ایفا کنند و امکان شنیده‌شدن صدای منتقدان را فراهم آورند. اما در ایران، بازداشت پژوهشگران، اندیشمندان، روزنامه‌نگاران و فعالان مدنی نشان می‌دهد که حاکمیت از زبان اندیشه بیم دارد؛ زیرا جامعه‌ی مدنی آینه‌ای است در برابر قدرت، و هر آینه‌ای که تصویر واقعی را بازتاب دهد، ناگزیر شکسته می‌شود.

در چنین فضایی، اساساً بستر گفت‌وگو و سازمان‌یابی مدنی از میان برداشته شده است. نه اتحادیه‌های مستقل کارگری وجود دارند، نه سندیکاها و انجمن‌های صنفی اجازه‌ی فعالیت آزاد می‌یابند، و نه نهادهای مدنی می‌توانند بی‌هراس از مداخله‌ی امنیتی دوام آورند. هر شکل از مطالبه‌گری یا اعتراض اجتماعی، حتی اگر صرفاً صنفی یا اقتصادی باشد، به‌سرعت سیاسی و امنیتی تعبیر می‌شود و سرنوشت آن اغلب بازداشت، تهدید یا خاموشی است. احزاب چپ و جریان‌های عدالت‌خواه نیز سال‌هاست از صحنه‌ی رسمی سیاست رانده و به تبعید ناگزیر شده‌اند. در نتیجه، نارضایتی اجتماعی نه به گفت‌وگو، بلکه به سکوت اجباری یا اعتراض‌های پراکنده و بی‌سازمان می‌انجامد؛ نشانه‌ای روشن از حذف کامل سیاست مردمی از میدان رسمی قدرت.

در نهایت، تفاوت نیویورک و تهران را می‌توان در یک جمله خلاصه کرد: در یکی، سیاست هنوز مجال گفت‌وگو دارد؛ در دیگری، خودِ گفت‌وگو به امری سیاسی بدل شده است. تجربه‌ی زهران ممدانی یادآور آن است که عدالت اجتماعی تنها در جامعه‌ای معنا می‌یابد که نظام سیاسی ظرفیت شنیدن نقد را داشته باشد. آزادی و عدالت دو روی یک حقیقت‌اند؛ هیچ‌یک بدون دیگری پایدار نمی‌ماند.

منبع:

  1. Det røde eplet inspirerer fagrørsla | Klassekampen
تاریخ انتشار : ۱۶ آبان, ۱۴۰۴ ۰:۴۰ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

افزایش تنش در تنگه هرمز و جنوب ایران، روند مذاکرات را تهدید می‌کند!

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): افزایش تنش در تنگه هرمز و جنوب ایران، در پی تلاش امریکا برای ایجاد مسیر جنوبی کشتیرانی و حملات متقابل دو کشور، تفاهم‌نامه را در معرض فروپاشی قرار داده است؛ وضعیتی که بدون خویشتنداری و دیپلماسی می‌تواند روند مذاکرات و ثبات منطقه را به‌شدت تهدید کند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

تنش حقوقی و سیاسی در شورای امنیت بر سر آینده پرونده هسته‌ای ایران

شهناز قراگزلو: ایالات متحده نیز از مواضع کشورهای اروپایی پشتیبانی کرد. نماینده آمریکا استدلال‌های روسیه و چین درباره پایان اعتبار قطعنامه ۲۲۳۱ را رد کرد و بر ضرورت ادامه بررسی پرونده هسته‌ای ایران در شورای امنیت تأکید داشت.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

ایستادن میان دستاورد و عقب‌ماندگی | ارزیابی ایران در شاخص‌های توسعه پایدار ۲۰۲۶

سلطنت‌طلبی و دعوت به مداخله خارجی

‍ زنگ‌ها برای که به صدا درمی‌آید

پایان فوری جنگ درتمام جبهه ها واحترام به حق حاکمیت؛ ارمغان صلح

ایران امروز و ضرورت شنیدن صدای منتقدان مصلح

توسعه از کجــــــا شروع می‌شود؟