|
Getting your Trinity Audio player ready...
|
در سالگرد قتلهای سیاسی پاییز ۷۷، بار دیگر صحنهای تکرار شد که طی بیش از دو دهه، به یکی از نشانههای روشن نقض آزادی بیان در ایران بدل شده است: حضور نیروهای امنیتی در برابر کوچکترین گردهمایی صلحآمیز و یادبود کسانی که بهدست همان ساختار سرکوب خاموش شدند. امسال، جمعه ۱۴ آذر، مأموران با یورش به مراسم سالگرد محمد مختاری و محمدجعفر پوینده نهتنها مانع از ادای احترام به این دو نویسنده شدند، بلکه با تهدید، ضربوشتم، ارعاب و ضبط تلفن همراه اعضای کانون نویسندگان ایران، تلاش کردند حتی حافظهٔ این جنایت نیز در سکوت فرو رود.
یورش به اعضای کانون، از کشیدن و هل دادن سارا زارعی تا تهدیدهای آشکار علیه دیگر نویسندگان و شاعران حاضر، تنها یک مداخله امنیتی در یک مراسم آرام نبود؛ نمایش دیگری از این واقعیت بود که حق تجمع، حق سوگواری جمعی و حق یادآوری گذشته نیز در کنار آزادی بیان، همچنان از بنیادیترین حقوقی است که به شکلی سیستماتیک نقض میشود. تهدیدهایی چون «استخوانهایت را خرد میکنم» یا «سرت را میبرم»، نه فقط رفتار مأموران، بلکه زبان صریح همان ساختاری است که ۲۷ سال پیش مخالفان را به قتل رساند و امروز نیز با همان منطق، راه دادخواهی را سد میکند.
مختاری و پوینده، دو نویسندهای که جانشان را به خاطر دفاع از آزادی اندیشه و مخالفت با سانسور از دست دادند، امروز تنها قربانیان یک جنایت سیاسی نیستند؛ آنها بخش جداییناپذیر از حافظهٔ مقاومت فرهنگی و تاریخی جامعه محسوب میشوند. تلاش برای جلوگیری از گردآمدن بر مزار آنان، تلاشی برای محو همین حافظه و محدود کردن حق جامعه در دانستن، یادآوری و دادخواهی، حقوقی که در ادبیات حقوق بشر با عنوان حق «حقیقتیابی» و «حق دسترسی به حافظه جمعی» شناخته میشود.
ممانعت خشونتآمیز از برگزاری این مراسم بار دیگر نشان داد که سرکوب در ایران صرفاً به حذف فیزیکی، بازداشت یا اعمال محدودیتهای مستقیم خلاصه نمیشود؛ بلکه در کنترل و تحریف روایتهای تاریخی، محدودسازی مناسک جمعی، جرمانگاری ادای احترام به قربانیان و ایجاد رعب و تهدید روانی نیز تداوم دارد. استمرار چنین مداخلاتی بیانگر آن است که با وجود گذشت بیش از دو دهه از قتلهای زنجیرهای، نه حقیقت این جنایات بهطور کامل آشکار شده، نه آمران و عاملان آن پاسخگو شدهاند و نه حق جامعه برای دسترسی به عدالت، حقیقت و جبران خسارت تضمین گردیده است. هر بار مداخلهٔ خشونتآمیز جدید، تأکیدی دوباره بر این واقعیت است که مطالبهٔ روشنسازی حقیقت و پاسخگویی ساختاری همچنان پابرجاست و نقض حقوق بنیادین شهروندان در حوزه آزادی بیان، آزادی تجمع و حق دادخواهی همچنان ادامه دارد.
ایستادگی اعضای کانون و دیگر حاضران، در برابر تهدید و خشونت، نشان داد که حافظهٔ جمعی را نمیتوان با نیروهای امنیتی محو کرد. مادامی که گردهمایی بر مزار مختاری و پوینده، حتی برای چند دقیقه، ممکن میشود، یعنی هنوز چیزی خاموش نشده است: نه صدای آزادیخواهی، نه حق سوگواری، و نه تعهد به حقیقت. و این همان نقطهای است که حقوق بشر معنا مییابد؛ در پافشاری بر کوچکترین حقوقی که قدرت میکوشد آنها را از میان بردارد.



