|
Getting your Trinity Audio player ready...
|
کنگره سراسری حزب چپ آلمان (Die Linke) از ۱۹ تا ۲۱ ژوئن ۲۰۲۶ در پوتسدام برگزار شد؛ کنگرهای که بیش از یک نشست تشکیلاتی، نماد ورود این حزب به مرحلهای تازه از بازسازی سیاسی پس از سالها بحران، ریزش انتخاباتی و انشعاب بود. حزب چپ در این کنگره کوشید تصویری جدید از خود ارائه دهد؛ حزبی جوانتر، شهریتر، رادیکالتر در مطالبات اجتماعی، صریحتر در مخالفت با راست افراطی و در عین حال درگیر اختلافهای جدی بر سر سیاست خارجی، بهویژه مسئله فلسطین و اسرائیل.
زمینه سیاسی این کنگره، موفقیت غیرمنتظره حزب در انتخابات فدرال ۲۰۲۵ بود. Die Linke که تا مدتی پیش از سوی بسیاری از ناظران حزبی رو به افول تلقی میشد، در انتخابات بوندستاگ توانست ۸.۸ درصد آرا را کسب کند؛ نتیجهای که بازگشت آن به صحنه سیاسی آلمان را تثبیت کرد. همزمان، حزب آلترناتیو برای آلمان (AfD) با کسب ۲۰.۸ درصد آرا به دومین نیروی بزرگ پارلمان تبدیل شد و همین مسئله، مقابله با راست افراطی را به یکی از محورهای اصلی کنگره بدل کرد.
در پوتسدام، رهبران حزب تأکید کردند که پاسخ به رشد راست افراطی نه در پذیرش دستور کار آن، بلکه در بازگشت به سیاست طبقاتی، عدالت اجتماعی، مبارزه با فقر و حل بحران مسکن نهفته است. در اسناد و سخنرانیهای رسمی، حزب خود را «سدی در برابر کاهش خدمات اجتماعی، چرخش به راست و نظامیگری» معرفی کرد. سند اصلی کنگره با عنوان «حزب چپ را بسازیم، امید و مقاومت را سازمان دهیم» نیز همین رویکرد را بازتاب میداد.
یکی از مهمترین ویژگیهای این کنگره، تغییر ترکیب اجتماعی و نسلی حزب بود. بر اساس گزارشها، شمار اعضای حزب طی دو سال گذشته تقریباً دو برابر شده و به بیش از ۱۲۰ هزار نفر رسیده است. اعضای جدید، در مقایسه با بدنه سنتی حزب، جوانتر، زنانهتر، شهریتر و عمدتاً ساکن ایالتهای غربی آلمان هستند. این تحول، حزب چپ را از حزبی که زمانی عمدتاً با پایگاه اجتماعی آلمان شرقی شناخته میشد، به نیرویی با نفوذ بیشتر در شهرهای بزرگ و میان نسل جوان تبدیل کرده است.
این تغییر هم فرصت است و هم چالش. از یک سو، حزب توانسته در میان جوانان، مستأجران، دانشجویان و بخشهایی از طبقه کارگر شهری جایگاه تازهای به دست آورد. از سوی دیگر، افزایش وزن اعضای جدید، شکاف میان گرایشهای رادیکالتر و جریانهای عملگرای حزب را پررنگتر کرده است. غیبت چهرههایی مانند گرگور گیزی و بودو راملو نیز از سوی برخی رسانهها بهعنوان نشانهای از تغییر توازن قدرت در درون حزب ارزیابی شد.
در سطح رهبری نیز کنگره با تحول مهمی همراه بود. یان فان آکن که در دوره بحران نقش مهمی در بازسازی روحیه حزب ایفا کرده بود، به دلایل جسمانی از ریاست مشترک کنارهگیری کرد. اینس شوِردتنر با حدود ۸۶ درصد آرا بار دیگر به ریاست مشترک حزب انتخاب شد، اما لوئیجی پانتیزانو، جانشین فان آکن، تنها حدود ۵۳ درصد آرا را به دست آورد؛ نتیجهای که نشان داد انتخاب او با تردید بخشی از اعضای حزب روبهرو بوده است.
پانتیزانو پیش از انتخاب، با انتقادهای تند از دولت فریدریش مرتس و سیاستهای حزب دموکراتمسیحی (CDU) توجه رسانهها را جلب کرده بود. بخشی از اعضای حزب، بهویژه در شرق آلمان، نگراناند که چنین ادبیاتی، امکان مانور سیاسی در انتخابات ایالتی و ائتلافهای احتمالی را محدود کند. این اختلاف نشان میدهد که حزب چپ همچنان میان دو ضرورت در نوسان است: از یک سو ساختن یک اپوزیسیون رادیکال اجتماعی، و از سوی دیگر حفظ ظرفیت اثرگذاری در ساختار پارلمانی و دولتهای ایالتی.
کنگره همچنین تصمیمی نمادین درباره حقوق نمایندگان حزب اتخاذ کرد. بر اساس این مصوبه، نمایندگان حزب چپ در پارلمان فدرال و پارلمان اروپا موظفاند دریافتی خود را به سقف ۵۳۰۰ یورو ناخالص در ماه محدود کنند و مازاد آن را به فعالیتهای اجتماعی اختصاص دهند. این تصمیم با هدف نمایش فاصلهگذاری اخلاقی حزب از نخبگان سیاسی و نزدیکتر کردن چهره آن به زندگی مزدبگیران و اقشار عادی جامعه اتخاذ شد.
حساسترین بخش کنگره به بحث فلسطین و اسرائیل اختصاص داشت. حزب در نهایت با اکثریت بالا مصوبهای را تصویب کرد که جنگ اسرائیل در غزه را «نسلکشی» توصیف میکند. در عین حال، این مصوبه بر محکومیت یهودستیزی و نژادپرستی، به رسمیت شناختن حق موجودیت اسرائیل و فلسطین، حمایت از راهحل دو دولتی و ضرورت خلع سلاح حماس و حزبالله نیز تأکید داشت. این ترکیب، تلاشی برای ایجاد توازن میان گرایشهای رادیکال حامی فلسطین و اعضایی بود که با توجه به پیشینه تاریخی آلمان، نسبت به مسئله یهودستیزی حساسیت ویژهای دارند.
اهمیت این بحث تنها به سیاست خارجی محدود نبود؛ مسئله فلسطین به یکی از مهمترین نمودهای کشمکش هویتی درون حزب تبدیل شده است. برای نسل جدید و طیفهای رادیکالتر، مخالفت صریح با جنگ غزه بخشی از هویت ضدامپریالیستی و حقوق بشری حزب محسوب میشود. در مقابل، بخش دیگری از حزب معتقد است که هرگونه موضعگیری درباره اسرائیل باید با حساسیت کامل نسبت به مسئله یهودستیزی همراه باشد. کنگره پوتسدام توانست این اختلاف را موقتاً مدیریت کند، اما آن را از میان نبرد.
در حوزه سیاست امنیتی و جنگ اوکراین نیز حزب بار دیگر مخالفت خود را با افزایش بودجه نظامی، مسابقه تسلیحاتی و رویکردهای جنگمحور دولت آلمان اعلام کرد. با این حال، در این زمینه نیز اختلافهایی وجود دارد؛ بخشی از اعضا خواهان موضعی صریحتر در محکومیت تجاوز روسیه هستند، در حالی که موضع رسمی حزب همچنان بر مخالفت با نظامیگری، نقد سودجویی صنایع تسلیحاتی و تأکید بر راهحلهای دیپلماتیک استوار است.
از منظر سیاست داخلی، کنگره پوتسدام نشان داد که حزب چپ قصد دارد بازسازی خود را بر سه محور اصلی استوار کند: مقابله با بحران مسکن و افزایش اجارهبها، دفاع از خدمات عمومی و مبارزه با راست افراطی. در شرایطی که دولت فریدریش مرتس سیاستهایی سختگیرانهتر در حوزه مهاجرت، انضباط مالی و تقویت توان نظامی را دنبال میکند، حزب چپ میکوشد خود را بهعنوان نماینده مخالفت اجتماعی با این مسیر معرفی کند.
ارزیابی کلی کنگره نشان میدهد که حزب چپ از مرحله بقا عبور کرده، اما هنوز به مرحله تثبیت کامل نرسیده است. موفقیت در انتخابات ۲۰۲۵ و افزایش چشمگیر عضویت، فرصت تازهای برای این حزب ایجاد کرده است. با این حال، پرسش اصلی آن است که آیا حزب خواهد توانست این موفقیت را به سازماندهی پایدار در محیطهای کار، محلات، اتحادیههای کارگری و جنبشهای اجتماعی تبدیل کند یا خیر.
کنگره پوتسدام را میتوان کنگره «اعتماد به نفس همراه با اضطراب» نامید؛ اعتماد به نفس، زیرا حزبی که تا آستانه حذف از صحنه سیاسی پیش رفته بود، بار دیگر به بازیگری مهم در سیاست آلمان تبدیل شده است؛ و اضطراب، زیرا همین رشد سریع، شکافهای نسلی، جغرافیایی و ایدئولوژیک تازهای را نیز آشکار کرده است.
در مجموع، حزب چپ آلمان در پوتسدام کوشید خود را نه صرفاً بهعنوان حزب اعتراض، بلکه بهعنوان نیرویی برای سازماندهی امید اجتماعی معرفی کند. موفقیت این پروژه به توانایی حزب در پیوند زدن مطالبات ملموس شهروندان، از جمله مسکن، دستمزد و خدمات عمومی، با سیاستی ضدراست، ضدنظامیگری و بینالمللیگرا بستگی دارد. اگر حزب بتواند اختلافهای داخلی را مدیریت کرده و انرژی اعضای جدید را به نیرویی اجتماعی و پایدار تبدیل کند، میتواند به یکی از مهمترین بازیگران چپ اروپا بدل شود. در غیر این صورت، تشدید تنشهای درونی، بهویژه بر سر سیاست خارجی و نسبت میان رادیکالیسم و عملگرایی پارلمانی، میتواند بار دیگر آن را با بحران روبهرو سازد.
منابع مورد استفاده برای تهیه این مقاله .
۱. وبسایت رسمی حزب چپ آلمان (Die Linke)، اسناد و مصوبات کنگره سراسری پوتسدام، ژوئن ۲۰۲۶.
۲. کمیسر فدرال انتخابات آلمان (Bundeswahlleiter)، نتایج رسمی انتخابات پارلمانی آلمان ۲۰۲۵.
۳. Tagesschau گزارشهای مربوط به کنگره سراسری حزب چپ آلمان، ژوئن ۲۰۲۶.
۴. ZDFheute گزارشها و تحلیلهای سیاسی درباره کنگره حزب چپ آلمان و تحولات رهبری حزب، ژوئن ۲۰۲۶.
۵. Ośrodek Studiów Wschodnich (OSW – Centre for Eastern Studies)، گزارش تحلیلی: Germany: The New Face of Die Linke، ژوئن ۲۰۲۶.
۶. The Economist، Germany’s Left-Wing Die Linke Party Has Won Over the Young، ژوئن ۲۰۲۶.
۷. Jacobin Magazine، گزارشها و تحلیلهای مرتبط با راهبرد سیاسی و مصوبات کنگره حزب چپ آلمان، ژوئن



