«مستند ترانه»(۱)، فیلمیست ۵۱ دقیقهای از پگاه آهنگرانی دربارهٔ ترانه علیدوستی در قالب گفتوگویی با او که از شبکهٔ فارسی تلویزیون بیبیسی پخش شده است. «مستند ترانه» نه فقط روایتی از یک بازیگر؛ از یک فعال حقوق زنان، بلکه بازنمایی لحظهای خاص در تاریخ اجتماعی معاصر ایران است؛ لحظهای که در آن «حضور»، «نقش» و «هویت» به شکلی کمسابقه در هم تنیدهاند. این مستند حقیقیترین نقشآفرینی ترانه علیدوستیست، زیرا آنگونه که خود او در ابتدای فیلم تأکید میکند، در آن نقشی بازی نمیکند و صرفاً خودِ خودش است؛ زنی که همانطور که در زندگی روزمره، در کنار دخترش، در خیابان و میان مردم حضور دارد، در این گفتوگو نیز بیواسطه ظاهر میشود؛ گفتوگو میکند، نظر میدهد، همدلی میکند و از این حضور اجتماعی نهتنها ابایی ندارد، بلکه به آن میبالد و به قول خودش، هزینههای آن را هم از پیش به جان خریده و چیزی برای از دست دادن ندارد.
در این گفتوگو با ترانهای مواجه میشویم که پیشتر نیز بخشهایی از شخصیت واقعیاش را در نقشهای سینماییاش زیسته بود. همین پیوند میان زیست فردی و انتخابهای هنری، او را به چهرهای متمایز در سینمای ایران بدل کرده است. علیدوستی خود را فمینیست مینامد و مرور کارنامهاش نشان میدهد که این تعریف برای او صرفاً یک برچسب نظری نیست، بلکه در انتخاب نقشها و مسیر حرفهایاش بازتابی عملی یافته است. از نخستین فیلمش، «من ترانه، پانزده سال دارم»، با تصویری از دختر جوان ۱۵ سالۀ مستقل و مقاوم روبهرو میشویم که در حالی که پدر فرزندش حتی حاضر به نامگذاری او نیست و پدر خود ترانه هم دور از دسترس و در زندان است، در برابر قانون، عرف و سنتهای بیهوده و منسوخ میایستد، مسئولیت مادری را میپذیرد و زندگی خود و فرزندش را به تنهایی به دست میگیرد؛ الگویی که در شکلهای مختلف در نقشهای بعدی او از «شهرزاد» تا «برادران لیلا» نیز تداوم یافته است.
این مستند در عین حال حاصل همکاری دو زن جوان است و اهمیت آن تنها به حضور جلوی دوربین محدود نمیشود. در آنسوی دوربین نیز بانوی جوان دیگری قرار دارد که توانسته از یک گفتوگوی ساده و مجازی، آن هم از فاصلهای چند هزار کیلومتری، مستندی بسازد که از سطح مصاحبه فراتر میرود و به روایتی تأملبرانگیز دربارۀ هویت زن معاصر ایرانی بدل میشود. این شیوۀ روایت، خود بازتاب شرایط نسلیست پویا که در آن مرزهای جغرافیایی و ممیزی دیگر مانع شکلگیری گفتوگوهای پرمحتوا و در عین حال شنیدنی و دیدنی نمیشوند.
یکی از مهمترین محورهای تحلیلی مستند، نگاه ترانه علیدوستی به جنبش «زن، زندگی، آزادی» است. او این جنبش را انقلابی میداند که چون سیلی خروشان آمد و همهچیز را با خود برد، اما همزمان تأکید میکند با فرایندی عمیقاً فرهنگی و اجتماعی مواجهایم که آثار آن نه تنها در زندگی روزمره، چهرۀ شهر و روابط انسانی قابل مشاهده است، بلکه نقطهٔ تحولیست برگشتناپذیر و ادامهدار. او با ارجاع به تظاهرات اسفند ۵۷ و مقاومت زنان در برابر حجاب اجباری، این جنبش را امتداد یک تاریخ طولانی از ایستادگی زنان ایران مینامد؛ تاریخی که مادران و مادربزرگهای ما از همان آغاز انقلاب، آن را رقم زدند و به نسلهای بعد منتقل کردند.
ترانه علیدوستی، هزینههای سنگین این ایستادگی، از سرکوب و حذف گرفته تا فشارهای اجتماعی، را بخشی از مسیری مینامد که جامعۀ ایران ناگزیر از طی آن بوده است تا به نقطۀ کنونی برسد. او ناتوانی حکومت در بازتولید زن مطلوب خود را نتیجۀ همین مقاومت مستمر میداند؛ مقاومتی که در سالهای نخست اغلب بر دوش زنان بود و اکثر مردان یا با آن همراهی نمیکردند، یا در بهترین حالت در نقش ناظر و حامی باقی میماندند، و گاه حتی در برابر زنان میایستادند.
اما نقطهٔ عطف این فرایند، بهزعم او، در جنبش «زن، زندگی، آزادی» رخ میدهد؛ جایی که پس از دههها، زن و مرد در کنار یکدیگر برای حق انتخاب سبک زندگی، پوشش و آزادیهای فردی و اجتماعی مبارزه میکنند و در حقیقت، انقلابی فرهنگی اجتماعی را رقم میزنند. همین همسرنوشتی و همراهیست که این «انقلاب» را به پدیدهای متفاوت و ماندگار بدل کرده است.
در چنین زمینهایست که تصمیم ترانه علیدوستی برای بازی نکردن در فیلمهایی با حجاب اجباری معنایی فراتر از یک انتخاب فردی پیدا میکند. سکوت و کنارهگیری او نه الزاماً نتیجۀ ممنوعیت، بلکه کنشی آگاهانه و سیاسیست؛ کنشی که به شکاف روزافزون میان تصویر رسمی سینما و واقعیت زیستۀ جامعه اشاره دارد و آن را به چالش میکشد.
این مستند حاصل همنشینی دو نگاه زنانه است که هر یک از جایگاه خود، تصویری روشن از زن پیشتاز ایرانی، تحولات فرهنگی جامعه و برداشت و تحلیل خود را از ماهیت جنبش «زن، زندگی، آزادی» ارائه میدهند. استقبال گسترده از این اثر را میتوان نشانهای از نیاز جامعه به چنین روایتهایی دانست؛ روایتهایی که نه قهرمان میسازند و نه اسطوره، بلکه واقعیت را در پیوند با تاریخ و تجربۀ زیسته به تصویر میکشند.
(۱):
پروین همتی



