سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۱ خرداد, ۱۴۰۵ ۲۲:۴۲

جمعه ۱ خرداد ۱۴۰۵ - ۲۲:۴۲

وسوسهٔ پیروزی‌های سریع: وقتی قدرت، خطرناک‌تر از شکست می‌شود

شهناز قراگزلو: ربودن نیکولاس مادورو، رئیس‌جمهور ونزوئلا، در روایت رسمی دولت ترامپ نه فقط یک پیروزی قاطع، بلکه نمونه‌ای ایده‌آل از شیوه‌ای تازه برای اعمال قدرت معرفی می‌شود؛ شیوه‌ای که قرار است بارها و در نقاط مختلف جهان تکرار شود. این عملیات در کنار ترور قاسم سلیمانی در سال ۲۰۱۹ و حمله به تأسیسات هسته‌ای ایران در سال گذشته قرار می‌گیرد؛ اقداماتی که وجه مشترکشان سرعت، دقت و پرهیز از جنگ‌های فرسایشی بوده است.

در واشنگتن، پس از آنچه دولت آمریکا «عملیات موفق در ونزوئلا» می‌خواند، حال‌وهوایی از غرور و سرمستی سیاسی شکل گرفته است؛ حالتی که بیش از اعتمادبه‌نفس، به خطای محاسبه شباهت دارد. ربودن نیکولاس مادورو، رئیس‌جمهور ونزوئلا، در روایت رسمی دولت ترامپ نه فقط یک پیروزی قاطع، بلکه نمونه‌ای ایده‌آل از شیوه‌ای تازه برای اعمال قدرت معرفی می‌شود؛ الگویی که قرار است بارها و در نقاط مختلف جهان تکرار شود. در پس این روایت، این تصور در حال تثبیت است که می‌توان با ضرباتی سریع، نمایشی و کم‌هزینه، واقعیت‌های پیچیدهٔ ژئوپولیتیک را بدون پرداخت بهای بلندمدت دگرگون کرد.

در همین چارچوب، عملیات ونزوئلا در کنار ترور قاسم سلیمانی در سال ۲۰۱۹ و حمله به تأسیسات هسته‌ای ایران در سال گذشته قرار می‌گیرد؛ اقداماتی برق‌آسا، دقیق و به‌دور از درگیر شدن در جنگ‌های فرسایشی. برای بخشی از نخبگان سیاسی آمریکا که هنوز سایهٔ عراق و افغانستان را بر سر خود احساس می‌کنند، این نوع مداخله‌ها جذاب است: پیروزی‌هایی که نه تلفات گسترده می‌طلبد و نه سال‌ها پاسخ‌گویی سیاسی. اما همین جذابیت، خطرناک‌ترین بخش ماجراست؛ زیرا «پیروزی‌های آسان» اغلب بیش از شکست‌ها، قدرت را دچار توهم مصونیت می‌کنند.

در این فضا، آنچه ترامپ «دکترین دانرو» (Arnaud Bertrand) می‌نامد ، به‌تدریج صورت‌بندی روشن‌تری پیدا می‌کند؛ دکترینی مبتنی بر استفادهٔ بی‌پرده از قدرت نظامی و نوعی امپریالیسم منابع‌محور. از ونزوئلا به‌عنوان انبار انرژی گرفته تا دیگر نقاط استراتژیک جهان، منطق مسلط بر این نگاه آن است که آمریکا باید کنترل منابع را به دست گیرد، رقبایی چون چین را عقب براند و قواعدی را که پس از جنگ سرد ــ هرچند ناقص ــ برای مهار قدرتش وضع شده بودند، کنار بزند. در این منطق، سیاست خارجی نه عرصهٔ مدیریت تعارض‌ها، بلکه میدان اعمال اراده است. مدافعان این رویکرد، عملیات ونزوئلا را در کنار ترور قاسم سلیمانی و حمله به زیرساخت‌های هسته‌ای ایران قرار می‌دهند؛ اقداماتی برق‌آسا و هدفمند که بدون فرو رفتن در جنگ‌های فرسایشی انجام شده‌اند. برای نسلی از سیاستمداران آمریکایی که هنوز از کابوس عراق و افغانستان رهایی نیافته‌اند، این «جراحی‌های نظامی» جذاب جلوه می‌کند؛ پیروزی‌هایی سریع که نه تلفات گسترده می‌طلبد و نه پاسخ‌گویی طولانی‌مدت.

پیامد این نگاه، تغییر آشکار لحن واشنگتن بوده است. پس از عملیات ونزوئلا، زبان مقامات آمریکایی تهاجمی‌تر شده و تهدیدها دیگر به «دشمنان سنتی» محدود نمی‌ماند. از کوبا و کلمبیا و مکزیک گرفته تا اروپا، لحن تحقیر و فشار جای دیپلماسی را گرفته است. ایده‌هایی که زمانی حتی در محافل راست‌گرای آمریکا اغراق‌آمیز تلقی می‌شدند، اکنون بی‌پرده بیان می‌شوند. گرینلند نمونهٔ گویای این تغییر ذهنیت است: سرزمینی که نه به‌عنوان یک جامعهٔ انسانی یا واحد سیاسی، بلکه همچون قطعه‌ای روی صفحهٔ شطرنج ژئوپولیتیک دیده می‌شود؛ انباری از منابع و موقعیتی راهبردی که گویی می‌توان آن را «تصاحب» کرد. واکنش تحقیرآمیز ترامپ به مخالفت اروپا با این ایده و تمسخر متحدان با تعابیری چون «اشک‌های بازنده‌ها» نشان می‌دهد که منطق معامله و زور تا چه اندازه جایگزین زبان سیاست شده است. در همین فضا، دربارهٔ ایران نیز از «آمادگی برای شلیک» سخن گفته می‌شود.

هم‌زمان، در داخل آمریکا نیز نشانه‌های این چرخش به‌وضوح دیده می‌شود. بودجهٔ نظامی به سطحی بی‌سابقه رسیده و تلاش برای تضعیف محدودیت‌های قانونی قدرت جنگی رئیس‌جمهور شدت گرفته است. در چنین شرایطی، سیاست خارجی تهاجمی می‌تواند نقش سوپاپ اطمینان را ایفا کند: نمایش قدرت در بیرون برای پوشاندن شکاف‌ها و بحران‌ها در درون؛ از رسوایی‌های سیاسی و کاهش محبوبیت گرفته تا خشونت ساختاری نهادهایی چون پلیس مهاجرت.

از نگاه برخی تحلیلگران، از جمله آرنو برتران، این رفتارها نه نشانهٔ قدرت، بلکه علامت اضطراب یک امپراتوری در حال فرسایش است؛ امپراتوری‌ای که حس می‌کند زمان علیه آن حرکت می‌کند و به همین دلیل به قمارهای پرخطر روی آورده است. تاریخ بارها هشدار داده که پیروزی‌های سریع می‌توانند آغازی باشند بر زنجیره‌ای از واکنش‌ها که مهارشان به‌مراتب دشوارتر از آغازشان است.

در نهایت، به باور آرنو برتران، تنها عاملی که شاید بتواند این مسیر را متوقف کند، «ترس از پیامدها»ست؛ ترس از آنکه اقدامات امروز، فردا به شکلی غیرقابل‌کنترل علیه خود آمریکا بازگردد. اما چنین ترسی بدون شکل‌گیری موازنه‌ای جدی و ائتلافی بین‌المللی بعید است شکل بگیرد. ونزوئلا، همچون عراق، ممکن است امروز صحنهٔ اعلام پیروزی باشد، اما تاریخ بارها نشان داده است که اعلام پیروزی زودهنگام، اغلب مقدمهٔ بازگشت پرهزینهٔ همان بحرانی است که گمان می‌رفت حل شده است.

 

Et stykk hengemyr, takk? | Klassekampen

تاریخ انتشار : ۲۱ دی, ۱۴۰۴ ۴:۰۶ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

سایه سنگین ۱۹۴۸: چگونه «نکبت» برای فلسطین یک فرآیند زنده و روزمره شد؟

در سطحی کلان‌تر از روایت‌های تاریخی و تحلیل‌های موردی، می‌توان استدلال کرد که «نکبت» نه صرفاً یک رخداد تاریخی با نقطه آغاز مشخص در سال ۱۹۴۸، بلکه نوعی منطق تاریخی-فضایی در حال تداوم است که رابطه میان قدرت، سرزمین و جمعیت را در یک چارچوب ساختاری بازتعریف کرده است. در این خوانش، ۱۹۴۸ نه لحظه پایان یک نظم پیشین، بلکه لحظه تثبیت یک الگوی جدید از سازمان‌دهی سیاسی فضا و جمعیت است؛ الگویی که قابلیت انطباق با شرایط تاریخی متغیر را در دهه‌های بعد حفظ کرده است.

مطالعه »

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!

فارغ‌التحصیلان مطالعات خاورمیانه نتیجه گرفته اند که: «برکناری فانی پیام تکان‌دهنده‌ای به دانشجویان و محققان مطالعات خاورمیانه می‌فرستد مبنی بر اینکه تحقیق، تدریس، خدمات نهادی و بحث آزاد در مورد موضوعات حساس سیاسی، مانند جنگ جاری در ایران، مشمول سانسور سیاسی و تحریم‌های نهادی است. چنین پیامی نه تنها با ارزش‌های اصلی مأموریت آموزشی و علمی دانشگاه واشنگتن در تضاد است، بلکه با اصول آموزش دانشگاهی و آموزشی ما نیز مغایرت دارد، اصولی که ما را به تفکر انتقادی، مشارکت در بحث‌های علمی آزاد و مواجهه با سوالات سیاسی فوری با دقت و صداقت فرا می‌خواند.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

وقتی «فقر» چهره زنانه پیدا می کند / زنان اولین قربانیان شوک‌های اقتصادی پی‌در‌پی

فیلسوفان یهودی تبار؛ آته ایسم ناتمام، سوسیالیسم احساسی

محاکمه مجدد احمدرضا حائری هم‌زمان با ادامه حبس او در قزل‌حصار

زادروز دکتر محمد مصدق؛ کابوس جاودانِ مستبدان، وابستگان و دشمنانِ حاکمیت ملت ایران، گرامی و مبارک باد

پیش به سوی اتحاد گسترده «چپ»:  برای میهن، نان، کار، خانه؛ برای کودک، مرد، زن، زندگی، آزادی

بررسی وضعیت اسف‌بار زندانیان زن در ایران