سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۹ خرداد, ۱۴۰۵ ۱۲:۲۵

شنبه ۹ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۲:۲۵

«نوزدهم بهمن» از سیاهکل تا امروز، تداومِ تعهد به آزادی و عدالت

مهرزاد وطن آبادی: امروز، پس از دهه‌ها، جامعه ایران بار دیگر در موقعیتی حساس ایستاده است؛ فشارهای داخلی، بحران‌های اقتصادی، و در کنار آن، سایهٔ سنگین تنش‌های بین‌المللی و خطر جنگ و مداخلهٔ خارجی، نگرانی عمیقی نسبت به سرنوشت کشور ایجاد کرده است. در چنین شرایطی، بازخوانی سنت فدایی تنها یک کار تاریخی نیست؛ سنجش مسئولیت نیروهای سیاسی در قبال سرنوشت مردم است.

در روزگاری که جامعهٔ ما بار دیگر زیر فشار فقدان‌ها، اندوه‌های عمومی و نگرانی‌های عمیق نسبت به آینده نفس می‌کشد، بازگشت به حافظهٔ تاریخی مبارزه تنها نگاهی به گذشته نیست؛ نوعی ایستادن بر شانه‌های تجربه‌ای جمعی است. در چنین شرایطی، سخن گفتن از جنبش فداییان خلق ایران، یادآوری یک دورهٔ صرفاً سیاسی نیست، بلکه بازخوانی لحظه‌ای است که بخشی از وجدان بیدار جامعه تصمیم گرفت در برابر بی‌عدالتی، سکوت نکند.

نوزدهم بهمن در این معنا، فقط یک تاریخ نیست؛ نشانهٔ ورود نسلی به صحنهٔ تاریخ است که می‌خواست نشان دهد استبداد، هرچقدر هم مسلط، نمی‌تواند خواست آزادی و عدالت را برای همیشه خاموش کند. جنبشی که بعدها به نام فداییان خلق شناخته شد، تنها یک سازمان سیاسی نبود؛ تجلی نوعی مسئولیت‌پذیری اخلاقی در برابر رنج اجتماعی بود.

در بهمن ۱۳۴۹، در فضای مه‌آلود جنگل‌های گیلان، واقعهٔ سیاهکل رخ داد؛ رویدادی که از نظر نظامی محدود، اما از نظر تاریخی عمیق بود. آن رخداد شکافی در فضای سنگین سکوت سیاسی ایجاد کرد. پس از آن، سرکوب گسترده، بازداشت‌ها و محاکمه‌های نظامی آغاز شد و شماری از مبارزان جان خود را از دست دادند. در این نقطه از تاریخ، نام‌هایی ثبت شدند که دیگر تنها به خانواده‌ها تعلق نداشتند، بلکه وارد حافظهٔ جمعی شدند:

علی‌اکبر صفایی فراهانی، احمد فرهودی، جلیل انفرادی، غفور حسن‌پور اصیل، عباس دانش بهزادی، محمدهادی فاضلی، هوشنگ نیری، اسماعیل معینی عراقی، شعاع‌الدین مشیدی، ناصر سیف‌دلیل صفایی، هادی بنده‌خدا لنگرودی، مهدی اسحاقی، محمدرحیم سماعی، محمدعلی محدث قندچی و اسکندر رحیمی.

این نام‌ها در متن تاریخ به‌عنوان نشانه‌های یک انتخاب ثبت شده‌اند؛ انتخاب ایستادن در برابر ساختاری که مجال کنش آزاد سیاسی را بسته بود. جنبش فدایی در چنین بستری شکل گرفت؛ جایی که بسیاری از راه‌های فعالیت علنی مسدود شده بود و بخشی از نسل جوان، راهی پرهزینه اما آگاهانه را برگزید.

از نظر فکری، این جنبش متأثر از اندیشه‌های عدالت‌خواهانه و مبارزات رهایی‌بخش جهانی بود، اما ریشه‌هایش در واقعیت جامعهٔ ایران قرار داشت: نابرابری عمیق، شکاف طبقاتی، وابستگی اقتصادی و نبود آزادی‌های سیاسی. فداییان تلاش کردند میان اندیشه و عمل پیوند برقرار کنند؛ پیوندی که هزینه‌اش را با جان، زندان و تبعید پرداختند.اما اهمیت تاریخی جنبش فدایی تنها در شکل مبارزه خلاصه نمی‌شود. این جنبش نوعی فرهنگ سیاسی را تثبیت کرد . فرهنگ مسئولیت اجتماعی. در این فرهنگ، سیاست امری شخصی برای قدرت‌گیری نبود، بلکه پاسخ به رنج عمومی بود. بسیاری از اعضای این جنبش می‌توانستند مسیرهای امن‌تری برای زندگی فردی داشته باشند، اما انتخاب کردند در نقطه‌ای بایستند که هزینه داشت.

امروز، پس از دهه‌ها، جامعه ایران بار دیگر در موقعیتی حساس ایستاده است؛ فشارهای داخلی، بحران‌های اقتصادی، و در کنار آن، سایهٔ سنگین تنش‌های بین‌المللی و خطر جنگ و مداخلهٔ خارجی، نگرانی عمیقی نسبت به سرنوشت کشور ایجاد کرده است. در چنین شرایطی، بازخوانی سنت فدایی تنها یک کار تاریخی نیست؛ سنجش مسئولیت نیروهای سیاسی در قبال سرنوشت مردم است.

در این چارچوب، تصمیم سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) برای برگزاری کنگرهٔ فوق‌العاده در چنین مقطع حساسی، اقدامی در تداوم همان سنت مسئولیت‌پذیری تاریخی قابل فهم است. هنگامی که خطر جنگ، تجاوز خارجی و فرو رفتن کشور در چرخه‌ای تازه از خشونت و بی‌ثباتی مطرح است، رجوع به خرد جمعی، بازاندیشی سیاست‌ها و تلاش برای پاسخ‌گویی سازمان‌یافته به شرایط جدید، نشانهٔ درک اهمیت لحظهٔ تاریخی است. این رویکرد، یادآور همان اصلی است که در تجربهٔ فدایی شکل گرفت: سیاست باید پاسخ به وضعیت واقعی جامعه باشد، نه تکرار عادت‌های گذشته.

برگزاری چنین کنگره‌ای، در شرایطی که جامعه نیازمند صداهای مسئول، تحلیل‌گر و مدافع صلح، عدالت و منافع مردم است، اقدامی قابل توجه و شایستهٔ تقدیر است. این تصمیم نشان می‌دهد که سنت فدایی، اگرچه در شکل‌ها دگرگون شده، اما در جوهره خود یعنی احساس تعهد نسبت به سرنوشت مردم و پرهیز از بی‌تفاوتی در لحظات سرنوشت‌ساز ، همچنان زنده است.

نوزدهم بهمن، در نهایت، پلی است میان گذشته و امروز. از سیاهکل تا اکنون، آنچه تداوم یافته، شکل‌های ثابت مبارزه نیست، بلکه روح مسئولیت است؛ روحی که می‌گوید در لحظه‌های خطر، باید اندیشید، گرد آمد، و مسئولانه تصمیم گرفت. پاسداری از جنبش فدایی، پاسداری از همین روح است؛ روحی که تاریخ را نه فقط به یاد می‌آورد، بلکه می‌کوشد در زمان حال نیز در کنار مردم بایستد.

مهرزاد وطن آبادی

تاریخ انتشار : ۸ بهمن, ۱۴۰۴ ۰:۵۹ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

ترامپ، توافق با جمهوری اسلامی ایران و پیمان ابراهیم

چنین می‌نماید که زور ترامپ برای خلق «بیگ بنگ»ی نو چندان پرزور نیست.

گره «پیوستن عربستان و قطر به پیمان ابراهیم» به پایان جنگ با ایران را قطر و عربستان به کوری کشاندند.

کوری گره همزمان پیام روشنی را با خود دارد؛

بدون ایران، نظمی نو در منطقه، باختر آسیا؛ حاکم نخواهد شد.

آمریکا باید در ملاحظات سیاسی خود نقش ایران را از «تهدید» به «بازیگر ضروری» بازتعریف کند.

ایران دیری‌ست در پی شناسایی این نقش خود از سوی امریکا بوده است.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

۳۰ مه؛ روزی برای یادآوری زنانی که صدایشان جرم تلقی شد اما خاموش نشد 

بازتعریف «ضد امپریالیسم» در عصر جدید…

🎙 پادکست رادیو مرز: کمک رساندن | روایت کسانی که در جنگ به دیگران کمک کردند.

آغاز تغییرات با آزادی زندانیان سیاسی ملی اندیش

رفیق نازنین مان، داود عسگر پور عزیز بدرود

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…