سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۴ بهمن, ۱۴۰۴ ۲۰:۰۳

جمعه ۲۴ بهمن ۱۴۰۴ - ۲۰:۰۳

آتش جنگ

سلطنت طلبان عامل مهم شکست اعتراضات دی ماه

کامران: امروز روان جامعه، به‌دلیل آن رخدادها، آسیب دیده و به‌سادگی قابل ترمیم نیست. مردم پس از دیدن آن صحنه‌ها، که جمعیت‌های اعتراضی را پراکنده کرده و صحنهٔ خیابان‌ها را به درگیری‌های پراکنده تبدیل کرده بود، دیگر توان برخاستن مجدد را ندارند. نیروی سرکوب با قدرت تمام هرکه را که در تیررس خود می‌دید هدف قرار می‌داد و آن را مبارزه علیه توطئهٔ خارجی اعلام می‌نمود.

خیزش زن، زندگی، آزادی را شاید بتوان گفت در تاریخ ۴۷ سال گذشتهٔ جمهوری اسلامی، پردستاوردترین جنبش با ویژگی‌های دموکراتیک بود که طی آن مردم توانستند ضمن سردادن شعارهایشان در نفی رژیم، تا حد زیادی خواسته‌های خود را در سطح وسیعی مطرح کرده و شرایطی را ایجاد کنند که پیوندی عمیق بین اعتراضات خیابانی و نافرمانی‌های مدنی، به‌خصوص نافرمانی زنان در مورد حجاب که هم در طول اعتراضات و هم پس از آن انجام شد، برقرار گردد و اثرات خود را به‌شکلی معین بگذارد. ما دیدیم که شعار زن، زندگی، آزادی به‌عنوان شعار محوری اعتراضات چگونه توانست، ضمن همراه کردن توده‌های مردم، شکل نوینی به مبارزات مردم برای دست‌یابی به خواسته‌هایی مشخص مانند آزادی و لغو حجاب اجباری که در شعارها نهفته بود بدهد. آنجا که توده‌های مردم شعار علیه دیکتاتوری را به‌شکلی گسترده در تمام شهرها و حتی بر بام خانه‌ها تکرار می‌کردند و همگان را یادآور می‌شدند که ماهیت اعتراضات علیه استبداد و دیکتاتوری است که وضعیت کشور را به اینجا کشانده است.

جنبهٔ ترقی‌خواهانهٔ زن، زندگی، آزادی بیش از هر شعار دیگری توانست جلوی انحصار و مصادرهٔ جنبش را بگیرد و با تمام تلاشی که در آن زمان نیز توسط راست افراطی و سلطنت‌طلب‌ها در این جهت به‌کار رفت، عملاً نتوانستند مهر خود را بر جنبش زن، زندگی، آزادی بزنند. آنها تلاش کردند با به‌کارگیری اراذل و اوباش در آن مقطع تجمعات خارج کشور را برهم زده و در مواردی مسیر آن را منحرف کنند و یا با وارد کردن شعارهایی چون «مرد، میهن، آبادی» علیه شعار بالندهٔ زن، زندگی، آزادی عمل نمایند، ولی موفق نشدند و سرانجام با راه انداختن سیرک وکالت و اتحاد جورج‌تاون و شکست آن، تا حد زیادی باعث سرخوردگی مردم و به سکوت رفتن اعتراضات شدند. اما دستاوردهای آن خیزش برجای ماند و تا به امروز توانسته است اثر خود را بر چهرهٔ اجتماع و جامعهٔ ایرانی بر جا گذارد.

گرچه در آن اعتراضات نیز حکومت دست به خشونت و سرکوب زد، ولی به‌دلیل عدم خشونت از طرف مردم و یا رفتارهای کمتر خشونت‌آمیز، تلفات انسانی به‌مراتب بسیار کمتر بود و نشان داد که رابطهٔ مستقیمی بین اعمال خشونت از طرف معترضان و شدت سرکوب از طرف حکومت وجود دارد. تجربهٔ اعتراضات سال ۱۴۰۱ (خیزش ژینا) و تجربهٔ اعتراضات اخیر این نظر را تأیید می‌کند که گرچه حکومت همواره با اعتراضات به‌شکل خشونت‌آمیز و سرکوب برخورد کرده است، ولی شدت آن را تا حد زیادی میزان خشونت از طرف معترضان تعیین نموده است. ضمن اینکه تجربهٔ دو خیزش ژینا و اعتراضات اخیر به ما می‌گوید هرچه اعتراضات مسالمت‌آمیزتر بوده و خشونت کمتری از طرف معترضان انجام گرفته است، هم طول زمان آن بیشتر بوده و هم دستاوردهای بهتری کسب گردیده و حتی باعث عقب راندن حکومت و تشدید اختلافات در بین آنها شده و تا حد زیادی نیروی سرکوب را مجاب به رفتار کمتر خشونت‌آمیز کرده است.

متأسفانه اعتراضات اخیر که پس از چند روز، به‌شکلی مسالمت‌آمیز شروع شده بود، تنها در شهرهای کوچک و عمدتاً با بافت عشایری ـ که متأسفانه از سطح آگاهی کمتری برخوردار بوده و معمولاً اعتراضات را مترادف انقلاب و رفتار خشونت‌آمیز تلقی می‌کنند ـ به خشونت کشیده شد و تلفات انسانی به‌وجود آمد؛ آنجا که مردم در آبدانان برای تسخیر نهاد دولتی کوشیدند یا در مرودشت و… سعی کردند به پایگاه‌های بسیج و کلانتری‌ها حمله‌ور شوند.

در شهرهای بزرگ طی روزهای نخست، که اعتراضات به‌شکل مسالمت‌آمیز وجود داشت، ما شاهد بودیم که نیروهای نظامی سعی می‌کردند از دست زدن به شدت عمل خودداری کنند و حتی حکومت و به‌ویژه دولت می‌کوشید اعتراضات را به‌رسمیت بشناسد. ولی با ورود جریان سلطنت‌طلب به میدان و فراخوان رضا پهلوی، که عملاً شمشیر را از رو بست و با دستور حمله و تصرف نهادهای حکومتی همراه بود، سطح خشونت اوج گرفت و تخریب و آتش زدن و قتل عناصر و پرسنل بسیج و انتظامی توسط هواداران پهلوی که در همراهی با اوباش بودند، بهانهٔ لازم برای سرکوب شدید و کشتار وسیع مهیا شد.

متأسفانه بعضی تحلیلگران و دوستان خارج کشور، با اتکا به تحلیل‌های گذشته و عدم شناخت درست از وضعیت ایران، همواره نسبت به وجود بهانه برای سرکوب توسط حکومت نقد دارند و آن را نمی‌پذیرند. باید به این دسته از دوستان گفت اگر نگاهی به تبلیغات و توجیهات و برنامه‌های صدا و سیما بیندازید، خواهید دید که حکومت با دسته‌بندی کردن اعتراضات چگونه از رفتار خشونت‌آمیز معترضان و به‌ویژه سلطنت‌طلبان بهره برده و کشتار مردم را توجیه می‌کند.

بحث مهم و نکتهٔ کلیدی اینجاست که هرگاه جریان راست افراطی و براندازان، و به‌ویژه سلطنت‌طلبان، توانسته‌اند با اتکا به تبلیغات گسترده و حمایت مالی و رسانه‌ای دستی در اعتراضات یابند، نه‌تنها آن را به جلو نبرده بلکه باعث شکست آن و وارد آمدن تلفات سنگین گردیده‌اند. متأسفانه اعتراضات اخیر که تحت تأثیر رفتارهای سلطنت‌طلبان و همراهی اوباش و اراذل قرار داشت، نه‌تنها دستاوردی نداشت بلکه هزینه‌های بسیاری بر مردم تحمیل کرد و باعث گردید روان جامعه به‌شدت افسرده شده و انفعال زودتر از هر زمان دیگری مستولی گردد.

این جریان، که با وعدهٔ حمایت خارجی سعی می‌کرد چنین القا کند که گویی ظرف چند روز حکومت سقوط می‌کند و رضا پهلوی در حال آماده شدن و بستن چمدان‌هایش برای آمدن به ایران است، عملاً جامعه را دچار روان‌پریشی و استیصال نمود و نشان داد که نه‌تنها توانایی راهبری اعتراضات را ندارد بلکه عاملی برای از بین بردن آن و به شکست کشاندنش می‌باشد.

در چند روز اول اعتراضات، که عمدتاً توسط بازاریان انجام گرفت و مردم کم‌کم به آن پیوستند، شعارها بیشتر حول خواسته‌های اقتصادی دور می‌زد و به‌تدریج رنگ‌ولعاب سیاسی در نفی دیکتاتوری و استبداد به خود می‌گرفت. تا قبل از تعطیل کردن دانشگاه‌ها، دانشجویان با حرکتی متشکل در کنار مردم قرار گرفتند و سعی داشتند همچون خیزش ژینا با وارد کردن شعارهای مترقی جنبش را یاری دهند. هر روز به دامنهٔ اعتراضات افزوده می‌شد و عمدتاً اعتراضات در شهرهای مرکزی جریان داشت و شهرهای پیرامونی، به‌خصوص کردستان و آذربایجان، آنچنان فعال نبودند.

احزاب کردی، با توجه به رفتارهای سلطنت‌طلبان در خیزش ژینا، سعی داشتند صف مستقل خود را حفظ کنند. نهایتاً آنها برای ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه اعلام فراخوان اعتصاب عمومی در کردستان را انجام دادند و در آذربایجان هم همین امر اتفاق افتاد. در چنین شرایطی بود که رضا پهلوی، با هدف مصادرهٔ اعتراضات، فراخوان کذایی خود را صادر و در آن معترضان و طرفدارانش را به حمله و تسخیر نهادهای حکومتی دعوت کرد؛ فراخوانی که به‌طور واضح خشونت را توصیه و مردم را در مقابل گلوله‌های سرکوبگران قرار می‌داد. با نگاهی به آمار می‌توان فهمید که بیش از ۹۰ درصد کشته‌شدگان طی دو روز ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه بود که این فراخوان داده شده بود.

امروز روان جامعه، به‌دلیل آن رخدادها، آسیب دیده و به‌سادگی قابل ترمیم نیست. مردم پس از دیدن آن صحنه‌ها، که جمعیت‌های اعتراضی را پراکنده کرده و صحنهٔ خیابان‌ها را به درگیری‌های پراکنده تبدیل کرده بود، دیگر توان برخاستن مجدد را ندارند. نیروی سرکوب با قدرت تمام هرکه را که در تیررس خود می‌دید هدف قرار می‌داد و آن را مبارزه علیه توطئهٔ خارجی اعلام می‌نمود.

پس از پایان سریع اعتراضات، جامعه با غمی عمیق مواجه گردید که می‌توان آن را در چهرهٔ مردم دید و احساس کرد. علاوه بر آن، ترس و هراسی که در خیزش ژینا مردم از آن عبور کرده بودند بار دیگر مستولی گشته و کمتر کسی را می‌توان دید که خواهان ادامه یا شرکت در اعتراضات باشد.

این تجربه نشان می‌دهد که در شرایط نبود آلترناتیو دموکراتیک، مردم ممکن است به هر جریان مدعی رهبری گرایش یابند. از این‌رو، هرچه صفوف جریان‌های جمهوری‌خواه و دموکراتیک به هم نزدیک‌تر شود و اتحادی گسترده در بین آنها شکل گیرد، می‌توان در برابر خطرات و انحرافات ایستاد و مسیر مطالبات مدنی و دموکراتیک را تقویت کرد.

 

تاریخ انتشار : ۲۳ بهمن, ۱۴۰۴ ۱۱:۳۰ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

انقلاب بهمن، ٢٢ بهمن

انقلاب بهمن زنده است؛ خائنان به انقلاب مردم باید از مسند نامشروع قدرت طرد شوند!

هیئت سیاسی – اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): در شرایطی سالگرد انقلاب بهمن را گرامی می‌داریم که جامعهٔ ایران هنوز در اندوه جان‌باختن هزاران انسان بی‌گناه در فاجعهٔ دی‌ماه گذشته به‌سر می‌برد؛ فاجعه‌ای که مسئولیت مستقیم آن بر عهدهٔ حاکمیتی است که جان و امنیت شهروندان را قربانی ناکارآمدی، فساد و بی‌مسئولیتی خود کرده است.

انقلاب ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ رویدادی تصادفی یا گسسته از تاریخ نبود، بلکه حلقه‌ای از زنجیرهٔ مبارزات تاریخی مردم ایران برای آزادی، استقلال، جمهوریت و حاکمیت شهروندان بر سرنوشت خویش بود؛ زنجیره‌ای که از انقلاب مشروطه، سرکوب آن توسط کودتای رضاخان، اشغال ایران در جنگ جهانی دوم، نهضت ملی شدن نفت و کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ عبور کرد و به قیام علیه سلطنت پهلوی رسید. …

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

جمهوری اسلامی و مذاکره با امریکا، چرا استانبول نه؟

اما در این بین چرا روژآوا باید حذف می‌شد، کردستان سوریه فقط داعش را شکست نداد، امکان دیگری از زندگی را نشان داد. زنِ مسلح، آزاد و سیاسی، خود گردانی بدون دولت متمرکز جامعه‌ای که نه خلافت بود، نه اقتدارگرایی قومی.  و اینها همه، خط قرمز برای همه در منطقه بود. برای ترکیه، الگوی کردِ مسلح و مشروع، برای اسلام‌گرایان، فروپاشی نظم مردسالار، برای دولت‌های منطقه، خطر سرایت خود سازمان‌یابی و برای اسرائیل، ثبات مردمیِ غیرقابل ‌مهندسی.

مطالعه »

اهریمن‌سازی از چپ و کنش ما

یک همگرایی ایدئولوژیک طولانی‌مدت بین رسانه‌های قدرتمند و تحت حمایت خارجی و جریان‌های تأثیرگذار در درون حاکمیت و رسانه های وابسته به آنها وجود داشته است که هر دو، اهریمن‌سازی چپ و نسبت دادن مسئولیت مشکلات ایران به آن را مفید یافته‌اند. خشم عمومی از نابرابری، فساد و بی‌عدالتی اقتصادی بسیار واقعی است، اما این خشم به طور کامل با حمایت از جایگزین‌های سوسیالیستی یا برابری‌خواهانه همخوانی ندارد.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

گذار نامطمئن ایران: از خیزش در خیابان‌ به مردی با مشت آهنین…

در فقدان اندوه‌بار فدایی خلق، رفیق اکرم مظفری سوگ‌واریم!

خودفرمانی مردمی و جمهوری‌خواهی

به یاد همه سروهای آزاده‌ی میهن

سلطنت طلبان عامل مهم شکست اعتراضات دی ماه

روایتی از «سرکوب خاموش» در مدارس پس از وقایع خونین دی‌ماه ۱۴۰۴