سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۳ شهریور, ۱۴۰۵ ۰۳:۲۱

دوشنبه ۲۳ شهریور ۱۴۰۵ - ۰۳:۲۱

سئوتا؛ وقتی مهاجرت به ابزار جنگ ژئوپلیتیک تبدیل می‌شود

شهناز قراگزلو: در این میان، نخستین قربانیان همین مهاجران هستند. کسانی که از بیکاری، فساد، سرکوب یا جنگ گریخته‌اند، در مرزها به بخشی از یک بازی امنیتی و سیاسی تبدیل می‌شوند؛ بازی‌ای که در آن، دولت‌ها درباره امنیت، حاکمیت و منافع ملی سخن می‌گویند، اما کمتر کسی از انسان‌هایی حرف می‌زند که جان خود را در دریا، پشت حصارهای مرزی یا در بیابان‌ها از دست می‌دهند.
Getting your Trinity Audio player ready...

مهاجرانی که از جنگ، فقر و بی‌ثباتی گریخته‌اند، وقتی به مرزهای اروپا می‌رسند، دیگر نه قربانی، بلکه تهدیدی برای امنیت، هویت و ثبات سیاسی این قاره معرفی می‌شوند. بحران اخیر سئوتا، در مرز اسپانیا و مراکش، نمونه‌ای روشن از همین دگرگونی روایت است؛ بحرانی که در آن، هم انسان‌های ناامید در جست‌وجوی آینده‌ای بهتر دیده می‌شوند و هم اتهام‌هایی درباره استفاده از مهاجرت به‌عنوان ابزاری برای اعمال فشار سیاسی و امنیتی.

گزارش‌های منتشرشده از سوی رسانه‌های اسپانیایی حاکی از آن است که نهادهای امنیتی این کشور مدعی شناسایی مأموران اطلاعاتی مراکش در میان گروهی از مهاجرانی هستند که طی روزهای اخیر وارد سئوتا شده‌اند. مقام‌های امنیتی اسپانیا این رویداد را نمونه‌ای از «جنگ ترکیبی» توصیف کرده‌اند؛ ادعایی که دولت مراکش آن را رد می‌کند. فارغ از درستی یا نادرستی این اتهام‌ها، نفس مطرح شدن چنین روایتی نشان می‌دهد که مهاجرت در مناسبات امروز دیگر صرفاً یک مسئله انسانی نیست، بلکه به بخشی از رقابت‌های ژئوپلیتیکی میان دولت‌ها تبدیل شده است.

اروپا امروز با افزایش ورود مهاجران، رشد احزاب راست و راست افراطی و شکاف‌های سیاسی عمیق بر سر سیاست‌های مهاجرتی روبه‌رو است. اما این بحران‌ها در خلأ شکل نگرفته‌اند. طی دو دهه گذشته، از عراق و افغانستان تا لیبی، سوریه و فلسطین، بخش بزرگی از خاورمیانه و شمال آفریقا بارها صحنه جنگ، مداخله نظامی، فروپاشی ساختارهای دولتی و بحران‌های اقتصادی بوده است. میلیون‌ها نفر خانه و کاشانه خود را از دست داده‌اند و برای یافتن امنیت و آینده‌ای بهتر راهی اروپا شده‌اند. برای بسیاری از آنان، مهاجرت نه یک انتخاب، بلکه پیامد مستقیم ناامنی، فقر، سرکوب و فقدان چشم‌انداز زندگی در سرزمین خود بوده است.

بحران سئوتا نیز اگرچه در ظاهر از تنش‌های دیپلماتیک میان مادرید و رباط آغاز شد، اما ریشه‌های آن بسیار عمیق‌تر است. سال‌ها نابرابری اقتصادی، محدود بودن مسیرهای قانونی مهاجرت، ناامیدی نسل جوان و شکاف روزافزون میان شمال و جنوب مدیترانه، زمینه‌های شکل‌گیری چنین بحرانی را فراهم کرده است. در چنین شرایطی، بسته‌تر شدن مرزهای اروپا باعث شده است که مهاجرت بیش از گذشته به ابزاری برای چانه‌زنی سیاسی میان دولت‌ها تبدیل شود.

در این میان، نخستین قربانیان همین مهاجران هستند. کسانی که از بیکاری، فساد، سرکوب یا جنگ گریخته‌اند، در مرزها به بخشی از یک بازی امنیتی و سیاسی تبدیل می‌شوند؛ بازی‌ای که در آن، دولت‌ها درباره امنیت، حاکمیت و منافع ملی سخن می‌گویند، اما کمتر کسی از انسان‌هایی حرف می‌زند که جان خود را در دریا، پشت حصارهای مرزی یا در بیابان‌ها از دست می‌دهند.

هم‌زمان، هر موج جدید مهاجرت به سوخت سیاسی احزاب راست و راست افراطی اروپا تبدیل می‌شود. این جریان‌ها با تکیه بر نگرانی‌های امنیتی و فرهنگی، دولت‌های میانه‌رو را به ناتوانی در حفاظت از مرزها متهم می‌کنند و خواهان محدودیت‌های سخت‌گیرانه‌تر برای ورود مهاجران می‌شوند. بازگشت دونالد ترامپ به کاخ سفید و تقویت دوباره گفتمان امنیت‌محور و ضد مهاجرت در ایالات متحده نیز به این جریان‌ها اعتمادبه‌نفس بیشتری بخشیده است. در چنین فضایی، هر بحران مرزی نه فقط یک مسئله انسانی، بلکه به میدان رقابت سیاسی بر سر آینده اروپا تبدیل می‌شود.

البته ساده‌سازی خواهد بود اگر همه موج‌های مهاجرت تنها به سیاست‌های غرب نسبت داده شوند. حکومت‌های اقتدارگرا، فساد ساختاری، نابرابری، بحران‌های اقتصادی، رشد جمعیت، تغییرات اقلیمی و ضعف حکمرانی نیز در شکل‌گیری این روند سهم مهمی دارند. اما نادیده گرفتن نقش جنگ‌ها، مداخلات نظامی، رقابت‌های ژئوپلیتیکی و سیاست‌هایی که به بی‌ثباتی گسترده در مناطق پیرامونی اروپا انجامیده‌اند نیز تصویری ناقص از واقعیت ارائه می‌دهد. اروپا امروز تنها با مهاجران روبه‌رو نیست؛ بلکه با بخشی از پیامدهای نظمی مواجه است که خود نیز، به درجات مختلف، در شکل‌گیری آن نقش داشته است.

در شرایطی که تنش‌های نظامی در خاورمیانه بار دیگر خطر گسترش بی‌ثباتی و شکل‌گیری موج‌های تازه آوارگی را افزایش داده است، این پرسش بیش از هر زمان دیگری اهمیت پیدا می‌کند: آیا اروپا برای مواجهه با پیامدهای انسانی بحران‌هایی که در همسایگی آن جریان دارد آماده است، یا همچنان خواهد کوشید مسئله را تنها با دیوارهای بلندتر، حصارهای مرزی و امنیتی‌سازی مهاجرت مدیریت کند؟

سئوتا تنها یک بحران مرزی نیست؛ آینه‌ای است که اروپا در آن بخشی از پیامدهای جنگ‌ها، نابرابری‌ها و رقابت‌های ژئوپلیتیکی جهان امروز را می‌بیند. تا زمانی که ریشه‌های مهاجرت ـ از جنگ و فقر تا توسعه نامتوازن و بی‌ثباتی سیاسی ـ پابرجا باشند، دیوارهای بلندتر شاید عبور انسان‌ها را دشوارتر کنند، اما نه مهاجرت را متوقف خواهند کرد و نه مانع بهره‌برداری سیاسی از آن خواهند شد. مهاجران، پیش از آنکه تهدیدی برای اروپا باشند، یادآور هزینه‌های انسانی جهانی هستند که هنوز نتوانسته میان امنیت، عدالت و صلح توازن برقرار کند

 

تاریخ انتشار : ۱۴ مرداد, ۱۴۰۵ ۱:۱۸ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

جنایت جنگی آمریکا در سیریک و جنگ اقتصادی آمریکا علیه مردم ایران را شدیداً محکوم می‌کنیم

هیئت سیاسی-اجرایی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت): سازمان ما تأکید می‌کند که تقویت سرمایهٔ اجتماعی و افزایش تاب‌آوری ملی، تنها زمانی ممکن است که مجموعه‌ای از اقدامات فوری و ساختاری به‌صورت هم‌زمان پیش برود. رفع فشار سنگین اقتصادی از زندگی مردم، به‌ویژه کارگران، بازنشستگان و طبقات میانی و پایین جامعه، اولویت انکارناپذیر است؛ زیرا هیچ جامعه‌ای زیر بار فقر، ناامنی معیشتی و نابرابری گسترده نمی‌تواند تاب‌آوری واقعی داشته باشد.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

گفت‌وگوی یرواند آبراهامیان درباره آینده ایران؛ تغییر حکومت و ثبات آن

از نظر تاریخی، حتی تندروها نیز همیشه آمادگی رسیدن به توافق با آمریکا را داشته‌اند. [آیت الله] خمینی، حتی زمانی که آمریکا و اسرائیل را «شیطان» می‌خواند، در پشت پرده رفتاری بسیار عمل‌گرایانه داشت. فقط کافی است ماجرای ایران‌کنترا را به یاد بیاوریم. درباره آیت‌الله خامنه‌ای نیز همین مسئله وجود داشت. با وجود تمام شعارها، نمایندگان او حاضر به مذاکره و رسیدن به توافق بودند.

مطالعه »

دعوت به بازگشت؛ آغازی برای آشتی ملی یا گشایشی از سر درماندگی؟

گودرز اقتداری: اظهارات اخیر مقام‌های دولت مسعود پزشکیان درباره ایرانیان خارج از کشور، در نگاه نخست شاید تکرار همان دعوت‌هایی به نظر برسد که در دولت‌های مختلف درباره «بازگشت ایرانیان» شنیده‌ایم. اما این بار یک تفاوت مهم وجود دارد: سخن فقط از متخصصان، سرمایه‌گذاران یا ایرانیان غیرسیاسی نیست. نام کسانی مطرح شده که سال‌ها منتقد جدی جمهوری اسلامی بوده‌اند و برخی نیز هزینه‌های سیاسی سنگینی پرداخته‌اند.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

بلوک چپ در انتخابات پارلمانی سوئد با اختلاف کمی پیشتاز است

وجدان های بیدار

سیاست خارجی چندبعدی و استراتژی توازن

حاکمیت استعمارستیز و مردم‌کُش – «چپ» چه باید بکند؟

اگزیستنسیالیسم؛ آزادی است، یا ترس و مرگ؟

وجدان‌های بیدار!