|
Getting your Trinity Audio player ready...
|
مهاجرانی که از جنگ، فقر و بیثباتی گریختهاند، وقتی به مرزهای اروپا میرسند، دیگر نه قربانی، بلکه تهدیدی برای امنیت، هویت و ثبات سیاسی این قاره معرفی میشوند. بحران اخیر سئوتا، در مرز اسپانیا و مراکش، نمونهای روشن از همین دگرگونی روایت است؛ بحرانی که در آن، هم انسانهای ناامید در جستوجوی آیندهای بهتر دیده میشوند و هم اتهامهایی درباره استفاده از مهاجرت بهعنوان ابزاری برای اعمال فشار سیاسی و امنیتی.
گزارشهای منتشرشده از سوی رسانههای اسپانیایی حاکی از آن است که نهادهای امنیتی این کشور مدعی شناسایی مأموران اطلاعاتی مراکش در میان گروهی از مهاجرانی هستند که طی روزهای اخیر وارد سئوتا شدهاند. مقامهای امنیتی اسپانیا این رویداد را نمونهای از «جنگ ترکیبی» توصیف کردهاند؛ ادعایی که دولت مراکش آن را رد میکند. فارغ از درستی یا نادرستی این اتهامها، نفس مطرح شدن چنین روایتی نشان میدهد که مهاجرت در مناسبات امروز دیگر صرفاً یک مسئله انسانی نیست، بلکه به بخشی از رقابتهای ژئوپلیتیکی میان دولتها تبدیل شده است.
اروپا امروز با افزایش ورود مهاجران، رشد احزاب راست و راست افراطی و شکافهای سیاسی عمیق بر سر سیاستهای مهاجرتی روبهرو است. اما این بحرانها در خلأ شکل نگرفتهاند. طی دو دهه گذشته، از عراق و افغانستان تا لیبی، سوریه و فلسطین، بخش بزرگی از خاورمیانه و شمال آفریقا بارها صحنه جنگ، مداخله نظامی، فروپاشی ساختارهای دولتی و بحرانهای اقتصادی بوده است. میلیونها نفر خانه و کاشانه خود را از دست دادهاند و برای یافتن امنیت و آیندهای بهتر راهی اروپا شدهاند. برای بسیاری از آنان، مهاجرت نه یک انتخاب، بلکه پیامد مستقیم ناامنی، فقر، سرکوب و فقدان چشمانداز زندگی در سرزمین خود بوده است.
بحران سئوتا نیز اگرچه در ظاهر از تنشهای دیپلماتیک میان مادرید و رباط آغاز شد، اما ریشههای آن بسیار عمیقتر است. سالها نابرابری اقتصادی، محدود بودن مسیرهای قانونی مهاجرت، ناامیدی نسل جوان و شکاف روزافزون میان شمال و جنوب مدیترانه، زمینههای شکلگیری چنین بحرانی را فراهم کرده است. در چنین شرایطی، بستهتر شدن مرزهای اروپا باعث شده است که مهاجرت بیش از گذشته به ابزاری برای چانهزنی سیاسی میان دولتها تبدیل شود.
در این میان، نخستین قربانیان همین مهاجران هستند. کسانی که از بیکاری، فساد، سرکوب یا جنگ گریختهاند، در مرزها به بخشی از یک بازی امنیتی و سیاسی تبدیل میشوند؛ بازیای که در آن، دولتها درباره امنیت، حاکمیت و منافع ملی سخن میگویند، اما کمتر کسی از انسانهایی حرف میزند که جان خود را در دریا، پشت حصارهای مرزی یا در بیابانها از دست میدهند.
همزمان، هر موج جدید مهاجرت به سوخت سیاسی احزاب راست و راست افراطی اروپا تبدیل میشود. این جریانها با تکیه بر نگرانیهای امنیتی و فرهنگی، دولتهای میانهرو را به ناتوانی در حفاظت از مرزها متهم میکنند و خواهان محدودیتهای سختگیرانهتر برای ورود مهاجران میشوند. بازگشت دونالد ترامپ به کاخ سفید و تقویت دوباره گفتمان امنیتمحور و ضد مهاجرت در ایالات متحده نیز به این جریانها اعتمادبهنفس بیشتری بخشیده است. در چنین فضایی، هر بحران مرزی نه فقط یک مسئله انسانی، بلکه به میدان رقابت سیاسی بر سر آینده اروپا تبدیل میشود.
البته سادهسازی خواهد بود اگر همه موجهای مهاجرت تنها به سیاستهای غرب نسبت داده شوند. حکومتهای اقتدارگرا، فساد ساختاری، نابرابری، بحرانهای اقتصادی، رشد جمعیت، تغییرات اقلیمی و ضعف حکمرانی نیز در شکلگیری این روند سهم مهمی دارند. اما نادیده گرفتن نقش جنگها، مداخلات نظامی، رقابتهای ژئوپلیتیکی و سیاستهایی که به بیثباتی گسترده در مناطق پیرامونی اروپا انجامیدهاند نیز تصویری ناقص از واقعیت ارائه میدهد. اروپا امروز تنها با مهاجران روبهرو نیست؛ بلکه با بخشی از پیامدهای نظمی مواجه است که خود نیز، به درجات مختلف، در شکلگیری آن نقش داشته است.
در شرایطی که تنشهای نظامی در خاورمیانه بار دیگر خطر گسترش بیثباتی و شکلگیری موجهای تازه آوارگی را افزایش داده است، این پرسش بیش از هر زمان دیگری اهمیت پیدا میکند: آیا اروپا برای مواجهه با پیامدهای انسانی بحرانهایی که در همسایگی آن جریان دارد آماده است، یا همچنان خواهد کوشید مسئله را تنها با دیوارهای بلندتر، حصارهای مرزی و امنیتیسازی مهاجرت مدیریت کند؟
سئوتا تنها یک بحران مرزی نیست؛ آینهای است که اروپا در آن بخشی از پیامدهای جنگها، نابرابریها و رقابتهای ژئوپلیتیکی جهان امروز را میبیند. تا زمانی که ریشههای مهاجرت ـ از جنگ و فقر تا توسعه نامتوازن و بیثباتی سیاسی ـ پابرجا باشند، دیوارهای بلندتر شاید عبور انسانها را دشوارتر کنند، اما نه مهاجرت را متوقف خواهند کرد و نه مانع بهرهبرداری سیاسی از آن خواهند شد. مهاجران، پیش از آنکه تهدیدی برای اروپا باشند، یادآور هزینههای انسانی جهانی هستند که هنوز نتوانسته میان امنیت، عدالت و صلح توازن برقرار کند



