سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۱ تیر, ۱۴۰۵ ۱۸:۱۲

یکشنبه ۲۱ تیر ۱۴۰۵ - ۱۸:۱۲

فرم یا محتوا ؟ پرسشی اجتماعی، فلسفی، زیبا شناسی.

بی توجهی به رابطه دیالکتیکی میان فرم و محتوا منتهی به اشتباهات در سیاست و عمل اجتماعی میگردد. مثلا آنارشیست ها و چپ رادیکال این تصور را دارند که اشکال سیاست از طریق محتوای اقتصادی تعیین نمیشوند، بلکه خودسرانه عمل میکنند. مهم ندانستن نقش فرم به اپورتونیسم میرسد و وجود سازمان های سیاسی را برای تغییر غیرمهم میداند.
Getting your Trinity Audio player ready...

فرم و محتوا- در چند رشته از علوم انسانی.

رابطه” فرم و محتوا” یکی از پرسشهای مهم و کهن در تاریخ علوم انسانی مخصوصا در ادبیات و فلسفه در غرب است. دو مقوله فرم و محتوا، مفاهیمی دیالکتیکی ماتریالیستی هستند که وحدت متضاد تمام پدیده‌ها، ظواهر، و اشیاء را منعکس میکنند. میان فرم و محتوا یک وحدت دیالکتیکی برقرار است. خصوصیات آن دو، نسبی است و نه مطلق. نسبی بودن فرم، خود را در وابستگی به محتوا در یک اثر یا پدیده نشان میدهد. باور کردنی نیست که از ۲۵۰۰ سال پیش تاکنون در غرب متفکرانی مانند: افلاتون، ارسطو، باکون، برونو ، کانت، هگل، شلینگ، مارکس، انگلس، لنین، لامتری، اشتراوس، و مکاتب و جریانات فکری مانند: ساختارگرایان، اسکولاستیک ها، پوزیتیویست ها، ایده آلیست ها، ماتریالیست ها، نئوکانتیست ها، مارکسیست ها، ماتریالیسم پیشا مارکسیستی، فلسفه بورژوازی زمان حال، فرمالیست ها، مکتب هنر در خدمت هنر، و حتی رشته های:  روانشناسی، بیولوژی،ریاضی، خود را با آن مشغول کرده باشند.

فلسفه ماتریالیستی عصر جدید، محتوا را تعیین کننده نوع فرم در یک اثر یا در یک پدیده میداند. هر محتوایی دارای یک فرم است و هر فرمی بیان یک محتوا است. هماهنگی میان فرم و محتوا در یک اثر موجب ایده آل و کامل شدن آن اثر میگردد. در تاریخ زیبا شناسی و استتیک، این دو مقوله جهت تعیین ساختار اثر هنری و ادبی لازم هستند. فرم مقوله ایست فلسفی برای نمایش: سازمان، ساختار، پروسه، واقعیت عینی، و ظاهر. فلسفه بورژوازی زمان حال به جدایی متافیزیکی دو مفهوم فرم و محتوا میپردازد و نقش فرم را در متن و در پدیده و در آثار هنری مهمتر از محتوا میداند و مدعی است دوام فرم طولانی تر از محتوا است.

موضوع، رابطه، اهمیت، و نقش” فرم-محتوا” در آثار هنری-ادبی برای روشنفکران چپ، نزدیکی و اهمیتی با بحث های: هنر و ادبیات اجتماعی، رئالیستی، انتقادی، مسئول، خلقی، و رئالیسم سوسیالیستی دارد. فرم و محتوا فقط بشکل مفاهیم مشترک، جمعی و همراه، قابل بحث، بررسی و استفاده هستند. فرم، ساختار و ظاهر واقعیت عینی است. روبنا مانند روابط تولید در اجتماع نوعی فرم است، وسایل تولید محتوا است. در آثار هنری، فرم معمولا وضعیت استتیک و زیبایی را تعیین میکند. در طول تاریخ بشر در دورههای: سدههای میانه، رنسانس، باروک، کلاسیسم، و غیره، فرم تغییراتی را پشت سر گذاشته. در آثار هنری معمولا جداکردن مقوله های فرم و محتوا از همدیگر غیرممکن است. مکتب فرم گرای بورژایی” فرمالیسم” میان سالهای ۱۹۳۰-۱۹۱۵ میلادی با ادعای انقلاب هنری کوشید محتوا را کنار بزند و آنرا غیرمهم جلوه دهد و منکر تمایلات و موضوعات: بیوگرافیک، روانشناسانه، فلسفی، دینی، و اجتماعی در هنر و ادبیات بشود. بعد از سرکوب آن در شوروی، بشکل جریان ساختارگرایی در چکسلواکی، و سپس از طریق مهاجرین ادبی ضد استالینیستی به امریکا، بصورت” نقد نو” ادامه یافت.

در هر اثر هنری، فرم و محتوا نباید از هم جدا شوند، و محتوا نباید جای خود اثر را بگیرد. فقط در پروسه آنالیز تئوریک میتوان محتوا را بطور مستقل مورد توجه قرار داد. از جمله فرم های تفکر: مفاهیم، احکام، بیانات، و تئوری ها هستند؛ که مانند رابطه فرم و محتوا، از جمله پرسشهای بنیادین تاریخ فلسفه و اندیشه بوده اند. تعثیر فرم و محتوا در یک اثر یا پدیده، ممکن است بشکل ضروری و مثبت، یا بشکل مانع و منفی باشد. محتوا مقدمات تشکیل فرم را آماده میکند و مجموعه عناصر و جریاناتی است که  اساس پدیدهها را تشکیل میدهد. محتوا مجموع صفات درونی، عناصر، پروسه ها و غیره است که توسط آنها: فرم، ساختار، و سازمان ساخته میشود. محتوا رابطه تنگاتنگی با ماهیت و ذات دارد؛ مثلا ذات انسان اینست که اهل کار و تفکر است. شناخت ذاتی عمیق تر از شناخت محتوایی است. فرم محض، فقط در آبستراکت ها بشکل صوری یافت میشود. حتی در علم منطق که فرمی است فکری، محتوایی یافت نمیشود. در ادبیات، محتوا متکی است به اجزاء: موضوع، منبع، ماده، انگیزه، سنبل، و غیره. مقوله های فرم و محتوا زمانی مفید هستند که از نظر: نوع، رسانه، شیئی، هدف استفاده، ارتباط و همبستگی، تعریف شوند. ذات و ماهیت تمایل به عام بودن دارند، محتوا تمایل به خاص بودن دارد. فرم وابسته به محتوا است و محصول آن است، ولی اگر اثر ساخته شد، تداوم و دوام می آورد و مستقل است. فرم میتواند بعد از نابودی محتوا مدتها وجود داشته باشد. این اصل نقش مهمی برای شناخت قانونمندی های جامعه دارد. لنین میگفت: میان فرم و محتوا نبردی وجود دارد تا فرم را کنار بزند و محتوایی جدید بسازد؛ مانند وسایل تولید و روابط تولید. مارکس به آننکوف نوشت: فرم و محتوا شبیه تئوری روبنا-زیربنا، یا مانند نظریه: روابط تولید-وسایل تولید هستند.

فرم، واژه ایست لاتین به معنی: شکل، فیگور، ظاهر.آن در ادبیات مفهومی است برای ظاهر بیرونی یا متن زبانی. از جمله عناصر فرم: آهنگ، قافیه، زبان، سبک، تصویر، ساختار، و ژانر است. مفاهیم فرم و محتوا روابط :دیالکتیک هویت، وحدت،  تضاد، و مبارزه این دو را عمومیت میدهند. از طریق دیالکتیک، این دو مقوله: عناصر، ساختار، سیستم، عملکرد، و احکام بدست آمده، شناخت اثر و پدیده را ممکن میسازند. فرم، ارتباط درونی ساختار، نوع سازمان، تاثیرات متغیر، و پروسه ظواهر، در پدیده هاست. فرم های تفکر شامل: مفاهیم علمی، نظرات و بیانات، تئوری ها، و غیره هستند. ارسطو و اسکولاستیک های سده میانه، مدعی بودند که خدا نوعی فرم است چون میتوان آنرا از ماده و ماهیت جدا کرد. افلاتون میگفت: خدا فرم محض است. دمکریت میگفت فرم به ساختار وابسته است. برونو خلاف ارسطو از وحدت فرم و ماده و ماهیت میگفت. باکون بر این باور بود که فرم بسوی ماده می آید و به آن اضافه میشود. فرم نقش مهمی روی تفکر دارد؛ مخصوصا در ریاضیات، تئوری سیستم های عمومی، ضرورت مقوله های فرم و محتوا را ایجاب میکنند.

فرم های دولت و ایدئولوژی مدتها بعد از زوال محتوا و شرایط اجتماعی، به زندگی خود ادامه میدهند. انگلس میگفت نخستین انقلاب بورژوازی اجبارا در فرم های مذهبی و وابسته به فرم های فئودالیستی ظاهر شد. هم چنین جامعه سوسیالیستی از فرم های سازماندهی کاپیتالیستی و قدیمی استفاده خواهد کرد. پوزیوتیست ها که فرم را منفعل فرض میکنند، تغییرش را وابسته به محتوا می بینند. شناخت روابط فرمال و ساختاری میان پدیده‌ها و جریانات، نقش مهمی در علوم مدرن بازی میکند. بی توجهی به رابطه دیالکتیکی میان فرم و محتوا منتهی به اشتباهات در سیاست و عمل اجتماعی میگردد. مثلا آنارشیست ها و چپ رادیکال این تصور را دارند که اشکال سیاست از طریق محتوای اقتصادی تعیین نمیشوند، بلکه خودسرانه عمل میکنند. مهم ندانستن نقش فرم به اپورتونیسم میرسد و وجود سازمان های سیاسی را برای تغییر غیرمهم میداند، ولی برای رمانتیسم کلاسیک و برای ایده آلیسم هگل، فرم تعیین کننده بود. هگل به رد تئوری جدایی فرم-محتوای کانت پرداخت و روی وحدت دیالکتیکی آندو تاکید میکرد. ایده آلیسم عینی هگل ولی روی اهمیت فرم اغراق می نمود. ماتریالیست های فرانسوی قرن ۱۸ میلادی میگفتند: به محتوا باید فرم داد. فلسفه ماتریالیستی پیش از مارکسیسم میگفت: محتوا در مقابل فرم تعیین کننده است. مکتب ایده آلیسم ولی همیشه دنبال جا انداختن تئوری اهمیت فرم و فعال نمودن آن بود .

منابع:

— die literatur, sachlexikon, duden verlag, wien,1989, s. 159-160

—-meyers universallexikon, band1, 1979,leipzig, veb verlag, s.32 und s.360

—-philosophisches wörterbuch,veb leipzig, s.194-196, ohne ausgabe datum

— soziologie,gerd reinhold, oldenbourg verlag, 1997, münchen, s. 173

تاریخ انتشار : ۹ تیر, ۱۴۰۲ ۱۱:۵۹ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

1 Comment

  1. مهرداد دارستانی گفت:

    گمان می‌کنم گفته افلاطون که گفت :
    خدا فرم محض است .
    قرنها بعد در پژوهشهای داوینچی در انطباق دادن ریاضی و جغرافیایی پیکر انسان بر سیاره زمین تاثیر بسیار داشت .
    این تفکر نهایتا به مقوله انسان خدایی خواهد رسید .
    محتوایی که زمین و زندگی فرم اوست .

    نوشته بسیار پرمحتوا و دانستنی .

افزایش تنش در تنگه هرمز و جنوب ایران، روند مذاکرات را تهدید می‌کند!

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): افزایش تنش در تنگه هرمز و جنوب ایران، در پی تلاش امریکا برای ایجاد مسیر جنوبی کشتیرانی و حملات متقابل دو کشور، تفاهم‌نامه را در معرض فروپاشی قرار داده است؛ وضعیتی که بدون خویشتنداری و دیپلماسی می‌تواند روند مذاکرات و ثبات منطقه را به‌شدت تهدید کند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

تنش حقوقی و سیاسی در شورای امنیت بر سر آینده پرونده هسته‌ای ایران

شهناز قراگزلو: ایالات متحده نیز از مواضع کشورهای اروپایی پشتیبانی کرد. نماینده آمریکا استدلال‌های روسیه و چین درباره پایان اعتبار قطعنامه ۲۲۳۱ را رد کرد و بر ضرورت ادامه بررسی پرونده هسته‌ای ایران در شورای امنیت تأکید داشت.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

International Affairs Committee Bulletin No 4

تنش حقوقی و سیاسی در شورای امنیت بر سر آینده پرونده هسته‌ای ایران

افسانه «جنگ خوب»

خانه اینجاست، جایی برای رفتن نداریم

چرا آزمایشگاه‌های بزرگ هوش مصنوعی این‌همه فیلسوف استخدام می‌کنند؟

بازتاب شکست در «اجاره‌نشین‌ها»ی داریوش مهرجویی و «سراسر حادثه»ی بهرام صادقی