سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۸ بهمن, ۱۴۰۴ ۱۷:۵۶

سه شنبه ۲۸ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۷:۵۶

تخلیه زندان رجایی‌شهر؛ تلاش سیستماتیک حکومت برای پاک‌ کردن آثار جنایت علیه بشریت

سازمان حقوق بشر ایران خواهان توقف تخریب قریب‌الوقوع این زندان به قصد پاک کردن آثار جنایاتی است که در سال ۱۳۶۷ در این زندان به اوج خود رسید.

رسانه‌های داخل ایران خبر از تخلیه کامل زندان رجایی‌شهر کرج (گوهردشت) دادند. این درحالی است که پرونده کشتار زندانیان سیاسی که سال گذشته دادگاهی در سوئد بر اساس آن حمید‌ نوری را به حبس ابد محکوم کرد، شامل سلسله جنایاتی می‌شود که به‌طور عمده در این زندان اتفاق افتاده است.

سازمان حقوق بشر ایران خواهان توقف تخریب قریب‌الوقوع این زندان به قصد پاک کردن آثار جنایاتی است که در سال ۱۳۶۷ در این زندان به اوج خود رسید.

محمود امیری‌مقدم، مدیر این سازمان در این خصوص گفت: «زندان رجایی‌شهر محل ارتکاب جنایت علیه بشریت به‌دست کسانی‌ست که هم اکنون دارای پست‌های کلیدی در جمهوری‌اسلامی هستند. تمامی ابعاد این جنایات هنوزمشخص نیست و بدون شک ازبین بردن آثار و جلوگیری از نمایان شدن همه ابعاد این جنایات یکی از انگیزه‌های مهم حکومت برای تعطیل کردن این زندان است. جنبش دادخواهی وجامعه‌ مدنی ایران و همچنین جامعه جهانی باید با تلاش خود، از تخریب این زندان جلوگیری کنند.»

رسانه‌های داخل ایران روز شنبه ۱۴ مرداد ماه، به نقل از دادگستری استان البرز از تخلیه کامل زندان رجایی‌شهر کرج (گوهردشت) خبر دادند.

براساس گزارش‌ها، تخلیه این زندان در پی دستور رئیس قوه قضائیه درتاریخ ۱۷ فروردین ماه در دستور کار قرار گرفت و نخستین فاز آن روز سه‌شنبه ۱۰ تیر ماه با تخلیه نیمی از زندانیان آغاز و تا ۱۴ مرداد ماه، تمام زندان تخلیه شده است.

یک منبع مطلع به سازمان حقوق بشر ایران گفت: «مقامات [زندان] اوایل تیر بدون ذکر نام خریدار به زندانیان خبر دادند که زندان به مبلغ ده هزار میلیارد تومان به فروش رفته و به زودی تخلیه می‌شود».

تخلیه و تخریب قریب الوقوع این زندان درحالی صورت می‌گیرد که طی دو سال  گذشته، دادگاهی در سوئد  فردی به نام حمید نوری را به اتهام مشارکت در کشتار زندانیان سیاسی سال ۱۳۶۷ به حبس ابد محکوم کرد و دادگاه تجدید نظر در ماه‌های آینده این پرونده را مورد بررسی قرار خواهد داد.

علاوه بر اعدام‌‌های گسترده زندانیان سیاسی در دهه نخست حیات جمهوری‌سلامی، زندان رجایی‌شهر محل اجرای هزاران اعدام در سه دهه گذشته نیز بوده‌است. بر اساس آمار سازمان حقوق‌بشر ایران در دوره زمانی ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۲ دستکم ۵۳۰ نفر فقط به اتهام قتل در این زندان اعدام شدند.

مقامات رسمی مدعی‌اند که این جابه‌جایی‌ها «در راستای اجرای قانون انتقال زندان‌ها و مراکز اقدامات تأمینی و تربیتی موجود به خارج از شهرها (مصوب ۷ آذر ۱۳۸۰) است.» اما شواهد موجود نشان می‌دهند که تخلیه زندان رجایی‌شهر بخشی از تلاش سیستماتیک مقامات جمهوری اسلامی در راستای پاک کردن آثار جنایاتی است که در طول حیات این حکومت صورت گرفته و با کشتار هزاران زندانی سیاسی در سال ۱۳۶۷ به اوج خود رسید. این جنایات به زندان رجایی‌شهر محدود نمی‌شوند.

همچنین، در بهمن ماه سال ۱۴۰۰ نیز، رئیس قوه قضائیه، در سفر استانی به مشهد، از زندان مرکزی این شهر بازدید و دستور اجرایی شدن روند انتقال این زندان به خارج شهر را صادر کرده بود.

زندان مرکزی مشهد نیز مانند زندان رجایی شهر کرج، یکی از نقاطی است که جنایات دهه ۶۰، در آن صورت گرفته بود. مسئله استفاده از شکنجه و تجاوز به زندانیان زن در زندان مرکزی مشهد، در نامه رسمی حسینعلی منتظری، قائم‌مقام وقت رهبر جمهوری اسلامی خطاب به روح‌الله خمینی مورد اشاره قرار گرفته بود.

در نامه منتظری که در تابستان ۱۳۶۷ نگاشته شده آمده است: «آیا می‌دانید که در زندان مشهد، حدود ۲۵ دختر به خاطر آنچه بر آن‌ها رفته بود، مجبور به درآوردن تخمدان یا رحم شدند؟! آیا می‌دانید که در برخی زندان‌های جمهوری اسلامی، دختران جوان به زور، مورد تجاوز قرار می‌گیرند!»

علاوه براین، طی سه سال گذشته گزارش‌های مختلفی از تلاش مقامات جمهوری اسلامی برای تخریب گورستان خاوران منتشر شده است. در گورستان خاوران، هزاران تن از زندانیان سیاسی اعدام‌شده در تابستان ۱۳۶۷ در گورهای دسته‌جمعی و بدون نام و نشان، به خاک سپرده شده‌اند.

در مرداد ماه ۱۴۰۱، صدها نفر از اعضای خانواده‌های قربانیان دوره‌های مختلف حکومت جمهوری اسلامی ایران از کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل خواستند تا مانع «تخریب و دستکاری در گورستان خاوران» به‌دست مأموران جمهوری اسلامی شود.

تاریخ انتشار : ۱۷ مرداد, ۱۴۰۲ ۲:۳۱ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

انقلاب بهمن، ٢٢ بهمن

انقلاب بهمن زنده است؛ خائنان به انقلاب مردم باید از مسند نامشروع قدرت طرد شوند!

هیئت سیاسی – اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): در شرایطی سالگرد انقلاب بهمن را گرامی می‌داریم که جامعهٔ ایران هنوز در اندوه جان‌باختن هزاران انسان بی‌گناه در فاجعهٔ دی‌ماه گذشته به‌سر می‌برد؛ فاجعه‌ای که مسئولیت مستقیم آن بر عهدهٔ حاکمیتی است که جان و امنیت شهروندان را قربانی ناکارآمدی، فساد و بی‌مسئولیتی خود کرده است.

انقلاب ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ رویدادی تصادفی یا گسسته از تاریخ نبود، بلکه حلقه‌ای از زنجیرهٔ مبارزات تاریخی مردم ایران برای آزادی، استقلال، جمهوریت و حاکمیت شهروندان بر سرنوشت خویش بود؛ زنجیره‌ای که از انقلاب مشروطه، سرکوب آن توسط کودتای رضاخان، اشغال ایران در جنگ جهانی دوم، نهضت ملی شدن نفت و کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ عبور کرد و به قیام علیه سلطنت پهلوی رسید. …

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

مصاحبهٔ مونیخ؛ آزمونی برای مسئولیت‌پذیری سیاسی

شهناز قراگزلو: نکتهٔ حساس‌تر در همان مصاحبه این بود که کسرا ناجی اشاره کرد بسیاری از نیروهای سیاسی و مخالفان جمهوری اسلامی رهبری رضا پهلوی را نمی‌پذیرند و زیر چتر او قرار نمی‌گیرند. پاسخ رضا پهلوی این بود که کسانی که با او همراه نیستند، احزاب و سازمان‌هایی‌اند که به دموکراسی اعتقاد ندارند. این پاسخ از نظر سیاسی و اخلاقی خطرناک است، چون به‌جای پذیرش تکثر طبیعی جامعه، مخالفان را با یک برچسب از دایرهٔ مشروعیت خارج می‌کند.

مطالعه »

اهریمن‌سازی از چپ و کنش ما

یک همگرایی ایدئولوژیک طولانی‌مدت بین رسانه‌های قدرتمند و تحت حمایت خارجی و جریان‌های تأثیرگذار در درون حاکمیت و رسانه های وابسته به آنها وجود داشته است که هر دو، اهریمن‌سازی چپ و نسبت دادن مسئولیت مشکلات ایران به آن را مفید یافته‌اند. خشم عمومی از نابرابری، فساد و بی‌عدالتی اقتصادی بسیار واقعی است، اما این خشم به طور کامل با حمایت از جایگزین‌های سوسیالیستی یا برابری‌خواهانه همخوانی ندارد.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

من موادفروشم، وطن‌فروش نیستم

بیانیه ۴۱۶ کنشگر سیاسی و مدنی ایران در اعتراض به بازداشت‌ معترضان به کشتار دی‌ماه و تاکید بر شکل‌گیری «جبهه نجات ایران» در انتقال قدرت به مردم

بازتعریف نقش ایرانیان مهاجر در قبال جنبش‌های داخل کشور

گلهای خشم کلان شهرهای بورژوایی

«مزد خوب» یعنی مزدی نزدیک به سبد معیشت/ هزینه‌های زندگی کمتر از۶۰ میلیون تومان نیست!

کودکان گرفتار در سوگ جمعی