سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۸ بهمن, ۱۴۰۴ ۰۷:۵۷

چهارشنبه ۸ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۷:۵۷

۸ مارس، یک صف آرایی اجتماعی دیگر

گره زدن جنبش زنان و وصل کردن آن به این تفکر و سیاستها تنها تلاشی برای خفه کردن صدای حق خواهی زنان است. اینها میخواهند به بهانه اینکه حالا وقتش نیست و ملیت و قومیت اول است و باید رفت سراغ فدرالیسم و از این حرفها جنبش زنان را به حاشیه برانند. اینها حتی اگر خود زن باشند کمکی به معضل عظیم اجتماعی تبعیض جنسی و نابرابری نکرده و نمیکنند.

یکی از فعالین جنبش زنان در ایران چندی پیش نوشته بود: 
” طرفداران ۸ مارس امسال، آنقدر شلوغ کرده اند و چنان ترافیکی راه انداخته اند که جای سوزن انداختن نیست. دارند پای همدیگر را لگد میکنند تا جلو بزنند! در شهرهای کردستان حتی بین گرایشات مختلف از خانواده ناسیونالیستها و تشکلها و شعرا و ادبایشان رقابت است، تا چه کسی جلو میافتد. که آدم بیشتر جمع میکند و که مسابقه را میبرد؟! … خانه تشکلها، هلال احمر، انستیتوی “خورهه لات” (بخوانید شرق)، انجمنهای کردی و خیریه، ناسیونالیستهای رنگارنگ و خلاصه شعرا و ادبای محترم کرد و از این هم بیشتر.”
و اضافه میکند، ” باید دید علت این چرخش، چیست؟ آیا میشود ما زنان چنین واقعه ای را به فال نیک بگیریم و یک پیشروی برای خود به حساب بیاوریم؟”

جواب سوال این دوست مثبت است. این یک پیشروی برای جنبش برابری طلبی است. 
این که همه به سر ۸ مارس قسم میخورند و در مقابل برابری طلبی ۸ مارس سر فرود میآورند خود نشانه حرمت چپ در جامعه، عروج آن و عقب نشینی سنت و فرهنگ عقب مانده است. این را دیگر کسی نمیتواند انکار کند. 
ناسیونالیستها و فاشیستهای قوم پرستی که با بحث قوم گرایی و فدرالیسمشان گوش مردم راآزار میدهند و حتی برای تبلیغ این افکار ضدانسانیشان رمضان زاده را هم به کمک طلبیدند، اگر از این کارشان آبی گرم میشد واگر توجه مردم را جلب میکردند، بطور قطع برای ۸ مارس تره هم خرد نمیکردند.
اینکه خود را به ۸ مارس و جنبش زنان آویزان میکنند دلیلش این است که کالایشان در بازار خریدار ندارد. اینها میخواهند از جنبش عظیم زنان و برابری طلبی آن برای افکار ضد انسانیشان قبایی بدوزند و آبرویی بخرند. 
لشکر کشی راستها برای فتح ۸ مارس امسال دیدنی بود. بخشی از آنها و امثال بهزاد خوشحالی ها و سیمین چایچی ها و غیره که دور انستیتوی خورهه لات ولدبیگی معلوم الحال جمع شده بودند، در نیمه راه از هم پاشیدند. 
جناح دیگر همین راست و وابستگان به دولت در سالن فجر جمع شدند و ستون حوادث خیابانی مربوط به زنان را برای همدیگر خواندند. این تجمع نه تنها با استقبال مردم روبرو نشد هیچ، بلکه بین خود برگزار کنندگان هم اختلاف افتاده و در سربالایی تند عقب ماندگیشان همدیگر را گاز گرفتند. میکروفون را از دست همدیگر گرفتند و دعوای خانگی راه انداختند. این تلاشها از همان آغاز معلوم بود که به جایی نمیرسد و برای آنها آبرویی نمیخرد. از همان ابتدا معلوم بود که فدرالیسم و قومگرایی و فمینسم کردی … همه با حقوق زن و برابری زن و مرد بیگانه اند.
گره زدن جنبش زنان و وصل کردن آن به این تفکر و سیاستها تنها تلاشی برای خفه کردن صدای حق خواهی زنان است. اینها میخواهند به بهانه اینکه حالا وقتش نیست و ملیت و قومیت اول است و باید رفت سراغ فدرالیسم و از این حرفها جنبش زنان را به حاشیه برانند. اینها حتی اگر خود زن باشند کمکی به معضل عظیم اجتماعی تبعیض جنسی و نابرابری نکرده و نمیکنند. 
آیا این زنگ خطر و درس خوبی برای طلوعی ها و چایچی ها و امثال آنها نیست که از سرگردانی و زیگزاگ کنونی در آیند؟ آیا این کمک میکند که این آدمها و کسانی که خود به مثابه زن تحقیر و تبعیض و نابرابری را تحمل میکنند، تناقض حقوق انسانی خود و همسرنوشتانشان را با تفکری که از بیخ و بن با انسانیت و برابری سازگار نیست ، حل کنند؟ 
در مقابل این صفبندی، صف اجتماعی دیگری است که با قومگرایی و فدرالیسم سر آشتی ندارد، با آن مخالف است و صمیمانه بر انسانیت زنان پای میفشارد. این صف انسانهایی است به وسعت سراسر ایران و صدای انسانهایی است که از تبعیض و نابرابری رنج میبرند و دنبال راه حل اند. انسانهای شریفی که هیچ بدهکاری به کسی ندارند، چیزی ندارند به مردم بفروشند، پشت صدای حق طلبی و برابری طلبیشان هیچ سیاست و بازی ای نهفته نیست. سر راست و صمیمی بر حقوقی پافشاری میکنند که به خوشبختی نیمی از انسانهای جامعه و یا بهتر است بگویم کل جامعه، مربوط است. همه زنان خواهان حرمت انسانی و مخالف تبعیض جنسی و تحقیر، جایشان در این صف است. حضور در این صف باید برای همه کسانی که واقعا از تحقیر وآپارتابد جنسی رنج میبرند مایه مباهات و افتخار باشد. 
این صف و این انسانهای شریف، شایسته قدردانی و احترام و حمایت همه جانبه در ابعاد سراسری ایران و در سطح بین المللی اند. این صف وسیع انسانی و این فعالین انساندوست و آزادیخواه همزمان که علیه تبعیض و برای آزادی و برابری مبارزه میکنند، در همان حال با صفی دیگر از مخالفان برابری واقعی زن و مرد از نژادپرستهای آریایی و شاهی تا ناسیونالیستهای رنگارنگ وطنی و محلی و کردی و غیره و فدرالیستهای قومپرست و خیل عظیم خدمتگزارانشان در میان ادبا و شعرا و وکلا …. روبرو هستند که یک سرشان در دستگاهها و بنگاههای دولتی و سر دیگرشان در لوس آنجلس و اربیل و سلیمانیه و مهاباد و سنندج است. 
باید با همه اینها در افتاد. باید صف آزادیخواهی و برابری طلبی را در مقابل هر دوی آنها گسترده و محکم و سراسری تر کرد. این وظیفه ای سنگین را پیش پای ما و همه آن نیروی عظیم انسانی از کارگر و دانشجو و معلم و پرستار و جوان و بخصوص زنان اسیر آپارتاید جنسی میگذارد.
ما از عهده این وظیفه بر میاییم. راه دیگری نیست. باید مدنیت وانسانیت به جامعه ما برگردد. برابری زن و مرد یک شرط اساسی تحقق این امر است. بدون آزادی و برابری زن و مرد هیچ جامعه ای نمیتواند مدعی آزادی و مدنیت باشد. 

تاریخ انتشار : ۱۷ اسفند, ۱۳۸۳ ۱۰:۴۰ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

در همایش‌ها، گردهم‌آیی‌ها و تظاهرات جمهوری‌خواهان مردمی و میهن‌دوست شرکت می‌کنیم!

در تداوم پای‌بندی به این وظیفهٔ انسانی و میهنی، هیئت سیاسی – اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) از برگزاری تظاهراتی که با نام «همبستگی جمهوری خواهان در حمایت از مبارزات مردم ایران» از ساعت ۱۴:۰۰ روز یک‌شنبه، ۵ بهمن ۱۴۰۴ (۲۵ ژانویهٔ ۲۰۲۶ میلادی) در شهر کلن آلمان برگزار می‌شود پشتیبانی کرده و شرکت هرچه گسترده‌تر در تظاهرات جمهوری‌خواهان مردمی و میهن‌دوست را در خدمت دست‌یابی به آینده‌ای روشن برای مردم و سرزمین ایران می‌داند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

چگونه رژیم ایران خیابان‌ها را دوباره تصرف کرد!

فینانشال تایمز: این اعتراضات به سرعت به جنبشی بسیار گسترده‌تر علیه خود رژیم تبدیل شد و شعارهای «مرگ بر خامنه‌ای» و «مرگ بر دیکتاتور» در شهرهای مختلف کشور طنین‌انداز شد. شاهد دیگری در غرب تهران به فایننشال تایمز گفت که حدود دوازده مرد تنومند، «شبیه کماندوها» را دیده است که لباس‌های سیاه مشابهی پوشیده بودند و در منطقه می‌دویدند و از مردم می‌خواستند خانه‌های خود را ترک کنند و به اعتراضات بپیوندند. او گفت: «آنها قطعاً سازماندهی شده بودند، اما من نمی‌دانم چه کسی پشت آنها بود.»

مطالعه »

اهریمن‌سازی از چپ و کنش ما

یک همگرایی ایدئولوژیک طولانی‌مدت بین رسانه‌های قدرتمند و تحت حمایت خارجی و جریان‌های تأثیرگذار در درون حاکمیت و رسانه های وابسته به آنها وجود داشته است که هر دو، اهریمن‌سازی چپ و نسبت دادن مسئولیت مشکلات ایران به آن را مفید یافته‌اند. خشم عمومی از نابرابری، فساد و بی‌عدالتی اقتصادی بسیار واقعی است، اما این خشم به طور کامل با حمایت از جایگزین‌های سوسیالیستی یا برابری‌خواهانه همخوانی ندارد.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

«نوزدهم بهمن» از سیاهکل تا امروز، تداومِ تعهد به آزادی و عدالت

قتل‌عام معترضان راه آزادی‌خواهی را سد نخواهد کرد

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

نان و قتل عام

ایران راه حل قهرآمیز ندارد

*می‌گویمت بدان که این شعر صیقل نخورده‌است!*