یکشنبه ۶ اسفند ۱۴۰۲ - ۱۵:۱۲

یکشنبه ۶ اسفند ۱۴۰۲ - ۱۵:۱۲

در مورد انقلاب بهمن ۵۷

اگر امروز شعار حق من کو، برقرار باد جمهوریت و همبستگی برای استقرار دموکراسی، از خواسته های مهم مردم شده که نشان از زنده بودن انقلاب 57 و نیاز مبرم ترمیم آن توسط خود مردم دارد. اگر در این مبارزه زنان ایرانی در مبارزه علیه حجاب اجباری روسری خود را پرچم مبارزه قرار داده اند قبل از هر چیز بخاطر این است که در انقلاب تمامی زنان از هر قشری وارد صحنه شدند.....
این روزها باید جرائت داشت و جلوی موج بزرگ تبلیغات ایستادگی کرد. من در زندگی سعی کرده ام به آنچه باور دارم عمل کنم و مهم نبوده که بازار تبلیغات چگونه باشد. اینروزها شاید برخی نخواهند واقعیتها را بگویند شاید برخی می خواهند مسئله را خیلی ساده بکنند و بگویند انقلاب ۵۷ ارتجاعی بود و از ان تبرا بجویند تا شاید بتوانند دل بخشی از نسل جدید را بدست آورند!. یا حتی انقلاب ۵۷ را شورش مردمی نادان بدانند. اما ما بودیم و اینطور نبود و باید با صدای بلند گفت تبلیغاتی که رژیم را نماینده انقلاب می خواند و آنرا نتیجه انقلاب بهمن ۵۷ میداند از بزرگترین دروغهایی است که اینروزها بخورد ایرانیان داده می شود. دروغ بزرگتر این است که گفته می شود در انقلاب ۱۳۵۷ مردم به دنبال خمینی راه افتادند. این روزها بسیاری هستند ـ البته بیشتر از روی واکنش و عصبانیت ـ که روزی نمی گذرد که در شبکه های اجتماعی به نسلی که در انقلاب بهمن ۵۷ شرکت کرد توهین نکنند. آن نسل را انسانهای “ابلهی” می پندارند که “قدر نعمت” نمی دانستند و گوسفندوار با مردی همراهی کردند که نکبت و بدبختی برای ایران آورد. توهین ها گاه بسیار تند و بی حد و مرز است و ۵۷ تی شده است توهین!. در اینباره نوشته ام و باز تکرار می کنم زیرا یکی از مشکلات عاجل برای کنار زدن رژیم استبدادی حاکم که مرزهای دروغ و فساد و جنایت را در نور دیده است همین موضوع است. اکنون که به سالگرد انقلاب نزدیک می شویم چند نکته را بعنوان فردی که در آن انقلاب شرکت داشت در اینجا مطرح می کنم. قبل از هر چیز این نکته را روشن کنم که هر نسلی شکستها و پیروزی های خود را دارد. نسلها را در مقابل هم قرار دادن کار ذهن نقاد و خلاق نیست. اینکه نسلی “خام” بود و نسلی دیگر “سوخته” و نسل حاضر “پخته”، هیچکدام درست نیستند. همه باید احساس مسئولیت کنند و هر کس و هر نسل باید با دقت نگاه کند با امکاناتی که داشته و دارد چه دستاوردهایی داشته است. نقد را باید انجام داد اما توهین مسئله ای را حل نمی کند و اصولا کسی که توهین می کند تنها درون زورمدار خود را آشکار می کند. حال بعنوان فردی که این شانس را پیدا کرد که در آن انقلاب شرکت کند کوتاه خدمت نسلی که آن انقلاب را زندگی نکرده است عرض می کنم:
۱ ـ هدف انقلاب مردم ایران بهیچوجه استقرار حاکمیت روحانیت نبود، مردم برای “اسلام” قیام نکردند اینگونه سخنها از تبلیغات رژیم حاکم است. خمینی بارها اعلام کرده بود که هیچ مقامی نخواهد داشت و به قم برای درس دادن خواهد رفت. یادآوری می کنم که در زمان انقلاب آقای خمینی مرجع اکثریت ایرانیان نبود و بر خلاف گفته کسانی که می پندارند مردم بخاطر اعتقادات مذهبی به خمینی روی آوردند باید دانست که در رهبری قرار گرفتن خمینی در سال ۵۷ اصلا علت مذهبی نداشت بلکه درست یا غلط علتش سیاسی بود که در این کوتاه نمی توانم به آنها بپردازم. مواضع سیاسی خمینی بود که از او سخنگوی انقلاب ساخت. در آن سالها آیت الله شریعتمداری و خوئی و گلپایگانی از آقای خمینی بیشتر پیرو ـ مقلد ـ داشتند. پیش نویس قانون اساسی که خود خمینی آن را امضا کرده بود آنزمان حدودا بیانگر خواسته های جنبش بود و در آن کلامی از ولایت فقیه نبود و برای آنزمان قانونی بسیار دمکراتیک بود. مردم ایران در سراسر دوران انقلاب یکبار هم کلمه ولایت فقیه را بزبان نیآوردند و حتی انرا نشنیده بودند و این مسئله اولین بار ۵ ماه بعد از انقلاب در مجلس خبرگان قانون اساسی پیش کشیده شد که در آنجا هم این اصل نسبت به بقیه اصول قانون اساسی کمترین آرا را آورد ـ دقت کنید کمترین آرا ـ حتی در قانون اسایسی اول، فقیه از اختیارات چندانی برخوردار نبود که مجبور شدند در سال ۶۸ انرا عوض کنند و ولایت مطلقه فقیه را که خمینی خلاف قانون از آغاز آنرا اعمال می کرد را درست کنند. بیاد می آورم که آن نسل بزرگترین خیابان پایتخت را در اولین تظاهرات بزرگ خود مصدق نامید و باز به یاد می اورم که ۳۰ خرداد ۶۰ با حذف رئیس جمهوری منتخب مردم و با استقرار کامل استبداد نام آن خیابان به ولیعصر تغییر کرد. بیاد می آورم که اولین تمبر پستی که در جمهوری اسلامی منتشر شد مزین به عکس مصدق و برای بزرگداشت ۱۰۰ مین سالگرد تولدش بود. بیاد می آورم شاه برای آرام کردن جنبش و خروج از بحران بختیار را از جریان مصدقی نخست وزیر کرد و خمینی هم بازرگان را که از همان جریان بود به مقام اولین نخست وزیر منصوب نمود و اولین رئیس جمهوری منتخب مردم هم مصدقی بود. اگر راه مصدق و خواسته اصلی اش که حاکمیت مردم بود محل نداشت شاه بختیار را و خمینی بازرگان را و مردم بنی صدر را انتخاب نمی کردند. و مهمتر از همه، مسلم است که اگر خمینی در پاریس می گفت که می خواهد ولایت مطلقه فقیه را مستقر کند و همه امور را “اسلامی” کند در مقام رهبری انقلاب قرار نمی گرفت. نه، آن نسل احمق نبود مردمی که همه با هم از شهرهای کوچک و بزرگ به خیابان آمدند دیوانه نبودند! آنها می دانستند چه می خواهند. باز هم یادآوری می کنم در اولین انتخابات مجلس خبرگان برای بررسی قانون اساسی در شهر تهران، که در آن صدها نفر بدون کوچکترین محدودیتی نامزد شده بودند نفر اول و دوم آقایان طالقانی و بنی صدر با اختلاف زیادی در صدر منتخبین قرار گرفتند که هر دو مخالف ولایت فقیه بودند. حتی آقای بنی صدر بیشتر از آقای منتظری که آنزمان “آیت الله انقلابی و جانشین خمینی” محسوب می شد رای آورد. بله مردم می دانستند چه می خواهند و برای چه قیام کرده اند: آزادی و حاکمیت ملی.
۲ ـ انقلاب ایران بزرگ بود؛ رویدادی زیبا بود و من این افتخار را دارم که توانستم در آن شرکت کنم. همدلی، ایثار و همبستگی بی مانندی که در آن روزها وجود داشت را هرگز فراموش نمی کنم. شاید در یک و یا دو تا از تظاهرات سال۸۸ این همبستگی دوباره به آن وسعت رخ نمود. اگر استبداد به شکل بسیار زشت تری بازسازی شده است دلیلش انقلاب نیست. دلیلش عدم استواری ما در دفاع از آزادیها است که جزو اصول انقلاب بود. هر کس باید ببیند در این بازسازی استبداد چه نقشی داشته و تا چه اندازه مسئولیت داشته است. متاسفم که از همه آن رویدادها، گاه عکسی از جوانانی که زنی را با خشونت گرفته اند و یا جنازه سوخته ای را حمل می کنند بعنوان اینکه انقلاب ایران سراسر خشونت و بلاهت بود را منتشر می کنند. اما این خشونت ها ـ که حتی یکی آن نیز زیادی است ـ در آن دریای زیبای همیستگی که گل را بر گلوله پیروز کرد بسیار بسیار کوچک بود. این خشونت نبود که انقلاب را پیروز کرد بلکه معنویت همبستگی آن انقلاب را پیروز کرد. بیشترین مسئولیت در وارونه چلوه دادن اهداف انقلاب را اصلاحطلبان دارند. آنها بدترین رفتارها را بعد از انقلاب کردند و بعد هم گفتند و تکرار کردند انقلاب خشونت است و چیز بدی است و دو دهه است که مشغول معامله برای اصلاح چیزی هستند که قابل اصلاح نیست. همینطور آن دسته از گزوههای چپ که ساختن استبداد مدهبی کمک کردند و حال می گویم آنزمان ما احمق بودیم.
۳ ـ بالاخره اینکه انقلاب آغاز تحول است و نه پایان آن. در کشوری که من زندگی می کنم [فرانسه] به انقلاب خود افتخار می کنند انقلابی که بعد از پیروزی خونهای بسیاری بنامش ریختند و بسیار بیشتر از ایران کشتار شد. اما هنوز بالای سردر هر ساختمان اداری در فرانسه شعار آن انقلاب می درخشد و سالروز آن انقلاب را جشن می گیرند. زیرا مهم بیان انقلاب است که باید ادامه پیدا کند و تصحیح شود زیرا انقلاب پدیده ای ایستا نیست. هر امر خلاف حقوق انسان که در ایران رخ داده است ـ از کشتار امیران زمان شاه در فردای انقلاب تا امروز باید پیگیری می شد و بشود. اما نشد و ما در این وضع بسر می بریم زیرا در مقابل خلافکاریها نایستادیم و یا خود در آن شرکت کردیم. و با یاری اندک کسانی که با اینگونه خشونتها مخالفت می کردند نشتابیم. بیشترین قربانی را همان نسلی داد که در انقلاب شرکت کرد. توده مردم انقلاب می کنند و بخشی هم حاکم می شوند و بخشی دیگر بدنبال تصرف قدرت سیاسی هستند که گاه دست به هر کاری می زنند مسئولین وضعیت امروز را باید در بین این افراد جست. مردمی که انقلاب کردند خواستار خشونت نبودند. ایرادی اگر هست به عدم ایستادگی در مقابل خلاقکاریها و فسادها و جنایتهاست. اما این ایراد اکنون هم هست و تنها مربوط به نسل سال ۵۷ نمی شود.از اینرو من مهران مصطفوی ـ یعنوان یک ایرانی ـ اگر اعترافی باید بکنم این است که به اندازه کافی در این ۴۲ سال در مقابل خلافکاریها و فسادها و جنایتها ایستادگی نکرده ام، پس از این جهت مسئولم. اما از من نخواهید که از شرکت در آن انقلاب توبه کنم اگر توبه ای باید بکنم بخاطر چشم بستن بر برخی خلافکاریها و نقض حقوق بشر است. بد نیست هر یک از ما از خود این سئوال را بکند که مسئولیتش تا چه اندازه است. از کسی که مدعی است سیاسی نیست ولی در حوزه قدرت رژیم عمل می کند تا سود کسب کند و مقامی بدست آورد تا کسی که در مقابل رژیم استبدادی حاکم همان روشهای رژیم را بکار می برد باید این سئوال را از خود بکنند.
۴ـ درست است که در باره رژیم شاه دروغ گفته شد اما انقلاب را دروغ به حرکت در نیاورد. مثلا شریعتی را رژیم شاه نکشته بود؛ صمد بهرنگی را شاه نکشته بود سینما رکس آبادان را شاه آتش نزده بود در میدان ژاله ۳۰۰۰ نفر کشته نشدند و …. اما وقتی مردم رژیمی را نمی خواهند دروغها را ـ خصوصا زمانی که از تلفن موبایل و اینترنت هم خبری نباشد ـ راحت باور می کنند و رژیم حاکم را محکوم می دانند. در سال ۵۶ بیاد دارم شایعه بود که زلزله طبس در اثر انفجارات اتمی رخ داده است. به اخباری که همین روزهای اخیر در باره اخبار مختلف پخش می شود خوب توجه کنید متوجه می شوید که میزان دروغهایی که در باره همین رژیم حاکم ساخته می شود بسیار بسیار بیشتر از دروغهایی است که علیه رژیم شاه شاخته شد. تازه ما در عصر اطلاعات و اینترنت هستیم. مثلا همه تکرار می کنند که در بهمن ماه ۱۵۰۰ نفر کشته شده اند و مسلما این عدد درست نیست. اما علت این امر این است که رژیم حاکم در وجدان عمومی مردم ایران محکوم است. با اینحال تکرار و تکرار که دروغ توجیه ندارد باید جلوی دروغ ایستاد زیرا با دروغ نمی توان با رژیم دروغساز مبارزه کرد. از اینرو مبارزه با دروغ از مهمترین مبارزهای عصر ماست.
۵ ـ بانی انقلاب شاه و عملکردهایش بود. شاهی که سیستم تک حزبی با ایدئولوژی شاهنشاهی را مستقر کرد و حاضر به شنیدن هیچ انتقادی نبود و بقول خودش ثروتهای ملی را آتش زد. برای انقلاب تصمیم گرفته نمی شود بلکه حاکمیتی که هیچ راهی برای اصلاح باقی نمی گذارد، حاکمیتی که کشور را تک حزبی می کند و می گوید هر کس مخالف است از ایران برود است که راه انقلاب را باز می کند. همان کاری که رژیم حاکم می کند.
۶ ـ ادامه راه انقلاب ۵۷ یعنی نه تنها کنار زدن دروغ بزرگ که “روحانیت باید حکومت کند” بلکه بطور کامل بنیاد دین از دولت باید جدا گردد و یکبار برای همیشه حاکمیت مردم کاملا مستقر گردد. جمهوری اسلامی مانع رشد ایرانیان؛ مانع بزرگ راه استقلال و آزادی و آبادی ایران است. مردمی که دین برایشان اخلاق و پاکدامنی بود همه دریافتند که دکانداران دین در قدرت، هم دین را به فنا می دهند و هم دولت را به ابتذال می کشانند.اگر امروز شعار حق من کو، برقرار باد جمهوریت و همبستگی برای استقرار دموکراسی، از خواسته های مهم مردم شده که نشان از زنده بودن انقلاب ۵۷ و نیاز مبرم ترمیم آن توسط خود مردم دارد. اگر در این مبارزه زنان ایرانی در مبارزه علیه حجاب اجباری روسری خود را پرچم مبارزه قرار داده اند قبل از هر چیز بخاطر این است که در انقلاب تمامی زنان از هر قشری وارد صحنه شدند و دیگر کسی نمی تواند آنها را به کنج خانه ها ببرد و بخاطر توهینی است که قانون ظالمانه حجاب اجباری به شعور ملت می کند زیرا همه می دانند هدف رژیم تنها و تنها کنترل جامعه است و حجاب اجباری اصولا در انقلاب مطرح نبود و از سال ۱۳۶۲ شکل قانونی بخود گرفت انقلابی که در آن زنان با روسری و بی روسری در کنار هم قرار گرفته بودند. اگر جوانان و کارگران و معلمان و مالباختگان بسیج شده اند، دلیلش اینکه حکومت عدالت و مساوات وعده داده شده تبدیل به رژیمی بسیار فاسدتر از رژیم قبل شده است. رژیم جهل و ستم حاکم دستاورد انقلاب مردم نیست زیرا با کلیه اهداف آن انقلاب در تناقض آشکار است. مبارزه پر پیچ و خم برای استقرار حاکمیت مردم، برای آزادی و دمکراسی، برای استقلال و آبادی ایران برای برابری و عدالت ادامه دارد و بیش از پیش نسلها باید دست در دست هم در تقویت این مبارزه بکوشند.
تاریخ انتشار : ۲۰ بهمن, ۱۴۰۲ ۱۰:۴۴ ب٫ظ
لینک کوتاه
مطالب بیشتر

نظرات

Comments are closed.

سخن روز

انتخابات! کدام انتخابات؟

با عنایت به این وضع و شرایط عملا موجود آنچه در ایران برگزار میشود فاقد حداقل شرایط برای شناخته شدن بعنوان یک انتخابات است. با تمام محدودیت ها و کنترل های نظام امنیتی و سیاسی انتخابی در کار نیست و دقیقا با استعاره از آقای خمینی « در این رژیم آزادی های فردی پایمال و انتخابات واقعی و مطبوعات و احزاب از میان برده شده اند.

مطالعه »
یادداشت

در مورد انقلاب بهمن ۵۷

اگر امروز شعار حق من کو، برقرار باد جمهوریت و همبستگی برای استقرار دموکراسی، از خواسته های مهم مردم شده که نشان از زنده بودن انقلاب ۵۷ و نیاز مبرم ترمیم آن توسط خود مردم دارد. اگر در این مبارزه زنان ایرانی در مبارزه علیه حجاب اجباری روسری خود را پرچم مبارزه قرار داده اند قبل از هر چیز بخاطر این است که در انقلاب تمامی زنان از هر قشری وارد صحنه شدند…..

مطالعه »
آخرین مطالب

عدم شرکت در انتخابات، همراهی با مردم و در جهت حفظ مصالح ملی است

بی اعتمادی ۸۰ درصد مردم نسبت به نظام حاکم گویای آن است که حکومت با همین سیاست ها و برنامه ها که علیه مصالح ملی و منافع مردم است ، پیش می راند. از این رو برای نجات کشور راهی جز ایستادن در کنار….

«انتخابات» نمایشی برای مشروعیت بخشی به تمامیت ‌خواهی نظام و تمرکز و خالص سازی قدرت

جمهوری اسلامی اکنون در شرایطی قرار دارد که ادامۀ وضع موجود بدون تغییرات در ساختار نظام هر روز سخت‌تر می‌شود. پروسه و روند تحولات تاکنونی و تجربه نشان میدهد که انتظار هیچ تغییر مثبتی از حکومت به شکل امروزی آن برای بهتر شدن اوضاع کشور متصور نیست، بلکه برعکس وضع بدتر از امروز خواهد شد. از این‌ رو عدم شرکت در انتخابات، آغاز راهی دشوار برای فشار مدنی بیشتر مردم به نظام برای تغییرات است. تنها نافرمانی مدنی و اعتراضات گسترده، یک‌پارچه و متحد مردم در مقیاس وسیع است که می‌تواند جمهوری اسلامی را در برابر پرسش سخت تن دادن به خواست مردم، یا سرنوشتی نا معلوم و تلخ برای خودش قرار دهد.

صدور و اجرای احکام اعدام را متوقف کنید!

ما خواهان توقف، ممنوعیت و لغو صدور و اجرای احکام اعدامیم! تنها با اعتراض گستردۀ مردمی و مبارزات پی‌گیر جامعۀ مدنی می‌توان صدور و اجرای احکام اعدام را متوقف  و در راستای ممنوعیت و لغو اعدام از قوانین کشور گام برداشت.

سلطه بدون هژمونی

در چنین شرایطی ، مشارکت نصف و نیمه اصلاح طلبان و میانه روها در کلان شهرها ، راه به جایی نخواهد برد . مقاله انتقادی تند محمد قوچانی خطاب به حزب اتحاد ملت و تاکیدش بر لزوم ” اصلاح اصلاحات ”  هم چیزی بیش از مرثیه زود هنگام  شکست اصلاح طلبان ، در این انتخابات نیست.

یادداشت

در مورد انقلاب بهمن ۵۷

اگر امروز شعار حق من کو، برقرار باد جمهوریت و همبستگی برای استقرار دموکراسی، از خواسته های مهم مردم شده که نشان از زنده بودن انقلاب ۵۷ و نیاز مبرم ترمیم آن توسط خود مردم دارد. اگر در این مبارزه زنان ایرانی در مبارزه علیه حجاب اجباری روسری خود را پرچم مبارزه قرار داده اند قبل از هر چیز بخاطر این است که در انقلاب تمامی زنان از هر قشری وارد صحنه شدند…..

مطالعه »
بیانیه ها

پاس‌داشت زبان مادری، غنابخش تنوع و تکثر زبانی و فرهنگی است!

سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) با باور عمیق به مبانی حقوق بشر و قائم به ذات بودن این حقوق و با توجه به جایگاه تعیین‌کنندهٔ زبان مادری در هستی هر یک از آحاد بشر، تأمین و تضمین و تحقّق حق قانونی هر ایرانی در دست‌رسی و قوام ودوام بخشیدن به زبان مادری خود را از حقوق بنیادین بشر می‌داند و همۀ نیروهای میهن‌دوست و ترقی‌خواه کشور را به حمایت فعال از حق آموزش زبان مادری و حفظ و زنده‌داشت این میراث گران‌قدر ایرانی فرامی‌خواند.

مطالعه »
پيام ها

باید یکی شویم و قلب‌مان را سرود و پرچم‌مان سازیم تا بهاران خجسته به ارمغان به میهن‌مان فراز آید!

کرامت و خسرو دو جوان روشنفکر انسان‌دوست چپ بودند و غم مردم فقرزدهٔ میهن و جهان به دل داشتند. آنان شیفتۀ جنبش فداییان خلق بودند. خسرو گلسرخی در وصیت‌نامه‌اش می‌نویسد: «من یک فدایی خلق ایران هستم و شناسنامه من جز  عشق به مردم چیز دیگری نیست … شما آقایان فاشیست‌ها که فرزندان خلق ایران را بدون هیج مدرکی به قتل‌گاه میفرستید، ایمان داشته باشید که خلق محروم ایران، انتقام خون فرزندان خود را خواهد گرفت». تاثیر ایستادگی جانانه آنان در برابر نظام حاکم و پشتیبانان جهانی آن موجی از شور و ایمان در جنبش فداییان پدید آورد

مطالعه »
بیانیه ها

پاس‌داشت زبان مادری، غنابخش تنوع و تکثر زبانی و فرهنگی است!

سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) با باور عمیق به مبانی حقوق بشر و قائم به ذات بودن این حقوق و با توجه به جایگاه تعیین‌کنندهٔ زبان مادری در هستی هر یک از آحاد بشر، تأمین و تضمین و تحقّق حق قانونی هر ایرانی در دست‌رسی و قوام ودوام بخشیدن به زبان مادری خود را از حقوق بنیادین بشر می‌داند و همۀ نیروهای میهن‌دوست و ترقی‌خواه کشور را به حمایت فعال از حق آموزش زبان مادری و حفظ و زنده‌داشت این میراث گران‌قدر ایرانی فرامی‌خواند.

مطالعه »
برنامه و اساسنامه
برنامه سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
اساسنامه
اساسنامه سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
بولتن کارگری
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

عدم شرکت در انتخابات، همراهی با مردم و در جهت حفظ مصالح ملی است

«انتخابات» نمایشی برای مشروعیت بخشی به تمامیت ‌خواهی نظام و تمرکز و خالص سازی قدرت

صدور و اجرای احکام اعدام را متوقف کنید!

سلطه بدون هژمونی

هیئت سیاسی ـ اجرایی سازمان اکثریت خاطی برنامە سازمان

۲۹ بهمن روز ستایش زن در فرهنگ ایران