سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۸ مرداد, ۱۴۰۵ ۱۹:۲۷

پنجشنبه ۸ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۹:۲۷

فلسفه هایدگر میان تبلیغ فاشیسم و آنتی کمونیسم.

هایدگر از موضع رمانتیسم عرفانی به مخالفت با رشد برق آسای علم و تکنیک و تقسیم کار تخصصی در غرب، در زمان خود پرداخت. تئوری ضد کاپیتالیستی غرب زده گی او ناشی از اینگونه تصورات بود. در دانشنامه های چپ، هایدگر را پایه گذار اگزیستنسیالیسم امپریالیستی و یکی از تئوریسین های فاشیسم آلمانی معرفی میکنند.
Getting your Trinity Audio player ready...

کج فهمی فیلسوفان مذهبی دانشگاهی وطن از هایدگر.

 

چرا هایدگر، فیلسوف اگزیستانسیالیست آلمانی، مورد علاقه روشنفکران ملی مذهبی و فیلسوفان التقاطی در ایران است؟ چرا چپ ها منتقد فلسفه هایدگر هستند؟ احمد فردید(۱۳۷۵-۱۲۸۹)شمسی، معروف به فیلسوف شفاهی؛ چون هیچ کتاب و متنی از خود بجا نگذاشت، از سال ۱۳۴۰ شمسی کوشید فلسفه هایدگر، از جمله اصطلاح “غرب زده گی” وی را در زبان فارسی جا بیندازد. هایدگر فلسفه خود را نه اگزیستنسیالیستی بلکه “هستی شناسی بنیادین” نام نهاد. در فلسفه او خلاف نظرات کانت، هوسرل، و دکارت، ذهن اساس عین است. انسان هایدگری چون انسان نیچه ای مدام در انتظار مرگ و یا در تلاش اراده برای کسب قدرت است. فلسفه هایدگر در ادامه فلسفه کیرکگارد محصول بحران جامعه بورژوازی و ناشی از ترس و هراس و از خودبیگانگی متافیزیکی است. هایدگر در تمام طول عمر خود میان فلسفه هستی شناسی عرفانی و ایده آلیسم عینی در نوسان بود و در پایان عمر مدعی شد که ۲۵۰۰ سال فلسفه متافیزیک غرب در شناخت هستی با شکست روبرو شده؛ پس باید به اشعار شاعرانی چون: هلدرلین، بوهم، و شلینگ آلمانی یا به متفکران پیشاسقراطی رجوع کرد.

هایدگر از موضع رمانتیسم عرفانی به مخالفت با رشد برق آسای علم و تکنیک و تقسیم کار تخصصی در غرب، در زمان خود پرداخت. تئوری ضد کاپیتالیستی غرب زده گی او ناشی از اینگونه تصورات بود. در دانشنامه های چپ، هایدگر را پایه گذار اگزیستنسیالیسم امپریالیستی و یکی از تئوریسین های فاشیسم آلمانی معرفی میکنند. طبق ادعای وی: هستی در تصمیم جاری و مداوم برای انتخاب مرگ و رسیدن بقدرت سیاسی است. دو موضوع مهم مطرح در فلسفه وی: بحث متافیزیک و مقوله هستی شناسی است. وی در پایان عمر به یک ذهنیت گرایی اگزستنسیالیستی خرد گریزانه و عرفانی رسید و میگفت انسان مدرن بدلیل ناآگاهی و فراموشکاری هستی شناسانه دچار: آواره گی، بی وطنی، و از خود بیگانگی شده. او انسان اجتماعی را انسان مرتبط با همنوعان تعریف میکرد و مدعی بود که هر کدام خواهان فاصله، جدایی و دوری از انسانهای دیگر است.

هایدگر نتوانست پایه گذار هیچ مکتب فلسفی حتی شبه کانتی بشود ولی او دارای محفلی از شاگردان و پیروان بود که بعدها بعضی منتقد و مخالف او شدند مانند: گادامر، سارتر، مارکوزه، ومحفل فیلسوفان یوگسلاوی. او میگفت چون با زبان سنتی متافیزیک فلسفی نمیتوان هستی را تعریف کرد باید از امکانات فلسفه گذشت و به شعر و شاعری امثال هلدرلین آلمانی رجوع نمود. وی تاثیر مهمی روی فلسفه نئورویزیونیسم و فلسفه اواخر بورژوازی در پایان قرن ۲۰ گذاشت. بعداز پایان جنگ جهانی دوم نیروهای متفقین او را بدلیل همراهی و همخوانی با سیاهی لشکر فاشیسم از دانشگاه اخراج کردند.

مارتین هایدگر زیر تاثیرفلسفه: نیچه، کیرکگارد، هگل، ارسطو، کانت و ادیبانی چون: شلینگ، هلدرلین، بوهم، داستایوسکی، و فلسفه یونان پیشاسقراطی، و فلسفه مسیحی سدههای میانه اروپا بود. دو کتاب مهم او: هستی و زمان، و در باره فلسفه، هستند. هایدگر در جوانی بدلیل نشر ۲ کتاب کم حجم: متافیزیک چیست؟، و متافیزیک کانت، مشهور شد. او تاثیر مهمی روی سارتر جوان، آدرنو، و مرلو پونتی گذاشت. چاپ کتاب “هستی و زمان” وی در سال ۱۹۲۷ میلادی اثری مهم پیرامون مقوله متافیزیک بود. از دیگر آثار وی در پیش از روی کارآمدن فاشیسم در آلمان، کتابهای: هلدرلین و ماهیت شعر، افلاتون و حقیقت، ماهیت حقیقت، و نامه هومانیستی در سال ۱۹۴۷ بودند. او که نخستین چاپ کتاب “هستی و زمان” را به معلم اش هوسرل تقدیم کرده بود، در چاپ دوم کتاب در سال ۱۹۴۱ این تقدیم را حذف نموده بود!

هایدگر میگفت: ذهن، آگاهی نیست بلکه هستی انسان در  امور روزمره مانند ترس و هراس و از خودبیگانگی است. او از سال ۱۹۷۰ میلادی بتدریج در کشورهای امریکای لاتین، ژاپن، و امریکای شمالی، مورد علاقه دوستداران فلسفه قرار گرفت. وی در آغاز جوانی میخواست روحانی مذهب کاتولیک شود، و در ۲۶ سالگی مشهور به مفسر عالی “هستی شناسی ارسطو” شد. امروزه او را میتوان بهترین مثال برای تجزیه “فلسفه قاره ای” و سنت فلسفه “آنگلوزاکسن” دانست، گرچه در فلسفه قاره ای بسیار موثر ولی قابل مشاجره است، و در کشورهای آنگلوزاکسن دارای محبوبیتی چندان نیست. هایدگر در کتاب “اثاری پیرامون فلسفه” میگوید: من در فاشیسم امکان نوزایی انسان، کمک به او، و کشف رسالت تاریخی اش در جهان غرب را میدیدم چون پوچی موجب نابودی میشد. او برای پاسخ به بحران زمان خود میگفت: فقط یک خدا و بازگشت به یک هستی شناسی عرفانی از طریق اشعار فلسفی عرفانی امثال هلدرلین و شلینگ میتواند ما را نجات دهند.

هایدگر کوشید از طریق مفهوم” وجود” به پرسش بنیادین فلسفه پاسخ دهد و بر جدل قدیمی ماتریالیسم- ایده آلیسم غلبه کند و مشکل عین-ذهن را حل نماید ولی آندو چنان درهم پیچیده هستند که پاسخ را میتواند فقط بشکل ذهنی-ایده آلیستی تصور نمود. وظیفه دیگر فلسفه وی همچون مکتب فرانکفورت انتقاد از ظواهر جوامع انبوه و پرجمعیت قرن بیست بود. هایدگر بعد از اینکه از نئوکانتیسم جدا شد، هوادار فنومنولوگی هوسرل و فلسفه تاریخ دیلتای در سال ۱۹۲۷ شد. هوسرل بعدها از وی فاصله گرفت و فلسفه اگزستنسیالیسم او را “هستی شناسی محلی تاریخیت” نامید. هایدگر بر این باور بود که تمام کوشش فلسفه غرب برای شناخت هستی از زمان یونان باستان با افزایش دانش و شناخت بشر به جایی نرسیده و بیشتر خود را مخفی و مستور نموده، چون متافیزیک اروپایی نیز با شکست روبرو شده. هایدگر کشف اصطلاح “غرب زده گی” را ادامه متافیزیک اروپایی از زمان ناپلئون میدانست و در دهه های ۵۰ و ۶۰ شمسی، طی سخنرانی هایی میگفت سرعت پیشرفت علم و تکنیک موجب نابودی انسان و تخریب کره زمین خواهد شد.

احمد فردید

احمد فردید

سید احمد فردید یزدی، مبلغ و معرف هایدگر در ایران، از سال ۱۳۴۰ شمسی، پیش از تحصیل در دانشسرای معلمی، مدتی در حوزه درس طلبگی خوانده بود. وی برای تحصیل درجه دکترا چند سالی در فرانسه و آلمان اقامت داشت ولی بدون مدرک و پایاننامه به ایران بازگشت. در دانشگاه تهران با حمایت احسان نراقی، حسین نصر، و فضل الله رضا، به او دکترای افتخاری دادند تابتواند تدریس کند. وی در پیش از انقلاب از موضع ضد ماتریالیستی میگفت: شاه نماد فره ایزدی، و در بعد از انقلاب میگفت خمینی نماد یک رهبر کاریسماتیک، جالب و جذاب است! در بیوگرافی و معرفی احمد فردید اشاره میشود که وی به تشکیلات فراماسیونی و تئوری خشونت و یهودی ستیزی علاقمند بود. در پیش از انقلاب در محفل و جلسات فلسفی او در منزل امیرحسین جهانبگلو، استاد دانشگاه، افرادی مانند: داریوش شایگان، حمید عنایت، داریوش آشوری، رضا داوری، و ابوالحسن جلیلی شرکت میکردند. در بعد از انقلاب، دکتر بیژن عبدالکریمی، استاد دانشگاه، یکی از طرفداران و مبلغان او شد. در میان محفل شنوندگان جلسات خصوصی او، بعدها: صادق هدایت، جلال آل احمد، رضا براهنی، داریوش آشوری، و عبدالکریم سروش، از منتقدین او شدند؛ چون وی مدام مواضع فلسفی و سیاسی اش را تغییر میداد و اغلب متضاد حرف میزند. فردید خود را همخوان و همسخن هایدگر میدانست. وی غرب زده گی را به معنی نوعی نیهلیسم و یونانی گرایی تفسیر میکرد. او شدیدا مخالف سارتر و کارل پوپر و عبدالکریم سروش بود. عنوان یکی از مقاله هایش در بعد از انقلاب ” دیدار فرهی و فتوحات آخرالزمانی” بود !

بخش : فلسفه
تاریخ انتشار : ۱ خرداد, ۱۴۰۳ ۷:۱۴ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

در محکومیت حمله به شرکت‌کنندگان در مراسم “روز خیابان کریستوفر” در برلین

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) بر پایه ارزش‌های سوسیالیسم دموکراتیک، آزادی، برابری، عدالت اجتماعی و حقوق بشر، از حقوق برابر همه شهروندان، بدون هرگونه تبعیض بر پایه جنسیت، گرایش جنسی، هویت جنسیتی، قومیت، مذهب، ملیت یا عقیده سیاسی دفاع می‌کند. این موضع در اسناد و برنامه‌های مصوب کنگره‌های ۱۹، ۲۰ و ۲۱ سازمان نیز به‌روشنی بازتاب یافته است.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

تنش حقوقی و سیاسی در شورای امنیت بر سر آینده پرونده هسته‌ای ایران

شهناز قراگزلو: ایالات متحده نیز از مواضع کشورهای اروپایی پشتیبانی کرد. نماینده آمریکا استدلال‌های روسیه و چین درباره پایان اعتبار قطعنامه ۲۲۳۱ را رد کرد و بر ضرورت ادامه بررسی پرونده هسته‌ای ایران در شورای امنیت تأکید داشت.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

برجی که فرو ریخت، زنی که ایستاد!

بنیامین؛ چپ مستقل، یا لیبرال ضد بورژوا

ماجراجوئی و حمله سپاه به پایگاه آمریکا در شرایط آتش بس یک‌جانبه و موقت

در محکومیت حمله به شرکت‌کنندگان در مراسم “روز خیابان کریستوفر” در برلین

افسون نجات از بیرون؛ از رجوی تا پهلوی | نمایشنامه‌ای در سه پرده

مقاومت بدون رضایت عمومی