چهارشنبه ۳ مرداد ۱۴۰۳ - ۱۷:۴۰

چهارشنبه ۳ مرداد ۱۴۰۳ - ۱۷:۴۰

مشخصات حکومت- قانون
اگر قوانین را تنها وسیله‌ای برای برقراری نظم در جامعه فرض کنیم،حاكمیت قانون به مفهوم برقراری نظم و انضباط اجتماعی خواهد. در این روی‌کرد قانون تنظیم‌کنندۀ روابط حاکمیت و شهروندان...
۳ مرداد, ۱۴۰۳
نویسنده: مناف عماری
نویسنده: مناف عماری
تایتانیک
چیستی و سرشت فلسفی قصه‌ی تایتانیک امری فراتر از عاشقانه‌های آن است. جوهره‌ی فلسفی فیلم‌نامه، داستانِ شکستِ پنداره‌ی لگام زدن بر انگاره‌های فردی‌ست ...
۳ مرداد, ۱۴۰۳
نویسنده: پهلوان
نویسنده: پهلوان
آقای رئیس جمهور اندکی آرام، به کجا چنین شتابان
آقای رئیس جمهور به رای ۲۷ در صدی‌تان غره نشوید. مردم در این ۴ دهه آموخته‌اند که نباید به وعده‌های حکمرانان اعتماد کرد. همان ۲۷ درصد رای‌دهنده، دیده‌بان حرف و...
۲ مرداد, ۱۴۰۳
نویسنده: زهره تنکابنی
نویسنده: زهره تنکابنی
در گرامی‌داشت احمد شاملو
بیست و چهار سال از خاموشی شاعر بزرگ آزادی و انسان، احمد شاملو، می‌گذرد اما جان خروشان او در تار و پود شعرهای پُرشور و امیدآفرین و اندیشه‌ی ارجمند و...
۲ مرداد, ۱۴۰۳
نویسنده: کانون نویسندگان ایران
نویسنده: کانون نویسندگان ایران
آن‌ها نمی‌توانند همهٔ ما را بکشند و ما نمی‌توانیم همهٔ آن‌ها را بکشیم...
نتانیاهو کاخ سفید را نادیده می‌گیرد، زیرا انجام این کار هیچ هزینه‌ای ندارد. در سال ۱۹۸۲ رونالد ریگان، مناخیم بگین، نخست‌وزیر اسرائیل را پس و کشتار فسطینیان در پی تهاجم...
۱ مرداد, ۱۴۰۳
نویسنده: نیکلاس کریستوف - برگردان: گودرز اقتداری
نویسنده: نیکلاس کریستوف - برگردان: گودرز اقتداری
غم دیگر
شنیدستم غمم را میخوری، این هم غم دیگر، دلت بر ماتمم می‌سوزد، این هم ماتم دیگر
۳۱ تیر, ۱۴۰۳
نویسنده: ابوالقاسم لاهوتی
نویسنده: ابوالقاسم لاهوتی
پایان تلخ یک ریاست جمهوری
بایدن می‌داند که باید برود، اما این بدان معنا نیست که از این موضوع خوشحال است. ننسی پلوسی کسی بود که با هوش و ذکاوت سیاسی به رئیس‌جمهور گفت که...
۳۱ تیر, ۱۴۰۳
نویسنده: سیمور هرش - برگردان : گودرز اقتداری
نویسنده: سیمور هرش - برگردان : گودرز اقتداری

آه… ماندانا!

فروردین ۱۳۶۱ بود که از کمیتۀ مشترک به بند ۲۴۳ زنان اوین منتقل شدم. دخترکی شیرین ومخملین نظرم را جلب کرد. شاید ۲۲ سال داشت. نرم ومخملین بود، با صلابت. غمی دائمی بر چهره‌اش سایه انداخته بود. او هرگز نتوانست از ترومای اعدام امیر فاصله بگیرد. عشقش عظیم بود. ماندانا توکلی فرشته‌ای بود که کم‌تر نظیرش را دیده‌ام.

فروردین ۱۳۶۱ بود که از کمیتۀ مشترک به بند ۲۴۳ زنان اوین منتقل شدم. نه کسی را می‌شناختم و نه کسی مرا می‌شناخت. روزها به سختی می‌گذشت. اتاق ۶ محل زندانیان به اصطلاح «سرِ موضع» بود و سایر اتاق‌ها به نسبت دوری از آن شامل ملغمه‌ای از سرموضعی پنهان، منفعل و تواب بود. زمان زیادی را به قدم زدن در راهروی طویل آن می‌گذراندم. دخترکی شیرین ومخملین نظرم را جلب کرد که ساکن اتاق ۳ بود ولی بیشتر اوقات را در گوشه‌ای از راهرو می‌نشست. کم کم به او نزدیک شدم. دیرجوش بود. فهمیدم او هم  فدایی اکثریت است.

در طول زمان از خودش گفت. این‌که از خانواده‌ای با‌فرهنگ است. این‌که فقط دوماه بود که با عشقش عروسی کرده  بود. این‌که او را همراه همسر دو ماهه اش دستگیر کرده‌اند. از عشق عمیق‌اش به امیر گفت و از رنج دوری او.

شاید ۲۲ سال داشت. نرم ومخملین بو؛ با صلابت. غمی دائمی بر چهره‌اش سایه انداخته بود. برای‌ام گفت در آن اتاق از تواب‌ها شنیده که توطئه‌ای علیه فداییان اکثریت در جریان است و می‌خواهند  به بازجوها گزارش بدهند که فداییان اکثریت در این‌جا تشکیلات دارند. از کسانی که تعمداً خود را نه مجاهد که به گروه دیگری منتسب می‌کردند، می‌گفت. با صدای مخملین ونرمش وبا چشمان جستجو‌گرش توجهی را جلب نمی‌کرد.

اسفند ۶۹ بعد از آزادی‌ام، به دیدن‌ام آمد. همان ماندی نرم وزیبا که هالۀ غمی عمیق‌تر بر چهرۀ زیبایش سایه انداخته بود. خود را با تدریس ریاضی به بچه‌های بهزیستی مشغول کرده بود وتا رساندن‌شان به دانشگاه چه از نظر مالی وچه از نظر کمک‌های درسی همراه‌شان بود. وقتی تصمیم به رفتن به خارج گرفت، ازش پرسیدم چرا؟ گفت فضای ایران تنگه و همه انتظار دارند که من نخندم نرقصم یا لباس روشن نپوشم ومرتب برای ازدواج مجدد فشار می‌آورند. او لیسانس فیزیک داشت اما در آلمان متوجه شد که برای کار کردن باید رشتۀ کاربردی‌تری را شروع کند. رادیولوژی خواند و موفق بود. هر وقت به آلمان می‌رفتم او که در ماینتش اتاقی دانشگاهی داشت به دیدن‌ام می‌آمد و یک‌بار هم دو روروز به دیدن‌اش رفتم. هم‌ذات‌پنداری عجیبی در رابطه با ماندی داشتم. او هرگز نتوانست از ترومای اعدام امیر فاصله بگیرد. من هم  گرچه دچار آن نوع ترومای دردناک نبودم اما چون او هرگز نتوانستم بر دار رفتن عشقم را به فراموشی بسپارم. اما او خیلی جوان‌تر بود و نتوانست بر این تروما فائق آید. در آمریکا نیز تمام مدت از امیر می‌گفت. عشقش عظیم بود و من در صحبت‌های‌ام در برابر عشق او ناتوان. او در آمریکا خود را در کار تمام وقت غرق کرد و با از دست دادن پدر فرزانه‌اش د  کنار مادر ماند وهر تفریحی را بر خود حرام کرد.

ماندانا توکلی فرشته‌ای بود که کم‌تر نظیرش را دیده‌ام. در دل من او هرگز فراموش نمی‌شود. یادش بخیر وراهش پر رهرو باد.

زهره تنکابنی

سه‌شنبه، ۲۹ خرداد ۱۴۰۳

 

تاریخ انتشار : ۳۰ خرداد, ۱۴۰۳ ۰:۲۵ ق٫ظ
لینک کوتاه
مطالب بیشتر

نظرات

1 Comment

  1. محمود کرد گفت:

    مرسی زهره جان ، با قلم زیبایت که سرشار از عشق و محبت به مانداناست درد ازدست دادن این رفیق را چقدر خوب تصویر کردی ، دست مریزاد ، یادش گرامی !

بیانیه‌های هیئت‌ سیاسی‌ـ‌اجرایی

حکم اعدام شریفهٔ محمدی را لغو کنید! شریفهٔ محمدی را آزاد کنید!

ما بر این باوریم که با مبارزهٔ هم‌سوی همهٔ نیروهای مترقّی باورمند به آزادی، برابری، مردم‌سالاری (دموکراسی) و عدالت اجتماعی در زمینهٔ حکم منفور اعدام نیز می‌توان ارادهٔ حقوق بشری قاطبهٔ مردم را به این نظام جنایت‌کار تحمیل کرد. ما هم‌صدا با همهٔ این مبارزان لغو حکم اعدام شریفهٔ محمدی را خواهانیم و هم‌نوا با همهٔ نیروهای مترقّی ایران اعلام می‌کنیم جای مبارزان راه بهروزی مردم زندان نیست.

ادامه »
سرمقاله

روز جهانی کارگر بر همۀ کارگران، مزد‌بگیران و زحمتکشان مبارک باد!

در یک سالی که گذشت شرایط سخت زندگی کارگران و مزدبگیران ایران سخت‌تر شد. علاوه بر پیامدهای موقتی کردن هر چه بیشتر مشاغل که منجر به فقر هر چه بیشتر طبقۀ کارگر شده، بالا رفتن نرخ تورم ارزش دستمزد کارگران و قدرت خرید آنان را بسیار ناچیز کرده است. در این شرایط، امنیت شغلی و ایمنی کارگران در محل‌های کارشان نیز در معرض خطر دائمی است. بر بستر چنین شرایطی نیروهای کار در سراسر کشور مرتب دست به تظاهرات و تجمع‌های اعتراضی می‌زنند. در چنین شرایطی اتحاد و همبستگی نیروهای کار با جامعۀ مدنی و دیگر زحمتکشان و تقویت تشکل های مستقل کارگری تنها راه رهایی مزدبگیران است …

مطالعه »
سخن روز و مرور اخبارهفته

آقای رئیس جمهور اندکی آرام، به کجا چنین شتابان

آقای رئیس جمهور به رای ۲۷ در صدی‌تان غره نشوید. مردم در این ۴ دهه آموخته‌اند که نباید به وعده‌های حکمرانان اعتماد کرد. همان ۲۷ درصد رای‌دهنده، دیده‌بان حرف و عمل شما هستند و با دقت و پیگیری، بر مواضع تان نظارت دارند.

مطالعه »
یادداشت

حکم اعدام فعال کارگری، شریفه محمدی نمادی است از سرکوب جنبش صنفی نیرو های کار ایران!

میزان توانایی کارگران برای برگزاری اقدامات مشترک، از جمله اعتصابات و عدم شرکت در امر تولید، مرتبط است با میزان دسترسی آنها به تشکل های صنفی مستقل و امکان ایجاد تشکل های جدید در مراکز کار. ولی در جمهوری اسلامی نه تنها حقوق پایه ای کارگران برای سازمان دهی و داشتن تشکل های مستقل رعایت نمیشود، بلکه فعالان کارگری، از جمله شریفه محمدی، مرتبا سرکوب و محکوم به حبس های طولانی مدت، ضربات شلاق و حتی اعدام میشوند.

مطالعه »
بیانیه ها

حکم اعدام شریفهٔ محمدی را لغو کنید! شریفهٔ محمدی را آزاد کنید!

ما بر این باوریم که با مبارزهٔ هم‌سوی همهٔ نیروهای مترقّی باورمند به آزادی، برابری، مردم‌سالاری (دموکراسی) و عدالت اجتماعی در زمینهٔ حکم منفور اعدام نیز می‌توان ارادهٔ حقوق بشری قاطبهٔ مردم را به این نظام جنایت‌کار تحمیل کرد. ما هم‌صدا با همهٔ این مبارزان لغو حکم اعدام شریفهٔ محمدی را خواهانیم و هم‌نوا با همهٔ نیروهای مترقّی ایران اعلام می‌کنیم جای مبارزان راه بهروزی مردم زندان نیست.

مطالعه »
پيام ها

بدرود رفیق البرز!

رفیق البرز شخصیتی آرام، فروتن و کم‌توقع داشت. بی‌ادعایی، رفتار اعتمادآفرین و لبخند ملایم‌اش آرام‌بخش جمع رفقای‌اش بود. فقدان این انسان نازنین، این رفیق باورمند، این رفیق به‌معنای واقعی رفیق، دردناک است و خسران بزرگی است برای سازمان‌مان، سازمان البرز و ما!

مطالعه »
بیانیه ها

حکم اعدام شریفهٔ محمدی را لغو کنید! شریفهٔ محمدی را آزاد کنید!

ما بر این باوریم که با مبارزهٔ هم‌سوی همهٔ نیروهای مترقّی باورمند به آزادی، برابری، مردم‌سالاری (دموکراسی) و عدالت اجتماعی در زمینهٔ حکم منفور اعدام نیز می‌توان ارادهٔ حقوق بشری قاطبهٔ مردم را به این نظام جنایت‌کار تحمیل کرد. ما هم‌صدا با همهٔ این مبارزان لغو حکم اعدام شریفهٔ محمدی را خواهانیم و هم‌نوا با همهٔ نیروهای مترقّی ایران اعلام می‌کنیم جای مبارزان راه بهروزی مردم زندان نیست.

مطالعه »
مطالب ویژه
برنامه و اساسنامه
برنامه سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
اساسنامه
اساسنامه سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
بولتن کارگری
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

مشخصات حکومت- قانون

تایتانیک

آقای رئیس جمهور اندکی آرام، به کجا چنین شتابان

در گرامی‌داشت احمد شاملو

آن‌ها نمی‌توانند همهٔ ما را بکشند و ما نمی‌توانیم همهٔ آن‌ها را بکشیم…

غم دیگر