حدود یک سال و نیم از حمله حماس به اسرائیل میگذرد. در این مدت، تغییرات زیادی در آرایش نیروها در منطقه ایجاد شده است. بیش از ۵۰ هزار نفر از کودکان، زنان و مردان در غزه کشته شدهاند. باریکه غزه با بمبارانهای سنگین اسرائیل به تلی از خاک تبدیل شده است. اما جنگ همچنان ادامه دارد و حماس و متحدانش در برابر تجاوزات اسرائیل مقاومت میکنند و تسلیم نشدهاند. تعدادی از اسرای اسرائیلی با زندانیان فلسطینی مبادله شدهاند، اما توافقات آتشبس به دلیل بیاعتمادی طرفین به یکدیگر شکننده و ناپایدار است و اغلب با توقفها و اختلال در اجرا روبرو شده و عملاً با شروع مجدد بمباران شدید و گسترده غزه توسط اسرائیل کاملاً نقض شده است. در مدتی که جنگ میان حماس و اسرائیل ادامه داشته است، متحدان حماس از لبنان، عراق و یمن به حمایت از آن وارد جنگ شدند. در این فرایند، تحت فشارهای نظامی و سیاسی، حزبالله لبنان با تحمل صدمات سنگین و از دست دادن رهبران و تعداد زیادی از فرماندهان خود ناگزیر به پذیرش آتشبس و عقبنشینی از مواضع نظامی خود شد. حشدالشعبی در عراق مجبور به توقف حملات خود علیه اسرائیل شد. دولت بشار اسد، حامی محور مقاومت، سقوط کرد. انصارالله یمن که بخش بزرگی از این کشور را در کنترل خود دارد، همچنان به حملات خود به اسرائیل و متحدان غربیاش ادامه میدهد. ایران و اسرائیل دوبار علیه هم به اقدام نظامی دست زدهاند و همچنان یکدیگر را به حملات نظامی تهدید میکنند.
با پیروزی دونالد ترامپ در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، که رابطه بهتری با اسرائیل نسبت به سلف قبلی خود دارد، فشار بر محور مقاومت و تکیهگاه اصلی آنان – ایران – افزایش پیدا کرده است، به طوری که آشکارا اعلام میدارد که در صورت ادامه اقدامات ایران در منطقه و متحدانش علیه اسرائیل، به ایران حمله نظامی خواهد کرد.
طی یک سال و نیم گذشته که توازن و تناسب نیروها در منطقه، با حمایت همهجانبه آمریکا به نفع اسرائیل و به زیان محور مقاومت و ایران تغییر پیدا کرده، فشارها بر ایران برای تغییر سیاستهای منطقهای و فعالیتهای اتمیاش تشدید شده است، به طوری که اخیراً دولت دونالد ترامپ صراحتاً از ایران میخواهد برنامه اتمی خود را برچیند و از سیاستهای منطقهای خود، به ویژه اسرائیلستیزی و حمایت از نیروهای محور مقاومت که نیروهای نیابتی میخواند، دست بردارد و به صلح پایدار در منطقه گردن نهد، یا گزینه جنگ را پیش رو خواهد داشت.
واقعیت این است که هر دو گزینه دولت آمریکا به دلایل کاملاً بدیهی موقعیت منطقهای، مشکلات داخلی و توازن و تناسب نیروها مطلوب نظام جمهوری اسلامی ایران نیست. چون هر دو گزینه پیشنهادی دولت ترامپ در شرایط فعلی، به لحاظ محتوایی تسلیم جمهوری اسلامی ایران را در پی خواهد داشت؛ اولی بدون جنگ و دومی با جنگ.
همه شواهد و قراین، برغم تمایل آشکار بخشی از حاکمیت و اغلب مردم برای مذاکره با آمریکا، نشان میدهد چنانچه دولت ترامپ همچنان بر پیشنهادات خود که در رسانهها انعکاس پیدا کردهاند – که به آنها اشاره شد – تأکید داشته باشد، پاسخ نظام جمهوری اسلامی به بسته پیشنهادی دولت ترامپ منفی و در نتیجه تحمیل جنگ به ایران بسیار محتمل است. لذا اگر قرار باشد که با پادرمیانی دیگر کشورها مذاکرهای سر بگیرد و صلحی برقرار شود، فقط با تعدیل شروط آمریکا و به ویژه برداشتن تدریجی تحریمها در برابر پذیرش ایران در خصوص عدم حمایت نظامی، مستشاری و مالی محور مقاومت، عدم مداخله در امور داخلی کشورهای منطقه و از جمله دست کشیدن از سیاست اسرائیلستیزی و غنیسازی در سطح توافقات برجام امکانپذیر خواهد بود.
پنجم فروردین ۱۴۰۴
1 Comment
اگر آمریکا حمله کند، چپ ایران چه سیاستی را بایستی دنبال کند، دفاع از مهین یا خنثی و تسلیم ویا اینکه ایران را سراسر ویتنام میکنیم بدون اتحاد شوروی سابق، چونکه این شعار در آن زمان داده میشد.