عدالت اجتماعی به توزیع عادلانه منابع و فرصتها میان تمام افراد جامعه اشاره دارد و مفهومی کلیدی در حوزههای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی به شمار میآید. درک این مفهوم در میان نسلهای مختلف تفاوتهایی دارد و عوامل گوناگونی همچون جنسیت، طبقه اجتماعی و تحصیلات بر برداشت افراد از عدالت اجتماعی تأثیر میگذارند.
مطالعات اخیر نشان دادهاند که نسل “زد” نسبت به نسلهای پیشین، حساسیت بیشتری به مسئله نابرابری دارند. براساس نظرسنجی ایپسوس در ۲۹ کشور، جوانان این نسل نابرابری را یکی از مهمترین مشکلات جوامع خود میدانند و بر این باورند که تبعیض علیه گروههای مختلف، از جمله زنان، گستردهتر از گذشته است. همچنین، در حالی که نسلهای قدیمیتر موفقیت فردی را نتیجه استعداد و تلاش میدانستند، نسل “زد” به میزان کمتری به این عقیده باور دارد و بیشتر بر تأثیرات اجتماعی و ساختاری نابرابری تأکید میکند.
پژوهشی کیفی که در سال ۲۰۲۳ در خمینیشهر اصفهان انجام شد، تجربهها و دیدگاههای نسل “زد” درباره عدالت اجتماعی را مورد بررسی قرار داده است. این پژوهش از روش پدیدارشناسی بهره برده و با استفاده از نمونهگیری هدفمند، ۱۶ مصاحبه عمیق را با جوانان متولد بین سالهای ۱۹۹۸ تا ۲۰۰۸ (۱۵ تا ۲۵ سال) انجام داده است. یافتهها نشان داد که این نسل در زمینههای مختلف زندگی خود با انواع تبعیض مواجه بودهاند.
در حوزه اقتصادی، مشارکتکنندگان از رفتارهای تبعیضآمیزی سخن گفتند که فرصتهای معیشتی و شغلی آنان را تحت تأثیر قرار داده است. در خانوادهها، برخی تجربه ترجیح والدین میان فرزندان و محدودیتهای ویژهای برای دختران را گزارش کردند. اما بیشترین موارد تبعیض در نظام آموزشی مشاهده شد، بهویژه در زمینه کنکور سراسری و سیستم سهمیهبندی که به باور آنان، ناعادلانه و تبعیضآمیز است.
بر اساس یافتههای این پژوهش، نسل “زد” دیدگاهی دوگانه نسبت به عدالت اجتماعی دارد که آن را میتوان تحت عنوان “عدالت اجتماعی دوبُعدی” توصیف کرد. آنان بر این باورند که همه افراد باید به حداقل استانداردهای زندگی، حقوق برابر در برابر قانون و فرصتهای برابر برای رشد دسترسی داشته باشند. در عین حال، شایستگی و تلاش نیز باید عامل تعیینکننده در تخصیص منابع و پاداشها باشد. این نسل خواستار کاهش نابرابریهای شدید درآمدی و حذف امتیازات ویژه نظیر رابطهبازی و سهمیهبندی است، اما همچنان به نظامی مبتنی بر شایستهسالاری برای تخصیص منابع باور دارد.
برای دستیابی به عدالت اجتماعی، نسل “زد” مجموعهای از راهکارهای اصلاحی را پیشنهاد دادهاند. اصلاحات در حکمرانی و قوانین، الگوبرداری از کشورهایی که بهطور مؤثر مشکلات عدالت اجتماعی را حل کردهاند، حذف مقامات ناکارآمد و اجرای نظامی مبتنی بر شایستهسالاری برای انتصاب مدیران، از جمله این پیشنهادات است. برخی از مشارکتکنندگان بر این باور بودند که تغییرات بنیادین در ساختارهای سیاسی و حتی تغییر رژیم میتواند لازمه دستیابی به عدالت اجتماعی باشد، دیدگاهی که بهویژه در میان مردان این نسل برجستهتر بود.
علاوه بر این، نسل “زد” بر دموکراتیزه کردن جامعه تأکید دارد. آنان خواستار به رسمیت شناختن حق اعتراض مردم، وضع قوانین بدون اجبار و لحاظ کردن خواستههای عمومی در فرآیندهای تصمیمگیری هستند. اقدامات مدنی مانند نافرمانی مدنی، حمایت از اقشار محروم و سازماندهی تظاهرات نیز از راهکارهای مورد نظر آنان برای ارتقای عدالت اجتماعی است.
تحول فرهنگی و آموزشی از دیگر راهکارهای کلیدی این نسل محسوب میشود. آنان بر این باورند که با گسترش آموزشهای مرتبط با عدالت اجتماعی و ایجاد فرهنگی ضد تبعیض، جامعه میتواند به سوی عدالت حرکت کند. این تغییرات باید از سطح فردی آغاز شود و افراد در زندگی روزمره خود به اصول عدالت اجتماعی پایبند باشند.
نسل “زد” با توجه به تجربههای خود از تبعیض و درک جدیدشان از عدالت اجتماعی، مدلی تلفیقی از برابری و شایستهسالاری را ارائه کردهاند. این نسل، در مواجهه با نابرابریهای موجود در حوزههای مختلف، به اصلاحات گسترده در حکمرانی، دموکراسی، فرهنگ و سیاستهای اجتماعی تأکید دارند. ترکیب این دو بُعد در نگاه آنان نشان میدهد که مدلهای سنتی عدالت اجتماعی دیگر پاسخگوی انتظارات این نسل نیستند و باید مفاهیم جدیدی برای تحقق عدالت در جامعه ارائه شود.