سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۱۵ فروردین, ۱۴۰۵ ۰۶:۲۱

شنبه ۱۵ فروردین ۱۴۰۵ - ۰۶:۲۱

من موادفروشم، وطن‌فروش نیستم

منوچهر بهمنی: روایتی ادبی برآمده از دل روزهای سرکوب خونین اعتراضات؛ داستان پزشکی که برای نجات جان دختری زخمی، ناچار می‌شود از مرزهای ممنوعه عبور کند و در این مسیر، در خیابان ناصرخسرو با انتخابی غیرمنتظره و سرنوشت‌ساز روبه‌رو می‌شود.

روایتی ادبی برآمده از دل روزهای سرکوب خونین اعتراضات؛ داستان پزشکی که برای نجات جان دختری زخمی، ناچار می‌شود از مرزهای ممنوعه عبور کند و در این مسیر، در خیابان ناصرخسرو با انتخابی غیرمنتظره و سرنوشت‌ساز روبه‌رو می‌شود.

دکتر جیم گفت:

شب دوم کشتار بود که دختری، هفده ـ هجده ساله، خونین و نیمه‌بیهوش،

به اورژانس رسید.

ساچمه‌ها به پشتش نشسته بودند.

چند پاسدار در اورژانس ایستاده بودند؛

آماده برای چنین صحنه‌هایی.

گویی از پیش می‌دانستند که زخمی‌ها به کجا خواهند آمد.

فرصتی یافتم،

به دوستی زنگ زدم که:

«با ماشین بیا، پشتِ بیمارستان. باید جانِ یک زخمی‌ را نجات دهیم.»

خم شدم و زخمِ پشتِ دختر را پانسمان کردم.

برای آن‌که رمقی بگیرد، آمپولی تزریق کردم.

رو به یکی از پاسدارها ـ که به نظر رئیس می‌آمد ـ گفتم:

«برادر، اجازه بدهید از کمرِ این اغتشاشگر عکس بگیریم.»

پرستاری که سال‌هاست همکار من است،

دستِ دختر را گرفت و به سوی اتاق رادیولوژی برد.

 

پاسدار گفت:

«عکس برای چه؟ می‌بریم، خلاصش می‌کنیم، می‌اندازیمش توی گودال.»

من سرگرمِ بحث با او بودم که پنج دقیقه بعد، پرستار صحنه‌ای ساخت که اگر کسی نداند، گمان می‌کند تئاتر است.

پرستار بر سر زنان با فریاد و گریه بازگشت:

«فرار کرد! فرار کرد!»

 

ای دستم بشکند که مجبور شدم سیلی محکمی بر صورتِ نازنین و از برگ گل نازک‌ترش بنشانم « آی عشق آی عشق چهره آبی‌ات پیدا نیست » گفتم:

« ای خاک بر سرت! یک دخترِ نیمه‌جان از دستت فرار کرد؟»

و او چنان اشک می‌ریخت که انگار سال‌ها برای همین نقش تمرین کرده بود و حالا هر دانه اشکش ساچمه‌ای بود که پنداری بر قلب من فرو نشانده می‌شد

 

بسیجی‌ها در خیابان‌ها پراکنده شدند تا دختر را بیابند.

اما او،

دیگر آن‌جا نبود.

غروب، مستقیم به خانه دوستم رفتم.

دختر بر تخت افتاده بود و ناله می‌کرد،

رنگش به سیاهی می‌زد.

ما پزشکان می‌دانیم وقتی نخاع زخم شود،

درد چگونه به جان آدم می‌پیچد.

می‌دانستم که با مسکن‌های معمولی، درد تخفیف پیدا نمی‌کند!

 

ماشین را برداشتم و مستقئم راهی ناصرخسرو شدم؛

خیابانی که هرچه بخواهی،

اگر پول داشته باشی،

پیدا می‌شود.

جوانی را دیدم تکیه بر درختی.

 

سلام کردم.

جواب داد.

گفتم: «دنبال دارو می‌گردم.»

خندید و گفت:

«دکتر جان، منظورت دواست؟ تو هم افتادی توش؟»

 

گفتم: «از کجا فهمیدی من دکترم؟»

گفت:

«ماه پیش مادرم را آورده بودم اورژانس. دل‌درد داشت.

راستی چرا از داروخانه بیمارستان نمی‌گیری؟

نکند یک زخمی در خانه داری؟

امشب خیابان پر از جسد بود…»

سکوت کردم.

گفت: «چه می‌خواهی؟»

گفتم: «آمپول مورفین.»

نگاهی کرد و گفت:

«گرونه دکتر جان. هر آمپول پنج میلیون.»

 

در ذهنم حساب کردم؛

جیب و بانک و باقیِ زندگی.

گفتم: «یک آمپول.»

گفت: «همین‌جا بمان.»

بیست دقیقه بعد بازگشت.

پاکتی خاکستری در دست داشت ، آن را به دستم داد و گفت:

«ده تاست.»

 

گفتم: «من پول ده تا ندارم.»

نگاهم کرد؛

نگاهی که نه تندی داشت نه ترحم،

فقط اندوهی عمیق در آن نگاه خانه کرده بود!

گفت:

«من مردم رو نعشه می‌کنم که یادشون بره چه بلایی سرشون اومده.

قدمِ دیگه‌ای برای این مردم برنداشتم.

بذار فکر کنم من هم امشب برای خودم و برای این مردم کاری کرده‌ام.

پولت رو نمی‌خوام.»

مکثی کرد و ادامه داد:

«اون‌ها به خاطر من کشته می‌شن،

اما شاید به سعی شماها زنده بمونن.

می‌گی نه؟

هنوز به من شک داری؟»

بعد آرام گفت:

«برو دکتر… برو به مریضت برس.

من موادفروشم، وطن‌فروش که نیستم.»

 

دکتر جیم این را گفت و سکوت کرد.

آن سوی خط، نفس‌هایش سنگین بود.

در تاریخ این سرزمین،

نامِ بسیاری از شاهان و سرداران به جا مانده است،

 

اما شاید روزی

تاریخ،

نامِ آن جوانِ بی‌نامِ ناصرخسرو را هم

در حاشیه‌ای روشن بنویسد.

چرا که گاه،

میان هیاهوی گلوله و خون، شرافت می تواند در جیب های خاکستریِ یک موادفروش هم پنهان شده باشد

 

تاریخ انتشار : ۲۸ بهمن, ۱۴۰۴ ۲:۱۸ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

قانون اعدام فلسطینیان؛ نقض آشکار حقوق بین‌الملل و اصول بنیادین انسانیت

هیات سیاسی اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): تصویب این قانون نقض آشکار کنوانسیون چهارم ژنو دربارهٔ حفاظت از اشخاص غیرنظامی در زمان جنگ است؛ به‌ویژه ممنوعیت اقدامات تلافی‌جویانه و اصل بنیادین منع مجازات جمعی. سازمان ما این اقدام را قاطعانه محکوم می‌کند. از نظر ما، چنین قانونی نه‌تنها تعهدات اساسی حقوق بشردوستانه را زیر پا می‌گذارد، بلکه با اصل عدم تبعیض مندرج در مواد ۲ و ۲۶ میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی نیز در تعارض قرار دارد.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

هشدار کارشناسان حقوق بین‌الملل: احتمال ارتکاب جنایت جنگی توسط امریکا و اسرائیل در ایران

آنچه به «نظم بین‌المللی قانون‌محور» شهرت یافته است، همواره بازتابی از سلطۀ اقتصادی و نظامی غرب بوده است. تا زمانی که ایالات متحده این برتری را بدون چالش حفظ کرده بود، می‌توانست همراه با متحدانش هم قواعد را تعیین کند و هم در صورت لزوم آن‌ها را نقض کند. اما با قدرت گرفتن کشورهایی مانند چین و روسیه، رقابت میان قدرت‌های بزرگ شدت گرفته و آمریکا برای حفظ نفوذ خود بر مناطق استراتژیک، مسیرهای تجاری و منابع حیاتی، بیش از پیش به استفادۀ تهاجمی از توان نظامی روی آورده است.

مطالعه »

کنترل تنگه هرمز جام طلای پیروزی در این جنگ است!

گودرز اقتداری: امروز برای توافق گام به گام و تضمین های لازم برای پیمان ترک مخاصمه، معاهده عدم تجاوز، لغو تهدیدها بهترین زمان است. “پذیرش شکست” از طرف متهاجم به کشور ما تنها یک پذیرش لفظی است و ارزش عینی ندارد، مهم‌تر اما تحمیل این توافق و حفظ کنترل هرمز است که به واقع شکست عملی در این مرحله از جنگ بوده و میتواند به پایان امپراطوری ایالات متحده بیانجامد، همانگونه که موفقیت مصر در حفظ کنترل کانال سوئز نقطه پایانی بر امپراطوری بریتانیا گذاشت.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

تحلیل واکنش‌های اجتماعی و روایت‌های رسانه‌ای پس از تجاوز نظامی به ایران

 به‌دست ترامپ بمیریم باحال‌تره تا بن‌لادن!! به‌دست ارتش اسرائیل بمباران شیم بهتر نیست تا داعش؟!

صدایی از درون ایران

بمباران انستیتو پاستور دشمنی با تندرستی جامعهٔ بشری است

هشدار کارشناسان حقوق بین‌الملل: احتمال ارتکاب جنایت جنگی توسط امریکا و اسرائیل در ایران

پاستور زیر آوار؛ زخمی که بر بدن جامعه نشست