سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۱۳ مرداد, ۱۴۰۵ ۲۲:۵۱

سه شنبه ۱۳ مرداد ۱۴۰۵ - ۲۲:۵۱

شعار” نه به جنگ ” و “نه به جمهوری اسلامی ” در تعارض با واقعیت های موجود

کامران: گرچه امروز فضای سیاسی بسته و جنبش‌های اجتماعی بیش از پیش مورد سرکوب قرار دارند، ولی امید داریم با خاتمه جنگ و برقراری صلح و آرامش بتوانیم در شرایطی که سایه جنگ دیگر بر ما مستولی نخواهد بود، به بازسازی نهادهای مدنی و تقویت جنبش اجتماعی پرداخته و مسیر رسیدن به دموکراسی و عدالت اجتماعی را با کمک همین مردمی که مصائب جنگ را چشیده و تحمل کرده‌اند بپیماییم.
Getting your Trinity Audio player ready...

دلم از مرگ بیزار است،

که مرگ اهرمن‌خو و آدمی‌خوار است.

اما آن‌گاه که روانِ زندگی تار می‌شود،

و نیکی و بدی در پیکارند،

فرو رفتن به کام مرگ شیرین است؛

همان بایسته‌ی آزادگی همین است.

باز ایران مورد حمله و تجاوز آمریکا قرار گرفت و باز تعدادی در قالب اپوزیسیون دست‌به‌کار شدند و شعارهایی با عنوان «نه به جنگ» و «نه به جمهوری اسلامی» مطرح نمودند تا به زعم خود بتوانند نقش خود را در بازار آشفته سیاست‌بازی کنند. فارغ از اینکه این شعارها توسط چه کسانی و با چه نوع گرایش سیاسی (چپ و راست) داده می‌شود، ما را وامی‌دارد که زمینه‌های واقعی این شعارها را بررسی کرده و ارزیابی شود که تا چه حد این شعارها می‌تواند در مقطع کنونی قابلیت اجرا داشته و عملی گردد.

برای فعالان سیاسی و کسانی که به نوعی به کنش سیاسی مشغولند، شعارها عصاره خواسته‌ها و مطالبات آنهاست؛ چه به شکل استراتژی کلی و چه به‌عنوان تاکتیک‌های مقطعی. سعی می‌گردد حول آن شعارها و در جهت تحقق آنها، سیاست و برنامه‌های کنشگران و جریان‌های سیاسی تنظیم و اجرا گردد.

شعار «نه به جنگ» جزو شعارهایی بوده است که برای دوره‌ای طولانی توسط نیروهای ترقی‌خواه مطرح گردیده است. این شعار، به‌ویژه هنگامی که هنوز جنگی حادث نشده ولی خطرات وقوع آن وجود داشته است، به‌شدت توسط جریانات مختلف دموکراتیک و چپ و صلح‌طلب مطرح و سعی شده است در مقابل نیروهای جنگ‌طلب و راست افراطی و سلطنت‌طلبانی که خواهان حمله نظامی به ایران بوده و یا حتی جریانات تندرو داخل کشور که همواره مقابله با آمریکا و اسرائیل را به شکل وارد شدن به جنگ تبلیغ می‌کردند، به کار برده شود. تلاش می‌شد افکار عمومی در جهت مخالفت با جنگ آگاه شود و نیروی اجتماعی مخالف جنگ سازمان داده شود و به‌ویژه در خارج کشور به عرصه خیابان‌ها آورده شود. در آن شرایط می‌توان از شعار «نه به جنگ» به‌عنوان شعاری مترقی و بازدارنده نام برد.

بدیهی است هرگاه خطر جنگ نباشد، استفاده از این شعار توجیهی ندارد؛ گرچه می‌تواند به‌عنوان شعاری استراتژیک همواره جزو سیاست‌های استراتژیک جریانات ترقی‌خواه در نظر گرفته شود. ولی سر دادن این شعار در شرایطی که جنگ به وقوع پیوسته و نیروهای متجاوز به خاک میهن تجاوز کرده‌اند، مفهوم آن را تغییر داده و به‌نوعی به‌عنوان شعاری تلقی می‌گردد که مشخصاً نیروهای درگیر در جنگ را (چه متجاوز و چه مورد تجاوز قرار گرفته) مورد خطاب قرار می‌دهد؛ شعاری که عملاً انعکاس آن در دو طرف هیچ حساسیتی را برنمی‌انگیزد و تأثیری بر روند جنگ نمی‌گذارد.

طرف متجاوز که بنا به برنامه و هدفی خاص تجاوز به خاک ما را انجام داده، سعی می‌کند با ادامه آن به اهدافش برسد. طرف مقابل که مورد تجاوز قرار گرفته نیز چون خود را محق در دفع تجاوز و دفاع از خاک و تمامیت ارضی ایران می‌داند، هرگز حاضر نیست دست از جنگی بردارد که دشمن همچنان به ادامه آن مصر است.

پس می‌بینیم عملاً این شعار نه تنها کاربردی در مقطع کنونی ندارد، بلکه انعکاس و تأثیر آن در هر یک از نیروهای متقابل معانی خاصی یافته که مشخصاً در بین نیروهای مدافع میهن و مردمی که بر مقاومت و مقابله به‌وسیله جنگیدن با دشمن تأکید دارند، به معنی تسلیم شدن و واگذاشتن میهن به دشمن تلقی می‌شود و هرگز قابل پذیرش نخواهد بود. شاید بتوان گفت تنها کاربرد آن برای کسانی که آن را مطرح می‌کنند نوعی اعتبار و ژست سیاسی صلح‌طلبانه باشد که تنها به درد تبلیغات سیاسی می‌خورد و بس.

اینکه اعلام می‌کنیم شرایط و زمینه‌های عملی برای این شعار وجود ندارد، دلیل آن واقعیت‌هایی است که متأسفانه در تحلیل‌های کسانی که این شعار را مطرح می‌سازند نادیده گرفته شده و حتی مسئله تجاوز که اساس پدید آمدن این جنگ است فراموش می‌شود. جنگ‌ها در خلأ به وجود نمی‌آیند؛ به‌ویژه در جهان کنونی و در منطقه پرالتهاب خاورمیانه، همواره با وجود کشوری مانند اسرائیل به‌عنوان پدیده‌ای دائمی تلقی می‌شود. کافی است نگاهی به تاریخ معاصر خاورمیانه از سال ۱۹۴۸ بیندازیم تا متوجه شویم که این اسرائیل بوده است که با اتکا به حمایت‌های آمریکا و انگلیس و سایر کشورهای امپریالیستی غرب که به دنبال غارت منابع طبیعی خاورمیانه و در رأس آنها نفت بوده‌اند، همواره جنگ‌ها را تحمیل نموده و به‌ویژه در سال‌های اخیر آن را شدت بخشیده است.

جنگ و تجاوز علیه ایران هم در همین راستا و در ادامه سیاست‌ها و دکترین توسعه‌طلبانه اسرائیل و حامی آن آمریکا باید مورد دقت قرار گیرد. گرچه عده‌ای بدون توجه به این سیاست‌ها سعی دارند جمهوری اسلامی را عامل اصلی جنگ معرفی کنند، در حالی که به روشنی مشخص است که سیاست‌های ایران گرچه در بالا بردن تنش تأثیر داشته ولی هیچ‌گاه عامل اصلی جنگ نبوده است. بالعکس، این اسرائیل و آمریکا بوده‌اند که جنگ‌های این منطقه را به بهانه‌های مختلف و علیه کشورهایی که به زعم آنها در چارچوب سیاست‌های آنها رفتار نمی‌کرده‌اند و به‌نوعی مخالف هژمون شدن اسرائیل در منطقه بوده‌اند، ترتیب داده‌اند. عراق، سوریه، لیبی، لبنان و افغانستان… قبل از ایران هدف حمله آنها قرار گرفته و حکومت‌هایشان سرنگون گشته و تبدیل به کشورهایی شده‌اند که ثبات چندانی ندارند و به شکلی گسترده تضعیف گشته و مجبور به گردن نهادن به سیاست‌های توسعه‌طلبانه اسرائیل و آمریکا شده‌اند. حتی اگر مقاومتی بوده، از طرف نیروهایی بوده که به‌عنوان نیروهای مردمی و شبه‌نظامی یا نیابتی مطرح بوده‌اند؛ عمدتاً حاکمان این کشورها تن به مصالحه‌های گاه خفت‌بار داده‌اند.

تنها کشوری که توانسته همچنان استقلال خود را حفظ کند و تن به سیاست‌های تجاوزکارانه آنها ندهد، ایران است؛ که تحت حکومت جمهوری اسلامی در مقابل آنها مقاومت نموده و توانسته تا حد زیادی با توجه به قدرت موشکی و همچنین موقعیت جغرافیایی و استراتژیک تنگه هرمز و مهم‌تر از هر چیز حمایت مردم، آنها را در رسیدن به اهدافشان ناکام گرداند.

فارغ از اینکه جمهوری اسلامی در شرایط داخلی و مشکلات مختلف سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و… چه وضعی دارد و همه به آن واقفیم، باید گفت در زمینه دفاع از خاک وطن و حفظ تمامیت ارضی آن سنگ تمام گذاشته و طی دویست سال اخیر این‌چنین مقابله‌ای با دشمنان ایران صورت نگرفته و از این نظر قابل تقدیر است. اینکه ما با حکومت چه اختلافاتی داریم نمی‌تواند عاملی باشد برای اینکه چشم بر مقاومت و دفاع نیروهای نظامی جمهوری اسلامی ببندیم و نخواهیم آن را چه در طول تاریخ معاصر و چه در مقایسه با کشورهای خاورمیانه که مورد تجاوز و هجوم امپریالیسم قرار گرفتند، مورد ارزیابی واقع‌بینانه قرار دهیم و آن را نادیده بگیریم.

اینجاست که شعار «نه به جنگ» در واقع تضاد خود را با اصل دفاع از خاک میهن نشان می‌دهد و مقاومت جانانه مردم و نیروهای نظامی را زیر سؤال برده و عملاً دو طرف جنگ را در یک ترازو قرار داده و هم‌وزن به حساب می‌آورد، در حالی که مفهوم و ماهیت جنگ نزد دو طرف با یکدیگر متفاوت است: یکی با مفهوم تجاوز و هدف توسعه‌طلبانه و تضییع حقوق مردم ایران، و دیگری با مفهوم دفاع از خاک وطن و دفع تجاوز.

از آن بدتر، در کنار شعار «نه به جنگ»، به کار بردن شعار «نه به جمهوری اسلامی» است. وقتی به اهداف جنگ علیه ایران نگاه می‌کنیم، می‌بینیم که فروپاشی سرزمینی و سقوط حکومت و تجزیه کشور جزو اهداف مهم متجاوزان بوده است؛ اهدافی که خوشبختانه با مقاومت و مقابله سرسختانه نظامی علیه نیروهای متجاوز تاکنون محقق نشده و بعد از این هم با توجه به واقعیت‌های میدان و استراتژی جنگی که جمهوری اسلامی در پیش گرفته و آن را جنگی موجودیتی تلقی می‌کند، هرگز تحقق نخواهد یافت. بالعکس، این مقاومت و پایمردی می‌تواند منجر به صلحی شرافتمندانه شود که در آینده باعث گردد هیچ نیروی متخاصمی ما را تهدید نکند و بفهمد در صورت تجاوز به ایران باید هزینه گزافی پرداخت کند. همین موضوع عاملی خواهد بود برای رشد و توسعه در آینده، حتی اگر جمهوری اسلامی به معنای امروزین آن نباشد.

فهم این موضوع سخت نیست که تشخیص بدهیم این جمهوری اسلامی و نیروی نظامی آن هستند که امروز از یکپارچگی ایران و تمامیت ارضی آن دفاع می‌کنند. آیا کسانی که شعار «نه به جمهوری اسلامی» می‌دهند به این موضوع فکر کرده‌اند که اگر انسجام جمهوری اسلامی و حمایت مردم از آن نبود، می‌توانستیم همچنان شاهد یک‌پارچگی ایران باشیم؟

کسی که امروز شعار «نه به جمهوری اسلامی» را در کنار «نه به جنگ» می‌دهد، در واقع همان هدف دشمن، به‌ویژه اسرائیل، را در ساقط کردن حکومت ایران دنبال می‌کند؛ همان هدفی را دنبال می‌کند که براندازان سلطنت‌طلب به آن امید داشتند. امروز هر نیرویی که بخواهد با شعار «نه به جمهوری اسلامی» اهداف براندازانه و سقوط نظام مستقر در ایران را که امر دفاع از خاک وطن را بر عهده دارد پی بگیرد و در این راستا بکوشد، در اصل آب به آسیاب متجاوزان ریخته و عملاً کمک به فروپاشی و تجزیه ایران و بی‌ثباتی آن برای دوره‌ای طولانی کرده است.

ما با تمام اختلافات و انتقادها و ایرادهایی که به حکومت داشته و داریم، طی سال‌ها تجربه و درس‌آموزی‌های مختلف و به‌ویژه درس‌آموزی از انقلاب ۵۷ می‌دانیم که دیگر راه تحول ایران و تکامل آن و رسیدن به آزادی و دموکراسی و عدالت اجتماعی، نه به‌وسیله انقلابات خونین شبیه آنچه در سال ۵۷ اتفاق افتاد، نه به‌وسیله برانداختن حکومت توسط دخالت بیگانه و جنگ، و نه از طریق اصلاحات و تعامل با حکومت در بالا، بلکه به شکل گذار مسالمت‌آمیز و با تقویت جنبش‌های اجتماعی و نهادهای مردم‌محور است که بتوان بتدریج حکومت را وادار به تغییر سیاست‌ها نمود.

ساقط کردن جمهوری اسلامی، به‌ویژه در شرایطی که همچنان کشور مورد تجاوز است، نه تنها عاقلانه نیست بلکه به‌نوعی گام نهادن در راهی است که امپریالیسم آمریکا و اسرائیل توقع دارند و به دنبال آن هستند. امروز حفظ یک‌پارچگی ایران بدون انسجام داخلی و ثبات کشور، چه در زمینه حاکمیتی و چه در اجتماع، امکان‌پذیر نیست. هر جریانی که بخواهد در راستای تضعیف نهاد حکومت که امروز ثبات آن خود را در دفاع از تمامیت ارضی و دفع تجاوز نشان می‌دهد اقدام کند، خیانت به کشور محسوب می‌شود و باید علیه آن مقابله نمود.

طی پنج ماه اخیر، مردم به شکلی گسترده و با انگیزه دفاع از موجودیت ایران در میادین و خیابان‌ها حضور داشته و دارند. تصور این گستردگی حضور برای بسیاری، به‌ویژه کسانی که از دور شاهد اوضاع ایران هستند، بسیار سخت بوده است؛ ولی این واقعیتی است که باید پذیرفت. حتی شرکت میلیونی مردم ایران و عراق در تشییع پیکر رهبر جمهوری اسلامی بسیاری را انگشت‌به‌دهان کرد. طی این جنگ، مشروعیت نظام تا حد زیادی ترمیم یافت و البته این حمایت نتیجه مقاومت و سرسختی نیروهای نظامی و حتی نیروهای دیپلماتیک ایران بود که این احساس را به مردم داد که حکومت، هرچه باشد، در مقابل متجاوز کارنامه‌اش قابل توجه بوده است. مردم این را خوب فهمیده‌اند و آن را کاملاً در میادین و مراسم تشییع نشان دادند.

آنچه امروز برای ما قابل رؤیت است، حمایت مردم از حکومت در مقابل جریانات برانداز و دشمنان خارجی است؛ گرچه هنوز رسانه‌های وابسته می‌کوشند با تحریف و سانسور اخبار آن را زیر سؤال ببرند، ولی آنچه ما به‌عنوان شاهدان زنده به شکل واقعی و عینی می‌بینیم، این است که مردم با تمام مصیبت‌ها و مشقاتی که جنگ بر آنها تحمیل کرده است، همچنان بر دفاع از خاک میهن و دفع تجاوز و حمایت از حکومت و نیروهای نظامی آن اصرار دارند و به آن عمل می‌کنند. هرکس بدون دیدن این واقعیات و نقش گسترده مردم در ادامه مقاومت و دفاع، بخواهد دنبال شعارهایی باشد که عملاً در تضاد با خواست اکثریت جامعه ایران است، بدون شک خود را در عرصه سیاسی منزوی خواهد دید.

واقعیات را باید در عرصه واقعی و زندگی مردم جستجو کرد، نه از فضای مجازی و رسانه‌های وابسته. بدون شک امروز که همچنان جنگ به‌عنوان خطری بالفعل وجود دارد و هنوز متجاوزان مجبور به پذیرش خاتمه جنگ به شکل واقعی و کاربردی نشده‌اند، شرایط برای طرح خواسته‌ها و مطالبات مردم نه تنها فراهم نیست بلکه به‌شدت فضای مخالفت و سیاسی بسته و مسدود گردیده و عملاً نیروهای تندرو نیز می‌کوشند از این آب گل‌آلود ماهی گرفته و اهداف جنگ‌طلبانه خود را به‌نوعی ترویج نمایند.

آنچه ما در این شرایط باید بر آن متمرکز شویم این است که اگرچه با شعار «نه به جنگ» به دلایلی که در بالا مطرح کردیم مخالفیم، ولی مفهوم جنگ از نظر ما دفاع در مقابل متجاوز تا دفع تجاوز و رسیدن به صلحی شرافتمندانه است. بعد از آن، هر نیرویی که بخواهد بر طبل جنگ بکوبد، با مخالفت و مقابله ما روبرو خواهد شد.

از طرف دیگر، گرچه امروز فضای سیاسی بسته و جنبش‌های اجتماعی بیش از پیش مورد سرکوب قرار دارند، ولی امید داریم با خاتمه جنگ و برقراری صلح و آرامش بتوانیم در شرایطی که سایه جنگ دیگر بر ما مستولی نخواهد بود، به بازسازی نهادهای مدنی و تقویت جنبش اجتماعی پرداخته و مسیر رسیدن به دموکراسی و عدالت اجتماعی را با کمک همین مردمی که مصائب جنگ را چشیده و تحمل کرده‌اند بپیماییم. قطعاً در این راه نیروهای بسیاری هستند که می‌توانند در کنار هم و با سیاستی واقعی و منطبق بر گذار مسالمت‌آمیز این راه را طی کنند.

بدون شک امروز وظیفه اصلی ما دفاع از میهن و دفع تجاوز است. بدون رسیدن به صلحی شرافتمندانه و برقراری ثبات و آرامش، صحبت از تغییر در حکومت آن‌چنان توجهی را برنمی‌انگیزد و نه تنها مورد استقبال قرار نمی‌گیرد بلکه موجبات اختلافات بیشتر و رشد جریانات تندرو را در بر خواهد داشت. باید توجه کرد که جنبش‌های اجتماعی در بستر ثبات و آرامش می‌توانند رشد یابند؛ جنگ و التهاب برای جنبش اجتماعی به مثابه سم است، به‌ویژه جنگی که توسط متجاوزان بر ما تحمیل گردیده. این موضوع بهانه لازم را به نیروهای سرکوب برای مقابله با اعتراضات خواهد داد. ولی دفع تجاوز و رسیدن به شرایط صلح و آرامش می‌تواند زمینه‌های لازم را برای رشد جنبش‌ها فراهم کند؛ به‌ویژه اینکه تجربه خاتمه جنگ‌ها همواره با انباشت مطالباتی همراه بوده که در شرایط جنگی امکان مطرح شدن آنها فراهم نبوده است. ضمن اینکه حکومت هم سعی می‌کند در شرایط پساجنگ تا حد زیادی نسبت به خواسته‌های مردم توجه کرده و سعی کند آرامش جامعه را حفظ نماید.

در شرایط کنونی، تمرکز جریانات سیاسی باید بر خاتمه جنگ به‌وسیله مقاومت و دفاع و دفع کامل تجاوز باشد. باید از هر شعاری که به‌نوعی این موضوع را خدشه‌دار کند جلوگیری کرد. شعارها باید بر دفاع و دفع تجاوز استوار باشد؛ مقابله با متجاوز ماهیت شعارها را تشکیل دهد و بر مقاومت و یکپارچگی و همبستگی تأکید شود. باید به شکلی عاقلانه از شرایط موجود که همبستگی و اتحاد مردم در بالاترین شکل خود وجود دارد برای آینده و ارتقای جنبش استفاده کنیم.

باید بپذیریم ملت ایران همین مردمی هستند که با تمام تنوع و اختلافات عقیدتی طی پنج ماه گذشته با حضور در خیابان‌ها و میادین تا حد زیادی تصور و توهم دشمنان خارجی مانند نتانیاهو و همچنین سلطنت‌طلبان را به هم ریختند و عاملی شدند بر ناکامی آنها در فروپاشی و تجزیه ایران. این مردم همان نیرویی هستند که ما برای تحولات آینده به آنها نیاز داریم و باید با گسترش آگاهی در بین آنها از وجودشان بهره ببریم. کسی که فکر می‌کند این خیل عظیم همه طرفداران رژیم و نظام سرکوب هستند سخت در اشتباه میباشند، این مردم همه دوستداران وطن و حافظان و جانفدایان حفظ آن میباشند. آنها امروز اکثریت جامعه فعال را میسازند. به هیچ وجه نمیتوان آنها را نادیده گرفت

 

تاریخ انتشار : ۱۳ مرداد, ۱۴۰۵ ۸:۴۱ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اعدام‌ها را متوقف کنید؛ مردم خواهان تنش‌زدایی و صلح هستند.

هیئت سیاسی-اجرایی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت): ما بار دیگر خواستار توقف فوری اجرای تمامی احکام اعدام، تضمین دادرسی عادلانه، رعایت حقوق متهمان و پایان دادن به استفاده از مجازات مرگ به عنوان ابزار سرکوب هستیم. امروز دفاع از حق حیات، دفاع از صلح و دفاع از آزادی، سه مطالبه جدا از هم نیستند؛ این‌ها ارکان آینده‌ای هستند که مردم ایران برای آن هزینه‌های سنگینی پرداخته‌اند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

تنش حقوقی و سیاسی در شورای امنیت بر سر آینده پرونده هسته‌ای ایران

شهناز قراگزلو: ایالات متحده نیز از مواضع کشورهای اروپایی پشتیبانی کرد. نماینده آمریکا استدلال‌های روسیه و چین درباره پایان اعتبار قطعنامه ۲۲۳۱ را رد کرد و بر ضرورت ادامه بررسی پرونده هسته‌ای ایران در شورای امنیت تأکید داشت.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

کارزار سه‌شنبه‌های نه به اعدام در هفته ۱۳۲ در ۵۹ زندان کشور

و کوریِ چشم‌ها را باید شُست و کنار گذاشت

شعار” نه به جنگ ” و “نه به جمهوری اسلامی ” در تعارض با واقعیت های موجود

سعید مدنی: تو باید جرأت ادامه‌دادن داشته باشی، نه امیدِ رسیدن

چگونه چین جنگ آمریکا با ایران را برد؟

به اعدام جوانان فورا پایان دهید