سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۱ شهریور, ۱۴۰۵ ۱۶:۰۸

یکشنبه ۱ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۶:۰۸

زنان مصری و محمد مرسی: از وسواس تا واقعیت

سوالی که به طور مداوم در رسانه ها به گوش می رسد این است که با پیروزی نماینده ای اسلام گرا تکلیف زنان مصری چه می شود؟ ... (در مواجهه با این سؤال) باید دو نکته را از هم تفکیک کرد: از یک سو ترس از اسلام و نگرانی هایی که عمدتا ناشی از نگاه «اروپایی / غربی» به شرق و جهان اسلام است و از سوی دیگر نقدهای سازنده و به جایی که در خصوص اسلام سیاسی و مسئله جنسیت وجود دارد

Getting your Trinity Audio player ready...

مقاله حاضر، ترجمه مطلبی از سارا سالم، زن مصری است که هم اکنون دوره دکترای خود را در موسسه مطالعات اجتماعی در هلند می گذراند. او این مطلب را به زبان انگلیسی به نگارش درآورده و سپیده یوسف زاده زحمت ترجمه آن را برعهده داشته است. حوزه کاری و علایق سارا سالم شامل فمینیسم، نئوکولونیالیست، ژئوپلیتیک و خاورمیانه است. از همین روست که در مقاله حاضر او تلاش کرده که در مورد تحولات اخیر کشورش، فراتر از کلیشه های رایج در گفتمانهای بین المللی در رابطه با اسلام گرایان و مسئله زنان، به راهبردهای عینی تر برای پیشبرد حقوق زنان در مصر پس از مبارک بپردازد.

 

زن به منزله میدان جنگ فرهنگی

جنبش مصر از آغاز ظهورش در ۲۵ ژانویه سال ۲۰۱۱ تاکنون، چند مرحله مهم را پشت سر گذاشته است. این جنبش با انقلابی ۱۸ روزه آغاز شد و به استعفای رئیس جمهور وقت انجامید. پس از آن، قدرت، به شورای عالی نیروهای مسلح منتقل شد و این انتقال قدرت منجر به وقایع قابل تاملی شد که حاکی از انقلابی در جریان و در حال پیشرفت است و نه جرقه ای زودگذر و اتفاقی محدود که به پایان رسیده است. درگیری های گاه به گاه با ارتش و نیروهای امنیتی، قتل عام بندر سعید در استادیوم فوتبال، و درگیری تراژیکی که در میدان ماسپرو (در میان گروه های مسیحی) اتفاق افتاد همه و همه نشان از این حقیقت دارند که انقلاب به پایان نرسیده است و رژیم کهنه هنوز در قدرت است. علاوه بر این، در چندین ماه گذشته، مصر شاهد فعالیت های هدفمند در میان طرفداران رژیم سابق بود که برای تشکل سازی و ورود دوباره به فضای سیاسی در تلاش هستند. نشانه روشن این ادعا حضور احمد شفیق – یکی از وزرای سابق دولت مبارک – به عنوان یکی از کاندیدهای اصلی اولین انتخابات ریاست جمهوری بعد از انقلاب است.

اولین دور انتخابات ریاست جمهوری به دور دوم و رقابتی بین محمد مُرسی و احمد شفیق کشیده شد. اولی نماینده اخوان المسلین و دیگری نماینده ای از رژیم سابق (حزب دموکراتیک ملی). انتخابات منجر به نقطه نظرهای متفاوتی در بین مردم شد. بسیاری از مصری ها بین رای دادن یا بایکوت کردن انتخابات مردد بودند. بسیاری دیگر از نگرانی پیروزی کاندیدایی که خواهان پیروزی اش نبودند در انتخابات شرکت کردند. و بسیاری نیز در انتخابات شرکت کردند تا به کاندید مورد نظر علاقه خود رای دهند. مُرسی با اختلاف بسیار کمی برنده انتخابات شد و رئیس جمهور کنونی مصر است. روزهای اول ریاست او سرشار از اتفاقات گوناگون بوده است. مُرسی نصب تصاویر خود در فضاهای عمومی را منع کرده؛ خواستار حداقل تدابیر امنیتی برای رفت و آمد خود در داخل مصر شده؛ خانواده های شهدا را ملاقات کرده و امکان ملاقات و دسترسی مستقیم را برای آنها تضمین کرده است. او همچنین اعلام کرده که یک زن و یک مسیحی کپتیک را به عنوان معاون خود برخواهد گزید. این اقدامات باعث شگفتی بسیاری در داخل و خارج مصر شده است و برای بسیاری نشانه تغییرات مثبتی نسبت به دوران حکومت مبارک تلقی می شود. نکته ی مهم این است که پیروزی مُرسی در انتخابات به دلیل حمایت گروههای اجتماعی مختلف بود، از جمله کنشگران و فعالین اجتماعی، انقلابیون، جوانان و مصری هایی که خواهان برکناری همه افرادی هستند که در رژیم قبل در مسند قدرت بودند. در نتیجه مُرسی باید خیلی چیزها را ثابت کند. او می داند بدون حمایت گروههایی که لزوما از طرفداران اخوان المسلین نیستند در انتخابات پیروز نمی شد و از این رو فشار فزاینده و انتظارات زیادی متوجه مُرسی است.

سوالی که به طور مداوم در رسانه ها به گوش می رسد این است که با پیروزی نماینده ای اسلام گرا تکلیف زنان مصری چه می شود؟ آیا مصر به ایران یا افغانستان دیگری تبدیل خواهد شد؟ طنزهایی در باب برقع و پوشش اسلامی، منع مشروبات الکلی و بیکینی، شبکه های اجتماعی را سراسر پر کرده است. در رویارویی با این گونه سوالها باید دو نکته را از هم تفکیک کرد: از یک سو ترس از اسلام و نگرانی هایی که عمدتا ناشی از نگاه «اروپایی / غربی» به شرق و جهان اسلام است و از سوی دیگر نقدهای سازنده و به جایی که در خصوص اسلام سیاسی و مسئله جنسیت وجود دارد. به عبارت دیگر نقد اخوان المسلمین و سیاستمداران این حزب در رابطه با نقطه نظر آنان در مورد زنان، جنسیت و سکسوالیته و به طور کلی اقلیتها از اهمیت بسیاری برخودار است. اما در عین حال نباید به دام ناشی از هیجان و اسلام هراسی سقوط کنیم. وسواس در باره مسئله «اسلام و زن»، وسواسی دیرپا در گفتمان جهانی و غرب است که روزنامه نگاران و منتقدین غربی را در باب سوالهایی که مربوط به ریاست جمهوری مُرسی و تاثیر آن بر زنان است دچار ملاحظه و احتیاط می کند. به سخن دیگر نویسندگان و منتقدین غربی غالبا سیاستها، بیانیه ها یا گفتمان مشخصی را که از جانب اسلام گرایان مطرح شده است را نقد نمی کنند، بلکه در خصوص این که یک کشور اسلامی چگونه کشوری است فرضیات کلی ارائه می کنند که اغلب هم ناشی از نگاه های کلیشه ای است که نسبت به کشورهایی مانند ایران یا افغانستان در ذهن دارند.

با این حال مهم است که به عنوان یک زن مصری، مُرسی و اخوان المسلین را مورد نقد قرار دهیم. جنگ های سیاسی فرهنگی و اجتماعی با محوریت زن و بدن او شکل می گیرد. از زنان غالبا به عنوان سمبل و نشانه باروری ملتها، فرهنگ ها و مذاهب و ارزشها و هنجارهای آنها استفاده شده است. به عنوان مثال زمانی که الجزایر به تصرف فرانسوی ها درآمد و مستعمره فرانسه شد، موقعیت زنان (به عنوان حقیقتی یکدست در جامعه الجزایر) بهانه ای بود در دست فرانسوی ها برای اثبات عقب ماندگی و بی تمدنی الجزایر (بخوانید مسلمانان) و فرهنگ آن و نیز دلیلی بود که به استناد آن ماموریت متمدن کردن الجزایر را بر عهده بگیرند. این واقعیت که (بعضی) از زنان پوشش اسلامی داشتند فرانسویان را بر آن داشت که برای رهایی آنها اقدام کنند. این گفتمان امروز هم در فرانسه در جریان است و در قوانینی که برای منع برقع وضع کرده اند منعکس شده است.

همانطور که گفته شد، اورینتالیسم اغلب از زنان برای عقب مانده نشان دادن اسلام یا اعراب استفاده کرده است و از سوی دیگر نیز اسلام، همواره به همان تاکتیکهای همیشگی خود اکتفا کرده و اغلب از سمبلهای مربوط به زنان برای رویارویی و مقاومت در برابر امپریالیسم استفاده کرده است. در چنین رویکردی است که زنان نیازمند محافظت هستند چرا که زن، سمبل ملت قلمداد می شود. در عین حال قوانین و جنبشهایی که برای “رهایی” زنان در جریان اند، غالبا برچسب غربی و امپریالیستی می خورند و از این رو «غیراسلامی» تلقی می شوند.

از طرف دیگر باید خاطر نشان کرد که اسلام گرایان در خلاء اجتماعی و سیاسی عمل نمی کنند. به عنوان مثال زمانی که قوانین با تکیه بر شرع اسلام وضع می شوند، هیچ گاه توضیحی داده نمی شود که چرا تفسیر خاصی از قوانین شرع (که غالبا سخت گیرانه تر است) بر تفسیرهای دیگر ارجحیت داده شده است. وقتی مذهب با سیاست ادغام می شود باید هشیار بود که چرا تفسیری بر تفسیر دیگر ترجیح داده می شود و چگونه قدرت، کانون بسیاری از سیاست ها و گفتمان عاملان سیاسی می شود.

نکته ی پایانی که می خواهم به آن اشاره کنم این است که اگرچه مصر پس از استقلال به ظاهر کشوری سکولار بوده است، اما قوانینی که در خصوص زنان و خانواده در مصر وجود داشته غالبا برگرفته از قوانین شرعی بوده اند. بنابراین ادعای آن که مصر پیش از ریاست جمهوری مُرسی بهشت زنان بوده باید مورد سوال قرار گیرد.

آیا مصر، ایران دیگری می شود؟ به عقیده من «نه». زیرا عواملی که پس از انقلاب ۱۳۵۷ در ایران با یکدیگر در تعامل بودند با امروز مصر متفاوت هستند. اما این به این معنا نیست که ما نمی توانیم از یکدیگر یاد بگیریم یا همبستگی ایجاد کنیم. همانطور که بسیاری از ایرانیان می گویند، انقلابیون اسلام گرا پیش از به قدرت رسیدن قولهای زیادی داده بودند، از جمله این که پوشش اسلامی برای زنان اجباری نخواهد بود، اما بعدا این اتفاق افتاد، ما نیز با توجه به چنین تجربه ای، باید در مصر به جای آن که به سخنان مُرسی اکتفا کنیم، نسبت به ایجاد قوانین، گفتمانهای جاری و ایده هایی که در بین عوامل قدرت در جریان است هشیار باشیم، قوانینی که ممکن است نه تنها به ضرر زنان و اقلیتها بلکه به ضرر همه مصریها باشند.

بخش : زنان
تاریخ انتشار : ۱۳ تیر, ۱۳۹۱ ۰:۰۸ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

«طرح مقابله با نفوذ»؛ توطئه‌ای سازمان‌یافته برای سرکوب جنبش دموکراسی‌خواهی

هیئت سیاسی-اجرایی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت): سازمان ما تصویب کلیات این طرح را «فاجعه‌ای دیگر در نظام حقوقی کشور» دانسته و ضمن مخالفت با آن، تصویب این طرح را ادامه و تشدید رویکردی می‌داند که در «قانون تشدید مجازات جاسوسی» نیز دنبال شده است؛ قانونی که در یک سال گذشته مبنای صدور احکام سنگین و اجرای احکام اعدام در شماری از پرونده‌ها قرار گرفته است.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

حقوق بشر گزینشی نیست؛ از مردم خودتان شروع کنید

شهناز قراگزلو: قوه قضائیه جمهوری اسلامی نمی‌تواند از یک سو خود را مدافع حقوق بشر معرفی کند و از سوی دیگر، در داخل کشور حقوق بنیادین شهروندان را نادیده بگیرد. اگر دفاع از حقوق بشر یک وظیفه انسانی و اخلاقی است، همان‌گونه که سخنگوی قوه قضائیه درباره مستندسازی جنایات میناب می‌گوید، این وظیفه پیش از هر چیز باید در برابر حقوق شهروندان ایران نیز به رسمیت شناخته شود.

مطالعه »

یک ایران، یک ملت و یک ترازنامه…

گودرز اقتداری: نوشته‌ای در فضای مجازی منتشر شده است که با این مطلع آغاز میشود: «ما یک ایران نداریم. دو ایران داریم! یک ایرانِ جهان سومی که از کشورهای منطقه عقب افتاده است، نه برق دارد، نه آب دارد، نه صنعت قابل توجهی دارد، نه زیر ساخت قابل اتکایی دارد و علاوه بر آن همه نخبگان‌اش نیز در حال فرار از کشور هستند و این ایران رو به قهقرا در حرکت است. یک ایرانِ دیگر هم وجود دارد که ۹۵ درصد جمعیت آن باسواد است و در بین ۲۰ کشور اول جهان در تولید علم قرار دارد و در تربیت متخصص از پزشکی گرفته تا مهندسی علوم روز جهان همچون نانو، رباتیک، ژنتیک، هسته‌ای و … سرآمد کشورهای منطقه است» یادداشت زیر در پاسخ به آن برداشت نوشته شده است.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

معاون نخست وزیرایتالیا، همچنان مانع بازگشت پناهندگان به این کشور می‌شود

دیپلمات‌های سابق فرانسوی و بریتانیایی خواستار موضع سختگیرانه‌تری در قبال اسرائیل شدند

شرکت‌های آمریکایی در اختلاف تجاری با کانادا زنگ خطر را به صدا درآوردند

بیانیه سازمان پزشکان و پیراپزشکان جبهه ملی ایران به مناسبت روز پزشک

کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ علیه دولت ملی مصدق و قانون اساسی مشروطه بود