سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۵ خرداد, ۱۴۰۵ ۱۵:۳۶

دوشنبه ۲۵ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۵:۳۶

مارکسیسم ، اگزستنسیالیسم و فنومنولوگی

این مکتب با طرح بحث هستی، بن بست و آینده تیره انسان بورژوایی در دوره گذر از سرمایه داری به سوسیالیسم را نشان میدهد. بحث و پرسشهای به اصطلاح ابدی اگزیستنسیالیستی چیزی غیر از انعکاس ایدئولوژی دوره بحران امپریالیسم و سیستم اجتماعی آن نیست.

Getting your Trinity Audio player ready...

فلسفه مارکسیستی، یعنی  ماتریالیسم تاریخی و دیالکتیکی، نخستین فلسفه علمی در سیر تاریخ فلسفه غرب است . آن نوعی آگاهی اجتماعی است که کامل ترین شکل پیشرت فلسفی بخساب می آید. هر فلسفه ای  یک جهانبینی است که ناقل و حامل خصوصیات طبقاتی است و خواسته یا ناخواسته، علمی و عملی میباشد .

ماتریالیسم تاریخی و دیالکتیکی، فلسفه طبقه کارگر است و هدفش آزادی بشریت میباشد . آن خوشبینانه و عمیقا هومانیستی است . فلسفه مارکسیستی وسیله ای برای تغییر جهان و راهنمای عمل است چون با زندگی، کار، و طبیعت رابطه دارد. این فلسفه نه علم العلوم است و نه کوششی بیفایده  در خدمت سفسطه گرایی و حرافی، بلکه علمی است در کنار سایر علوم که در خدمت شناخت جهان مادی است  و میکوشد تا قوانین طبیعت، جامعه، و تفکر یعنی شناخت را کشف کند .

فلسفه مارکسیستی دست آوردهای سایر علوم را قبول دارد و میکوشد با کمک آنان یک جهانبینی کامل، جامعه و مانع بسازد. از زمان عصر جدید، فلسفه بورژوازی کوشید با تکیه بر فلسفه یونان باستان علیه فرهنگ فئودالی و خرافات دینی مسیحی مبارزه کند و از زمان باکون و دکارت تا زمان هگل و فویرباخ هنوز ادامه دهنده فلسفه افلاتون و ارسطو بود.

بورژوازی در دوره روشنگری نیاز به فلسفه ای داشت که عملی، اجتماعی، و مادی باشد . فلسفه بورژوایی کلاسیک هنوز مترقی بود چون مخالف فئودالیسم و روحانیت مسیحی بود ولی در عصر امپریالیسم، آن دیگر مترقی نبود چون مبلغ  مکاتب ایده آلیستی و ارتجاعی – نئوکانتیسم، پوزیویتیسم، فلسفه به اصطلاح زندگی، فنومنولوگی، اگزیستنسیالیسم، و نئو توماسی گردید.

تاریخ فلسفه از آغاز، تاریخ دو جریان مادی و ایده آلیستی است . مارکسیست ها با اشاره به ماتریالیسم تاریخی و دیالکتیکی ؛ که آنرا تکمیل و نقطه اوج فلسفه میدانند، مدعی هستند  که تاریخ فلسفه انعکاس و آینه تغییر و تحولات اجتماعی بشر است. مورخین بورژوایی مدعی هستند که دشمن اصلی خود فلسفه، تاریخ آنست.

اصول فلسفه مارکسیستی، علمی است؛ علمی سیستماتیک، بسته و کامل. هرودت و هراکلیت نخستین بار آنرا بکار بردند. افلاتون و ارسطو اولین بار از آن به مفهوم فلسفی استفاده کردند. در زمان رواقیون و اپیکوری ها، آن دانش زندگی شد . آنها به استفاده عملی از آن اهمیت دادند. اپیکوریها به آن حالت آته ایستی و ضد دینی دادند چون از آن در مبارزه با ترس از مرگ، و ترس از خدایان استفاده نمودند.

در سده های میانه مسیحیان کوشیدند فلسفه را تبدیل به الهیات کنند. در زمان پدران مقدس مسیحی آنرا ممنوع اعلان کردند. اسکولاستیک ها آنرا با الهیات آشتی دادند و کوشدند تا زیر حاکمیت الهیات قرار دهند.

      مکتب اگزیستنسیالیسم را هستی شناسی یا وجود شناسی ترجمه کرده اند. مارکسیستها آنرا مهم ترین جریان ذهنی ایده آلیستی، خردگریزانه و ارتجاعی فلسفه امپریالیستی دانسته که در رابطه با بحران اقتصادی سیستم سرمایه داری دهه ۳۰ قرن بیست، ابتدا در آلمان و سپس در فرانسه بعد از جنگ جهانی اول بوجود آمد.

معلمان مکتب فلسفی اگزیستنسیالیسم در قرن ۱۹ نیچه و کیرکگارد بودند . آن ادامه دهنده انگیزههای فنومنولوگی و فلسفه به اصطلاح زندگی بود. مبارزه آن با ماتریالیسم تاریخی و دیالکتیکی مورد استفاده بورژوازی و سرمایه داری قرار گرفت.

جنبه دیگر این مکتب، مبارزه اش با دست آوردهای مترقی فلسفه کلاسیک بورژوازی از دکارت و تا هگل و فویر باخ بود. نماینده گان مهم آن در آلمان، هایدگر، یاسپارس، گادامر، و در فرانسه، سارتر و مارسل هستند.

این مکتب فلسفی بورژوایی حصوصیت ذهنی خاص خود را دارد؛ از جمله قطع رابطه با سنت فلسفی پیش از خود که سرانجام ادامه راه فلسفه افلاتون و ارسطو را به گمراهی کشاند و با تکیه بر عقل گریزی به مبارزه و مخالفت با فرهنگ بورژوایی انقلابی که در آغاز ضد فئودالیسم و کلیسا بود، پرداخت و به تحقیر و نادیده گرفتن علم و تفکر علمی قد علم نمود و با عمده کردن موضوعات روانی مانند ترس و تهوع، به روش التقاطی، بجای تفکر علمی، فقط تجربه را توصیه می نمود.

اگزیستنسیالیست ها با تکیه بر جملات قصار هایدگر و اسپارس مدعی بودند که  زندگی آغاز مرگ است، یا هستی یعنی پوچی . این مکتب، آموزش نیهلیستی عمیق و بدبینانه را  تبلیغ میکرد . یاسپارس میگفت اگر من بعنوان انسان، موجودی اجتماعی باش، دیگر خود خودم ! نیستم .

مارکسیستها مدعی هستند که ایدئولوژی و عمل مکتب اگزیستنسیالیسم به پذیرش فاشیسم آلمان کمک نمود. هایدگر بعد از جنگ جهانی دوم در خدمت سیاست اتمی شدن اروپا و امپریالیسم آلمان قرار گرفت.

این مکتب با طرح بحث هستی، بن بست و آینده تیره انسان بورژوایی در دوره گذر از سرمایه داری به سوسیالیسم را نشان میدهد. بحث و پرسشهای به اصطلاح ابدی اگزیستنسیالیستی چیزی غیر از انعکاس ایدئولوژی دوره بحران امپریالیسم و سیستم اجتماعی آن نیست.

اگزیستنسیالیسم فرانسوی ولی خلاف همتای آلمانی خود از طریق سارتر به مقاومت در زمان جنگ جهانی دوم پرداخت و در پایان قرن گذشته مبلغ جنبش صلح بود . مارسل می خواست با کمک اخلاق کاتولیکی،  اگزیستنسیالیسم را اجتماعی نماید.

       در زبا ن فارسی مکتب فنومنولوگی را پدیده شناسی ترجمه کرده اند. در فلسفه مارکسیستی، آن خردگریز و شبه علمی توصیف شده است. از طریق لامبرت تئوری ظواهر مقدمه شناخت تجربی بود . متفکر دیگری آنرا روانشناسی میدانست. کانت در فلسفه طبیعی خود نیز از آن بعنوان ظواهر طبیعی تجربی استفاده کرد.

هوسرل نخستین باراز مکتب فنومنولوگی به مفهوم فلسفی استفاده نمود . هگل آنرا در کتاب فنومنولوگی روح بکار برد. با کمک هوسرل، آن مفهومی فلسفی در جریان اواخر فلسفه بورژوازی آلمانی شد و در آغاز قرن بیست آنرا نوعی متد فلسفی نامید.

مارکسیستها مینویسند فنومنولوگی مکتب است ایده آلیستی و ذهنی که به مبارزه با ماتریالیسم فلسفی پرداخت که ضد نئوکانتیسم بود . فلسفه امپریالیستی آلمانی از طریق فنومنولوگی به مبارزه با ماتریالیسم پرداخت. هوسرل ادعا نمود که متد فنومنولوگیک او فرای ایده آلیسم و ماتریالیسم قرار دارد. وی از طریق این مکتب غیر از فلسفه آلمانی روی فنومنولوگی فرانسوی نیز اثر گذاشت. در کتاب ” ماتریالیسم و امپری کریتیسم “، لنین به انتقاد از مکتب فنومنولوگی  می پردازد .

 

تاریخ انتشار : ۱۰ اردیبهشت, ۱۳۹۲ ۹:۰۰ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالگرد تجاوز نظامی امریکا-اسراییل به ایران در جنگ ۱۲ روزه

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): بدون اصلاحات ساختاری در نهادهای تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری سیاسی، اقتصادی و اجتماعی و بدون توانمندسازی جامعه مدنی، تقویت انسجام ملی ممکن نخواهد بود؛ آن هم در جهانی که معادلات قدرت، امنیت و توسعه با شتابی بی‌سابقه در حال تغییر است. در چنین شرایطی، راه دیگری برای بقا نیست

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

ترامپ با تحقیر نتانیاهو ممکن است موجب شود او خاورمیانه را به آتش بکشد.

استر سلومان: نتانیاهو در پرونده ایران خود را پیروز جنگ معرفی می‌کرد، اما اکنون ترامپ در حال رفتن به سمت توافقی با ایران است. این یعنی به جای روایت نتانیاهو از «پیروزی کامل» باید «تحقیر شدن در جبهه ایران» را جایگزین آن کرد. حال اما ترامپ ظاهراً می‌خواهد با ایران به توافقی برسد که جنگ را متوقف کند، تنگه هرمز را باز کند و پرونده هسته‌ای را به یک روند مذاکراتی بعدی بسپارد. این نوع توافق، از نگاه نتانیاهو، ایران را نابود نمی‌کند؛ بلکه آن را از مرحله بقا وارد مرحله تثبیت می‌کند.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

ترامپ با تحقیر نتانیاهو ممکن است موجب شود او خاورمیانه را به آتش بکشد.

تندروها در دورۀ رهبری سوم: مجری یا معمار؟

جنگ ایران و جهت تحولات منطقه‌ای

به مناسبت سالگرد تجاوز نظامی امریکا-اسراییل به ایران در جنگ ۱۲ روزه

ایدئولوژی ستیزان؛ خود ایدئولوژی گرایند

در حمایت از زنان افغانستان؛ محکومیت سرکوب خشونت‌بار طالبان