ژان لوک ملانشون کاندیداى حزب چپ، حزب کمونیست، “معترضان” و “تسلیم نشدگان” است. در فرانسه او را براى برنامه اش با “برنى ساندرز” مقایسه می کنند، ولى او سخنورى بزرگ نیز هست و از این منظر همه در فرانسه او را با ژان ژورس، سردبیر و مؤسس روزنامه اومانیته، و ژرژ مارشه، دبیر اول فقید حزب کمونیست، در یک سطح می دانند. او متولد ۱۹۵۱ است. در سال ۱۹۷۶ بعد از کسب لیسانس فلسفه به حزب سوسیالیست پیوست. در سال ۱۹۸۶ به عنوان جوان ترین سناتور انتخاب شد و به مجلس سنا راه یافت و به مدت چهارده سال، یعنى تا سال ۲۰۰۰ عضو این مجلس بود. بعد از وقفه اى چهار ساله دو باره در سال ۲۰۰۴ عضو سنا شد و تا سال ۲۰۱۰ در این سمت ماند. باید یادآور شد که او از سال ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۲ به عنوان وزیر آموزشهاى حرفه اى عضو کابینه لیونل ژوسپن (نخست وزیر سوسیالیست) بود.
در سال ۲۰۰۸ بعد از ناکامى او و جناح چپ به رهبرى بنوا هامون در بدست گرفتن رهبرى حزب سوسیالیست، از این حزب استعفا داد و در سال ۲۰۰۹ “حزب چپ” را به اتفاق چند نَفَر از همفکرانش تشکیل داد. این حزب با نزدیکی با حزب کمونیست فرانسه “جبهه چپ” را تشکیل دادند. ملانشون در انتخابات قبلى ریاست جمهورى در سال ۲۰۱۲ کاندیداى این جبهه بود و در شگفتى همگانى موفق شد۱۱/۱۰٪ آراء را از آن خود نماید.
ملانشون اینک با کوله بارى از تجربه، حوصله بیشتر، برنامه واقعى تَر و سازنده و قابل لمس تر براى کارگران و حقوق بگیران و زحمتکشان طبقه متوسط، و با شعار جمهورى ششم و کم کردن از “قدرت مطلقه” رییس جمهور، تشکیل مجلس مؤسسان و تغییر در قانون اساسى خواهان مشارکت مستقیم مردم و حق رفراندم مردمى در مورد مسائل مهم کشور و حق استیضاح منتخبین از طرف مردم و … به میدان آمده است.
ملانشون معتقد است که براى حل بحران و معضل بیکارى، کشور احتیاج به ۶۰ میلیارد یورو دارد که او این رقم را از مالیات بر روى سودهاى بدست آمده از احتکارات در بورس تأمین خواهد کرد.
به هر روى قریب به اتفاق مطبوعات از او که در عرض یکماه، حدود ده در صد در نظرسنجى ها رشد داشته، به عنوان پدیده اى که می تواند اگر همین طور پیش برود، شگفتى آور شود و به عنوان یکى از دو نفر فینالیست “بازى” انتخابات شود، یاد می کنند.
اما سکۀ انتخابات فرانسه هنوز در هوا چرخها خواهد خورد.



