سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۸ بهمن, ۱۴۰۴ ۲۲:۱۰

سه شنبه ۲۸ بهمن ۱۴۰۴ - ۲۲:۱۰

جامعه در دهه ی ۶۰ متوقف نمانده است

پاسخ این سئوال ها را باید در شعارهای انقلاب ٥٧ جستجو کرد. هر آن کس که این انقلاب را باور دارد، می داند که سه خواسته ی اصلی شرکت کنندگان در انقلاب به صورت سه شعار اصلی در آن انقلاب عظیم توده ای بازتاب داشته است. استقلال، آزادی، عدالت اجتماعی فشرده ای از خواست فرو کوفته ی ملیون ها زن و مرد ایرانی بود. امروز نیز که چهار دهه از آن تاریخ می گذرد چنین است. به زبان دیگر آنچه در جامعه نهفته است و اینجا و آنجا از زبان این و آن هویدا می شود، چیزی نیست به جز ادامه ی آن انقلاب.

روی سخن این نگارنده با اپوزیسیون چپ ایران است. آن گروه از چپ ایران که همه چیز را از مصالح مردم ایران و منافع ملی کشور آغاز می کند، و نه از منافع و مصالح گروهی و یا جناحی. آن دسته از چپ ایران که از واقعیات و عینیات می آغازد، و نه از ذهنیات و تصورات.

در این روزها هیچ از خود پرسیده ایم چرا در آستانه انتخابات ۱۴۰۰ برخی از آرزوها و آمال خود را از زبان سخنگویان سیاسی جامعه ـ چه از میان گروه هایی از مردم ، و چه از میان حکومتیان و پیرامون آن – می شنویم؟

چرا در برخی سخنان امثال مصطفی تاج زاده، سعید محمد، علی مطهری، فائزه هاشمی رفسنجانی و محمد جواد ظریف پاره ای از خواسته ها ی جامعه را می یابیم؟ آیا همه ی این گفته ها و برنامه های ارائه داده شده از سوی این سیاست مداران در انطباق با تئوری توطئه است؟ اگر نیست، چرا چنین است؟

به گمان این نگارنده پاسخ این سئوال ها را باید در شعارهای انقلاب ۵۷ جستجو کرد. هر آن کس که این انقلاب را باور دارد، می داند که سه خواسته ی اصلی شرکت کنندگان در انقلاب به صورت سه شعار اصلی در آن انقلاب عظیم توده ای بازتاب داشته است. استقلال، آزادی، عدالت اجتماعی فشرده ای از خواست فرو کوفته ی ملیون ها زن و مرد ایرانی بود. امروز نیز که چهار دهه از آن تاریخ می گذرد چنین است. به زبان دیگر آنچه در جامعه نهفته است و اینجا و آنجا از زبان این و آن هویدا می شود، چیزی نیست به جز ادامه ی آن انقلاب، ادامه ی روند که برکه و ادامه ی اراده ی جامعه برای دستیابی تمام و کمال به آرزوهای باقی و جاری خود.

آنان که جامعه را در دهه ی ۶۰ متوقف می بینند، بی آن که بدانند و بخواهند خود در آن دهه ی فاجعه متوقف مانده اند. آنان که یا به قدرت می اندیشند و یا در قدرت اند و یا در قفس طلایی ذهنیات و آرزوهای خویش محبوس اند، حرکت دائمی و پویای اقیانوسی به نام جامعه را یا نمی بینند و یا نمی خواهند ببینند. این نگرش مجموعه ی این نیروها را چه در داخل حکومت و چه در بیرون از آن به نیروی ماند بدل کرده است.

نیروی متحول و تحول خواه بر حالت انتظار و سکونِ ناشی از آن درنگ نمی کند. روندهای جامعه و تحولات عظیم اندیشگی، رفتاری و برنامه ای را در اجزای جامعه که از کف تا بالا، از فرود تا فراز را در بر می گیرد، می بیند و بر این واقعیات اندیشه می کند. این نیرو خواهان بازگشت به گذشته نیست. سلطنت، استبداد، وابستگی، تبعیض و ستم طبقاتی عناصری از گذشته هستند که نیروهای عقب مانده از تحولات پر شتاب جامعه در درون و بیرون حکومت هنوز در چنگ آن گرفتارند. وزن مخصوص هر کدام از این عناصر بسته به وابستگی های طبقاتی سیاست پردازان، در برنامه ها ی آن ها مشخص و ثبت می گردد.

کمونیست ها، سوسیالیست ها و عدالت خواهان ایران نمی توانند و نباید از تحلیل طبقاتی در کشور دور بمانند. مقوله ای که در آثار مدون بخش بزرگی از چپ گرایان کشور به فراموشی سپرده شده است. تنها با چنین تحلیلی استکه می توان به جستجوی خواست اقشار و طبقات مختلف ایران در داده ها و شعارهای حکومتیان و بدنه ی اصلاح طلب یا اصول گرای آن پرداخت. محک درستی و یا نادرستی شعار ها و برنامه های اپوزیسیون خارج حکومتی و به ویژه چپ ایران نیز جز این نیست.

باور کنیم که جامعه در دهه ی ۶۰ متوقف نمانده است. تحولی شگرف در صف آرایی طبقات از سویی و توانمندی و خردورزی جامعه برای رهیابی به سوی آینده ای خوب از سوی دیگر، به وقوع پیوسته است . هیچ نیروی سیاسی اعم از حکومتی و غیر حکومتی نمی تواند نسبت به این واقعیات و عینیات بی اعتنا بماند. بازتاب کم رنگ و پر رنگ آن را در شعارها و برنامه های سیاست پردازان درون و پیرامون و بیرون حکومتی، می توان دید. حال بر ما است که زبان مستقل داشته باشیم و دوری و نزدیکی خود را با هرکدام از این برنامه ها مطابق ارزش ها و باورها و ارزیابی های خود ، تعیین کنیم. راه برون رفت از بحران و یا تغییر در اوضاع را نیز باید روشن به میان بگذاریم. از نگاه این نگارنده ، براندازان و اصلاح طلبان و استمرار طلبان زبان شفاف تری دارند تا گذاری ها و تحول طلب های مسالمت جو و یا دموکرات. شاید بتوان این دسته از اپوزیسیون را اصلاح طلب های شرمگین نامید. شاخص این دسته از مخالفان سیاسی و براندازهای حکومتی تمرکز بر امر افشاگری و جنجال های حقوق بشری است. چگونگی غلبه بر بی عدالتی و بهره کشی و فقر و ستم طبقاتی در میان آنان زیر پوشش آزادی و دموکراسی خواهی رنگ باخته است. سال ها است که جامعه از مرز افشا و حاشا عبور کرده است. برای چنین جامعه ای طرحی نو ضرورتی مبرم دارد. هر آن نیرو ی سیاسی که چنین طرحی در سیاست های داخلی و خارجی کشور داشته باشد، مورد اقبال همگانی تری قرار خواهد گرفت.

 امروز بیش از هر زمان دیگر ارائه ی برنامه ای شفاف بر پایه ی منافع ملی و مردمی توسط اپوزیسیون چپ میهن دوست و مردم گرا ضرورت پیدا کرده است. مؤلفه ی اصلی برنامه ای ملی مبارزه با دسیسه های امپریالیسم آمریکا و اقمار آن در منطقه و مؤلفه ی اصلی یک برنامه ی مردمی، مبارزه علیه تحریم ها، بیداد بهره کشی و ستم طبقاتی با تکیه بر تغییرات بنیادی در ساختار اقتصادی و سیاسی کشور است. دموکراسی و آزادی های فردی و اجتماعی و سیاسی در ایران تنها در صورتی پایدار خواهد بود که برنامه ای برای تعدیل فقر و ثروت و حل مشکل  نان و کار و مسکن برای اکثریت ساکنان کشور از سویی و کوتاه کردن دست متجاوزان و مداخله گران امپریالیستی از سوی دیگر پی ریزی و به اجرا گذاشته شود.   

 

تاریخ انتشار : ۱۶ اردیبهشت, ۱۴۰۰ ۱۱:۱۴ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

انقلاب بهمن، ٢٢ بهمن

انقلاب بهمن زنده است؛ خائنان به انقلاب مردم باید از مسند نامشروع قدرت طرد شوند!

هیئت سیاسی – اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): در شرایطی سالگرد انقلاب بهمن را گرامی می‌داریم که جامعهٔ ایران هنوز در اندوه جان‌باختن هزاران انسان بی‌گناه در فاجعهٔ دی‌ماه گذشته به‌سر می‌برد؛ فاجعه‌ای که مسئولیت مستقیم آن بر عهدهٔ حاکمیتی است که جان و امنیت شهروندان را قربانی ناکارآمدی، فساد و بی‌مسئولیتی خود کرده است.

انقلاب ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ رویدادی تصادفی یا گسسته از تاریخ نبود، بلکه حلقه‌ای از زنجیرهٔ مبارزات تاریخی مردم ایران برای آزادی، استقلال، جمهوریت و حاکمیت شهروندان بر سرنوشت خویش بود؛ زنجیره‌ای که از انقلاب مشروطه، سرکوب آن توسط کودتای رضاخان، اشغال ایران در جنگ جهانی دوم، نهضت ملی شدن نفت و کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ عبور کرد و به قیام علیه سلطنت پهلوی رسید. …

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

مصاحبهٔ مونیخ؛ آزمونی برای مسئولیت‌پذیری سیاسی

شهناز قراگزلو: نکتهٔ حساس‌تر در همان مصاحبه این بود که کسرا ناجی اشاره کرد بسیاری از نیروهای سیاسی و مخالفان جمهوری اسلامی رهبری رضا پهلوی را نمی‌پذیرند و زیر چتر او قرار نمی‌گیرند. پاسخ رضا پهلوی این بود که کسانی که با او همراه نیستند، احزاب و سازمان‌هایی‌اند که به دموکراسی اعتقاد ندارند. این پاسخ از نظر سیاسی و اخلاقی خطرناک است، چون به‌جای پذیرش تکثر طبیعی جامعه، مخالفان را با یک برچسب از دایرهٔ مشروعیت خارج می‌کند.

مطالعه »

اهریمن‌سازی از چپ و کنش ما

یک همگرایی ایدئولوژیک طولانی‌مدت بین رسانه‌های قدرتمند و تحت حمایت خارجی و جریان‌های تأثیرگذار در درون حاکمیت و رسانه های وابسته به آنها وجود داشته است که هر دو، اهریمن‌سازی چپ و نسبت دادن مسئولیت مشکلات ایران به آن را مفید یافته‌اند. خشم عمومی از نابرابری، فساد و بی‌عدالتی اقتصادی بسیار واقعی است، اما این خشم به طور کامل با حمایت از جایگزین‌های سوسیالیستی یا برابری‌خواهانه همخوانی ندارد.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

من موادفروشم، وطن‌فروش نیستم

بیانیه ۴۱۶ کنشگر سیاسی و مدنی ایران در اعتراض به بازداشت‌ معترضان به کشتار دی‌ماه و تاکید بر شکل‌گیری «جبهه نجات ایران» در انتقال قدرت به مردم

بازتعریف نقش ایرانیان مهاجر در قبال جنبش‌های داخل کشور

گلهای خشم کلان شهرهای بورژوایی

«مزد خوب» یعنی مزدی نزدیک به سبد معیشت/ هزینه‌های زندگی کمتر از۶۰ میلیون تومان نیست!

کودکان گرفتار در سوگ جمعی