
جامعۀ ایران امروز آمادۀ تغییر است. مسئولیت نیروهای سیاسی و اجتماعی آن است که با نگاهی مستقل، عقلانی و مسئولانه در کنار مردم بایستند و از مطالبات برحق آنان پشتیبانی کنند. همزمانی نارضایتیهای داخلی با فشارها و تحرکات خارجی، کشور را در وضعیتی حساس قرار داده است؛ از اینرو، حفظ استقلال مطالبات اجتماعی و پرهیز از پیوند خوردن آنها با پروژههای بیرونی، پیششرط هر مسیر کمهزینه و مؤثر برای تغییر است

شهناز قراگزلو: در این ساختار، نابرابری در ذات قانون خانواده تعبیه شده است: مرد هر زمان که بخواهد میتواند زن خود را طلاق دهد، در حالی که زن برای دستیابی به همین حق باید ابتدا عسر و حرج را ثابت کند؛ یعنی نشان دهد که زندگی مشترک برای او به سختی و مشقتی غیرقابل تحمل تبدیل شده است. این تفاوت آشکار در شرایط طلاق نمونهای روشن از نابرابری در بنیان قوانین خانواده است؛ نابرابریای که از همان آغاز موقعیت زنان را فرودست ساخته است.

اگر قرار است اینبار سرنوشتی متفاوت رقم بخورد، باید چرخهٔ تاریخی مصادرۀ مبارزات مردم از سوی نیرویی اقتدارگر و استقرار استبدادی تازه شکسته شود. ایران امروز تنها زمانی میتواند مبارزهٔ خود را به ثمر برساند که با تکیه بر جامعهٔ مدنی مستقل، مطالبات مسالمتآمیز و مطالبهمحور خود را پی بگیرد. جامعهٔ ما هوشیارتر از آن است که با وجود خشمِ برحق ناشی از نادیدهگرفتهشدن، وعدههای بیپایه و متکی بر مداخلهٔ بیگانه را بنیان مبارزات حقطلبانهاش قرار دهد. تجربههای تلخ و خونین تاریخ معاصر ایران گواه آن است که صرفاً «نه» گفتن کافی نیست