
سازمان ما، به عنوان نیرویی میهندوست و تحولطلب که در راه گذار به جمهوریای مبتنی بر آزادی، دمکراسی، عدالت اجتماعی و برابری مبارزه میکند، این میزان از فشار بر نیروهای سیاسی و اجتماعی را سیاستی استبدادی، سرکوبگرانه و در جهت بستن هرچه بیشتر فضای سیاسی و ایجاد جو رُعب و وحشت میداند.

شاید احمد چلبی، اختلاسگر بانک محکوم عراقی را به خاطر داشته باشید که ادعا میکرد در اوایل دهه ۲۰۰۰ اطلاعات “بسیار معتبری” از برنامه تسلیحاتی صدام حسین دارد و پس از حمله ۲۰۰۳ با یک کرسی در شورای موقت حکومت این کشور پاداش گرفت. یا محمود جبرئیل، استاد دانشگاه پیتسبورگ که در جریان حمله ناتو به لیبی که منجر به سرنگونی قذافی شد، رهبر «شورشیان میانهرو» لیبی شد. هر بار که ماشین جنگی برای بنزین زدن توقف میکند، کسی میخواهد سوار شود.

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان میدهد که هر موج سرکوب، بهجای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچکتر میکند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان میراند و پس از مدتی، اعتراضات گستردهتری دوباره سر برمیآورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقهای و بینالمللی نیز همزمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این همزمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادلهای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.