سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۱۶ فروردین, ۱۴۰۵ ۲۰:۳۵

یکشنبه ۱۶ فروردین ۱۴۰۵ - ۲۰:۳۵

بی‌نامی و بی‌زبانی: چرا خیزش ۱۴۰۴ به بازی قدرت بدل شد

شهناز قراگزلو: در نبود زبان روشن برای دفاع از زندگی، خیزش به ابزاری در بازی قدرت بدل شد: برای حکومت، بهانه‌ی سرکوب؛ برای بخشی از اپوزیسیون، سرمایه‌ی نمادین؛ و برای قدرت‌های خارجی، اهرم فشار. در این معادله، آن‌چه کمترین اهمیت را دارد، جان معترض است.

هر جنبش یا خیزشی برای تداوم و اثرگذاری، به زبانی نیاز دارد که تجربه‌ی زیسته‌ی معترضان را به مطالبه‌ای مشترک و قابل‌فهم ترجمه کند. زبان صرفاً ابزار بیان مطالبات نیست؛ چارچوبی است که رنج، خشم و فرسایش زندگی را به افق سیاسی پیوند می‌زند. جنبش یا خیزشی که نتواند خود را نام‌گذاری کند و زبان و شعار مشخصی برای بیان خود نیابد، ناگزیر به ابژه‌ی نام‌گذاری دیگران بدل می‌شود و معنایش از بیرون بر آن تحمیل و مصادره می‌گردد.

پس از مرگ مهسا، جنبشی که شکل گرفت خیلی زود زبان خود را یافت. شعار «زن، زندگی، آزادی» با قرار دادن «زن» در نقطه‌ی آغاز، فقط یک مطالبه‌ی سیاسی نبود، بلکه صورت‌بندی تازه‌ای از سیاست را پیشنهاد می‌کرد: سیاستی که از بدن، از زندگی روزمره و از تجربه‌ی زیسته آغاز می‌شود. در این زبان، آزادی مفهومی انتزاعی نبود، بلکه امکان زیستن بود؛ زندگی‌ای که بتواند خود را محقق کند.

در مقابل، خیزش دی‌ماه ، با آن‌که بازاریان و اصناف آغازگرش بودند، در بنیاد واکنشی بود به فقر، بیکاری، تورم افسارگسیخته و فرسایش مداوم زندگی؛ وضعیتی که از «شرایط بد» فراتر رفته و به شکل غالب معیشت تبدیل شده بود. این خیزش پیش از آن‌که بتواند خود را تعریف کند، به زبانی روشن دست یابد یا نمادهایش را بسازد، به عرصه‌ی خشونت کشیده شد و ناتمام ماند. خیزش دی‌ماه نه نامی داشت و نه شعاری. این بی‌نامی، که می‌توانست در آغاز نشانه‌ی گشودگی و امکان خلق زبانی تازه باشد، در فقدان زبان مشترک، آن را در برابر مصادره‌ی گفتمانی و و سوق‌دادن به خشونت، به‌شدت آسیب‌پذیر کرد.

در شعارها و روایت‌های این خیزش، مفاهیمی چون «زندگی» و «آزادی» جایگاه مرکزی نداشتند. اعتراض به زندگیِ فرسوده مطرح بود، اما این فرسایش به زبان زندگی و آزادی ترجمه نشد. وقتی این ترجمه صورت نمی‌گیرد، خیزش به‌راحتی مصادره می‌شود. در شکاف بی‌زبانی، گفتارهای منجی‌گر رشد می‌کنند: وعده‌ی نجات از بالا، پدر تاجدار، رهبر بلامنازع یا تکیه بر قدرت خارجی. آن‌جا که مردم نمی‌توانند خودشان از زندگی و آزادی سخن بگویند، دیگری به‌جای آن‌ها حرف می‌زند.

از همین‌رو، نفی ولایت، نفی سلطنت یا نفی هر شکل از ارباب‌پرستی، تنها زمانی معنا دارد که به زبان آزادی ترجمه شود؛ یعنی به این فهم گره بخورد که این اشکال قدرت، زندگی را ضعیف، ترس‌خورده و بی‌امکان می‌کنند. بدون این ترجمه، نفی‌ها تهی می‌شوند و می‌توانند خود به ابزار قدرت‌های تازه بدل شوند.

در فقدان این زبان، خیزش دی‌ماه به میدان خشونتی چندجانبه کشیده شد. هرچند مسئول اصلی کشتار معترضان جمهوری اسلامی است، اما این خشونت فقط محصول سرکوب حکومتی نبود. سرکوب دولتی، گفتار بخشی از اپوزیسیون خارج از کشور و مداخلات نیروهای خارجی، هم‌زمان بر یکدیگر اثر گذاشتند و سطح خطر را برای معترضان چند برابر کردند. بخشی از اپوزیسیون، با تکیه بر ایده‌ی «نجات از بالا» و چهره‌هایی چون «پدر تاجدار»، مردم را به خشونت فراخواند، بی‌آن‌که مسئولیتی نسبت به هزینه‌های آن بپذیرد. در این روایت‌ها، آینده نه به عاملیت مردم، بلکه به یک فرد یا قدرت بیرونی گره می‌خورد.

هم‌زمان، موضع‌گیری‌های آمریکا و اسرائیل به حکومت امکان داد اعتراضات را «پروژه‌ی دشمن» معرفی کند؛ نه به این دلیل که خیزش ساخته‌ی بیرون بود، بلکه چون این فضا به حکومت اجازه داد سرکوب را به‌عنوان تهدید امنیتی توجیه کند و جان مردم را بیش از پیش در معرض خطر قرار دهد.

در این میان، تشویق به خشونت با نام‌هایی چون «قیام نهایی» یا «سرنگونی سریع»، نه راهی به آزادی گشود و نه قدرتی را عقب راند. معترضانِ به‌جان‌آمده از انسداد سیاسی، فساد، ناکارآمدی حاکمیت و فقر، که با دست خالی به خیابان آمده بودند، به مقابله‌ای نابرابر کشانده شدند که نتیجه‌اش از پیش روشن بود. این خشونت نه زندگی بهتری ساخت و نه حکومت را عقب نشاند؛ تنها جان‌های بیشتری را به خطر انداخت و امکان تداوم اعتراضات مدنی را بست. در این روند، مردم یک پتانسیل اعتراضی بزرگ را از دست دادند.

در نبود زبان روشن برای دفاع از زندگی، خیزش به ابزاری در بازی قدرت بدل شد: برای حکومت، بهانه‌ی سرکوب؛ برای بخشی از اپوزیسیون، سرمایه‌ی نمادین؛ و برای قدرت‌های خارجی، اهرم فشار. در این میان، آن‌چه کمترین اهمیت را داشت، جان معترض بود.

زبان آزادی، در این معنا، فقط زبان نفی حکومت نیست؛ زبان نفیِ این بازی چندلایه است. آزادی یعنی بازپس‌گرفتن عاملیت از پدر تاجدار، از رهبر بلامنازع و از حامی خارجی؛ یعنی نه‌گفتن به شرایطی که زندگی را فرسوده و بی‌امکان می‌کند. آزادی همان «نه» روشن است: نه کسی از بالا ما را نجات می‌دهد، نه خشونت نیابتی آینده‌ای می‌سازد، و نه خون ما باید ابزار چانه‌زنی ژئوپولیتیک باشد.

اگر قرار است از خیزش دی‌ماه دی‌ماه درسی گرفته شود، آن درس بازگشت به زبان است؛ زبانی که پیش از هر چیز از زندگی دفاع کند. آزادی، در این معنا، فقط تغییر قدرت سیاسی نیست، بلکه حفاظت از جان انسان‌ها در همین اکنون است. هیچ‌کس، نه حکومت، نه اپوزیسیون و نه قدرت خارجی، حق ندارد مردم را به مسیری بکشاند که هزینه‌اش را با جان خودشان بپردازند.

دی‌ماه ۴۰۴ شاید نتوانست این زبان را بسازد، اما حقیقتی روشن را آشکار کرد: نظمی که زندگی را بی‌ارزش می‌کند، در نهایت به کشتن می‌رسد. اگر قرار است خیزش‌های بعدی تکرار این تجربه نباشند، باید از همان آغاز «زندگی» را در مرکز قرار دهند؛ نه به‌عنوان شعاری زیبا، بلکه به‌عنوان معیار سیاست و راهی برای حفاظت از جان مردم.

تاریخ انتشار : ۴ بهمن, ۱۴۰۴ ۰:۴۵ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

7 Comments

  1. Rima Dorody Moghaddam گفت:

    شعار زن زندگی ازادی که علاوه بر ارزش خواستهً جرقه و مطالبه حق زندگی، حاوی ارزش‌های بسیار والای آزادی هم هست ولی کافی نبود برای آنکه کسی انهارا به همهً مقاصدشان برساند، ولی سرپیچی از قوانین زورگوی سرکوبگر و شکستهای روزمرهً رژیم در کوچه ‌خیابان و بقالی و ….برای ازادی و حق انتخاب لباس به دولت فهماند که مردم می‌توانند و به مردم فهماند که انها قدرت دارند. ایندفعه هم انها غریدند، در جا با موتوری مثل یک ماشین فراری اماده برای پیمودن ۳۰۰ کیلومتر در ساعت بود کسی که فرمان را بپیچاند نبود و جهت بدهد نبود . جمهوری اسلامی همه را خفه کرده. هیچ سازماندهی وسیعی نیست. با پیشرفته ترین تکنولوژی برای کنترل و سرکوب. یک تلفن یک رزمتده را لو میده. شجاعت یعنی کشته شدن آ نی. با صدای موتورشان گوش دنیا رو کر کرد. فرکانس فریادشان بنیاد ج ا را لرزاندن. متاسفانه فقط پهلوی در خارج از کشور، امکاناتی در اختیار داشت که با انها توانست پیام هایش را هرچند محدود هر چند تخریبی به گوش کسانی در ایران برساند و منعکس بکند. در خارج از ایران خاندان پهلوی توانستند بیشتر مطرح باشند. سران به هم نان قرض می‌دهند.

  2. Rima Dorody Moghaddam گفت:

    با کمی تصحیح:
    شعار زن زندگی ازادی که علاوه بر ارزش خواستهً جرقه و مطالبه حق بحق زندگی، حاوی ارزش‌های بسیار والای آزادی هم هست این نتوانست شرط کافی باشد ک، برای آنکه جنبش به همهً اهدافش برسد، ولی سرپیچی از قوانین زورگوی سرکوبگر و شکستهای روزمرهً رژیم در کوچه ‌خیابان و بقالی و ….برای ازادی و حق انتخاب لباس به دولت فهماند که مردم می‌توانند و به مردم فهماند که انها قدرت دارند. ایندفعه هم انها غریدند، در جا با موتوری مثل یک ماشین فراری اماده برای پیمودن ۳۰۰ کیلومتر در ساعت بود کسی که فرمان را بپیچاند نبود برای اینکه جهت بدهد نبود . جمهوری اسلامی امکان هرگونه همکاری بین گروه‌های مختلف را از بین برده . فقدان سازماندهی. با پیشرفته ترین تکنولوژی برای کنترل و سرکوب. یک تلفن یک رزمتده را لو میده. شجاعت یعنی کشته شدن آ نی. با صدای موتورشان گوش دنیا رو کر کرد. فرکانس فریادشان بنیاد ج ا را لرزاندن. متاسفانه فقط پهلوی در خارج از کشور، امکاناتی در اختیار داشت که با انها توانست پیام هایش را هرچند محدود هر چند تخریبی به گوش کسانی در ایران برساند و منعکس بکند. در خارج از ایران خاندان پهلوی توانستند بیشتر مطرح باشند. سران به هم نان قرض می‌دهند.

  3. Rima Dorody Moghaddam گفت:

    چندین روشنفکر برجسته درست قبل از اعتراضات دستگیر شدند. تصادفی بود؟

  4. Rima Dorody Moghaddam گفت:

    وقتی برای دیدنی رفتم خونه حاج‌آقا و حاج‌خانم‌برای اینکه از حج برگشته بودن،مجبورم کردن روسری سرم‌کنم کنم. من روسری سرم کردم ولی، وقتی حاج خانم‌ رو خونه خودم دعوت کردم و خواستم برای اعتقاد من به برابری زن و مرد بدون روسری بیان جنجال به پاشد.تازه من به احترام حاج آقا توی خونهً خودم هم باید روسری سرم میکردم. اصلا نخواستیم بیایین خونه من!! فهمیدین؟من نمیفهمم.من هم اعتقاد خودم رو دارم.اون سران SD هم به برابری حقوق زن و مرد اعتقاد دارن.هنوز که هنوزه هم باید جوابگو باشن. براشون دردسر درست کردین. حرف زور!

  5. Rima Dorody Moghaddam گفت:

    که John Lennon آن را ارزو داشت.
    برای کمک‌به صلح‌جهانی. برای کمک‌ به ایران در دراز مدت
    پیشنهاد به همه کشورهای آزادیخواه و دمکرات دنیا
    برای قطع کشتار ناشی از رادیکالیزه شدن مذهب .
    ما این پروژه ساده را در کشورهایی که اقامت داریم میتوانیم پیاده‌‌‌ کنیم. کسانی که به انها رای میدهیم آن را در پارلمانهای مختلف به بحث خواهند گذاشت . اصلاح کمبود ها در قوانینی که آزادی انتخاب تفکر معنوی با مذهب را مجاز می‌دانند‌، بر مبنای قوانین اساسی کشور های مختلف. هدف ما رسیدن به یک همزیستی صلح جویانهً واقعی است. جایی که دران ،همهً شهروندان‌ از حقوق برابر برخوردار باشند تا بتوانند تبدیل به اعضای واقعی جامعه، در همهً زمینه ها بشوند، نه فقط در حرف، وگر نه کسانی را که، طرز فکر رادیکال مذهبی دارند به سوی کشورهایی با مرزهای فکری بسته مثل ایران خواهیم راند‌، و انها امکان ‌تبادل نظر در یک محیط امن را از دست خواهند داد . در ایران، افراط‌ گرایان مذهبی‌ برای دفاع از منافع خویش با کمک‌‌ پیشرفته ترین تکنولوژی های کنترل و سرکوب هر گونه اعتراضی به نظام را در نطفه خفه میکنند. آنها براحتی با رعایت نکردن انتخابات دمکراتیک و تقلب توانسته اند سالیان سال قدرت مطلق را در دولت حفظ کنند. بی توجهی ما که هنوز هم‌ میپذیریم که مردم دنیا، بر اساس مذهب و مکانی که در آن بدنیا آمده از هم جدا، و دور بمانند، فقدان تلاش، برای، از بین بردن این مرزها، راه را برای کشته شدن اعضای جریان‌های سیاسی مترقی و مردم از جان گذشتهً عاصی ایران باز میگذارد. در ایران اجازه هیچگونه سازماندهی برای نیروهای مخالف وجود ندارد و کمک‌کردن به انها در بحبوحه اعتراضات و مقابله با خشونت دولتی با موانع بسیاری مواجه میشود ، از جمله خود داری از دخالت در امور داخلی یک کشور .

  6. Rima Dorody Moghaddam گفت:

    Don Milani o
    منطق شاعرانه؟

    Maurice Maeterlink Titolo:
    “La fragile condizione umana”
    وقتی شروع میکنم به صورت منطقی فکر کنم میبینم که هر رفتاراشتباهی نتیجهً آنچنان فاکتور های زیادی است که دیگر محکوم کردن شخصی که مرتکب اون اشتباه شده برام خیلی سختتر میشه. شانس اوردم‌ که قاضی نیستم. .
    Paolo Emilio, یک‌سردار رومی میگه
    : fragile condizione umana!
    ترجمه اش برای من تقریبا غیر ممکنه. (یک‌جیزی مثل این: موقعیت ناثابت و اسیب پذیر انسان. ) منظورش تاثیرپذیری ما از وقایعی است که روشون هیچ کنترلی نداریم.از تغییرات داخل بدنمان گرفته تا تمام وقایعی که در اطرافمون اتفاق میفتن.

  7. Rima Dorody Moghaddam گفت:

    به پیشنهاد بالا جملاتی اضافه شد
    دنیایی که John Lennon آن را ارزو داشت.
    برای کمک‌به صلح‌جهانی. برای کمک‌ به ایران در دراز مدت
    پیشنهاد به همه کشورهای آزادیخواه و دمکرات دنیا
    برای قطع کشتار ناشی از رادیکالیزه شدن مذهب .
    ما این پروژه ساده را در کشورهایی که اقامت داریم میتوانیم پیاده‌‌‌ کنیم. کسانی که به انها رای میدهیم آن را در پارلمانهای مختلف به بحث خواهند گذاشت . اصلاح کمبود ها در قوانینی که آزادی انتخاب تفکر معنوی با مذهب را مجاز می‌دانند‌، بر مبنای قوانین اساسی کشور های مختلف. هدف ما رسیدن به یک همزیستی صلح جویانهً واقعی است. جایی که دران ،همهً شهروندان‌ از حقوق برابر برخوردار باشند تا بتوانند تبدیل به اعضای واقعی جامعه، در همهً زمینه ها بشوند، نه فقط در حرف، وگر نه کسانی را که، طرز فکر رادیکال مذهبی دارند به سوی کشورهایی با مرزهای فکری بسته مثل ایران خواهیم راند‌، و انها امکان ‌تبادل نظر در یک محیط امن را از دست خواهند داد . زندگی کردن در یک گت ( محله های بستهً اختصاص داده شده به مردمی که از یک کشور خاص می آیند، قوم و یامذهب بخصوصی دارند)؟: گت (get) get (‎/ɡɛt/‎; آرامی: גט‎, plural gittin גטין)[۱][۲][۳]سندی در هلاخا است که طلاق را بین یک زوج یهودی برقرار می‌کند. این اصطلاح همچنین برای اشاره به خود طلاق استفاده می‌شود.پس؟
    در ایران، افراط‌ گرایان مذهبی‌ برای دفاع از منافع خویش با کمک‌‌ پیشرفته ترین تکنولوژی های کنترل و سرکوب هر گونه اعتراضی به نظام را در نطفه خفه میکنند. آنها براحتی با رعایت نکردن انتخابات دمکراتیک و تقلب توانسته اند سالیان سال قدرت مطلق را در دولت حفظ کنند. بی توجهی ما که هنوز هم‌ میپذیریم که مردم دنیا، بر اساس مذهب و مکانی که در آن بدنیا آمده از هم جدا، و دور بمانند، فقدان تلاش، برای، از بین بردن این مرزها، راه را برای کشته شدن اعضای جریان‌های سیاسی مترقی و مردم از جان گذشتهً عاصی ایران باز میگذارد. در ایران اجازه هیچگونه سازماندهی برای نیروهای مخالف وجود ندارد و کمک‌کردن به انها در بحبوحه اعتراضات و مقابله با خشونت دولتی با موانع بسیاری مواجه میشود ، از جمله خود داری از دخالت در امور داخلی یک کشور ..

قانون اعدام فلسطینیان؛ نقض آشکار حقوق بین‌الملل و اصول بنیادین انسانیت

هیات سیاسی اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): تصویب این قانون نقض آشکار کنوانسیون چهارم ژنو دربارهٔ حفاظت از اشخاص غیرنظامی در زمان جنگ است؛ به‌ویژه ممنوعیت اقدامات تلافی‌جویانه و اصل بنیادین منع مجازات جمعی. سازمان ما این اقدام را قاطعانه محکوم می‌کند. از نظر ما، چنین قانونی نه‌تنها تعهدات اساسی حقوق بشردوستانه را زیر پا می‌گذارد، بلکه با اصل عدم تبعیض مندرج در مواد ۲ و ۲۶ میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی نیز در تعارض قرار دارد.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

هشدار کارشناسان حقوق بین‌الملل: احتمال ارتکاب جنایت جنگی توسط امریکا و اسرائیل در ایران

آنچه به «نظم بین‌المللی قانون‌محور» شهرت یافته است، همواره بازتابی از سلطۀ اقتصادی و نظامی غرب بوده است. تا زمانی که ایالات متحده این برتری را بدون چالش حفظ کرده بود، می‌توانست همراه با متحدانش هم قواعد را تعیین کند و هم در صورت لزوم آن‌ها را نقض کند. اما با قدرت گرفتن کشورهایی مانند چین و روسیه، رقابت میان قدرت‌های بزرگ شدت گرفته و آمریکا برای حفظ نفوذ خود بر مناطق استراتژیک، مسیرهای تجاری و منابع حیاتی، بیش از پیش به استفادۀ تهاجمی از توان نظامی روی آورده است.

مطالعه »

سپر انسانی و تناقض روایت‌ها..

گٖودرز اقتداری: آن مدعیان همیشگی که حماس و ایران را به سوء استفاده از سپر انسانی برای پوشش از نیروها و مهمات متهم می‌کنند، اینجا حضور ندارد که پاسخ دهند اگر ایران ساختمان هتلی و یا ساختمان تجاری را در بحرین هدف گرفته باشد آیا به یک منطقه جنگی و نیروی متخاصم حمله کرده است یا یک هتل را هدف قرار داده است.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

ده‌ها هواپیما در عرض چند ثانیه سوخت. وحشت آمریکا را فرا گرفت. پنهان کردن خسارات غیرممکن است.

روایت یک ظهر باورنکردنی در تهران؛ وقتی خیابان پیروزی بوی باروت گرفت

در آستانه روز جهانی کارگر و جنگ

حمله به پتروشیمی‌های ایران جنایت جنگی است

سایه جنگ و امنیتی‌شدن شهرها؛ روایت تکرار یک تجربه در ایران

نامه‌ی تاجزاده از اوین به ترامپ: ایرانیان در هر شرایطی از کیان ایران دفاع می‌کنند