
امروز مخالفت با اعدام و دفاع از حقّ حیات انسان، مطالبهٔ عمومی جامعهٔ مدنی و نیروهای مترقّی ایران و یکی از محوریترین اهداف مبارزهٔ روزمرهٔ همهٔ ماست. موج تازهٔ صدور و اجرای احکام اعدام، همزمان با بازداشتهای گسترده و دادگاههای غیرعلنی، نشان میدهد بخشی از حاکمیت به جای پاسخگویی به این خواست محوری و حرکت به سوی «همبستگی ملی»، راه انتقام و حذف مخالفان را برگزیده است

حمله به ایران را نمیتوان جدا از تحولات جاری در غزه فهمید. اسرائیل سالهاست خاورمیانه را به آزمایشگاهی برای پروژههای امنیتی و نظامی خود بدل کرده است. در غزه، شاهد سیاستهای سیستماتیک حذف فیزیکی، تخریب زیرساختها و نابودی اراده جمعی مردم هستیم؛ همان منطقی که اکنون در ایران نیز دنبال میشود.

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان میدهد که هر موج سرکوب، بهجای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچکتر میکند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان میراند و پس از مدتی، اعتراضات گستردهتری دوباره سر برمیآورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقهای و بینالمللی نیز همزمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این همزمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادلهای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.