سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۴ مرداد, ۱۴۰۵ ۱۶:۲۳

شنبه ۲۴ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۶:۲۳

آنها چهره خود را نمایاندند…

در طول ده سال اخیر، مبارک مبلغ ٣۵ میلیارد دلار از آمریکا به اصطلاح کمک اقتصادی دریافت کرد. درست به همین سبب است ارقام نجومی دلارهای آمریکائی در حسابهای بانکی مبارک و اعضای خانواده او در بانکهای «کشورهای متمدن» خوابیده است و برخی آژانسهای خبری نیز لیست بلندی از دارائی های غیرمنقول مبارک و اقوام او باز هم در «کشورهای متمدن» رو کرده و همچنین از سهم بسیارهنگفت دیکتاتور و «وابستگان» او در بخش تجاری پرده برداشته اند

Getting your Trinity Audio player ready...

شخصیتهای سیاسی و روند حوادث مصر

بدین ترتیب، مقابله ۱۸ روزه بین مصریها و دیکتاتور به پایان رسید. دیکتاتور کناره گیری کرد. و رهبران «کشورهای متمدن» فوراًَ در صفحات تلویزیون ظاهر شده، حمایت خود را از مردم این کشور اعلام کردند. از میان آنها، نفر اول نخست وزیر بریتانیا بود. طبق یک قاعده، او اعلام کرد که کشور وی دوست مصر و خلق آن است. بنابراین، آنها می توانند روی حمایت بریتانیا حساب کنند. نفر بعدی، جو بایدن، معاون رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا بود. این مقام عالیرتبه، هیچ وعده ای به مصریان نداد. البته این موضعگیری او قابل درک است، زیرا هنوز عاقبت حوادث مصر روشن نبود. اما، ضمن رعایت ادب، او بیان داشت، که رویدادهای مصر، «لحظات تاریخی در حیات مصریهاست». بعد از این دو، از میان شخصیتهای سیاسی، نوبت به خانم اشتون، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا رسید. او نیز با بیان دو پهلو که اتحادیه اروپا از خلق مصر جانبداری می کند، هیچ چیز مشخصی بر زبان نیاورد. پس از آن رئیس جمهور اوباما ظاهر شد و از مبارک «خواست» به «مطالبات قانونی مردم مصر» گوش فرادهد. بعد از وی، نوبت به ف. فیون، نخست وزیر فرانسه رسید. او نیز وقایع اتفاقیه در مصر را «صفحه جدیدی در تاریخ این کشور» نامید. اما بعد از آنکه مبارک قاهره را ترک کرد، رئیس جمهور اوباما دوباره در صفحه تلویزیون ظاهر شد و اظهار امیدواری کرد که ارتش مصر با بدست گرفتن قدرت در کشور، شرایط «گذار صلح آمیز به انتخابات آزاد و سالم» را تأمین خواهد کرد (و این یعنی، صدور فرمان کودتای نظامی که متاسفانه تحلیلگر محترم از بیان صریح آن خودداری کرده است. مترجم).

با در نظر گرفتن چگونگی سرانجام حوادث، رسانه های غربی که پیشتر فقط بعنوان رئیس جمهور از مبارک نام می بردند، او را حکمران مستبد نامیدند. وآنوقت که عاقبت حوادث روشنتر شد، از وی با عناوینی مانند دیکتاتور و حاکم مطلق العنان که کشور را با مشت آهنین اداره می کرد، نام بردند. روشن است آنها این مسئله را که تا کنون در مصر در دوره مبارک، یعنی در مدت سی سال، وضعیت فوق العاده برقرار بود، نادیده می گیرند. به دیگر سخن، بجای قانون اساسی، قانون ویژه ناظر بر اعمال محدودیت جدی به آزادی اجتماعات و حرکت مردم در کشور به اجرا گذاشته می شد. آزادی بیان وجود نداشت. پلیس مجاز بود بدون رعایت هر گونه تشریفاتی «اشخاص خطرناک» را دستگیر، مردم و اماکن را بدون اخذ هیچگونه مجوزی از دستگاه های قضائی و دادرسی، مورد تفتیش قرار دهد. علاوه بر آن، محاکم ویژه ای فعالیت می کردند که با سرعت و بدون رعایت آئین دادرسی همه تخلفات از این قانون فوق العاده را «مورد رسیدگی قرار می دادند». و بعنوان پیامد چنین وضعیتی در کشور بود، که زندانها از زندانیان سیاسی پر می شد و شکنجه زندانیان در زندانها عملا یک امر عادی بحساب می آمد. در حالیکه آنها هم اکنون در این باره صحبت می کنند ولی پیش از این همه آنها را نمی دیدند. روشن است آنها می دانستند که رژیم سیاسی و اقتصادی در مصر فقط در سایه خدمات صادقانه مبارک به منافع ایالات متحده آمریکا به موجودیت خود ادامه می داد و بهای این وفاداری، سخاوتمندانه از پولهای مالیات دهندگان آمریکائی پرداخت می شد. در طول ده سال اخیر، مبارک مبلغ ۳۵ میلیارد دلار از آمریکا به اصطلاح کمک اقتصادی دریافت کرد. درست به همین سبب است ارقام نجومی دلارهای آمریکائی در حسابهای بانکی مبارک و اعضای خانواده او در بانکهای «کشورهای متمدن» خوابیده است و برخی آژانسهای خبری نیز لیست بلندی از دارائی های غیرمنقول مبارک و اقوام او باز هم در «کشورهای متمدن» رو کرده و همچنین از سهم بسیارهنگفت دیکتاتور و «وابستگان» او در بخش تجاری پرده برداشته اند.

علاوه بر آن، آنها چطور نمی دانستند که در مصر ارتش، گونه خودویژه ای از دولت در دولت است که نه فقط از حق ویژه در بازرگانی بزرگ، حتی ضامن حفظ وضعیت موجود نیز می باشد. و دلیل همه اینها این است که آمریکائیهای اکنون بسیار عملگرا، بمنظور تأمین شرایط اجرای تعهدات مبارک در مقابل ایالات متحده آمریکا، ارتش مصر را به زیر کنترل خود در آوردند. آنها مشاوران، مربیان آموزشی، مأموران سیا و پرسنل دیگر را بصورت انبوه در آن وارد کردند که وظیفه نظارت بر نظم را بر عهده داشتند. به ازای همه اینها، آمریکا سالانه ۲/۱ میلیارد دلار به ارتش مصر نه برای خرید جنگ افزار، بلکه بخاطر اینکه از آنها حرف شنوی داشته باشد، می پرداخت (در جریان ۱۸ روز تلاطمات انقلابی در مصر، رسانه های مختلف غربی این رقم را از ۳/۱ تا ۵/۱ میلیارد دلار اعلام کردند. مترجم). دقیقا در سایه چنین شکل کمک نظامی و سیستم کنترل بود، که مصر سی سال پیش معاهده صلح با اسرائیل را امضاء کرد که محتوای آن قرارداد، نه آن وقت و نه اکنون مورد تأئید مردم نبوده و نیست.

سقوط دیکتاتور در مصر موجب تشجیع خلقهای کشورهای همسایه گردید که در آنها «دمکرات» هائی از نوع مبارک در حکومتند. اما اعتراضات در الجزایر، اردن، یمن و مراکش هنوز مثل مصر ابعاد توده ای بخود نگرفته، زیرا در آن کشورها فعلا پلیس از عهده مقابله با معترضان بر می آید. رهبران «کشورهای متمدن» هم همانطور که معلوم است چیزی جز دمکراسی را نمی پذیرند، به هر دلیلی در مقابل سرکوب اعتراضات مردمی در این کشورها خموشی برگزیده اند. هیچ یک از آنها در رابط با این موضوع در صفحات تلویزیونها ظاهر نمی شوند و رعایت خواستهای قانونی مردم را از دولتهای این کشورها نمی خواهند.

نه رهبران غربی و نه رسانه های جمعی غرب تا همین اواخر رژیم خودکامه مصر را نمی دیدند و همچنان هم به ندیدن رژیمهای دیکتاتوری در همسایگی مصر و برخی کشورهای دورتر از آن ادامه می دهند. واقعیت این است که آنها بر نبود دمکراسی فقط در آن کشورهائی که سیاست مستقل خود را در پیش گرفته و تسلیم فشارهای «دنیای متمدن» نمی شوند، انگشت گذاشته و می گذارند. از جمله، در زمانهای اخیر، همه رهبران «دنیای متمدن» و به تبع آن رسانه های آنها، الکساندر لوکاشنکو را به باد انتقاد گرفته، به شمارش زندانیان سیاسی در بلاروس، شمار خبرنگاران کشته شده مشغول هستند و طبیعتا، مرگ آنها را به پای توطئه دسته های مخفی مرگ گویا تحت کنترل رئیس جمهور کشور می نویسند. بدین ترتیب، چنین نتیجه بدست می آید: مثل اینکه همه این رهبران «دمکرات» از یک نوع بینائی خاصی رنج می برند که آنها را به دیدن آنچه آنها می خواهند ببینند و آنچه که نمی خواهند ببینند، وادار می سازد.

—————————-

برگرفته از: «سووتسکایا راسیا»، (۱۳۵۲۲)۱۶، ۱۵ فوریه ۲۰۱۱

تاریخ انتشار : ۲۹ بهمن, ۱۳۸۹ ۵:۴۸ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

اعدام‌ها را متوقف کنید؛ مردم خواهان تنش‌زدایی و صلح هستند.

هیئت سیاسی-اجرایی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت): ما بار دیگر خواستار توقف فوری اجرای تمامی احکام اعدام، تضمین دادرسی عادلانه، رعایت حقوق متهمان و پایان دادن به استفاده از مجازات مرگ به عنوان ابزار سرکوب هستیم. امروز دفاع از حق حیات، دفاع از صلح و دفاع از آزادی، سه مطالبه جدا از هم نیستند؛ این‌ها ارکان آینده‌ای هستند که مردم ایران برای آن هزینه‌های سنگینی پرداخته‌اند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

انقلاب مشروطیت و سایه آن بر ایران امروز

شهناز قراگزلو: مشروطه را نباید صرفاً رویدادی متعلق به گذشته دانست، بلکه باید آن را نقطه آغاز گفت‌وگویی ناتمام درباره حکومت قانون در ایران تلقی کرد. شاید مهم‌ترین درس آن نیز همین باشد که هیچ نظام سیاسی، صرف‌نظر از آنکه قدرت در دست شاه، روحانیت یا هر نهاد دیگری باشد، بدون محدود شدن قدرت، استقلال نهادهای قانونی و پاسخ‌گویی در برابر شهروندان، به آزادی و ثبات پایدار دست نخواهد یافت.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

جدال دو سبک زندگی برای تصاحب فضای عمومی

رقابت امپریالیستی و نظم نوین جهانی؛ از گسترش ناتو تا همکاری روسیه و چین

صنعت خودروسازی آلمان در حال سقوط به حاشیه است

نه استبداد، نه ارباب خارجی؛ حق ملت را میان «بد و بدتر» قربانی نکنید!

افغانستان: پنج سال حکومت طالبان، پنج سال سرکوب بی پایان زنان و دختران 

لبنان و لغو مجازات اعدام؛ گامی به سوی حق حیات در خاورمیانه