یکشنبه ۱۳ اسفند ۱۴۰۲ - ۱۵:۱۳

یکشنبه ۱۳ اسفند ۱۴۰۲ - ۱۵:۱۳

آیا مفاهیم و شرایط دیگری را باید؟

پس علی الاصول دو تغییر روی داده‌اند، و یا دقیق تر بگوئیم یک تغییر قطعی و یک دگرگونی احتمالی (که‌ این احتمال بنا به‌ گفته‌های ایشان بیشتر به‌ قطب قطعی نزدیکتر هست)، اتفاق افتاده‌اند: تغییر قطعی این است که‌ برخی اصولگرایان مخفیانه‌ و به‌ شیوه‌ای هنوز غیر علنی به‌ لیبرالیست و کاپیتالیست تبدیل شده‌اند، و تغییر احتمالی اینکه‌ دیگر اصولگرائی و اصلاح طلبی قادر به‌ توضیح و توصیف صحنه‌ سیاسی ایران به‌ مانند سابق نیستند.

مقدمه

سایت “الف” مصاحبه‌ای از “اعتماد” را با احمد توکلی درج کرده‌ است، مصاحبه‌ای جالب که‌ می تواند خطوط نوینی را بنمایاند در رابطه‌ با تحولات درونی در ساختار قدرت در جمهوری اسلامی و بطور کلی در واژه‌شناسی (ترمینولوژی) جناح بندیها در این نظام. احمد توکلی در این مصاحبه‌ به‌ عنوان یک اصولگرا بیشتر در فرم منتقد اصولگرایان و اصولگرائی ظاهر می شود (یک انتقاد توام با یاس و نوستالژی، زیرا که‌ بخشی از علت انتقاد، وجود پدیده‌ای به‌ اسم احمدی نژاد است که‌ نمی بایست رخ می داد) . وی با گفتن این جملات که‌: “من در سال ۸۸ از احمدی‌نژاد حمایت نکردم، ولی همانطور که قبلا گفتم از روی اضطرار به او رای دادم… آقای احمدی‌نژاد اعجوبه هزاره سوم است و دیگر تکرار نمی‌شود”، وارد مفاهیم دیگری می شود که‌ توجه‌ را به‌ خود جلب می کند. در میان این مفاهیم، دو مورد هستند که‌ برجسته‌تر از دیگران هستند که‌ آن هم اشاره‌ ایشان به‌ دو گونه‌ تغییر هم در میان طیف اصولگرایان و هم در کل ساختار ترمینولوژی جناح بندیهاست.

او می گوید: “ما قبلا به اصلاح‌طلبان ایراد می‌گرفتیم که اشتراکات دو سر طیف‌شان خیلی کم شده است، اما حالا چنین حالتی در بین اصولگرایان هم دارد اتفاق می‌افتد. الان برخی از اصولگرایان هستند که مانند برخی از اصلاح‌طلبان، لیبرال سرمایه داری غرب را اگر نگوییم قبول دارند، لااقل می‌توانیم بگوییم که اعتراضی نسبت به آن ندارند. چطور می‌توان اینها را با سایر اصولگرایان که شدیدا مخالف لیبرالیسم و سرمایه داری هستند تنها به این دلیل که مثلا تفکر مذهبی و شخصی شان مثل هم است، با هم در یک گروه جمع کرد؟” و در ادامه‌ همین پاراگراف می گوید: “فکر می‌کنم همانطور که چپ و راست از یک زمانی به بعد دیگر کشش نداشت، الان هم در حال یک دگردیسی هستیم و شاید دیگر اصولگرایی و اصلاح‌طلبی نمی‌توانند صحنه سیاسی ایران را تعریف کند.”

پس علی الاصول دو تغییر روی داده‌اند، و یا دقیق تر بگوئیم یک تغییر قطعی و یک دگرگونی احتمالی (که‌ این احتمال بنا به‌ گفته‌های ایشان بیشتر به‌ قطب قطعی نزدیکتر هست)، اتفاق افتاده‌اند: تغییر قطعی این است که‌ برخی اصولگرایان مخفیانه‌ و به‌ شیوه‌ای هنوز غیر علنی به‌ لیبرالیست و کاپیتالیست تبدیل شده‌اند، و تغییر احتمالی اینکه‌ دیگر اصولگرائی و اصلاح طلبی قادر به‌ توضیح و توصیف صحنه‌ سیاسی ایران به‌ مانند سابق نیستند.

 

توضیحاتی چند

در مورد کاپیتالیسم باید گفت که‌ جمهوری اسلامی از بدو تاسیس خود و بویژه‌ بنابر اصرار اصولگرایان، همیشه‌ نظامی غیر سرمایه‌داری بوده‌ است. معلوم نیست تعبیر مقامات این نظام از کاپیتالیسم چیست که‌ اینگونه‌ ساختار اقتصادی ـ اجتماعی کشور تحت سیطره‌ خود را مرتب غیر کاپیتالیستی معرفی می کنند. ساختاری که‌ در آن پول، طبقات، سود، بازار، استثمار نیروی کار و مالکیت خصوصی (حتی مالکیت دولتی هم که‌ شکل غالب مالکیت است بر مبانی پول، سود، استثمار نیروی کار و بازار عمل می کنند) نقش اصلی و برجسته‌ را دارند. تئوری پردازان این نظام تا حالا هیچ وقت نتوانسته‌اند نظام غیر کاپیتالیستی مورد نظر خود را برای عموم تشریح کنند. اما ما در اینجا از خیر کاپیتالیسم و چگونگی این نظام در ایران می گذریم و تعبیر توکلی به‌ عنوان یکی از راویان این نوع تعبیر از نظام اقتصادی و اجتماعی ایران را به‌ خود وی واگذار می کنیم، آنچه‌ در واقع اینجا مهم است و منطقا منظور اساسی ایشان و طیف منصوب به‌ وی می تواند باشد، همانا امر لیبرالیسم است. کاملا عیان است که‌ نظام کاپیتالیستی در ایران از خصوصیات لیبرالیستی تا اندازه‌ زیادی بدور است. لیبرالیسم نه‌ تنها به‌ عنوان منادی بازار آزاد (در بعد اقتصادی)، بلکه به‌ عنوان یک اندیشه‌ سیاسی که‌ به‌ آزادی فرد و بالطبع آزادی اندیشه‌ و بیان معتقد است و نه‌ تنها در بعد اقتصادی، بلکه‌ در بعد سیاسی و اجتماعی نیز واژه‌ آزادی را به‌ بطن اجتماعی تسری می دهد، شناخته‌ می شود. آنچه‌ از سخنان توکلی می توان استنباط کرد این است که‌ در اصل آنان نه‌ با کاپیتالیسم بلکه‌ با کاپیتالیسم لیبرالیستی مشکل دارند، و گله‌ وی در اینجا از بوجود آمدن گرایشی در میان اصولگرایان است برای بهم دوختن کاپیتالیسم نوع ایرانی ‌با لیبرالیسم، که‌ در آن طبیعتا مفهوم آزادی لیبرالیستی به‌ نوعی و حداقل در بعضی از خطوط خود طبیعتا باید وارد سرمایه‌داری ایرانی شود. لیبرالیسمی که‌ اندیشه‌های توتالیتر غیر مدرن آنان را به‌ چالش می کشد و ساختار تا کنونی جمهوری اسلامی را از اصل مورد نظر آنان بدور می کند. نفوذ این لیبرالیسم که‌ به‌ گفته‌ وی در میان لایه‌های اصلاح طلب مشهود است هم اکنون طیفی از اصولگرایان را هم در برگرفته‌ و بدین ترتیب هیکل سنتی آنان را دچار دگرگونی کرده‌ است و نگرانی توام با انتقاد وی نیز از همین جا بر می خیزد (۱).  

بحث دوم ایشان بر سر برهم ریختن مفاهیم موجود در عرصه‌ جناح بندیهاست، و پدیده‌ آقای روحانی ظاهرا خود بهترین فاکت در این مورد می تواند باشد. در شرایطی که‌ فرد اصولگرائی مثل آقای روحانی به‌ اندیشه‌های اصلاح طلبانه‌ (بخوان به‌ نوعی متاثر از لیبرالیسم) متمایل می شود و همراه‌ وی طیف قابل توجه‌ای نیز چنین میلی پیدا می کنند، پس آن مرز قدیمی دچار تحول می شود و دیگر نمی شود بمانند قبل با همان ترمینولوژی شرایط را تشریح کرد.

اگر دو مورد ذکر شده‌ توسط توکلی را به‌ نوعی مبنا قرار بدهیم، جامعه‌ ایران در دو عرصه‌ خود وارد دگرگونیهائی شده‌ است. دگرگونی اول، پیشروی نفوذ لیبرالیسم در میان یک طیف سنتی است (اصولگرایان) که‌ پایه‌ اصلی قدرت را تشکیل می دهد، و دگرگونی دوم در زمینه‌ ترمینولوژی جناح بندیهاست که‌ آن هم به‌ نوعی از ایجاد طیف گسترده‌تری خبر می دهد که‌ از اصولگرایان و اصلاح طلبان تشکیل می شود، اما به‌ رغم وی چونکه‌ این همگرائی به‌ نوعی صورت گرفته‌ است پس آن را لاجرم اسمی دیگری باید.

البته‌ معلوم نیست که‌ چرا چنانکه‌ خود اذعان می دارند نمی توان کلا این طیف گسترده‌تر را کماکان اصلاح طلبان نامید. شاید بدین علت که‌ وی معتقد است که‌ چنین نیروئی لاجرم مهر اصولگرائی را بر خود دارد و بنابراین پدیده‌ای است نه‌ کاملا اصلاح طلبانه‌ و یا با هویت تاکنونی اصلاح طلبان. اما واژه‌ مورد نظر وی برای چنین نیروئی چیست؟ اصولگرایان اصلاح طلب یا اصلاح گرایان اصولگرا؟ و یا شاید “اعتدال”؟ و شاید آقای توکلی هم مایلند که‌ خود را در این طیف بازبیابند؟

اما فارغ از تمام بحثهای ارائه‌ شده‌ در بالا باید به‌ یک نکته‌ اساسی توجه‌ کرد و آن هم همانا اعتراف توکلی به‌ ظهور پدیده‌هائی است که‌ بنوعی نظام را نیز متاثر کرده‌ است، پدیده‌هائی که‌ باید مورد توجه‌ قرار بگیرند و برای تدوین سیاست بنوعی مبنا قرار بگیرند.

 

زیرنویس

۱ـ نفوذ اندیشه‌های لیبرالیستی در ابتدای انقلاب در میان رهبران مذهبی نیز عیان بود. گفته‌های خمینی که‌ در آن از‌ آزادی حتی کمونیستها هم صحبت می کرد، دلیلی بر این مدعا هستند. پس معلوم نیست که‌ این نگرانی بر سر چیست. آیا برگشت به‌ اصل نادرست است؟

بخش : سياست
تاریخ انتشار : ۱۰ مرداد, ۱۳۹۲ ۷:۳۵ ب٫ظ
لینک کوتاه
مطالب بیشتر

نظرات

Comments are closed.

سخن روز

انتخابات! کدام انتخابات؟

با عنایت به این وضع و شرایط عملا موجود آنچه در ایران برگزار میشود فاقد حداقل شرایط برای شناخته شدن بعنوان یک انتخابات است. با تمام محدودیت ها و کنترل های نظام امنیتی و سیاسی انتخابی در کار نیست و دقیقا با استعاره از آقای خمینی « در این رژیم آزادی های فردی پایمال و انتخابات واقعی و مطبوعات و احزاب از میان برده شده اند.

مطالعه »
یادداشت

جنگ دارد همچنان همگانی می شود!

این تصاویر شنیع,  چه بازمانده از جنگ و چه بازمانده از دنیای سهمگین سیاستمداران زندانبان !, ما را هم به اشکال مختلف در گیر و تماشاگر چنین صحنه هایی می نماید. یعنی کشتن و یا اعدام شهروندان، به امری معمولی و سرگرم کننده بدل می شود و در روزمرگی جامعه کم کم جا باز می کند.

مطالعه »
آخرین مطالب

میزان مشارکت در نمایش انتخابات جمهوری اسلامی، به کم‌ترین حد از زمان وقوع انقلاب رسید!

مسلماً انتخابات در حاکمیت جمهوری اسلامی ایران، کم‌ترین تاثیری بر زندگی روزانه مردم ندارد و همواره نیز پرسروصداترین اتفاق در کشور است که چندین ماه فضای رسانه‌ای و حتی خیابانی ایران را تسخیر می‌کند و هر چه جلوتر آمده‌ایم، این تاثیر کم‌تر و آن سر و صدا اعتراضی مردم بیش‌تر شده است.

عشق گفت بنویس، من نوشتم

وقتی که به تو فکر می کنم، لبخندت باران می شود;
نگاهت زلال و زلال، و من چه بی پروا، می چینم آن لبخند را.

انتخابات ریاست‌‌جمهوری در آسیا و اقیانوسیه

طبق برآورهای آماری، بیش از یک‌سوم ساکنین کره زمین طی سال جاری میلادی به پای صندوق‌های رای رفته و مقام یا ارگان اولیه حاکمیت سایسی کشور خویش را انتخاب خواهند کرد. تب انتخابات تمامی کره زمین را فراگرفته و حتی کشورهایی که در آن‌ها انتخاب امسال برگزار نمی‌شوند، به صورت غیر مستقیم و به شدت تحت تاثیر انتخابات در کشورهای هم‌جوار یا دیگر کشورها قرار خواهند گرفت.

شیوۀ تولید سرمایه‌داری: گشایش‌ها، فاجعه‌ها، تنگناها و بن‌بست‌ها!

سرمایه‌داری برای زنده مانی و حل بحران‌های بزرگ اقتصادی و اجتماعی پیش روی جامعه انسانی، نیازمند بازنگری همه جانبه در رویکردها و سازو کارهای پیشین خود است…در جهان امروز به گونه‌ای چشمگیر انتقادها از نظام سرمایه‌داری حتی در میان اندیشه‌پردازانِ این نظام بالا می‌گیرد. گفته می‌شود که راهکارهای اقتصادی دیروز پاسخ‌گوی چالش‌ها و دشواری‌های امروز و فردا نیستند. جهانی شدنِ دیروز بیش از بیش جای خود را به شکل‌گیری بلوک های دشمن می‌دهد. تورمِ روزافزون׳ زمینه‌ساز گسترش شکاف میان فقر و ثروت می‌گردد.

یادداشت

جنگ دارد همچنان همگانی می شود!

این تصاویر شنیع,  چه بازمانده از جنگ و چه بازمانده از دنیای سهمگین سیاستمداران زندانبان !, ما را هم به اشکال مختلف در گیر و تماشاگر چنین صحنه هایی می نماید. یعنی کشتن و یا اعدام شهروندان، به امری معمولی و سرگرم کننده بدل می شود و در روزمرگی جامعه کم کم جا باز می کند.

مطالعه »
بیانیه ها

پاس‌داشت زبان مادری، غنابخش تنوع و تکثر زبانی و فرهنگی است!

سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) با باور عمیق به مبانی حقوق بشر و قائم به ذات بودن این حقوق و با توجه به جایگاه تعیین‌کنندهٔ زبان مادری در هستی هر یک از آحاد بشر، تأمین و تضمین و تحقّق حق قانونی هر ایرانی در دست‌رسی و قوام ودوام بخشیدن به زبان مادری خود را از حقوق بنیادین بشر می‌داند و همۀ نیروهای میهن‌دوست و ترقی‌خواه کشور را به حمایت فعال از حق آموزش زبان مادری و حفظ و زنده‌داشت این میراث گران‌قدر ایرانی فرامی‌خواند.

مطالعه »
پيام ها

باید یکی شویم و قلب‌مان را سرود و پرچم‌مان سازیم تا بهاران خجسته به ارمغان به میهن‌مان فراز آید!

کرامت و خسرو دو جوان روشنفکر انسان‌دوست چپ بودند و غم مردم فقرزدهٔ میهن و جهان به دل داشتند. آنان شیفتۀ جنبش فداییان خلق بودند. خسرو گلسرخی در وصیت‌نامه‌اش می‌نویسد: «من یک فدایی خلق ایران هستم و شناسنامه من جز  عشق به مردم چیز دیگری نیست … شما آقایان فاشیست‌ها که فرزندان خلق ایران را بدون هیج مدرکی به قتل‌گاه میفرستید، ایمان داشته باشید که خلق محروم ایران، انتقام خون فرزندان خود را خواهد گرفت». تاثیر ایستادگی جانانه آنان در برابر نظام حاکم و پشتیبانان جهانی آن موجی از شور و ایمان در جنبش فداییان پدید آورد

مطالعه »
بیانیه ها

پاس‌داشت زبان مادری، غنابخش تنوع و تکثر زبانی و فرهنگی است!

سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) با باور عمیق به مبانی حقوق بشر و قائم به ذات بودن این حقوق و با توجه به جایگاه تعیین‌کنندهٔ زبان مادری در هستی هر یک از آحاد بشر، تأمین و تضمین و تحقّق حق قانونی هر ایرانی در دست‌رسی و قوام ودوام بخشیدن به زبان مادری خود را از حقوق بنیادین بشر می‌داند و همۀ نیروهای میهن‌دوست و ترقی‌خواه کشور را به حمایت فعال از حق آموزش زبان مادری و حفظ و زنده‌داشت این میراث گران‌قدر ایرانی فرامی‌خواند.

مطالعه »
برنامه و اساسنامه
برنامه سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
اساسنامه
اساسنامه سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
بولتن کارگری
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

سلب حق اسکان دانشجویان خوابگاهی در دانشگاه علامه طباطبایی

میزان مشارکت در نمایش انتخابات جمهوری اسلامی، به کم‌ترین حد از زمان وقوع انقلاب رسید!

عشق گفت بنویس، من نوشتم

انتخابات ریاست‌‌جمهوری در آسیا و اقیانوسیه

شیوۀ تولید سرمایه‌داری: گشایش‌ها، فاجعه‌ها، تنگناها و بن‌بست‌ها!

جنگ دارد همچنان همگانی می شود!