سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۱ خرداد, ۱۴۰۵ ۱۲:۴۸

جمعه ۱ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۲:۴۸

ما راویان قصه‌های رفته‌‌ از‌ یادیم

بیاییم رنجِ این روزهای دشوار را کم کنیم. با تغییر در نگرش، با چه باید کردِی دیگر… با عشق و زنده‌باد زندگی… نکبتِ جنگ، خانمان‌سوز است… بیانِ خواستِ یک‌صدایِ برقراری صلح می‌تواند ضروری‌ترین خواسته‌ی همه‌ی ما باشد. هم صلح با خود و جامعه و هم صلح با دنیا و همسایگان...

# ما_راویان_قصه‌های_رفته‌‌از‌یادیم

تابستان فرا رسیده بود…

توده‌های دود از تنور به آسمان بلند بود. آن روزها، نان در تنورِ خانه پخت می‌شد. خواهرم تنور را گُر می‌انداخت تا نان یک‌ماه را تهیه کند. نانوا خودش بود و مادر کمک‌حالَش که چانه‌ی خمیر را کاملاً گرد، با ضخامت یکنواخت روی صفحه‌ی چوبی ضخیم، پَهن می‌کرد. او در این کار مهارت داشت، به‌ویژه چانه‌ی تَنبَلَک^ که با مغز گردو بود…

با گرم شدن تنور، همسایه‌ها هم با طشت مسی و چوبین خمیر خود از راه رسیده بودند… آن‌ها هم در این کار شریک بودند و هم نان یک‌ماهه و شاید کمی بیشترِ خانواده‌ی خود را تدارک می‌دیدند. کار جمعی بود، تقسیم شادی و غم هم… و برای ما بچه‌ها، بهترین فرصت…!

در آن ساعات پرتکاپوی بزرگ‌ترها، ما بچه‌ها هم که جمعمان جمع می‌شد، شیطنتمان گُل می‌کرد و آخرش کار دستمان می‌داد… از سویی با بالا رفتن از درختانِ گردوی تنومند، ترس و دلهره‌ی سقوطمان را در دلِ خواهر و مادر می‌افکندیم و با تقاضای «نون قندی و توتک»!!! در ازای پایین آمدن، نهایت ‌استفاده! را می‌کردیم…… و از سوی دیگر، مادر و خواهر که در حضورِ همسایگان، مراعات‎مان کرده بودند… در پایان روز، به‌محض پایین آمدن از دارِ مرادمان! از خجالتمان در می‌آمدند… گرچه هیچ‌گاه کتک خوردن از مادر در ما رنجشی ایجاد نمی‌نمود…

آن‌روزها درِ خانه‌ها همیشه باز بود و رفت‌و‌آمد بچه‌ها تا غلبه‌ی خستگی برقرار… دورانی که خانه‌ها کوچک بودند؛ اما دل صاحبانشان بزرگ… روزگاری که بالا رفتن از درختان سر به فلک کشیده‌ی گردو، بادام، سیب و زردآلو، نوعی تفریح و مجال بازیگوشی‌ بود و تابستان‌ها، گشت‌وگذار در کوه و تپه، شروعی برای قدرت‌نمایی‌… بزرگ‌تر که شدیم، راه و رسم رفاقت و دوستی را بیشتر دانستیم و راه تعامل با هم را… در کنار این تغییر در رفتار، دیگر نه بالا رفتن از درخت در توانمان بود و نه جسارتش… گویا قدرت‌نمایی، تنها ابزاری بود برای ابراز وجود در دوران نوجوانی؛ اما محبتِ مادران، علیرغم خشم و ناراحتی زودگذر، همیشگی.

کوچک‌ترین فرزند خانواده بودم و به دنبال اجرای آخرین خواسته‌‌‌ی مادر… آن تابستانِ گران و هولناک که مادر هم به ییلاق نرفت؛ می‌بایست او را که سر در نقاب خاک کشیده بود، به زادگاهش و روستای آباواجدادی‌اش می‌بُردم… در مسیر جاده، دلهره و اضطراب ناشی از باز شدن به‌یک‌باره‌ی دو درِ عقبی آمبولانس در بلندی‌های «گردنه‌ی بَشم»، به‌خیر گذشتن این حادثه و رسیدن به گورستان در پاییزی دل‌گیر با درختانی لُخت و عور و آرامگاهی خلوت با سکوتی وهم‌آلود، همه‌وهمه هم‌خوان و یادآور ترسی بود که در نوجوانی به جان مادر و خواهر انداخته بودم؛ آن هم در روزهایی که تب و تاب ماجراهای آن تابستانِ هراس‌انگیز هنوز ابعادش آشکار نشده بود…

مادر در سال‌های جنگ زنده بود؛ در بحبوحه‌ی جنگ ۸ ساله که داغ و درفش حاکمان هم چاشنی‌اش بود؛ زندگی ساده‌ای داشتیم. مادر به گل‌های اندک باغچه‌ی حیاط دلبستگی عمیقی داشت. آب لوله‌کشی نداشتیم و نصیب‌مان از نعمات زندگی تنها دو شعله برق بود و دوچرخه‌ای که مرکب‌مان بود. مصائب زندگی یکی دوتا نبود… آن جنگ زمانی پایان یافت که حاکمان خواستند، اما مصایبش برای مردم ماندگار شد… با پایان جنگ، مادر هم سر در نقاب خاک کشید…

این روزها که نفیر جنگی دیگر آغاز شده و خوشبختانه به آتش‌بسی، ولو لرزان، منتهی گشته، آن خاطرات با این رویدادهای خونین، نقبی‌ست برای ادامه‌دهندگان، بازماندگان و جوانان این دوران، در لحظات سردرگمی یا تصمیم، وقتی گذشته و اکنون‌شان درهم می‌آمیزد؛ با بهره‌گرفتن از تجربه‌ی نسل قبل، قوی‌تر و پرتوان‌تر خواهند بود در گذر از رنج‌ها… دنیای خوف‌انگیزی‌ست و حاکمانی که جز به خویشتنِ مضحکِ خویش نمی‌اندیشند…

بیاییم رنجِ این روزهای دشوار را کم کنیم. با تغییر در نگرش، با چه باید کردِی دیگر… با عشق و زنده‌باد زندگی… نکبتِ جنگ، خانمان‌سوز است… بیانِ خواستِ یک‌صدایِ برقراری صلح می‌تواند ضروری‌ترین خواسته‌ی همه‌ی ما باشد. هم صلح با خود و جامعه و هم صلح با دنیا و همسایگان…

#یانیس_ریتسوس (زاده ۱ مه ۱۹۰۹ – درگذشته ۱۱ نوامبر ۱۹۹۰ در آتن)، شاعر یونانی. از اعضای گروه مقاومت یونانی در طول جنگ جهانی…

^. تَنبَلَک = نوعی نان محلی با گردو…

پی نوشت:

می‌گویند مردی شروع کرد به نقاشی جهان… با گذشت سالیان،‌ تصاویر کشورها، کوه‌ها، خلیج‌ها، دریاها، اسب‌ها و مردمان…

مدت کوتاهی قبل از مرگش، فهمید آن هزارتوی صبورانه‌ی خطوط، مشخصه‌های چهره‌ی خودش بوده…

(نقل به مضمون از خورخه لوئیس بورخس ‏زادهٔ ۲۴ اوت ۱۸۹۹ – درگذشتهٔ ۱۴ ژوئن ۱۹۸۶. نویسنده، شاعر و مترجم معاصرِ آرژانتینی)

نیمه‌ی تیر۱۴۰۴- پهلوان

@apahlavan

تاریخ انتشار : ۲۱ تیر, ۱۴۰۴ ۰:۲۱ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

سایه سنگین ۱۹۴۸: چگونه «نکبت» برای فلسطین یک فرآیند زنده و روزمره شد؟

در سطحی کلان‌تر از روایت‌های تاریخی و تحلیل‌های موردی، می‌توان استدلال کرد که «نکبت» نه صرفاً یک رخداد تاریخی با نقطه آغاز مشخص در سال ۱۹۴۸، بلکه نوعی منطق تاریخی-فضایی در حال تداوم است که رابطه میان قدرت، سرزمین و جمعیت را در یک چارچوب ساختاری بازتعریف کرده است. در این خوانش، ۱۹۴۸ نه لحظه پایان یک نظم پیشین، بلکه لحظه تثبیت یک الگوی جدید از سازمان‌دهی سیاسی فضا و جمعیت است؛ الگویی که قابلیت انطباق با شرایط تاریخی متغیر را در دهه‌های بعد حفظ کرده است.

مطالعه »

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!

فارغ‌التحصیلان مطالعات خاورمیانه نتیجه گرفته اند که: «برکناری فانی پیام تکان‌دهنده‌ای به دانشجویان و محققان مطالعات خاورمیانه می‌فرستد مبنی بر اینکه تحقیق، تدریس، خدمات نهادی و بحث آزاد در مورد موضوعات حساس سیاسی، مانند جنگ جاری در ایران، مشمول سانسور سیاسی و تحریم‌های نهادی است. چنین پیامی نه تنها با ارزش‌های اصلی مأموریت آموزشی و علمی دانشگاه واشنگتن در تضاد است، بلکه با اصول آموزش دانشگاهی و آموزشی ما نیز مغایرت دارد، اصولی که ما را به تفکر انتقادی، مشارکت در بحث‌های علمی آزاد و مواجهه با سوالات سیاسی فوری با دقت و صداقت فرا می‌خواند.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

وقتی «فقر» چهره زنانه پیدا می کند / زنان اولین قربانیان شوک‌های اقتصادی پی‌در‌پی

فیلسوفان یهودی تبار؛ آته ایسم ناتمام، سوسیالیسم احساسی

محاکمه مجدد احمدرضا حائری هم‌زمان با ادامه حبس او در قزل‌حصار

زادروز دکتر محمد مصدق؛ کابوس جاودانِ مستبدان، وابستگان و دشمنانِ حاکمیت ملت ایران، گرامی و مبارک باد

پیش به سوی اتحاد گسترده «چپ»:  برای میهن، نان، کار، خانه؛ برای کودک، مرد، زن، زندگی، آزادی

بررسی وضعیت اسف‌بار زندانیان زن در ایران