سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۲ دی, ۱۴۰۴ ۱۲:۰۴

دوشنبه ۲۲ دی ۱۴۰۴ - ۱۲:۰۴

نگاهی به سوسیالیسم بازار- مدل اقتصاد چینی (بخش دو)
بن نورتون: این نشان می‌دهد که شما می‌توانید یک اقتصاد بازار را با عناصر خصوصی، مثلاً با عناصر رقابت خصوصی، ترکیب کنید تا نوآوری را تشویق نمایید، اما همچنین دولت...
۲۲ دی, ۱۴۰۴
تصویر نویسنده: بن نورتون
نویسنده: بن نورتون
پدر ملت، قُدسیّت دینی و‌ قُدسیّت سیاسی
یا سایه سنگین «فرّه ایزدی» و «ولایت قدسی» از سر تاریخ ایران کنار رفتنی است؟ احمد خلفانی در این مقاله با نگاهی تبارشناسانه به پیوند ناگسستنی قدرت و امر قدسی...
۲۲ دی, ۱۴۰۴
تصویر نویسنده: احمد خلفانی
نویسنده: احمد خلفانی
نگاهی كوتاه به راه برون‌رفت از شرایط امروز ایران
این پروژه باید بر مبنای منشور حداقلی ملی، نه برنامهٔ حداکثری ایدئولوژیک، شکل گیرد. نهادهای هماهنگ‌کنندهٔ آن نیز باید افقی، شفاف و پاسخ‌گو باشند و با اجماع عمومی نیروهای مداخله‌گر...
۲۲ دی, ۱۴۰۴
تصویر نویسنده: کیوان
نویسنده: کیوان
روز پانزدهم اعتراضات سراسری ایران؛ جهش آماری در تلفات انسانی اعتراضات
هرانا: انتشار ویدئوهای مرتبط با پزشکی قانونی کهریزک و سپس بازتاب آن در گزارش صداوسیما، به یک نقطه عطف تبدیل شد و در عمل، روند راستی‌آزمایی و تکمیل پرونده‌های مرگ...
۲۲ دی, ۱۴۰۴
تصویر نویسنده: هرانا
نویسنده: هرانا
اعتراض مردم؛ نه به دخالت آمریکا، نه به بازی با سرنوشت ایران
اعتراض مردم ایران مشروع است. این اعتراض، محصول فقر، ناامنی شغلی، سقوط امید اجتماعی و احساس نادیده‌گرفته‌شدن است. مردمی که به خیابان می‌آیند، نه مزدورند و نه ابزار بیگانه؛ بلکه...
۲۱ دی, ۱۴۰۴
تصویر نویسنده: مهرزاد وطن‌آبادی
نویسنده: مهرزاد وطن‌آبادی
روایت معلمان از دل اعتراضات: این صدای نسلی است که ساکت نمی‌ماند
دیاکو علوی ــ مریم فومنی: آنچه او را در این روزها امیدوار می‌کند این است که «اعتراضات کم‌هیجان‌تر اما آگاهانه‌تر است، و همین‌طور پرهیز نسبی از خشونت و تخریب و باور...
۲۱ دی, ۱۴۰۴
تصویر نویسنده: دیاکو علوی ــ مریم فومنی
نویسنده: دیاکو علوی ــ مریم فومنی
تغییر از مسیر نه‌های مداوم؛ روایت زنی که تحریم را آغاز کرد
دانشکده: برخلاف تصور رایج، رزا پارکس آن روزها نه پیر بود و نه از شدت خستگی روی صندلیِ اتوبوس نشسته بود و نه چنان‌که بعدها روایت کردند، امتناعش از بلندن...
۲۱ دی, ۱۴۰۴
تصویر نویسنده: دانشکده
نویسنده: دانشکده

از شارلی ابدو تا نمازخانۀ اهل سنت

نوشته با نگاهی به واقعۀ شارلی ابدو در پاریس و همزمان با آن، ممانعت از برگزاری نمازجماعت اهالی سنت و سپس مهروموم کردن نمازخانۀ آنان در تهران، مناسبات جمهوری اسلامی با اقلیتهای ملی-قومی و مذهبی را دادخواستی سنگین علیه جمهوری اسلامی اعلام می کند که در پیشانی این دادخواست، "سوق جامعه به سوی بهیمی ترین خشونتها" قرار خواهد گرفت

نوشتن از واقعۀ شارلی ابدو، در تمام دامنه و دوام آن، دیگر بی مورد به نظر می رسد. به واقع هم در دنیای امروز که “عمر خبر ۶ دقیقه است”، و در چند هفته ای که از این رویداد گذشته، جهات مختلف آن در صدها نوشته کاویده شده اند، نوشتن از آن حداقل دیگر دیرهنگام است. با این حال طنین هیچ رویدادی هرگز به تمامی فرو نمی نشیند. به علاوه رویداد شارلی ابدو یک “رویداد افراطی” بود و “حُسن” رویدادهای افراطی این است که مکث بر آنها، در قیاس با مکث بر رویدادهای غیر افراطی، راه به تعادل معقول را سریعتر و صریحتر پیش چشم می نهد. جنگ یک رویداد بینهایت افراطی است و از این رو باید به مقابله با آن برخاست. باید مانع اش شد. اما وقتی– علیرغم تمام تلاشها برای جلوگیری از آن – به وقوع پیوست، آن گاه باید کوشید متوقف اش کرد و در نهایت از آن دستمایه ای ساخت برای رفتن به راه هائی که پیش از وقوع آن ای بسا اصلاً دیده نمی شدند.

“شارلی ابدو” در عمومی ترین نگاه ۴ مؤلفه دیدگاهی را به قرار زیر برانگیخت:

  • حمله به شارلی ابدو، حمله ای به آزادی بیان بود؛
  • مهاجمان خود قربانی نظامی بودند که جز تحقیر و تبعیض تجسم دیگری در اذهان آنان نیافته بود؛
  • کاستیها و ناراستیهای هیچ نظامی، ولو یک نظام مبتنی بر تحقیر و تبعیض، نافی مسئولیت دیگران نسبت به اعمالشان نیست؛
  • انتقاد، ولو از باورهای دینی گروه های وسیع انسانها آری، “توهین” نه!

فهمیدنی است که هر موضع نسبت به رویداد شارلی ابدو هم کمابیش برآیند و آمیزه ای از این ۴ مؤلفه باشد و بر حسب تمایل صاحب آن، شدت و غلظت این یا آن مؤلفه از هیچ تا همه تغییر کند. چنین بود که برخی نگاه ها به این رویداد تنها تعرض بس خشنی را که علیه آزادی بیان واقع شده بود، دیدند و دیگرانی چندان پیش رفتند که گویا جان آدمها می تواند و باید تاوان موضعی باشد که آنان نسبت به “باورهای قدسی” دیگران اخذ می کنند.

اما آنچه آن هیدالگو، شهردار پاریس، و مانوئل والس، نخست‌وزیر فرانسه، در این واقعه دیدند، قابل توجه بود. خانم آن هیدالگو واقعۀ شارلی ابدو را “نوری بر محلات مغفول پاریس” نامید. او بر نابرابریهای عمیق ریشه دوانده در جامعۀ فرانسه انگشت نهاد و تأکید کرد که شارلی ابدو “چشم ما را بر این نابرابریها گشود و لزوم توجه به آنها را به ما گوشزد کرد.” مانوئل والس نیز از وجود “آپارتاید اجتماعی و قومیتی و از شکافهای عمیق در جامعۀ فرانسه” سخن گفت؛ “شکافهای عمیقی که حمله علیه نشریه شارلی ابدو و گروگانگیری در فروشگاه یهودیان آنها را نمایان کردند، شکاف‌هائی که مدت‌های طولانی وجود داشتند، اما به ندرت در باره شان سخنی گفته شده بود.”

سخنان هیدالگو و والس، سخنانی مسئولانه اند. آنها، در مقام سیاستمدار، بر وجود شکافهائی صحه می گذارند و از لزوم مهارشان حرف می زنند که محصول زندگی بیش از نیم قرن اقلیتهای قومی و فرهنگی معین در جامعۀ فرانسه اند. زندگی ای زیر فشار تحقیر و فقر و محرومیت، که بسیار محتمل است در اثر انزواجوئی اقلیت و طردکنندگی اکثریت به درون یک حلقۀ بسته انفجاری درافتد؛ که در رویداد “شارلی ابدو” درافتاد. سخنان هیدالگو و والس، سخنانی مسئولانه اند، زیرا سیاستمدار مسئول شکافهای اجتماعی را تشخیص می دهد و در سمت تخفیف آنها بر می آید.

***

حمله به دفتر نشریۀ شارلی ابدو و کشتار ۱۲ نفر در این دفتر، در روز ۷ ژانویه برابر با ۱۷ دی ماه، مصادف بود با برگزاری بیست و هشتمین “کنفرانس بین المللی وحدت اسلامی” در ایران. امسال نیز، به رسم سه دهۀ اخیر “هفتۀ وحدت” (میان اهالی سنت و تشیع) توسط جمهوری اسلامی برگزار شد. این هم ظاهراً موردی است از تصدیق یک شکاف در جامعۀ ایران و اقدام جمهوری اسلامی برای تخفیف این شکاف. اهالی سنت مقیم تهران در نظر داشتند که در روز اختتام این هفته، در نمازخانۀ مرکزی اهل سنت در تهران با حضور مولوی عبدالحمید، معتبرترین رهبر مذهبی سنی در ایران، نمازجمعه برگزار کنند. اما به گزارش میزان نیوز، “نمازگزاران اهل سنت که از نخستین ساعات جمعه به سوی نمازخانه سرازیر شده بودند، با کمال تعجب شاهد محاصره خیابانهای منتهی به نمازخانه شدند. نیروهای امنیتی و انتظامی با مسدود کردن این خیابانها مانع حضور مولانا عبدالحمید و سایر علمای اهل سنت و جمعیت نماز گزاران به نمازخانه و برگزاری نماز جمعه شدند.”

مقامات جمهوری اسلامی به این نیز اکتفا نکرده و فقط در عرض یک هفته پس از برگزاری “هفتۀ وحدت” تصمیم به تعطیل نمازخانۀ مذکور گرفتند. بنا به گزارشها، “ماموران شهرداری صبح روز شنبه، ۲۷ دی، به محل نمازخانه مرکزی سنی‌ها در منطقه پونک در تهران رفته و با جوشکاری تمام ورودی‌های نمازخانه، آن را مهروموم کردند.”

گفته اند که در مثل مناقشه نیست و نوشتۀ حاضر نیز، با کنار هم گذاردن رویدادهای پاریس و تهران، در صدد شبیه سازی خاصی نیست. با این حال خطا و بیهوده نخواهد بود اگر تعابیر عام “بالائی ها” و “پائینی ها” را در ارتباط با رویدادهای گفته شده در پاریس و تهران به کار گیریم و به قیاسی کلی از مناسبات “بالائیها” و “پائینیها” در دو جامعه دست زنیم، و در این قیاس از بالائیها یک بار مقامات فرانسه و بار دیگر مقامات جمهوری اسلامی را بفهمیم و از “پائینیها” اقلیتهای ملی-قومی و مذهبی دو جامعه را.

چنین قیاسی به دادخواستی سنگین علیه جمهوری اسلامی در مناسباتش با اقلیتهای ملی-قومی و مذهبی تبدیل خواهد شد و در عین حال یک هشدار نیز خواهد بود. اگر محرومیتها و تحقیری که اقلیتهای قومی و مذهبی در فرانسه در معرض آنها بوده اند، خشونت رویداد شارلی ابدو را “قابل فهم” کند، که نخواهد کرد، آن گاه در پیشانی این دادخواست علیه جمهوری اسلامی “سوق جامعه به سوی بهیمی ترین خشونتها” قرار خواهد گرفت. خشونتی که در برابر آن آنچه تا کنون از “جندالله” سر زده است، می تواند ناچیز باشد. کدام سیاستمدار مسئول ایرانی ممکن است نتواند تشخیص دهد که چه کردستان و چه سیستان و بلوچستان، که زیستگاه بیشترین اهالی سنت در ایران اند، از زمرۀ محرومترین و مغفولترین مناطق کشور نیز هستند.

امیدوار باشیم درک این نکته که “کاستیها و ناراستیهای هیچ نظامی، ولو یک نظام مبتنی بر تحقیر و تبعیض، نافی مسئولیت دیگران نسبت به اعمالشان نیست” از سوئی و از سوی دیگر وقوف اقلیتهای ملی-قومی و مذهبی ساکن ایران بر این نکته که آنان سهمی دیرین و نازدودنی، و نه چندین ده ساله، در تاریخ ایران داشته اند، آنان را در واکنش نسبت به ترکیب و تل-انبار دردآور محرومیتهای حاکم بر آنان به توسل به خشونت رهنمون نشود.

تاریخ انتشار : ۶ بهمن, ۱۳۹۳ ۱:۱۲ ق٫ظ
لینک کوتاه
مطالب بیشتر

نظرات

Comments are closed.

نامه‌ای سرگشاده به همۀ دغدغه‌مندان آزادی و آیندهٔ ایران

ما فداییان خلق ایران، هر سه این جبهه‌ها را در تقابل آشکار با منافع مردم و کشور می‌دانیم. ما، هم‌سو با همۀ نیروهای مترقی ایران، بر این باوریم که شکل‌گیری یک برآمد اجتماعیِ متحد حول مطالبات روشن و مشخص، در پیوند با سازمان‌دهی متکثر و غیرمتمرکزِ اعتراض‌های مسالمت‌آمیز، می‌تواند به پیروزی‌های چشم‌گیرتر مردم و تقابل مؤثرتر با جبهه‌های استبداد بینجامد. جامعهٔ مدنی آگاه، جنبش‌های اجتماعیِ درهم‌تنیده و نیروهای مردمی و سیاسی ایران بارها نشان داده‌اند که توان ایستادگی خردمندانه در برابر خشونتی را دارند که هر سه جبهۀ دشمنان مردم بازتولید می‌کنند؛ و هر بار نیرومندتر از پیش بازمی‌گردند.

ادامه »

در حسرت عطر و بوی کتاب تازه؛ روایت نابرابری آموزشی در ایران

روند طبقاتی شدن آموزش در هماهنگی با سیاست‌های خصوصی‌سازی بانک جهانی پیش می‌رود. نابرابری آشکار در زمینۀ آموزش، تنها امروزِ زحمتکشان و محرومان را تباه نمی‌کند؛ بلکه آیندۀ جامعه را از نیروهای مؤثر و مفید محروم م خواهد کرد.

مطالعه »

وسوسهٔ پیروزی‌های سریع: وقتی قدرت، خطرناک‌تر از شکست می‌شود

شهناز قراگزلو: ربودن نیکولاس مادورو، رئیس‌جمهور ونزوئلا، در روایت رسمی دولت ترامپ نه فقط یک پیروزی قاطع، بلکه نمونه‌ای ایده‌آل از شیوه‌ای تازه برای اعمال قدرت معرفی می‌شود؛ شیوه‌ای که قرار است بارها و در نقاط مختلف جهان تکرار شود. این عملیات در کنار ترور قاسم سلیمانی در سال ۲۰۱۹ و حمله به تأسیسات هسته‌ای ایران در سال گذشته قرار می‌گیرد؛ اقداماتی که وجه مشترکشان سرعت، دقت و پرهیز از جنگ‌های فرسایشی بوده است.

مطالعه »

انقلاب آمریکایی: پیروزی دموکرات‌های سوسیالیست از نیویورک تا سیاتل…

گودرز اقتداری: با توجه به اینکه خانم ویلسون، شهردار سابق را ابزاری در دست تشکیلات حاکم بر حزب معرفی می‌کرد، به نظر می‌رسد کمک‌های مالی از طرف مولتی میلیونرهای سرمایه‌داری دیجیتالی در شهر که عمده ترین آنها آمازون، گوگل و مایکروسافت هستند و فهرست طولانی حمایت‌های سنتی حزبی در دید توده کارگران و کارکنانی‌که مجبور به زندگی در شهری هستند که عمیقا با مشکل مسکن و گرانی اجاره ها روبرو است، به ضرر او عمل کرده است.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

نگاهی به سوسیالیسم بازار- مدل اقتصاد چینی (بخش دو)

پدر ملت، قُدسیّت دینی و‌ قُدسیّت سیاسی

نگاهی کوتاه به راه برون‌رفت از شرایط امروز ایران

روز پانزدهم اعتراضات سراسری ایران؛ جهش آماری در تلفات انسانی اعتراضات

اعتراض مردم؛ نه به دخالت آمریکا، نه به بازی با سرنوشت ایران

روایت معلمان از دل اعتراضات: این صدای نسلی است که ساکت نمی‌ماند