پنجشنبه ۲۴ خرداد ۱۴۰۳ - ۱۵:۰۴

پنجشنبه ۲۴ خرداد ۱۴۰۳ - ۱۵:۰۴

دختر تهیدست
دختری خرد، بمهمانی رفت، در صف دخترکی چند، خزید، آن یک افکند بر ابروی گره، وین یکی جامه بیکسوی کشید، این یکی، وصلهٔ زانوش نمود، وان، به پیراهن تنگش خندید
۲۴ خرداد, ۱۴۰۳
نویسنده: پروین اعتصامی
نویسنده: پروین اعتصامی
نامه سرگشاده به دفتر مقابله با مواد مخدر و جرم سازمان ملل متحد: همکاری با ایران را به توقف اعدام‌های مواد مخدر مشروط کنید!
ایران یکی از کشورهای عمده ترانزیت مواد‌ مخدر به اروپاست و برای محدود کردن ورود مواد مخدر از طریق مرزهای ایران به اروپا، دفتر مقابله با مواد مخدر و جرم...
۲۳ خرداد, ۱۴۰۳
نویسنده: سازمان حقوق بشر ایران
نویسنده: سازمان حقوق بشر ایران
پروندۀ شنیداری نشست سوم فرایند تدوین اصول و محورهای حداقلی برای حکومت
نشست سوم فرایند تدوین اصول و محورهای حداقلی برای حکومت روز یکشنبه ۱۳ خرداد ١۴٠۳ (۲ ژوئن ۲۰۲۴ میلادی) در تالار مجازی در سامانۀ Zoom برگزار شد. دستور نشست بحث...
۲۳ خرداد, ۱۴۰۳
نویسنده: گروه سازمان‌دهی تدوین اصول و محورهای حداقلی برای حکومت
نویسنده: گروه سازمان‌دهی تدوین اصول و محورهای حداقلی برای حکومت
حاتم اوزدمیر؛ شهروند ترکیه محکوم به اعدام در ایران-  بدون دادرسی بی‌طرفانه و خدمات کنسولی
حاتم اوزدمیر، شهروند کشور ترکیه و عضو حزب کارگران کردستان (پ. ک. ک) که در حال حاضر در زندان مرکزی ارومیه در حبس به سر می‌برد، بار دیگر از سوی...
۲۳ خرداد, ۱۴۰۳
نویسنده: سازمان حقوق بشر ایران
نویسنده: سازمان حقوق بشر ایران
کودکان کار: کودکانی که کودکی را در نبرد با فقر از دست میدهند
دوازده  ژوئن، روز جهانی منع کار کودکان است؛ کودکانی که کودکی‌های‌شان در سر چهار‌راه‌ها یا در کارگاه‌های زیرزمینی از بین می‌رود و هیچ فرصتی برای کودکی کردن ندارند‌..
۲۳ خرداد, ۱۴۰۳
نویسنده: گروه کار زنان سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)
نویسنده: گروه کار زنان سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)
بیایید به تعهدات خود عمل کنیم: به کار کودکان پایان دهیم!
اگر چه در طول زمان پیشرفت زیادی در کاهش کار کودکان حاصل شده، ولی در سال‌های اخیر شاهد معکوس شدن روندهای جهانی در همین رابطه بوده‌ ایم
۲۲ خرداد, ۱۴۰۳
نویسنده: سازمان بین‌المللی کار
نویسنده: سازمان بین‌المللی کار
نگر به لاله و طبعِ بهارِ رنگ‌پذیر ...
نگر به لاله و طبعِ بهارِ رنگ‌پذیر، یکی به رنگِ عقیق و دگر به بویِ عبیر، چو جعد زلف بتان شاخ‌های بید و خَوید، یکی همه زره است و دگر...
۲۲ خرداد, ۱۴۰۳
نویسنده: عنصری بلخی
نویسنده: عنصری بلخی

انتخابات اروپا و نیاز چپ به رویکرد و فیگوری متفاوت

نظام سرمایه داری چنان دستخوش بحران های عدیده است که بدلیل نارضایتی گسترده و بی اعتبارشدن نظام سیاسی سیستم، خواست های ساختارشکنانه در سطح وسیع و جدی مطرح شده اند. در آمریکا هم چنین بود و بالا آمدن ترامپ محصول سوار شدن بر این موج نارضایتی بود. در اروپا و مشخصاً اکنون در فرانسه هم از مهمترین ویژگی های بحران بی اعتبار شدن احزاب سنتی و متعارف و اصلی چون حزب سوسیالیست و جمهوری خواهان راست است که بطور سنتی و به تناوب عرصه سیاست فرانسه را در اختیار خود داشته اند.

نظام سرمایه داری چنان دستخوش بحران های عدیده  است که بدلیل نارضایتی گسترده و بی اعتبارشدن نظام سیاسی سیستم، خواست های ساختارشکنانه در سطح وسیع و جدی مطرح شده اند. در آمریکا هم چنین بود و بالا آمدن ترامپ محصول سوار شدن بر این موج نارضایتی بود. در اروپا و مشخصاً اکنون در فرانسه هم از مهمترین ویژگی های بحران بی اعتبار شدن احزاب سنتی و متعارف و اصلی چون حزب سوسیالیست و جمهوری خواهان راست است که بطور سنتی و به تناوب عرصه سیاست فرانسه را در اختیار خود داشته اند. در چنین فضائی است که کاندیداهای گرایش های مختلف از راست و راست افراطی یا میانه و چپ … هرکدام به نحو خاصی می کوشند که خود را به عنوان نماد گسست از وضعیت موجود وانمود سازند، گرچه برخی از ان ها در برنامه و رویکرد و وابستگی طبقاتی اشان حتی حامل گرایش های راست روانه تری اند یا چون راست افراطی در مخالفت با اتحادیه اروپا یا مهاجرت و بازگرداندن فرانسه به فرانسویان و … موج سواری کنند. در این میان مطالبات جبهه چپ با نامزدی ملانشون شاخص است، چنان که نامزد گرایش چپ سوسیالیست های شقه شقه شده تحت الشعاع حضور او قرار گرفته است. او با شعارفرانسه نافرمان و وعده هایی چون جمهوری ششم و تغییر قانون اساسی در جهت کاهش اقتدار نظام ریاستی و خروج از ناتو و مشروط کردن حضور فرانسه در اتحادیه اروپا و نیز گسترش خدمات رفاهی و اجتماعی و دستمزدها و کاهش بیکاری … به میدان آمده است و توانسته با حضورموفق در مناظرات و کمپین های تبلیغاتی خود را به عنوان یکی از چهار کاندیدای مطرح – حدود۲۰٪ – ارتقاء دهد. گر چه احتمالش قوی نیست، اما اگر او بتواند به دور دوم برود گفته می شود قادر خواهد بود که نماینده راست افراطی خانم لوپن را شکست دهد (البته باید با این نظرمحتاطانه برخورد کرد. در چنین حالت فرضی بعید است که قاطبه راست ها به او رای بدهند و بسیاری از آن ها چه بسا ترجیح دهند که با خانم لوپن کنار بیایند، مگر آن که بلانشون از برنامه و خواست های خود کوتاه بیاید و به سازشی با آن ها تن دهد). در گزارش ضمیمه هم آمده که هرکدام از کاندیداها سعی می کند خود را نماینده گسست از وضعیت موجود نشان دهد و حتی از کاربرد واژه «انقلاب» – البته با رویاها و مضامین متفاوت – هم ابائی ندارد. گزارش مزبور به نقل از یک فیلسوف فقید فرانسوی توصیف زیبائی از ان ارائه می دهد: به نظر می رسد که منظور از انقلاب در گفتارهای سیاسی نامزدهای انتخاباتی فرانسه “تسخیر واژه ها و از این رهگذر تسخیر انسان ها، بدون تسخیر واقعیت ها” است.

بهرحال با توجه به اهمیت انتخابات فرانسه و تاثیرات فراکشوری آن بخصوص در سرنوشت اتحادیه اروپای پس از برکزیت و چه بسا خطر تکرار آن تحت عنوان فرکزیت توجه زیادی را به انتخابات فرانسه و نتیجه آن جلب کرده است.

و اما چند نکته فشرده پیرامون نحوه برخورد و حضور چپ در انتخابات:

الف– گرچه عموما در رسانه های فرانسه و بیرون از آن از جبهه چپ و ملانشون به عنوان چپ رادیکال یا افراطی نام برده می شود، اما نگاهی به برنامه و سخنان و مطالبات و وعده های داده شده ملانشون نشان می دهد که با وجود جنبه های ترقیخواهانه، جملگی در چهارچوب اصلاح همین سیستم قرار دارند.

ب- نکته یا سوال دوم آن است که آیا ملانشون با رفتن به کاخ الیزه و نشستن بر سکان قدرت می تواند وعده های خود را متحقق کند، یا مشابه تجربه تاکنون صورت گرفته و آخرین آن ها سیریزا، امیدهای برانگیخته شده را می تواند به باد دهد و به سرنوشت احزاب سوسیال دموکرات تاکنونی دچارشود؟ همان طور که حزب سوسیالیست در قدرت امروزه این گونه دچار تشتت و تجزیه شده و به کم فروغ ترین نقطه تاریخی خود رسیده است. در این گونه لحظات تنها کافی است از اغواگری لحظه های سرمست کننده فاصله گرفت و با نکاهی کلان و برگرفته از تجارب به سیر رویدادها و معنای تحولات نگریست. نقدا همین تجریه سیریزا یا سندرز در آمریکا که امیدها و موج های بزرگی را برانگیخته بودند جلوی ماست. یعنی این نیروها وقتی وارد بازی های قدرت و مشارکت در ماشین دولتی می شوند و تبدیل به بخشی از پازل و مهره ها و برندهای مکانیزم های سیستم شده و به بازیگری در آن می پردازند،‌ با چرخش های ناگزیری مواجه می شوند که نهایتا جز دامن زدن به تشتت و انفعال در صفوف چپ و کارگران و زحمتکشان حاصلی به بارنمی آورند.

آن ها در صورتی که به شکل نیروی فشار به سیستم و نه این یا آن حناح ضمن حمایت از برخی مطالباتی که خصلت ترقیخواهانه دارند و بیرون از قدرت عمل کنند، آیا راندمان بهتری برای چپ و جنبش نخواهند داشت و بجای پراکندن صفوف چپ و کارگران و زحمتکشان در خدمت تقویت صفوف آن ها قرار نخواهند گرفت؟ آن چه که متاسفانه در خلال این گونه مشارکت جوئی ها و سپس چرخش های ناگزیر از بین می رود همانا فرصت های طلائی است که در اوایل قرن بیست و یکم با اصرارغیرمسئولانه بر همان سیاست های شکست خورده تاکنونی بازی در بساط بورژوازی و کنشگری درون سستمی، یکی یکی در جلوی چشمانمان بباد می رود. واقعیت آن است که سرمایه داری در بزنگاه یکی از بزرگترین بحران بزرگ و از جمله در اوج بی اعتباری سیستم سیاسی خود بسر برده و فی الواقع درگیر بحران بزرگ دموکراسی لیبرال و سازوکارهای انتخاباتی خود است که با هزاران ترفند می کوشد که موقعیت های انتخاباتی را به ابزاری برای جلب مجدد اعتماد از دست رفته و بازسازی سیستم آسیب دیده خود تبدیل نماید. بی تردید پاسخ بحران دموکراسی لیبرال نه شیرجه رفتن در قعر آن که فراروی از آن و سمتگیری به سوی یک دموکراسی رادیکال تر و عمیق تراست. چپ اگر چپ باشد باید بجای گرم کردن معرکه نطام سیاسی غرق در بحران و یاری کردن به ترمیم سیستم بی اعتبارشده اش و تشویق و کشاندن کارگران و زحمتکشان به بازی در بساط آن به بازترمیم ترک ها و شکاف های سیستم در اوج بحران همت گمارد. روشن است که حاصل نهائی بازی در این بساط، پیروزی یکی از فراکسیون های بورژوائی و تداوم همان سیاست ها با برندها و چهره های جدید است. البته دستاویز بورژوازی برای داغ کردن کارزار انتخاباتی خود و کشاندن مردم و چپ، مثل همیشه دوگانه سازی های بد و بدتر است. این بار هم جدال های درونی بوژرواژی مثل همیشه تاریخی چپ را بیش از پیش متشتت کرده و بخش هائی از چپ را بدرون مغاک درونی خود کشانده و با هویت زدائی از برنامه ها و آرمان های رهائیبخش چپ، آن را سندی نماید بر این ادعای خود که بدیلی جز خود سرمایه داری وجود ندارد.

ج– آن چه که در این میان مهم است البته نه انکار این تضادها و شکاف ها و بهره برداری از آن ها از جانب چپ معطوف به ریشه ها و علیه سیستم، که نحوه مواجهه اصولی با این شکاف ها در جهت تقویت واقعی قطب چپ و استقلال سیاسی- طبقاتی جنش کارگران و زحمتکشان است. چنین کاری البته مستلزم آن است که چپ روی پای واقعی خود ایستاده باشد و مناقشات و دسته بندی های موجود را به نحو درستی صورت بندی کند که خود مستلزم وارونه کردن هرم و بت وارگی سازوکار سیستم است. آن ها را همان طور که واقعا هستند به عنوان مشاجرات گرایش های درون صفوف بورژواپی و درون سیستمی به شمار آورد و از همذات پنداری و هم هویت انگاری با آن ها احتناب کند. البته اگر واقعا هویتی متمایز وجود داشته باشد، و گرنه نمی توان ایرادی به این چپ و رویکردش گرفت. با ایستادن بر هویت خود و برنامه ضدسیستمی و سوسیالیستی و پراتیک کردن آن و پیش بردن برنامه خود، و به موازات آن، به مشاجرات کمپ بورژوازی نگریست. یعنی چپ واقعا رادیکال و معطوف به ریشه ها بجای منحل کردن خود در وضعیت و همذات پنداری با آن که معنائی جز بی هویت کردن و بلاموضوع شدن کردن خود ندارد و به عنوان یک کنشگر واقعا مستقل، باید از منظر برنامه و کنش معطوف به آن و تقویت کردن روندها و مبارزه ضدسیستمی جاری واقعا موجود در متن جامعه به مشاجرات فوق بنگرد.

د– وقتی این چپ معطوف به ریشه ها روی پای خود ایستاد و با فاصله لازم به تحولات صحنه سیاست انتخاباتی نگریست،‌ هم چون شرط لازم، آنگاه است که قادر خواهد بود که به کنشگری از نوع دیگر و انتخابی فراتر از آن چه که بورژوازی در مقابلش قرار می دهد مبادرت نماید، تا بتواند در مقابله با بت وارگی سیستم که می کوشد با هزاران ترفند اراده سرمایه و صاحبان ثروت را بسان اراده مردم با مهر و امضای مردم مزین کند و سیاست های خود را به عنوان بازنمائی تصمیم مردم جا بزند، چپ نقش شایسته خود را ایفاء‌ کند نه آن که سوار چنین موج هائی بشود.

با کنار زدن همذات پنداری می توان راه دیگری را گشود یا بهتر است بگوئیم راه دیگر که همانا تقویت روندهای ضد سیستمی است گشوده می شود. اگر یک تجربه مسلم و هزاربار آزموده شده را بدور از مستی لحظه های سکرآور در نظر بگیریم، آنگاه روشن خواهد شد که همین آقای ملانشون و البته هر «فرشته دیگری» هم، به محض آن که پایش را به وادی قدرت گذاشت از همان فردایش زیر فشارهای بسیار سنگین و بسیار پیچیده و حتی پیدا و ناپیدای ماشین قدرت شروع به عقب عقب رفتن و سازش و رقیق و سپس کنار گذاشتن همان مطالبات و رفرم های وعده داده شده می کند. این مسیری است بدون بازگشت و بدون تردید در دالان تنگ و یک طرفه قدرت. اگر زمین قدرت جاذبه خود را از دست داد، آنگاه می توان پذیرفت که ماشین قدرت هم کشش نیرومند خود را از دست خواهد داد. بهرحال با در نظرگرفتن این واقعیت مسلم و قریب به یقین، آنهم با توازن قوای موجود جهانی، پس کارگران و زحمتکشان و چپ ها در وفاداری به همان رفرم ها و رایی که بابت آن ها به صندوق ریخته اند و پیگیری همان رفرم های وعده داده شده و خنثی کردن فشار سنگین بورژوازی و مقابله با خطر جدی سازش پس از کسب یا مشارکت در قدرت توسط نماینده یا نمایندگان این جریان هم شده باشد، باید ضرورتا از همان لحظه ورود به قدرت آرایش خود را به شکل نیروی فشار برای پیشبرد مطالبات وعده داده شده تغییر دهند. چرا که حمایت از مطالبات برندها و جریان های مدعی آن اولویت داشته چه بسا و عموما، مستلزم عبور از آن ها و اعمال فشار مستمر به برندها جهت جلوگیری یا تعویق حتی لامکان سازش است. بدون چنین فشار سیستماتیکی، مسخ شدن مطالبات و موج جدیدی از یاس و سرخوردگی اجتناب ناپذیر خواهد بود. در این جا حمایت از مطالبات و تحمیل آن به سیستم یعنی فشار اجتماعی از بیرون. اعمال نیرومند چنین فشاری همان طور که گفته شد مستلزم هرگونه توهم همذات پنداری با برندهای اتتخاباتی به عنوان  پیش شرط اعمال فشاراجتماعی است. تبدیل شدن به یک نیروی فشارواقعی و در بیرون از سیستم برای حمایت از خواست های اصلاحی و مترقی وعده داده شده فیگور متفاوتی از آن چه که تا بحال در تجربه های مکرر قرن بیستم یا تجربه سیریزا و امثال آن صورت گرفته است را می طلبد.

*- شبح “انقلاب” در گفتارهای انتخاباتی فرانسه

تاریخ انتشار : ۳ اردیبهشت, ۱۳۹۶ ۱۰:۳۰ ب٫ظ
لینک کوتاه
مطالب بیشتر

نظرات

Comments are closed.

بیانیه‌های هیئت‌ سیاسی‌ـ‌اجرایی

به مناسبت انتخابات ریاست جمهوری اسلامی در روز ۸ تیر ۱۴۰۳ مردم درپی تغییرات بنیادین، حکومت درپی تداوم استبداد!

اگر اندیشۀ راهنمای حکومت منافع مردم و کشور می‌بود، انتخابات ۸ تیر می توانست گامی بسیار بزرگ در جهت کاهش چشمگیر نارضایی‌ها و نومیدی‌ها در جامعه باشد؛ در چنین حالتی می‌توانست شرایط موجود برای غلبه بر بحران‌های اقتصادی ناشی از تحریم‌ها و تنش‌های چندین دهساله مورد بهره‌برداری قرار گیرد.

ادامه »
سرمقاله

روز جهانی کارگر بر همۀ کارگران، مزد‌بگیران و زحمتکشان مبارک باد!

در یک سالی که گذشت شرایط سخت زندگی کارگران و مزدبگیران ایران سخت‌تر شد. علاوه بر پیامدهای موقتی کردن هر چه بیشتر مشاغل که منجر به فقر هر چه بیشتر طبقۀ کارگر شده، بالا رفتن نرخ تورم ارزش دستمزد کارگران و قدرت خرید آنان را بسیار ناچیز کرده است. در این شرایط، امنیت شغلی و ایمنی کارگران در محل‌های کارشان نیز در معرض خطر دائمی است. بر بستر چنین شرایطی نیروهای کار در سراسر کشور مرتب دست به تظاهرات و تجمع‌های اعتراضی می‌زنند. در چنین شرایطی اتحاد و همبستگی نیروهای کار با جامعۀ مدنی و دیگر زحمتکشان و تقویت تشکل های مستقل کارگری تنها راه رهایی مزدبگیران است …

مطالعه »
سخن روز و مرور اخبارهفته

آن‌چه در هفته ۱۳ – ۲۰ خرداد گذشت

در ایران شعله تنوری به‌نام انتخابات روشن شده است. در یک چشم به‌هم زدن هشتاد نفر خود را نامزد جایگاه نفر دوم حکومت کردند. زان میان آقای احمدی‌نژاد و تنی چند از دستیارانش. و، هشت ماه است که اسرائیل به کشتار فلسطینیان می‌تازد. اسرائیل نتانیاهو در این هشت ماه با فلسطینیان و غزه آن کرده است که روزی، ۷۹ سال پیشتر؛ امریکا با هیروشیما و ناکازاکی کرد.

مطالعه »
یادداشت

انتخابات ۸ تیر و اعتلای نقش جبهه اصلاحات

انتخابات ۸ تیر در حساس ترین لحظات از عمر ۸۰ ساله خاورمیانه برگذار می شود و نتیجه آن قطعا نه فقط بر جایگاه ایران و بر سرنوشت مردم، که بر اوضاع منطقه و جهان، تاثیر گذار است. جای تاسف بسیار است که در این لحظات حساس جای زخم های به جا مانده بر قلب و روح بخش عمده ای از شهروندان ایران چنان عمیق، و جای تمایل حاکمیت به درمان این زخم ها چنان خالی است که بیگمان در ۸ تیر یکی از بی رمق ترین انتخابات ها در تاریخ جمهوری اسلامی ثبت خواهد شد.

مطالعه »
بیانیه ها

به مناسبت انتخابات ریاست جمهوری اسلامی در روز ۸ تیر ۱۴۰۳ مردم درپی تغییرات بنیادین، حکومت درپی تداوم استبداد!

اگر اندیشۀ راهنمای حکومت منافع مردم و کشور می‌بود، انتخابات ۸ تیر می توانست گامی بسیار بزرگ در جهت کاهش چشمگیر نارضایی‌ها و نومیدی‌ها در جامعه باشد؛ در چنین حالتی می‌توانست شرایط موجود برای غلبه بر بحران‌های اقتصادی ناشی از تحریم‌ها و تنش‌های چندین دهساله مورد بهره‌برداری قرار گیرد.

مطالعه »
پيام ها

بدرود رفیق البرز!

رفیق البرز شخصیتی آرام، فروتن و کم‌توقع داشت. بی‌ادعایی، رفتار اعتمادآفرین و لبخند ملایم‌اش آرام‌بخش جمع رفقای‌اش بود. فقدان این انسان نازنین، این رفیق باورمند، این رفیق به‌معنای واقعی رفیق، دردناک است و خسران بزرگی است برای سازمان‌مان، سازمان البرز و ما!

مطالعه »
بیانیه ها

به مناسبت انتخابات ریاست جمهوری اسلامی در روز ۸ تیر ۱۴۰۳ مردم درپی تغییرات بنیادین، حکومت درپی تداوم استبداد!

اگر اندیشۀ راهنمای حکومت منافع مردم و کشور می‌بود، انتخابات ۸ تیر می توانست گامی بسیار بزرگ در جهت کاهش چشمگیر نارضایی‌ها و نومیدی‌ها در جامعه باشد؛ در چنین حالتی می‌توانست شرایط موجود برای غلبه بر بحران‌های اقتصادی ناشی از تحریم‌ها و تنش‌های چندین دهساله مورد بهره‌برداری قرار گیرد.

مطالعه »
برنامه و اساسنامه
برنامه سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
اساسنامه
اساسنامه سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
بولتن کارگری
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

دختر تهیدست

نامه سرگشاده به دفتر مقابله با مواد مخدر و جرم سازمان ملل متحد: همکاری با ایران را به توقف اعدام‌های مواد مخدر مشروط کنید!

پروندۀ شنیداری نشست سوم فرایند تدوین اصول و محورهای حداقلی برای حکومت

حاتم اوزدمیر؛ شهروند ترکیه محکوم به اعدام در ایران-  بدون دادرسی بی‌طرفانه و خدمات کنسولی

کودکان کار: کودکانی که کودکی را در نبرد با فقر از دست میدهند

بیایید به تعهدات خود عمل کنیم: به کار کودکان پایان دهیم!