سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۷ اردیبهشت, ۱۴۰۵ ۱۰:۱۰

یکشنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۰:۱۰

با شاعران – ۵

اسماعیل خویی: برویم
منصور کوشان: گفتِ سنگ‌ها
رباب محب: دانته اینجا را نگاه کرده بود
رحمان: شبی سرد و سنگین
کیشو: "برادر"ی

برویم

اسماعیل خویی

تردید مکن! بیا از اینجا برویم
وقت است، دگر، برای ما، تا برویم
هنگام ِ گذشتن است از این منزل نیز
پا پس چه کِشی؟! بیا از اینجا برویم.
اینان همه خسته پای درماندگی اند
بگذار بمانند:بیا ما برویم
این برکه ی خُرد مقصدِ ما نَبُوَد
ما آمده ایم تا به دریا برویم
هر چند که، تا مقصدِ ما ، ره دور است،
ما راست پَر، از شورِ طلب، پا، برویم
گر درّه بُوَد، به درّه آییم فرود؛
ور کوه بُوَد، ز کوه بالا برویم
بر رود، چو موج ها، سَبُک سر گذریم؛
در دشت، چو آهوان، سَبُک پا برویم
از دیده به دل توشه ی شادی برسد
با شورِ دل انگیزِ تماشا برویم
آسایش تن، اگرچه بایا، بس نیست
با رامشِ جان بخشِ دل آسا برویم.
ما راست قرار این که به دریا برسیم
یاد آر که باید که بدانجا برویم
رفتن به رسیدن ار نیانجامد نیز،
باید که بمیریم به ره، یا برویم
گو پیش بیاید آنچه آید؛ باید،
بی دغدغه و وسوسه، تنها برویم
خود مَقصَدَکی ست سوی مقصد هر گام
بر فرشِ رسیدن ایم ما، تا برویم.
آغازه ی نابودنِ ما ماندنِ ماست
بگذار بمانند: بیا ما برویم

***

گفتِ سنگ‌ها (بخش هایی از یک شعر بلند)

 منصور کوشان (دیماه۱۳۲۷ – در گذشته  بهمن ماه ۱۳۹۲)

۱

سنگی به سنگ دیگر گفت
– بر سینه‌ات
این نقش
نه سبز بهار
نه سبز سراب
سنگ دیگر گفت
– بر سبز عاشقان
نقش‌ست
تنها
جان عاشقانِ سبز
سبز

۲

سنگی به سنگ دیگر گفت
– مدام در ایستگاه
مدام در میانه‌ی راه
مدام ماندن در این ماندنِ مدام
مدام ناآگاهی از مرگِ مدام
سنگ دیگر گفت
– مدام ممتاز از ‌ایستگاه
مدام ممتاز از ‌میانه‌ی راه
مدام نماندن در این نماندن مدام
مدام آگاهی بر مرگ مدام

۳

سنگی به سنگ دیگر گفت
– از چه‌رو نشان این انسان مرده گشته‌ای؟
سنگ دیگر گفت
– از آن‌رو که وقتی زنده بود
نشانی از من بود.

۴

سنگی به سنگ دیگر گفت
– تو را چه رازی‌ست
در تواناییِ شاخه‌ی گل
و در ناتواناییِ ضربه‌ی پتک؟
سنگ دیگر گفت
– ظرافت زیبایی
دلم را می‌ترکاند
خشونت زشتی
وجودم را می‌فشرد.

۵

سنگی به سنگ دیگر گفت
– زیبایی
پیکری از توست
سنگ دیگر گفت
– چون آینه
پیکری از توست

***

دانته اینجا را نگاه کرده بود

رباب محب

اشکهایشان را در صف گوشت ریخته
برای زمینی که سخت زیر پایشان له له بزند ـ
تا کودکان مرگ باشند ـ روبروی هم
کسی رفته بود
زنانی آمده بودند

(و مرگ ِ خوش خط و خال سنگی بود
که با پای خود نیامده بود ـ
از مدار منظومه ای رها شده بود)

با پای خود پرتاب شده
توی کوچه های تاک و انگور ـ
گورشان طبقی
طبق ـ
طبقی، خالی از رونق و رویا 
کسانی رفته بودند. مردی آمده بود

(و مرگ ِ خوش خط و خال آبی بود
بوی خاک شخم زده همراهش نبود
از هزار آوار گذشته ـ
پیدا شده بود)

مردی بود مرگ
زیر نقابش ـ
نفس که می کشید
بوی استخوان مرده در گلوش می پیچید
و آنگاه…
همگان رفته بودند
و دیگر هیچکس نیامده بود

(و مرگ ِ خوش خط و خال
خواب دانته بود
زیر سقف های بی دیوار ـ
خدا شده بود)
***

شبی سرد و سنگین

رحمان

در زیر پوست این شب آرام
شهر از هیجان، بازمانده
رهگذرانی چند
خسته و آرام
در عبور از تاریکی
راه می پویند به منزلگاه خویش
در زیر پوست این شب غمگین
خون نیست بر کف خیابان
آنجا که
بیداد شد
موج فریاد نیست
خیابان، نفس بریده
و در انتظار صبح
سر بر بالین
واپسین نفس‏هایش گذاشته…

اتوموبیلی با چراغ‏ خاموش
ایستاده بر سر تقاطع
و در پشت شیشه های مه گرفته
تنی چند، چون سایه
لحظه‏های خاموش انتظار را
به تماشا نشسته‏اند
عابرانی چند…
با شانه‏های فرو افتاده
و در سکوتی سنگین
از حصار تنگ زمان گذشتند
گام بر معبر خیابان گذاشتند

زنی دست کودکی را گرفته
به آنسوی خیابان،
شلنگ انداز می گذرد…
موتورسوار سمجی، چون رعد
گذشت
اضطرابی نا بهنگام
ترسی موهوم را
بر چهره زن نشاند
تمام پنجره های رو به خیابان
بسته است
چراغها رو به خاموشی می‏رود
شبی سرد و سنگین
پر از سکوت
فرا می رسد
شبی از شب‏های
سرد زمستان
شبی سرد
همچون، جهانی سرد
***

“برادر”ی

“کیشو”

 

تبریز دهی به نام “میلان” داریم!
نزدیکی شهر رشت “آلمان” داریم!
اصل”وین” و”کن” و”میامی” اینجاست
در قلب کویر لوت “ریگان” داریم!
ما جای ایالت “میشیگان” شما
در میهن خویش “دشت میشان” داریم!
عمری است که جای “رم” در این کشور “قم”
آبادتر از کل “واتیکان” داریم!
ما جای جناب “آنجلینا جولی”
در کشورمان قالی کرمان داریم!
یک سوم مغز بخش “ناسا” از ماست
چون بورس حراج مغز ایران داریم!
در پاسخ “بیست وهشت مرداد” شما
ما “سیزدهم ز ماه آبان” داریم!
ما “مادر”مان یکیست در هر دو زبان
در واژه “برادر”ی یکسان داریم!
با این همه اشتراک تاریخی، ترس
از دوستی”جواد” با”جان” داریم!

 

*کن، وین، میلان، میامی و آلمان نام مناطقی در ایران اند.
برادر و مادر واژه های مشترک در زبان های فارسی و انگلیسی اند.

بخش : شعر
تاریخ انتشار : ۲۶ بهمن, ۱۳۹۳ ۱۱:۳۸ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

سایه سنگین ۱۹۴۸: چگونه «نکبت» برای فلسطین یک فرآیند زنده و روزمره شد؟

در سطحی کلان‌تر از روایت‌های تاریخی و تحلیل‌های موردی، می‌توان استدلال کرد که «نکبت» نه صرفاً یک رخداد تاریخی با نقطه آغاز مشخص در سال ۱۹۴۸، بلکه نوعی منطق تاریخی-فضایی در حال تداوم است که رابطه میان قدرت، سرزمین و جمعیت را در یک چارچوب ساختاری بازتعریف کرده است. در این خوانش، ۱۹۴۸ نه لحظه پایان یک نظم پیشین، بلکه لحظه تثبیت یک الگوی جدید از سازمان‌دهی سیاسی فضا و جمعیت است؛ الگویی که قابلیت انطباق با شرایط تاریخی متغیر را در دهه‌های بعد حفظ کرده است.

مطالعه »

سپر انسانی و تناقض روایت‌ها..

گٖودرز اقتداری: آن مدعیان همیشگی که حماس و ایران را به سوء استفاده از سپر انسانی برای پوشش از نیروها و مهمات متهم می‌کنند، اینجا حضور ندارد که پاسخ دهند اگر ایران ساختمان هتلی و یا ساختمان تجاری را در بحرین هدف گرفته باشد آیا به یک منطقه جنگی و نیروی متخاصم حمله کرده است یا یک هتل را هدف قرار داده است.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

رضا پهلوی و نقاب‌هایی که در باران گلوله فرو می‌ریزند

سایه سنگین ۱۹۴۸: چگونه «نکبت» برای فلسطین یک فرآیند زنده و روزمره شد؟

سی‌ودومین تحلیل هفته | گفتگو پیرامون بیانیه: نه به جنگ و خشونت؛ آری به صلح و آزادی | کیوان صمیمی، فرخ نگهدار

یاسمین فهیمی رئیس اتحادیه‌های کارگری آلمان، شرکت‌ها را به اعتصابات گسترده تهدید کرد.

حذف نسل جوان؛ سرمایه‌هایی که به دار آویخته می‌شوند

پرونده‌سازی در زندان؛ وریشه مرادی به حبس محکوم شد