سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۸ اردیبهشت, ۱۴۰۵ ۱۰:۳۶

دوشنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۰:۳۶

بحران سوریە و سە گرایش در نظام اسلامی

نتیجه اینکە سە گرایش: ١ـ تقابل بی چون و چرا با غرب در سوریە، ٢ـ سیاست پراگماتیستی، و سرانجام ٣ـ استفادە از موقعیت پیش آمدە برای پیشبرد سیاستهای جاری کە مخرج مشترک میان دو گرایش اول و دوم می باشد، دست بە دست هم دادە و عمل سیاسی جمهوری اسلامی در قبال بحران سوریە را بغرنج تر از آنچە هست، کردە است.

یک تصویر از رویدادهای اخیر با اخراج سفرای هفدە کشور از سوریە توسط دولت این کشور، بحران سوریە وارد فاز جدیدی شدە است. فازی کە در آن بە علت این اخراجها (پیشتر یک سری از دولتهای غربی، تعدادی از سفرای سوریە را از کشورهای خود اخراج کردەبوند)، عنصر بین المللی حل مسئلە بسیار ضعیفتر از آنچە کە بود شدەاست؛ زیرا کە تشنج بیشتر میان کشورهای ذیربط، بە منزلە تضعیف بیشتر امکانات دیپلماتیک خواهدبود. امری کە علیرغم تاکید یاس آلود بسیاری از کشورها بر طرح صلح کوفی عنان، این طرح را بە عنوان یگانە راە حل معقول موجود با مشکلات بسیار جدی تری روبرو خواهد کرد، بطوریکە اگر مسائل دیگر از قبیل ادامە خشونت را بە کل این صحنە بیافزاییم، دیگر بە سختی می توان از امید بە اجرای تمام و کمال طرح عنان و بازگشت صلح بە این کشور و آشتی ملی سخن بە میان آورد. نظام اسلامی و بحران سوریە اما در مورد ربط حوادث سوریە بە جمهوری اسلامی و پیامدهای عملی آن برای رژیم ایران چە می توان گفت؟ بی گمان بحران در سوریە بە عنوان تنها دولت عربی متحد جمهوری اسلامی در منطقە، در نگاە اول بە منزلە ضربه به منافع منطقەای جمهوری اسلامی خواهد بود. زیرا کە پدیدارشدن گسل در قدرت داخلی یک متحد، بمنزلە تضعیف حضور منطقەای آن کشور و از این طریق تاثیرات منفی اش بر روابط محکم آن با متحدانش در منطقە و از این طریق تضیف اقتدار کل طرفین متحد خواهد بود. واکنشهای تند و خشماگین دستگاههای اصلی قدرت در نظام جمهوری اسلامی در قبال غرب در مورد تداخل در این کشور، و حمایت بی دریغ از رژیم اسد، این بخش از واقعیت را بخوبی نشان می دهند. اما از طرف دیگر ما در ساخت قدرت جمهوری اسلامی شاهد دو گرایش دیگر هم در قبال بحران سوریە هستیم (خارج از طیف اصلاح طلبان منتسب بە جنبش سبز کە بیرون از قدرت و علیە نظام اسد هستند). دو گرایش کە یکی در درازمدت ناظر بر پیشبرد استراتژی تفاهم با غرب است (گرایش طیف احمدی نژاد) و دیگری کە از بحران سوریە بە عنوان جبهەای استفادە می کند کە جنگ احتمالی آیندە با ایران و یا تشدید فشارها بر آن را می تواند بە عقب بیاندازد. در توضیح مورد گرایش اول می توان گفت کە احمدی نژاد تا حال لااقل دوبار در سخنان رسمی خود سعی کردە موضعی بینابینی اتخاد کند، و با حمایت از مذاکرە و حل سیاسی مناقشە توسط طرفین، از حمایت بی چون و چرا از نظام اسد دوری جوید. در واقع نگاە احمدی نژادانە در مورد سوریە نگاهیست پراگماتیستی کە احتمال تغییر در سوریە را نیز منتفی نمی داند، و بە همین دلیل سعی می کند با مانوری زیرکانە دروازەهای آیندە را نیز بە روی خود بازگذارد، بویژە اینکە نیروهایی کە در آیندە در سوریە روی کار خواهند آمد، نیروهایی اسلامی خواهند بود. و نیز اینکە همگرائی با تحولات سوریە می تواند راە را برای آغاز یک مصالحە تاریخی با غرب باز کند (سوریە بە عنوان یک موضوع برای چانە زنی). گرایش دوم کە در حقیقت هیچ نیروی معرف و نمایندگی شدەای ظاهرا ندارد، بیشتر خود را در یک منطق باز می یابد، منطق استفادە از دوست و یا متحد بە عنوان سپر بلا. ظاهرا این منطق می تواند در میان تمام طیفهای حاضر در قدرت یک منطق مشترک باشد،… منطق مشترک نوشتە و نانوشتە. بە این ترتیب کە با توجە بە بحران پیش آمدە و خیزش غرب برای استفادە از این بحران در جهت منافع خود و مداخلات مادی و معنوی در آن، جمهوری اسلامی نیز مورد را غنیمت شمردە و با توجە بە حضور، قدرت و نفوذ خود در سوریە، عمل رویارویی با غرب و رقیبان را بە شیوەای عملی در آن کشور بە پیش ببرد، و بدین شیوە وارد جبهە مستقیمی شود کە می تواند پیامدهای مثبتی برای پیشبرد کل سیاستهایش در منطقە در برابر غرب داشتە باشد. در این گرایش، طیف خامنەای بیشتر اهداف ایدئولوژیک خودش را در قبال غرب بە پیش می برد، و طیف احمدی نژاد اهداف پراگماتیکی خودش را. یعنی عمل یک چیز اما اهداف دو. نتیجە نتیجه اینکە سە گرایش: ۱ـ تقابل بی چون و چرا با غرب در سوریە، ۲ـ سیاست پراگماتیستی، و سرانجام ۳ـ استفادە از موقعیت پیش آمدە برای پیشبرد سیاستهای جاری کە مخرج مشترک میان دو گرایش اول و دوم می باشد، دست بە دست هم دادە و عمل سیاسی جمهوری اسلامی در قبال بحران سوریە را بغرنج تر از آنچە هست، کردە است. اینکە سنتز پیامدهای عملی این سە گرایش در قبال سوریە چە خواهد بود، پدیدەای خواهد بود کە تنها بە این عامل بستگی نخواهد داشت. عوامل دیگر از قبیل مواضع روسیە و چین و بازی سیاسی آنان، و نیز نوع عمل سیاسی سازمان ملل متحد می تواند بر نتایج عملی این سە گرایش تاثیرات معین داشتە باشند.  

تاریخ انتشار : ۱۸ خرداد, ۱۳۹۱ ۷:۰۲ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

سایه سنگین ۱۹۴۸: چگونه «نکبت» برای فلسطین یک فرآیند زنده و روزمره شد؟

در سطحی کلان‌تر از روایت‌های تاریخی و تحلیل‌های موردی، می‌توان استدلال کرد که «نکبت» نه صرفاً یک رخداد تاریخی با نقطه آغاز مشخص در سال ۱۹۴۸، بلکه نوعی منطق تاریخی-فضایی در حال تداوم است که رابطه میان قدرت، سرزمین و جمعیت را در یک چارچوب ساختاری بازتعریف کرده است. در این خوانش، ۱۹۴۸ نه لحظه پایان یک نظم پیشین، بلکه لحظه تثبیت یک الگوی جدید از سازمان‌دهی سیاسی فضا و جمعیت است؛ الگویی که قابلیت انطباق با شرایط تاریخی متغیر را در دهه‌های بعد حفظ کرده است.

مطالعه »

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!

فارغ‌التحصیلان مطالعات خاورمیانه نتیجه گرفته اند که: «برکناری فانی پیام تکان‌دهنده‌ای به دانشجویان و محققان مطالعات خاورمیانه می‌فرستد مبنی بر اینکه تحقیق، تدریس، خدمات نهادی و بحث آزاد در مورد موضوعات حساس سیاسی، مانند جنگ جاری در ایران، مشمول سانسور سیاسی و تحریم‌های نهادی است. چنین پیامی نه تنها با ارزش‌های اصلی مأموریت آموزشی و علمی دانشگاه واشنگتن در تضاد است، بلکه با اصول آموزش دانشگاهی و آموزشی ما نیز مغایرت دارد، اصولی که ما را به تفکر انتقادی، مشارکت در بحث‌های علمی آزاد و مواجهه با سوالات سیاسی فوری با دقت و صداقت فرا می‌خواند.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

Statement by More Than 150 Former Political Prisoners Opposing the Resumption of War

اعلامیه حزب دمکراتیک مردم ایران: نه به اعدام، نه به سرکوب

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!

رضا پهلوی و نقاب‌هایی که در باران گلوله فرو می‌ریزند

سایه سنگین ۱۹۴۸: چگونه «نکبت» برای فلسطین یک فرآیند زنده و روزمره شد؟

سی‌ودومین تحلیل هفته | گفتگو پیرامون بیانیه: نه به جنگ و خشونت؛ آری به صلح و آزادی | کیوان صمیمی، فرخ نگهدار