سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۶ بهمن, ۱۴۰۴ ۱۶:۱۳

یکشنبه ۲۶ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۶:۱۳

بعد از اصلاح طلبان

... شاید نقدترین سؤال در ارتباط با انتخابات این باشد که "از اصلاح طلبان گذشته، آیا طرفداران احمدی نژاد نیز از شرکت در انتخابات منصرف نخواهند شد؟". موضوعیت این سؤال در نزدیکی اصلاح طلبان و طرفداران احمدی نژاد نیست، بلکه در موقعیت کمابیش مشابهی با موقعیت اصلاح طلبان است که طرفداران احمدی نژاد برای شرکت در انتخابات این روزها خود را با آن مواجه می بینند.

همان گونه که پیش بینی می شد، “اصلاح طلبان حکومتی” بساط انتخاباتی چیده شده توسط حاکمیت را تنگتر از آن یافتند که بتوانند بر آن جای گیرند و روز سه شنبه گذشته، ۱۳ دسامبر، از زبان علی محمد غریبانی، رئیس دورهای شورای هماهنگی جبهه اصلاحات، اعلام کردند که “شورا تصمیم گرفته است لیست انتخاباتی ارائه ندهد و از هیچکس حمایت نکند.” به عبارت روشنتر، اعلام کردند که اصلاح طلبان در انتخابات شرکت نخواهند کرد.

اگرچه آنان احتیاطاتی را معمول داشته اند تا این موضع هنوز موضع رسمی و نهائی شان تلقی نشود، اما اظهارات چندی پیش محمد خاتمی دایر بر این که نشانه ای از تغییر برای شرکت در انتخابات مشاهده نمی شود، و نیز مصاحبه علیرضا علوی تبار با “کلمه”، که در آن او نیز تصریح کرده بود که “تقریباً امروز همه قانع شده اند که دیگر شرکت در انتخابات و فعالیتهای انتخاباتی موضوعیت ندارد”، تردیدی باقی نگذاشته بودند که اصلاح طلبان به راه شرکت در نهمین دورۀ انتخابات مجلس شورای اسلامی نخواهند رفت[۱].

به واقع هم طریق عمل حکومت برای “جلب” اصلاح طلبان به شرکت در انتخابات چنان زمخت، خودغرض و زیاده خواه بود که راهی جز انصراف از آن و یا تن دادن به سنگین ترین تحمیلهای حکومت، بی هیچ وعده ای برای حضور با نام و نشان، برای اصلاح طلبان باقی نگذاشته بود. از این رو می توان گفت که عدم شرکت اصلاح طلبان در انتخابات یکی از بدیهی ترین و پیش بینی پذیرترین رخدادهای این دوره از انتخابات بوده است. اما این امر بدیهی، اکنون که محرز شده است، موجب سؤالات چندی است که پاسخ به آنها ابداً بدیهی نیست. در این نوشته بر یکی از این سؤالات مکث کرده ام.

در مجموعه سؤالات مورد نظر، شاید نقدترین سؤال در ارتباط با انتخابات این باشد که “از اصلاح طلبان گذشته، آیا طرفداران احمدی نژاد نیز از شرکت در انتخابات منصرف نخواهند شد؟”. موضوعیت این سؤال در نزدیکی اصلاح طلبان و طرفداران احمدی نژاد نیست، بلکه در موقعیت کمابیش مشابهی با موقعیت اصلاح طلبان است که طرفداران احمدی نژاد برای شرکت در انتخابات این روزها خود را با آن مواجه می بینند. آنان نیز توسط گرایش مسلط در حاکمیت، یعنی گرایش “فقاهتی”، به عنوان “جریان انحرافی” و ادامه “جریان فتنه” معرفی می شوند، از گوشه و کنار اعلام می شود “کسی که وابسته به جریان انحرافی باشد کاندیدای اصولگرا نخواهد بود”، شباهتهای نه گانه “رهبر انحراف” (رحیم مشائی) و یکی از رهبران فتنه (مهاجرانی) شرح می گردند، کاندیداهای احتمالی شان صدتا صدتا شناسائی می شوند و شناسائی شدن شان در مطبوعات هم اعلام می گردد، تا شاید خود کاندیداها از هراس لشگریان فقاهت پا پس بکشند و یا، در غیر این صورت، کار شورای نگهبان برای عدم تأئید صلاحیت آنان تدارک شده باشد…

اگرچه در بالا از حاکمیت و رفتار حاکمیت نسبت به اصلاح طلبان یاد شده است، اما واقعیت این است که جناح شناخته شده طرفدار احمدی نژاد تاکنون در میدان انتخابات با سر دزدیده، در سکوت و “با چراغ خاموش” حرکت کرده و در تعیین پهنای میدان انتخابات نه سهمی داشته و نه تقلائی کرده است. همَ و غمَ اصلی و حتی یگانه این جریان، از پس از تیرگی مناسبات احمدی نژاد و خامنه ای، تدارک حضور پرقدرت در انتخابات برای گرفتن اکثریت کرسی های مجلس و یا حداقل شکل دادن به اقلیتی قوی و مؤثر، با پذیرش عقب نشینی در هر عرصۀ دیگری بوده است. این تدارک با اتکا به درآمدهای نفتی، امید به ابزارهای دولتی برای سامان دادن به انتخابات طبق منویات خود و تلاش برای جلب آرای هر چه بیشتر از طریق تشدید وعده های توخالی و مردم فریب احمدی نژاد برای گرهگشائی از مشکلات مردم، جلوه گری به عنوان نیروئی طرفدار آزادیهای اجتماعی و آمادۀ حل و فصل مناقشات خارجی جمهوری اسلامی و فاصله گذاری با سیاست رسمی آن نسبت به تحولات منطقه پیش برده شده است. سکوت احمدی نژاد در برابر اشغال سفارت انگستان در عین ابراز تأسف وزیر امورخارجه ایران از رویداد پیش آمده، آخرین نمونۀ خصلت نمای روشی است که احمدی نژاد و جناح طرفدار او برای “گذر از انتخابات” پیشه کرده اند.

اما جناح فقاهتی هم، از جمله در رفتار با اصلاح طلبان، نشان داده است که ابداً در صدد صحنه آرائی “دموکراتیک” انتخابات و “جذب حداکثری” نیست، بلکه مجلس آتی را مجلسی مطلقاً بی رسالت، ترس زده و در چنگ اقتدار خویش می خواهد و می سازد، و تا آنجا که غرض نهائی از کشاکشهای کنونی تدارک برای انتخابات ریاست جمهوری آتی است، آماده است رئیس جمهور را به عبد و عبید همان مجلس بی رسالت تبدیل کند. نهایت آمادگی و تحمل این جناح حضور اقلیتی ضعیف در مجلس برای صحنه آرائی تعارض درون – حکومتی است. خلاصه این که جناح فقاهتی به صد زبان به حریف حالی کرده است که “اگر تو خوانده ای، من نوشته ام”.

از این قرار، این برداشت مطلقاً دور از ذهن نیست که جریان احمدی نژاد امروزه خود را دیگر نه با مسئله انتخابات بلکه با مسئله انتخاب روبرو می بیند. با توجه به میدان تنگی که گرایش فقاهتی حتی برای رقابت درون-حکومتی باقی گذاشته و کارتهای برنده طرفداران احمدی نژاد را یک به یک کم اثر و حتی خنثی کرده است، با توجه به شناختی که از شخص احمدی نژاد و الگوهای رفتاری اش، از جمله در “بست نشینی ۱۱ روزه”اش از او حاصل آمده است، و این که او و جریان اش جریانی “دم زده” و ارتجالی اند، می توان مسئله امروز این جریان را نه چند و چون حضور در انتخابات بلکه انتخاب بین حضور در میدان تنگ انتخابات فقاهتی یا میدان “فراخ” جلوه گری دانست. انتخابی که بروز نارضایتی های مردم از سیاست های پا درهوای احمدی نژاد، مثلاً در آخرین نمود آن در ساری، احتمال دست یازیدن به آن را تقویت می کند.



[۱]) علوی تبار کمتر به عنوان یک چهره یا فعال سیاسی اصلاح طلب، بلکه بیشتر همچون یک صاحبنظر و تحلیل گر شناخته شده است. اما این نخستن بار نیست که جمعبند موضع اصلاح طلبان توسط او ارائه می شود.

 

تاریخ انتشار : ۲۵ آذر, ۱۳۹۰ ۱۰:۲۶ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

انقلاب بهمن، ٢٢ بهمن

انقلاب بهمن زنده است؛ خائنان به انقلاب مردم باید از مسند نامشروع قدرت طرد شوند!

هیئت سیاسی – اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): در شرایطی سالگرد انقلاب بهمن را گرامی می‌داریم که جامعهٔ ایران هنوز در اندوه جان‌باختن هزاران انسان بی‌گناه در فاجعهٔ دی‌ماه گذشته به‌سر می‌برد؛ فاجعه‌ای که مسئولیت مستقیم آن بر عهدهٔ حاکمیتی است که جان و امنیت شهروندان را قربانی ناکارآمدی، فساد و بی‌مسئولیتی خود کرده است.

انقلاب ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ رویدادی تصادفی یا گسسته از تاریخ نبود، بلکه حلقه‌ای از زنجیرهٔ مبارزات تاریخی مردم ایران برای آزادی، استقلال، جمهوریت و حاکمیت شهروندان بر سرنوشت خویش بود؛ زنجیره‌ای که از انقلاب مشروطه، سرکوب آن توسط کودتای رضاخان، اشغال ایران در جنگ جهانی دوم، نهضت ملی شدن نفت و کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ عبور کرد و به قیام علیه سلطنت پهلوی رسید. …

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

جمهوری اسلامی و مذاکره با امریکا، چرا استانبول نه؟

اما در این بین چرا روژآوا باید حذف می‌شد، کردستان سوریه فقط داعش را شکست نداد، امکان دیگری از زندگی را نشان داد. زنِ مسلح، آزاد و سیاسی، خود گردانی بدون دولت متمرکز جامعه‌ای که نه خلافت بود، نه اقتدارگرایی قومی.  و اینها همه، خط قرمز برای همه در منطقه بود. برای ترکیه، الگوی کردِ مسلح و مشروع، برای اسلام‌گرایان، فروپاشی نظم مردسالار، برای دولت‌های منطقه، خطر سرایت خود سازمان‌یابی و برای اسرائیل، ثبات مردمیِ غیرقابل ‌مهندسی.

مطالعه »

اهریمن‌سازی از چپ و کنش ما

یک همگرایی ایدئولوژیک طولانی‌مدت بین رسانه‌های قدرتمند و تحت حمایت خارجی و جریان‌های تأثیرگذار در درون حاکمیت و رسانه های وابسته به آنها وجود داشته است که هر دو، اهریمن‌سازی چپ و نسبت دادن مسئولیت مشکلات ایران به آن را مفید یافته‌اند. خشم عمومی از نابرابری، فساد و بی‌عدالتی اقتصادی بسیار واقعی است، اما این خشم به طور کامل با حمایت از جایگزین‌های سوسیالیستی یا برابری‌خواهانه همخوانی ندارد.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

اطلاعیهٔ پخش زندهٔ نشست سوم کنگرهٔ فوق‌العادهٔ سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

بیانیه حمایت اتحادیه آموزش هلند از معلمان و شورای هماهنگی تشکا‌های صنفی فرهنگیان ایران

سلطنت‌طلبی و سایه راست افراطی بر جنبش‌های اجتماعی ایران

خط فقر به ۶۰ میلیون تومان رسید / حقوق کارگر ۱۸ میلیونی در دام تورم ۴۰ درصدی گیر کرد

اجلاس مونیخ و رویای تاجِ پوسیده

هدف اکثریت ملت ایران رهایی از سلطنت استبدادی و استبداد دینی است