
روز نهم ماه مه، هشتاد و یک سال از تسلیم بدون قید و شرط آلمان نازی در برابر ارتش سرخ گذشت. کمتر از چهار سال پیش از نهم ماه مه ۱۹۴۵، مجهزترین ارتش اروپا که سراسر این قاره را اشغال کرده و بریتانیا را نیز از این قاره بیرون رانده و به محاصره دریایی درآورده بود، به دستور هیتلر با صدها لشکر و میلیونها سرباز و برتری نیروی هوایی، به اتحاد شوروی حملهور شد. تنها شش ماه پس از آغاز عملیات موسوم به بارباروسا علیه شوروی، نیروهای آلمان نازی به نزدیکی مسکو رسیدند.
اما امری که در مخیله هیتلر نمیگنجید، این بود که هیچ نیروی اهریمنی نمیتواند بر مردمی متحد پیروز شود. مردم اتحاد شوروی با آغاز جنگی که موجودیت کشورشان را تهدید میکرد، علیرغم همه خطاهای حکومت وقت که مرتکب سرکوب گسترده، حتی علیه بسیاری از اعضای حزب کمونیست شده بود، تحت رهبری همان حکومت و شخص استالین متحد شدند و بزرگترین پیروزی نظامی تاریخ بشر را رقم زدند. اتحاد شوروی به بهای ۲۷ میلیون کشته و تخریب میلیونها کیلومتر مربع از قلمرو این کشور، آلمان نازی را در کمتر از چهار سال به زانو درآورد. هنگامی که نیروهای مسلح آمریکا و بریتانیا در ژوئیه ۱۹۴۴ در سواحل نرماندی پیاده و وارد نبرد زمینی علیه آلمان شدند، دیگر کمر ارتش هیتلر در طول سه سال پیکار، توسط ارتش سرخ شکسته شده بود. بشریت، آزادی از یوغ نازیسم را مدیون خلقهای اتحاد شوروی است.
پیروزی بر فاشیسم و نازیسم در پایان جنگ جهانی دوم، نقطه عطفی در تاریخ بشر بود که منجر به تغییرات بنیادین در ساختار سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و حقوقی جهان شد. این پیروزی، که با فداکاریهای عظیم (بهویژه اتحاد جماهیر شوروی) به دست آمد، زمینهساز شکلگیری نظم نوین بینالمللی شد. پیروزی بر فاشیسم در ۹ ماه مه، نهتنها یک پیروزی نظامی، بلکه پیروزی عدالت بر ظلم بود که راه را برای جهانی متمرکز بر «همکاری بینالمللی»، «توسعه» و «حفظ صلح» هموار کرد.
هشتاد سال پس از نابودی نازیسم، ایران نیز نخست در خرداد و سپس در اسفند ۱۴۰۴، مورد حمله از سوی نیروهای متجاوز آمریکا-اسرائیل قرار گرفت، و تا جایی پیش رفتند که محو ایران از صفحه را هم مطرح کردند. همان گونه که حزب نازی با کشورگشایی به دنبال فضا برای زندگی ژرمنها بود، صهیونیسم و نیروهای حامی آن در ایالات متحده، در پی دستیابی به اسرائیل بزرگ، از رود نیل تا رود فرات، هفت جبهه جنگ را در دو سال و نیم اخیر گشوده است. طی این دو سال و نیم، صدها هزار تن از مردم فلسطین، لبنان، سوریه، عراق، یمن و ایران توسط ارتشهای جنایتکار اسرائیل و آمریکا به قتل رسیدهاند. اگر پیشروی نظامی اسرائیل متوقف شده و این دولت نتوانسته است مانند آلمان هیتلری در اروپا، کل غرب آسیا را اشغال کند، نه بدین خاطر است که نمیخواهد، بلکه تنها از این روست که نمیتواند.
همانگونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.
با این حال، خطر موجودیتی همچنان ایران را تهدید میکند. دولت اسرائیل مصمم است نگذارد ایران، بهعنوان مهمترین مانع در برابر کشورگشایی صهیونیستی، نفسی تازه کند و نیرومندتر شود. امروز مردم لبنان بهای ایستادگی در برابر ارتش اسرائیل را میپردازند و در دو ماه اخیر حتی بیش از مردم ایران قربانی دادهاند. اما ماشین کشتار اسرائیل پس از لبنان به سراغ دیگر جبههها نیز خواهد رفت، مگر آنکه صلحی پایدار برای ایران و منطقه برقرار شود.
تجاوز نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران، همانگونه که تجربه نشان داده است، نمیتواند بستر حل مناقشات میان ایران و آمریکا باشد. حل دیپلماتیک این مناقشات تنها از طریق گفتوگوی مستقیم و دستیابی به توافقی ممکن است که به قطع تجاوز و برقراری صلح پایدار به نفع منافع ملی، منطقهای و بینالمللی بینجامد. توقف بمباران شبانهروزی ایران لزوماً به پایان جنگ آمریکا و اسرائیل علیه مردم ایران منجر نمیشود؛ زیرا آنان همچنان با محاصره، تحریم، تشویق به آشوب و علم کردن نیروهای وابستهٔ ایرانی، به تهدید علیه کشورمان ادامه میدهند.
جهان در حال گذار از نظم تک قطبی به چند قطبی، امروز در آستانه تحولات خطرناکی قرار گرفته است. نیروهای راست افراطی به طور روزافزونی، در عرصه های ملی و بینالمللی، در تلاش برای توسعه ی نفوذ سیاسی، اقتصادی و ژئوپولتیک خود هستند. جنگ جاری آمریکا و اسرائیل، که با نقض قوانین بینالمللی، تجاوزی آشکار علیه کشورمان است، نیز باید در همین چارچوب جدید مورد ارزیابی قرار گیرد.
اگر اتحاد شوروی توانست بر نازیسم فائق آید، بدین خاطر بود که اکثریت بزرگ مردم این کشور، در پیکار ضدفاشیستی متحد شدند.
راه مقابله با تجاوز نظامی به کشورمان از مسیر فراهم کردن امکان مشارکت واقعی مردم در ادارهٔ امور کشور و ترمیم مناسبات میان حاکمیت و مردم میگذرد. جنگ بدون اتحاد و همبستگی ملی نمیتواند به قطع تجاوز و استقرار صلح پایدار و به نفع منافع ملی منجر شود. جمهوری اسلامی تاکنون شعار اتحاد ملی داده است، اما در عمل با سرکوب، زندان و کشتار معترضان برخلاف مصالح اتحاد ملی رفتار کرده است.
برای تحقق این مهم، ضروری است که در زندانها باز شود و زندانیان سیاسی آزاد شوند، حصر برداشته شود، رسانه ملی در عمل ملی شود و صدای همه مردم را منعکس کند. اینترنت آزاد و غیر طبقاتی شود، اعدامها متوقف و بستر اقدامات ضرور برای تغییرات بنیادین و ساختاری فراهم آید، تا همبستگی و اتحاد ملی در کشور تقویت شود و همچون پیکار متحد مردم شوروی علیه فاشیسم، مانند سدی در برابر نیروی متجاوز در راستای قطع تجاوز و استقرار صلح پایدار عمل کند.
هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)
۲۰ اردیبهشت، ۱۴۰۵ برابر با ۱۰ مه ۲۰۲۶



