سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۱۵ اسفند, ۱۴۰۴ ۱۴:۳۰

جمعه ۱۵ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۴:۳۰

بیاد فروغِ فروزانِ بی‌نشان‌های خاوران

مراسم‌های سالگرد انوش را همیشه با همه محدودیت‌ها برگزار می‌کرد. با چه انرژی و چه سر پرشوری مادر به تمامی عاشق بود. عاشق پسرش انوشیروان لطفی(انوش) و‌ عاشق تمام کسانی که رنگ و بویی از انوش به هر طریقی داشتند. خانه‌اش مأمن همه ما بود. بی‌حرف و سخن با دل گرفته از غم و درد میرفتیم و سبکبال برمی‌گشتیم. این روحیه و توان و انرژی فقط از عشق بر می‌خیزد.

باور نمی‌کنم که عشق نهان می‌شود به گور
بی آنکه سر کشد گل عصیانی‌اش ز خاک
“سیاوش کسرایی”

مادر فروغ تاجبخش، سخت است در سوگ کسی بنویسی که کلمات قادر به توصیفش نیستند. زنی شجاع، دلیر و از همه مهمتر آزاده زنی که مهرش در دل همه کسانی که سعادت دیدارش را داشته‌اند برای همیشه جا خوش کرده و نشسته است. در پیچ و خم زندگی پرتلاطمم من سعادت دیدار مادر را بارها داشته‌ام. اکثراً وقتی برای حضور ماهانه‌ام در خاوران از اصفهان به تهران می‌رفتم مادر را می‌دیدم. گاه به خانه‌اش میرفتم و با او به خاوران میرفتم. تاکسی می‌گرفت و از شب قبل تلفنی با کسانی که وسیله رفت و آمد نداشتند همآهنگ می‌کرد که آنها را سر راه بردارد و با چنان عشقی این کار را به سامان می‌رساند که وصفش در قالب کلمات نمی‌گنجد تو باید مادر فروغ باشی تا بتوانی تابنده باشی. مراسم‌های سالگرد انوش را همیشه با همه محدودیت‌ها برگزار می‌کرد. با چه انرژی و چه سر پرشوری مادر به تمامی عاشق بود. عاشق پسرش انوشیروان لطفی(انوش) و‌ عاشق تمام کسانی که رنگ و بویی از انوش به هر طریقی داشتند. خانه‌اش مأمن همه ما بود. بی‌حرف و سخن با دل گرفته از غم و درد میرفتیم و سبکبال برمی‌گشتیم. این روحیه و توان و انرژی فقط از عشق بر می‌خیزد. هرگز سخن تند از او نشنیدم فقط یکبار وقتی رفسنجانی در تلویزیون داد از آزادی میزد من بودم و خودش در خانه‌اش خیابان پاستور آنجایی که موقعی که انوش را مردم سر دست از زندانهای رژیم شاه آزاد کرده بودند مردم محل و گل فروشی زعیم که سر کوچه بود برایش آذین بسته و گلباران کرده بودند. برای اولین بار دیدم که خشمگین فریاد کشید و اشک به چشمان همیشه فروزانش نشست و از غم بزرگش سخن گفت و پرخاش‌کنان‌ از کشتن انوش گفت.

وقتی پس از اعدام عباس، بهاره دخترم فلج و قدرت حرکت از او سلب شد، – بیماری که خوشبختانه علیرغم خطر مرگ از سرش گذشت و رو به بهبود بود – مادر از تهران به اصفهان آمد فقط برای یک نصفه روز و گفت: من مأمورم که خودم بچه را ببینم به من گفته‌اند به خوب است گفتن تو اکتفا نکنم، گفته‌اند که ملاحظه‌کاری و شاید برای ناراحت نکردن دیگران بگویی بهتر است. بهار را دختر گلم را به من نشان بدهید. خودش با چشمهای خودش بهار را دید که دست به دیوار راه میرود و رو به بهبودیست و عصر به تهران برگشت.

هرگز کسی را قضاوت نکرد با ما که زنان جوانی بودیم صمیمی و یار بود. یکبار خانه‌اش رفته بودم وقتی مانتویم را در آوردم و با بلوز و شلوارک سفید مرا دید گفت باریکلا کیف کردم مادر همیشه اینطوری بپوش. سال ۲۰۰۹ آمده بود واشنگتن تازه رسیده بود که رنگ زدم با خنده و قهقهه گفت: واه مادر تو مرا بو می‌کشی؟! هنوز نرسیده زنگ زدی. گفتم بله مادر تعقیبت میکنم و حتما می‌خواهم ببینمتان حتی اگر کوتاه و برای چند ساعت باشد. چند روز بعد زنگ زد و گفت: پسرم گفته می‌خواهی ببینیشان گفتم بله دخترهای من هستند. قرار شده پسرم بلیط بگیرد و بیایم پیشتان. برای چند روز آمد آتلانتا زمانی که من نبودم بیژن و بهاره به نوبت او را می‌بردند در شهر می‌گرداندند از بهاره و بیژن راضی بود.

وقتی با هم عکس گرفتیم بلوز من مشکی بود پس از چند عکس به بیژن گفت دیگه عکس نگیر بذار مامانت بره لباسش را عوض کند و یکی هم زد پشت من که برو لباس شاد بپوش تا من باهات عکس بگیرم. بار آخر که آمد واشنگتن من با بهاره و بیژن رفتیم بالتیمور خانه خواهرش یک ناهار بیرون با هم خوردیم و برگشتیم آتلانتا و این دیدار آخر ما بود. چند بار بعد از رفتن به ایران با هم تلفنی صحبت کردیم و در دوران بیماری هم یکبار موفق به شنیدن صدای پرمهرش شدم. حالا مادر فروغ که نامش با خاوران گره خورده رفته‌ست و من اینجا در غربت خود با یاد عزیزش و خاطراتش به سوگ نشسته‌ام.

بانو صابری

آمریکا-آتلانتا

تاریخ انتشار : ۲۲ بهمن, ۱۳۹۷ ۱:۰۲ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

ایران واحد؛ حاصل همبستگی هزاران‌سالهٔ اقوام گوناگون این سرزمین؛ همبستگی‌ای گسست‌ناپذیر

هیئت سیاسی – اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): از احزاب کرد می‌خواهیم به شعار زنده‌یاد رفیق قاسملو ـ «دموکراسی برای ایران و خودمختاری برای کردستان» ـ که سال‌های طولانی راهنمای عمل احزاب کرد و مردم کردستان در ایران بوده است پایبند بمانند، به دیگر جریان‌های سرتاسر ی بپیوندید و در روند گذار مسالمت آمیزاز جمهوری اسلامی ایران به حاکمیت مردم، نقش تاثیر گزار ایفا کنید. جنگ این امکان را ناممکن می کند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »
امید و جسارت میدان آزادی

امید و جسارت

سهراب مبشری: در این روزهای سرنوشت‌ساز، مهم‌ترین نیاز ما امید و جسارت است. امید را با همبستگی می‌یابیم. جهانی طرفدار ماست؛ از پاکستان تا آمریکا، از اسپانیا تا بحرین، مردم در کنار ایرانند.

جسارت را از تاریخ خود بیاموزیم. نترسیم از این که احساس خود را فریاد بزنیم.

اگر از امید بگوییم، پژواک خواهیم گرفت. این نیاز وجود دارد که به هم امید بدهیم، دست هم را بگیریم. نگاه کنیم ببینیم مردم ایران چگونه هر بمبی که می‌افتد برای نجات انسان‌ها به محل انفجار می‌شتابند. این فیلم‌ها را ببینیم. اینها را در رسانه‌های دشمن نشان نمی‌دهند.

به کسانی که یأس می‌پراکنند و امید شما را واهی می‌نامند، وقعی ننهید.

مطالعه »

یک جنایت جنگی ظالمانه بر طبق قوانین ناظر بر دریاها!

گودرز اقتداری: دانیل لامبرت یک دیپلمات سابق در سازمان ملل در این مورد چنین نوشته است: ” فرماندهان زیردریایی‌های نازی اغلب قایق‌های نجات، آب، غذا و مسیرهای ناوبری برای فرود آمدن به بازماندگان کشتی‌هایی که به آنها برخورد می‌کردند، می‌دادند. ایالات متحده بدون هیچ هشداری، امروز بیش از ۱۵۰ ملوان را کشت و سپس با سرعت فرار کرد. به معنای واقعی کلمه بدتر از نازی‌ها و یک جنایت جنگی ظالمانه.”

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

اسلام هراسی مدرن؛ برخورد تمدن ها…

سه یادداشت از تهرانِ زیر بمباران

کارگران در گرداب هزینه های زندگی

سرمایه‌داری همیشه یک فرآیند جهانی بوده است.

روایت جنگ از درون: از دلِ کابوس امیدی زاده نخواهد شد

تجاوز نظامی، جنگ و ویرانی، ستونی برای تثبیت اقتدار و دیکتاتوری