سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۸ اردیبهشت, ۱۴۰۵ ۱۰:۱۳

دوشنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۰:۱۳

جرایم سیا در آسیا

هفت هزار مأمور عملیاتی سازمان سیا و «تحریک طالبان پاکستان»، قویترین نیروی سیاسی و نظامی در پاکستان بشمار می روند. آنها، متاسفانه دگراندیشان را سرکوب می کنند، از نهادهای فاسد و ناسالم پشتیبانی می کنند، و سالهای طولانی دیگری نیز در تنظیم سیاستهای پاکستان مؤثر خواهند بود

تروریسم: واقعیتها و نیروهای محرکه آن
در بحبوحه تحقیق پیرامون مرگ دو زندانی در حین بازجویی، صرفنظر از اینکه مرگ صدها نفر از سوی وزارت دادگستری آمریکا بفراموشی سپرده شده، مسئله عملیات مخفی دیگر اداره اطلاعات مرکزی(سیا) در پاکستان افشاء شد. اما برای شروع، لازم به یادآوری است که گل رحمان در زندان مخفی سیا در کابل در نتیجه آن که او را به دیوار بتنی زنجیر کرده و کتک زدند، کشته شد. جنازه ماندل الجمادی با حلقه بر گردنش که بعد از ربودن در زندان بدنام «ابوغریب» مخفی کرده و به نرده زنجیر کرده بودند، پیدا شد. وزیر دفاع جدید آمریکا، لئون پانتا اعلام کرد که این فصل از پرونده سیاه سیا بسته شد. اما آیا واقعا اینطور است؟
در پاکستان هزاران مأمور عملیاتی سیا و کاروزان آنها به درون گروههای شورشی رخنه کرده اند. پیش بینی می شود که هدف گروه مخفی موسوم به «تحریک طالبان پاکستان»، ایجاد بی ثباتی در درون طالبانی ها، «القاعده» و دیگر گروههای شورشی پاکستان می باشد که فعالیت نیروهای مقاومت علیه اشغال نظامی خارجی را  همآهنگ می کنند. در یکی از اسناد پاکستان گفته می شود که اقدامات جدید سیا در جهت تضعیف پاکستان، شامل تطمیع مقامات رسمی پاکستان و اعمال فشار بر آنها به نفع سیاست آمریکا در منطقه خواهد بود. علاوه بر آن، بگفته همین منابع، سیا گروههای عملیاتی مسلح و سازمانیافته ای را در اختیار دارد که می توانند برعلیه مقامات نظامی و سیاسی پاکستان که یا «مشکلاتی ایجاد می کنند» و یا با جنگ جهانی واشینگتن با تروریسم مخالفند، مورد استفاده قرار گیرند.
بدیهی است مقامات امریکایی از نوع پانتا هر قدر می گویند که همه چیز تغییر می کند، اما همان وضعیت هر چه بیشتر تحکیم می یابد. «تحریک طالبن پاکستان»، که ازطرف سیا با تسلیحات بیولوژیک و شیمیایی و سلاحهای مدرن تجهیز شده، بیشتر «سازمان اطلاعات و امنیت کشور» یا ساواک ایران را یادآوری می کند. این سازمان یکی دیگر از شعبات سازمان سیا بود که از آن برای بی ثباتی و سرنگونی دولت ایران در سال ۱۹۵۳ (کودتای ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲. مترجم.) استفاده شد. تسلیح و تأمین مالی چنین مأموران مخفی در سال ۱۹۵۳ در ایران، ببهانه ضرورت نجات کشور از خطر افتادن بدامن اتحاد شوروی و کمونیزم توجیه گردید. پس از آنکه سیا، ساواک و محمدرضا شاه پهلوی زیر حمایت آمریکا به قدرت رسیدند، رعب و شکنجه به یک امر عادی بدل شد.
زندگی در زیر حاکمیت سیا، ساواک و محمدرضا شاه پهلوی عبارت بود از فقر مفرط، سر به نیست کردن و ترور پلیسی. ساواک ایران بکمک تسلیحات و آموزش نظامی سیا، دگراندیشان را بسرعت سرکوب کرد. هزاران مخالف سیاسی ببهانه مبارزه با کمونیزم و تأمین امنیت آمریکا اعدام شدند. سیا که متدهای شکنجه را به ساواک آموزش داد، به یاری پلیس مخفی اسرائیل- موساد هم شتافت. زیر رهبری سیا، اسرائیل و ساواک به شکار و مجازات ایرانیان ناراضی و مخالفان سیاست خارجی آمریکا و اسرائیل در سراسر جهان دست زدند. سازمان دفاع از حقوق بشر «عفو بین الملل» در سال ۱۹۷۶ اعلام کرد که شکنجه ها و اعدامهای ساواک از محدوده فکر و تصور فراتر رفته است.
زیر حاکمیت ساواک و شاه پهلوی، ایران در چنان فسادی فرو رفت که «به کرختی حتی ریشه دارترین ناظران سرقتهای خاورمیانه» منجر گردید. از سال ۱۹۷۴ تا سال ۱۹۷۸، آنها تقریبا بیست میلیارد دلار آمریکا بعنوان کمک نظامی از سیا دریافت کردند. در ضمن از ثروتهای سرشار نفت ایران جیبهای عده اندکی انباشته شد. بیکاری، بخصوص در میان جوانان، بحد بسیار بالایی رسید. در عین حال، بیست درصد جمعیت ایران در بیغوله های اطراف تهران، در مکانهای فاقد سیستم فاضل آب، برق، درمان و دیگر نیازمندیهای اولیه، سکنا گزیدند. بمنظور سرکوب جنبشهای اسلامی و کارگری، سیا و ساواک از شلاق، مشت، گیره های الکتریکی، آب جوش، آتش، شیشه، و همچنین شکنجه با آب استفاده کردند.
زمانیکه مدافعان حقوق انسان، ساواک و شاه پهلوی را به نقض حقوق مردم متهم ساختند، شاه و ساواک اعلام کردند که آنها هم از همان متدهای غیرمستقیمی استفاده می کنند که آمریکا و سیا به کار می برند و اضافه نمودند: «کدام کشور پلیس مخفی ندارد؟». سیا در ایران با دشمنانی رو در رو قرار گرفت که این دشمنان تقریبا همه مردم بودند. بمنظور حمایت از شاه پهلوی در مسئله کنترل بر ثروتهای ایران، سیا به مطمئن ترین ابزارهای خود- اسلحه و پول دست برد. طبق ارزیابی ها، سیا برای اعمال نفوذ بر روی برخی از سیاستمداران و رهبران مذهبی ایران که تسلیم سیاست خارجی آمریکا شدند، سالانه چهارصد میلیون دلار پرداخت کرد. دقیقا در چنین فضای آلوده و کثیفی انقلاب اسلامی سال ۱۹۷۹ در ایران بوقوع پیوست.
در چهارچوب باصطلاح «جنگ جهانی با تروریسم»، از جمله در افغانستان و بعد در پاکستان، سیا در پاکستان نیز با دشمنانی که تقریبا همه مردم هستند، رو در رو قرار گرفته است. سیا کما فی السابق، بمثابه همآهنگ کننده بزرگترین کودتاها و بزرگترین مفتشان عقاید عمل می کند. متاسفانه، هر چه اوضاع «آنچنان که تصور می شود»، تغییر می یابد، بیش از آن همه چیز بجای خود باقی می ماند. فقط عناوین جدیدی که نوشته می شوند، میراث شکنجه های سیا در ایران و دهها کشور جهان را انعکاس می دهند- میراثی که در دوره فرمانروایی بوش- چئنی تولد دوباره یافت. مشکل فقط  محدوده بازجوهای غیرانسانی معترف به جرایم خود خلاصه نمی شود، بلکه، شامل فساد مقامات عالیرتبه سیا، وزارت دفاع و کاخ سفید نیز می باشد.
هفت هزار مأمور عملیاتی سازمان سیا و «تحریک طالبان پاکستان»، قویترین نیروی سیاسی و نظامی در پاکستان بشمار می روند. آنها، متاسفانه دگراندیشان را سرکوب می کنند، از نهادهای فاسد و ناسالم پشتیبانی می کنند، و سالهای طولانی دیگری نیز در تنظیم سیاستهای پاکستان مؤثر خواهند بود. در آنجا حمله هواپیماهای بی خلبان و کشتارها افزایش خواهد یافت، و جنگها هر چه پوشیده تر ادامه خواهد داشت، زیر رهبری سیا کودتاها بوقوع خواهد پیوست، وحقوق بشر نقض خواهد شد. فرمانده سابق تیپ پنجاب (مستعفی) آسلام هومان بهتر از هر کسی گفت: «من هنگام بازدید از آمریکا دانستم که سازمان جاسوسی اسرائیل، موساد در حال تبانی با آژانس جاسوسی هندوستان راو (RAW) است و در این کار رهبری آنها را مستقیاًَ بدست سیا هدایت می کند، و هدف این توطئه، ایجاد بی ثبات پاکستان به هر قیمتی بود».
برای شهروندان آمریکا سیا یک میراث نفرت انگیز بحساب می آید- این میراث عبارت است از جمع آوری اطلاعات داخلی و انجام اقدامات غیرقانونی برای نصب وسایل شنود مکالمت تلفنی. این میراث، شامل جمع آوری فایلهای هزاران مخالف جنگ و ناراضی می باشد. این میراث، یعنی وارد شدن به کارزار انتخاباتی کنگره آمریکا، اعمال کنترل الکترونیکی و فیزیکی بر روزنامه ها، گزارشگران و خدمات اطلاع رسانی، حمایت مالی از صدها روزنامه نگار و پروفسور دانشگاهها، و «بخشیدن» میلیونها دلار آمریکا به شرکتهای خصوصی و رسانه های آنها با هدف شکل دادن به افکار عمومی جامعه. بدیهی است که از آمریکا تا ایران و پاکستان، سیا، ساواک و تحریک طالبان پاکستان از میراث خود، یعنی به شکنجه های روحی، روانی و جسمی ادامه خواهند داد.
  ۲۸ تیر ماه ۱۳۹۰

تاریخ انتشار : ۲۹ تیر, ۱۳۹۰ ۳:۳۷ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

سایه سنگین ۱۹۴۸: چگونه «نکبت» برای فلسطین یک فرآیند زنده و روزمره شد؟

در سطحی کلان‌تر از روایت‌های تاریخی و تحلیل‌های موردی، می‌توان استدلال کرد که «نکبت» نه صرفاً یک رخداد تاریخی با نقطه آغاز مشخص در سال ۱۹۴۸، بلکه نوعی منطق تاریخی-فضایی در حال تداوم است که رابطه میان قدرت، سرزمین و جمعیت را در یک چارچوب ساختاری بازتعریف کرده است. در این خوانش، ۱۹۴۸ نه لحظه پایان یک نظم پیشین، بلکه لحظه تثبیت یک الگوی جدید از سازمان‌دهی سیاسی فضا و جمعیت است؛ الگویی که قابلیت انطباق با شرایط تاریخی متغیر را در دهه‌های بعد حفظ کرده است.

مطالعه »

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!

فارغ‌التحصیلان مطالعات خاورمیانه نتیجه گرفته اند که: «برکناری فانی پیام تکان‌دهنده‌ای به دانشجویان و محققان مطالعات خاورمیانه می‌فرستد مبنی بر اینکه تحقیق، تدریس، خدمات نهادی و بحث آزاد در مورد موضوعات حساس سیاسی، مانند جنگ جاری در ایران، مشمول سانسور سیاسی و تحریم‌های نهادی است. چنین پیامی نه تنها با ارزش‌های اصلی مأموریت آموزشی و علمی دانشگاه واشنگتن در تضاد است، بلکه با اصول آموزش دانشگاهی و آموزشی ما نیز مغایرت دارد، اصولی که ما را به تفکر انتقادی، مشارکت در بحث‌های علمی آزاد و مواجهه با سوالات سیاسی فوری با دقت و صداقت فرا می‌خواند.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

Statement by More Than 150 Former Political Prisoners Opposing the Resumption of War

اعلامیه حزب دمکراتیک مردم ایران: نه به اعدام، نه به سرکوب

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!

رضا پهلوی و نقاب‌هایی که در باران گلوله فرو می‌ریزند

سایه سنگین ۱۹۴۸: چگونه «نکبت» برای فلسطین یک فرآیند زنده و روزمره شد؟

سی‌ودومین تحلیل هفته | گفتگو پیرامون بیانیه: نه به جنگ و خشونت؛ آری به صلح و آزادی | کیوان صمیمی، فرخ نگهدار