چهارشنبه ۲۹ فروردین ۱۴۰۳ - ۱۴:۴۸

چهارشنبه ۲۹ فروردین ۱۴۰۳ - ۱۴:۴۸

جنگ و گلهای یاس مادر (۳۹)

اما تمام داد و فریادهای پیرمرد بی فایدەاست. او دوبارە می رود. یعنی با خود بە زور می برند. و من یاد آن داستان جک لندن می افتم کە در آن قبیلە اسکیموها بگاە کوچ، پیرمردی را کە دم مرگ است و دیگر رمقی برایش باقی نماندەاست را کنار آتش جا می گذارند تا خوراک گرگها شود. و فلسفە توجیە این عمل هم از طرف قبیلە خیلی سادەاست: آنی کە از طبیعت می گیرد، باید بنوعی پس دهد! زندگی داد و ستان است. یک معاملە بزرگ متافیزیکی است.

روزها و ماهها می گذرند، و یا شاید بیشتر. و اتفاق خاصی نمی افتد. انگار همە جا رکود خاصی حاکم است، رکودی کە با شرایط آچمز شدە جنگی بشدت تناسب دارد. گاهگاهی نیروهائی در جبهە جابجا می شوند. دشمن بە خیال اینکە دارد تدارک حملەای دیدە می شود، هواپیماهایش را می فرستد و حسابی بمباران می کند و در این بمبارانها شهر هم گاهی وقتها بی نصیب نمی ماند. اما انگار همە بە وضعیت بیشتر از پیش خو گرفتەاند؛ از خانەهای و کوچەها و خیابانها گرفتە تا آدمها، گربەها و سگهای ولگرد. و من گاهی احساس می کنم کە درختان کنار خیابان و فضاهای سبز درون شهر از هر زمان دیگری وحشی تر شدەاند. رنگ سبز رشد کردەاست، و در یک تضاد خاص با ویرانەهای اطراف خودنمائی می کند. دو تصویر درون یک قاب عکس کە با هم نمی خوانند، اما در واقع می خوانند! و این یکی از اعجاز نقاش جنگ است. و انگار طبیعت می خواهد ویرانی ها و تنهائی ها را بە روش خود جبران کند.

و در محلە ما پیرمردی عصا بدست کە بە خانە بازگشتەاست، و حاضر نیست دوبارە بە روستا برگردد. پیرمردی با عینک ذرەبینی کە پشت آن چشمانش بە نقطەای می مانند. و موجودی کە شاید، تنها نقطەای از خط زندگی اش باقی ماندەباشد. او عصبانیست، بشدت عصبانی. و من صدایش و فریادهایش را بە خوبی می شنوم، بویژە تنگ غروب، آنگاە کە پرواز پرندەهای سرگردان در آسمان بە سیاهی می زند. می گوید می خواهد اینجا بمیرد، اینکە دیگر طاقتی برایش باقی نماندەاست، می گوید دیگران بروند و او همین جا می ماند. از مرگ در خانە می گوید، و بە جای خانە از لفظ وطن استفادە می کند. و فرق او و دولت شاید همین باشد. دولت تمام کشور را وطن می نامد، و اما پیرمرد هم محلی ما تنها خانە و کاشانە خود را. و کدام، حقیقت را بهتر بیان می کنند؟ و من فکر می کنم کە حس پیرمرد واقعی تر است. و فریاد می زند کە می خواهد دوبارە در همین حیاط بنشیند، و گذر باد را لمس کند. و هیچ دولتی نمی تواند بادی را بە وسعت کل وطن تجربە کند.

اما تمام داد و فریادهای پیرمرد بی فایدەاست. او دوبارە می رود. یعنی با خود بە زور می برند. و من یاد آن داستان جک لندن می افتم کە در آن قبیلە اسکیموها بگاە کوچ، پیرمردی را کە دم مرگ است و دیگر رمقی برایش باقی نماندەاست را کنار آتش جا می گذارند تا خوراک گرگها شود. و فلسفە توجیە این عمل هم از طرف قبیلە خیلی سادەاست: آنی کە از طبیعت می گیرد، باید بنوعی پس دهد! زندگی داد و ستان است. یک معاملە بزرگ متافیزیکی است. و فکر کنم درست است. آدمهای دم مرگ را چرا باید بە زیر خاک سپرد، چرا باید بە دست مور و مار و خزندگانی داد کە شکلشان حال آدم را بە هم می زند؟ بهتر نیست غذای گرگهای زیبائی شویم کە پوست و موی براقشان را باد زمستانی بخوبی شانە کردەاست، و برف آن را تا سرحد پاکیزگی صیقل دادەاست؟ و مرگ زیبا، درد دارد. و بگذار داشتەباشد! و آدمهای این دورە، همدیگر را تا آخرین قدم کول می کنند. باید همراە شوی. شاید بە این خاطر کە آنها از مرگ بشدت هراسانند. و تا تو باشی زندگی هست و مرگ رویائیست. رویائی واقعی کە تنها یک قدم از تو جلوتر است. و تو نفس نفس می زنی، و مرگ هم آن را می شمارد. زیرا کە هر چیز درون این دنیا تابع شمارەهاست. و با شمردن می توان آغاز و پایان آن را لمس کرد.

و مادر کە صدای او را می شنود، گریە می کند. با گوشە لچک چندین سالە اشکهایش را پاک می کند، و غمگینانە بە من نگاە می کند. و تە نگاهش انگار خندەای از شادی هم هست، زیرا کە من اینجا در کنارش ام. و پیرمرد را سوار یک تویوتای رنگ قرمز غرق در گردوخاک کردە و می برند. و احساس من این است کە این سفر، عین همان گرگهائی هستند کە قرار است تن پیرمرد را بدرند. و تویوتا کە دور می شود، دوبارە سکوت سهمناک همیشگی، محلە را در خود فرو می برد. و من دوست دارم دوبارە سعید را ملاقات کنم.

و روزی گفتگوی جدی ما انجام می شود. گفتگوئی کە زیاد هم طول نمی کشد! انگار همە چیز خودبخود از قبل آمادە بودە. و من هم بە این نتیجە می رسم، یعنی رسیدەبودم، کە باید کاری کرد! هر چند روش سعید را زیاد نمی فهمم، اما با توجە بە حساسیتی کە دولت روی آن دارد، برداشتم این است کە کاری بسیار مهم است. و برایم عجیب است کە چنین کاری می تواند اینقدر خطرناک باشد، و دولت اینقدر بە آن حساسیت داشتەباشد. سعید می گوید در دوران جنگ، همە چیز بە اوج خود می رسد و حساسیت ها بیشتر از آنی می شوند کە تصور می کنی. دورانی کە یا دوستی یا دشمن. و حد وسطی وجود ندارد. و من قول می دهم کە وفادارباشم، و از هر کار و فعالیتی کە بتواند یک قدم ما را بە پایان این وضعیت نزدیک کند، دریغ نکنم. اما انگار حالت و نگاە سعید چیزی در خود ندارد.

او بە من نگاە می کند، و بعد بە تپەها و شهر کە باز زیر پای ما لمیدەاست. بە مادر و پدرم فکر می کنم. اگر بفهمند چە می شود؟ و راستی اگر چیزی پیش آمد باز چە می شود؟ و اینکە من تا چە اندازە حق داشتم آنان را با خطر بزرگی روبرو کنم کە متوجەاشان می شد. اما این فکر و خیالات خیلی سریع از مغزم خارج شدند، و دنیای بیرون، بیرون از چهاردیواری خانە مرا با خود برد. بە خود گفتم این بە خاطر آنها هم هست، و باید پدر یک بار برای همیشە بە گوش دادن بە رادیوها پایان دهد. پدری کە انگار روزبروز بیشتر شبیە رادیواش می شد، و مادری کە روزبروز بیشتر بە گل یاس تبدیل می شد. نە، زندگی جور دیگری هم بود. می شد هم رادیو را داشت و هم گل یاس را، اما نباید تمام سرزمین زندگی را اینها تسخیر کنند. و من می بایست پدرم را باز در آبدارخانە مدرسەاش می دیدم، و مادر را در روزهائی کە دیگر از انفجار بمبها در میان گلهای یاس ترسی نبود.

و بە خودم گفتم راستی در دنیائی کە مرگ غیرطبیعی بە یک پدیدە عادی روزانە تبدیل می شود، دیگر چگونە می توان آن را چونان هیولائی در همسایگی خود دید؟ و انگار همە چیز مطرح بود بجز مرگ. سکوت شهر، تنهائی کوچەها و خیابانها، تکرار جنون آمیز ماشینهای کشتار جمعی همە و همە مرگ را یک عادت تبدیل می کردند.
نە اینکە سکوت، تنهائی و تکرار، خود مرگ بودند اما بدون پایان خاصی!

 

ادامه دارد…

تاریخ انتشار : ۱۶ آذر, ۱۴۰۱ ۱۲:۳۶ ب٫ظ
لینک کوتاه
مطالب بیشتر

نظرات

Comments are closed.

سخن روز

حملۀ تروریستی در مسکو را محکوم می‌کنیم!

روشن است که چنین حمله‌ای نیاز به تیمی حرفه‌ای و سازماندهی و تدارکی نسبتاً طولانی و گسترده دارد. در عین حال، زود است که بتوان تحلیل جامع و روشنی از ابعاد پشت پردۀ این جنایت و اهداف سازمان‌دهندگان آن ارائه داد. هدف از این یادداشت کوتاه نیز  در وهلۀ نخست مکثی است بر قربانیان این حمله و حملاتی از این دست. قربانیانی که تنها سهم‌شان از سازمان‌دهی و تدارک چنین جنایاتی و علل پشت پردۀ آن، هزینه‌ای است که با جان و سلامتی‌شان می‌پردازند.

مطالعه »
یادداشت
تظاهرات آتش بس در آمریکا

شعبده بازی بایدن بر روی جنگ غزه

ممکن است به اشتباه کسی را با تیر زد یا جایی را تصادفی بمباران کرد ولی امکان ندارد که دو میلیون نفر را تصادفی با قحطی و گرسنگی بکشید.
قحطی در غزه قریب الوقوع است و پیامدهای آنی و بلندمدت سلامتی نسلی را به همراه خواهد داشت.

مطالعه »
آخرین مطالب

افزایش تشنج در منطقه و ادامۀ ماجراجویی‌های دولت‌های اسرائیل و ایران را محکوم می‌کنیم!

سازمان فداییان خلق ایران(اکثریت) یک‌بار دیگر مخالفت اکید خود را با ماجراجویی‌های خطرناک پیش‌آمده از سوی اسرائیل و واکنش متقابل جمهوری اسلامی ایران و ادامۀ حملات نظامی  چه از سوی جمهوری اسلامی و چه از سوی اسرائیل، اعلام و قاطعانه از تلاش‌های دیپلماتیک برای رفع اختلافات منتج به این حوادث حمایت می‌کند. 

پیش و پس موشک‌ها!

جمهوری اسلامی به دولت‌های عراق، عمان، عربستان و اردن خبر ‌داد که تصمیم به عملیات هوایی از خاک ایران به خاک اسرائیل دارد. عملیاتی که ناگزیر از آسمان کشورهای حد فاصل خواهد گذشت. با این کار، قدرت‌های جهان و کشورهای منطقه مرتبط با فضای جنگی و نیز مشخصاً دولت اسرائیل را از قبل نسبت به حمله، آگاهی سیاسی و نظامی داد.

در انتظار باران

دیروز از صبح،
در انتظار باران بودم،
می‌گفتند نمی‌آید،
ابرهای بارور را باد،
به آن سوی اقیانوس‌ها برده،
و چنین می‌پنداشتند، اما آمد …
چه روز زیبایی بود

همه‌ی چلچله‌‌ها برگشتند

گلها از این‌که روزی پژمرده شوند؛ نگران نیستند!
از نهایت جلوه‌گری دست نمی‌کشند!
زیبایی‌ها‌یشان، از عطر و بو و تا تجلی سحرانگیز را بدون هیچ کینه‌ای پیشکش می‌‌‌کنند.

اجازه است که خودم باشم، آزاد باشم؟

اجازه است زمانی که از خانه بیرون می‌روم با احساس آرامش بیرون بروم، راه بروم سرک‌ها یا مسیر هدفم را طی کنم، بدون داشتن هراس، ترس، دلهره و وحشت از این ‌که مبادا طالبان مرا با خود ببرد، یا اینکه در انتحار و انفجار زخمی و یا شهید شوم، یا دزد راهم را بگیرد و تمام اموالم را غارت کند؟

یادداشت
تظاهرات آتش بس در آمریکا

شعبده بازی بایدن بر روی جنگ غزه

ممکن است به اشتباه کسی را با تیر زد یا جایی را تصادفی بمباران کرد ولی امکان ندارد که دو میلیون نفر را تصادفی با قحطی و گرسنگی بکشید.
قحطی در غزه قریب الوقوع است و پیامدهای آنی و بلندمدت سلامتی نسلی را به همراه خواهد داشت.

مطالعه »
بیانیه ها

افزایش تشنج در منطقه و ادامۀ ماجراجویی‌های دولت‌های اسرائیل و ایران را محکوم می‌کنیم!

سازمان فداییان خلق ایران(اکثریت) یک‌بار دیگر مخالفت اکید خود را با ماجراجویی‌های خطرناک پیش‌آمده از سوی اسرائیل و واکنش متقابل جمهوری اسلامی ایران و ادامۀ حملات نظامی  چه از سوی جمهوری اسلامی و چه از سوی اسرائیل، اعلام و قاطعانه از تلاش‌های دیپلماتیک برای رفع اختلافات منتج به این حوادث حمایت می‌کند. 

مطالعه »
پيام ها

از قطعنامۀ شورای امنیت سازمان ملل و برقراری آتش‌بس فوری و پایدار در غزّه حمایت می‌کنیم!

ما فداییان خلق ایران از نخستین روز آغاز جنگ ضمن محکوم کردن و غیرقابل توجیه خواندن عملیات مسلحانه و نظامی علیه مردم بی‌دفاع غیرنظامی، همراه و هم‌صدا با آزادی‌خواهان جهان خواهان آتش‌بس فوری و تأمین حقوق حقّهٔ مردم فلسطین شدیم. با این رویکرد ما مهار مقاومت آمریکا و تصویب قطعنامهٔ شورای امنیت را یک پیروزی بزرگ برای مردم بی‌گناه غزّه و فلسطین و تمامی آزادی‌خواهان جهان می‌دانیم.

مطالعه »
بیانیه ها

افزایش تشنج در منطقه و ادامۀ ماجراجویی‌های دولت‌های اسرائیل و ایران را محکوم می‌کنیم!

سازمان فداییان خلق ایران(اکثریت) یک‌بار دیگر مخالفت اکید خود را با ماجراجویی‌های خطرناک پیش‌آمده از سوی اسرائیل و واکنش متقابل جمهوری اسلامی ایران و ادامۀ حملات نظامی  چه از سوی جمهوری اسلامی و چه از سوی اسرائیل، اعلام و قاطعانه از تلاش‌های دیپلماتیک برای رفع اختلافات منتج به این حوادث حمایت می‌کند. 

مطالعه »
برنامه و اساسنامه
برنامه سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
اساسنامه
اساسنامه سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
بولتن کارگری
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

افزایش تشنج در منطقه و ادامۀ ماجراجویی‌های دولت‌های اسرائیل و ایران را محکوم می‌کنیم!

پیش و پس موشک‌ها!

در انتظار باران

همه‌ی چلچله‌‌ها برگشتند

اجازه است که خودم باشم، آزاد باشم؟

مثل یک باد