یکشنبه ۳۱ تیر ۱۴۰۳ - ۱۶:۴۳

یکشنبه ۳۱ تیر ۱۴۰۳ - ۱۶:۴۳

پایان تلخ یک ریاست جمهوری
بایدن می‌داند که باید برود، اما این بدان معنا نیست که از این موضوع خوشحال است. ننسی پلوسی کسی بود که با هوش و ذکاوت سیاسی به رئیس‌جمهور گفت که...
۳۱ تیر, ۱۴۰۳
نویسنده: سیمور هرش - برگردان : گودرز اقتداری
نویسنده: سیمور هرش - برگردان : گودرز اقتداری
کاش میشد
کاش میشد چهره ها رنگ پریشانی نداشت، برق تیز خنجر و کینه نداشت. مثل دریا بود شفاف و زلال، مثل ابریشم نرم لطیف
۳۱ تیر, ۱۴۰۳
نویسنده: کاوه داد
نویسنده: کاوه داد
نهادهای مدنی و نقش آنها در تحولات آینده کشور
ایجاد، تقویت و توسعه و حفظ نهادهای مدنی و تشکل‌های صنفی و سیاسی باید در کانون برنامه های افراد، شخصیت ها و احزاب و سازمان ها قرار داشته باشد، چه...
۳۱ تیر, ۱۴۰۳
نویسنده: گروە خرداد، هواداران سازمان فداییان خلق ایران اکثریت ـ داخل کشور
نویسنده: گروە خرداد، هواداران سازمان فداییان خلق ایران اکثریت ـ داخل کشور
بیانیه دادگاه بین المللی دادگستری- ۱۹ جولای ۲۰۲۴
بر اساس بیانیۀ دادگاه بین‌المللی دادگستری، سیاست‌های شهرک‌سازی و بهره‌برداری اسرائیل از منابع طبیعی در سرزمین‌های فلسطینی نقض قوانین بین‌المللی است. دادگاه، گسترش قوانین اسرائیل به کرانۀ باختری و بیت‌المقدس...
۳۰ تیر, ۱۴۰۳
نویسنده: محسن نجات حسینی
نویسنده: محسن نجات حسینی
سیاست‌گریزی زنان یا سیاستِ گریزِ دولت از زنان
قوانین نابرابر، عدم حمایت‌های لازم و محیط‌های مردسالارانه، زنان را از مشارکت فعال در سیاست بازمی‌دارد. حضور کم‌رنگ زنان در سیاست به معنای نبود صدای نیمی از جمعیت در تصمیم‌گیری‌های...
۳۰ تیر, ۱۴۰۳
نویسنده: زری
نویسنده: زری
نگاره‌ها
نسل‌ها می‌آیند ومی‌روند؛ گاه مبارزه می‌کنند برای زندگی. گروهی کوچ می‌کنند با دل در گرو خاک آبا و اجدادی ... و شاید اندکی تاریخ و سرنوشت بسازند. حاکمان هم گاه...
۳۰ تیر, ۱۴۰۳
نویسنده: پهلوان
نویسنده: پهلوان
ترس یا هوشیاری؟
انگیزۀ شرکت در مرحلۀ دوم انتخابات دفع شرِ یک جریان به غایت ارتجاعی و خطرناک بود که مثل سرطان در جامعه ریشه دوانده است .ترس از جریان جلیلی و میرباقری...
۲۹ تیر, ۱۴۰۳
نویسنده: جابر حسينى
نویسنده: جابر حسينى

دمی از ماه بی رخداد خرداد

چه رئوس برنامه ای که در دو نوشتۀ مذکور به دست داده می شود و چه مناسبات ترسیم شده در میان نیروهای سیاسی به عنوان باور نویسندگان، حاکی از طی طریق مسئولانه و متهورانهای در میان نیروهای دموکرات غیرسکولار جامعۀ ما در یک سال اخیر اند. طی طریقی که می توان امیدوار بود برای پایان بخشیدن به بیش از یک قرن تقابل، یا در بهترین حالت رقابت، میان نیروهای دموکرات سکولار و غیرسکولار دری بگشاید و طلسم همکاری پایدار میان این دو را بگسلد.

۲۲ خرداد، سالگرد “کودتای اتخاباتی” آمد و گذشت و ظاهراً هیچ اتفاقی نیافتاد. ۲۵ خرداد هم، که در سال گذشته در آن روز، میلیونها نفر از مردم تهران به اعتراض به همان کودتای انتخاباتی برای پرس و جو از سرنوشت رأی شان به خیابان آمدند، آمد و گذشت و ظاهراً هیچ اتفاقی نیافتاد. خرداد، ماه اتفاقها، آمد و گذشت و ظاهراً هیچ اتفاقی نیافتاد. ممکن است فردا یا پس فردا، مصادف با این یا آن فراز جنبش سبز و حرکت دموکراسی خواهانۀ مردم ما، نیز بیاید و بگذرد، و باز ظاهراً اتفاقی نیافتد.

این روایت مطلوب هیئت حاکمۀ جمهوری اسلامی از اوضاع جاری است و معنای “اتفاقی نیافتاد” در این روایت، این است که سیطرۀ انتظامی – امنیتی جمهوری اسلامی بر “خیابان” حاکم بوده است. اما از نمایشهای سیاسی که بگذریم، حتی هیئت حاکمه هم می داند، و ای بسا بهتر از همۀ دیگران می داند، که این فقط ظاهر وضع، و آن هم تنها در سطحی ترین لایه از ظاهر وضع، در وضع هزاران لایۀ واقعیت است.

کافی است لایه نخست را کنار بزنیم و کمی به فراسوی آن بنگریم. آن گاه آشکار خواهد شد که توفیق نسبی جمهوری اسلامی در پیشگیری از حضور مردم در خیابانها – توفیقی که با بسیج بیشترین نیروهای امنیتی و انتظامی علیه مردم در حیات جمهوری اسلامی، با توسل به انواع ترفندها و تهدیدها، و با کشتار و شبیخون حاصل شده است – تنها به سیطرۀ نظامی آن در سطح خیابان انجامیده، بی آن که مطلقاً به توفیق جمهوری اسلامی در سیطره بر فضای سیاسی جامعه مددی رسانده باشد، و گفتنی نیست که سیطرۀ اخلاقی آن را به زوال تقریباً کامل کشانده است.

جنبش سبز در این نیمۀ دوم هستی اش، برخلاف ۶ ماه نخست آن، حضور قدرتمندی در “خیابان” نداشته است، اما به نظر می رسد فضای سیاسی جامعه، یک بار و برای همیشه، از تنفس در زیر سیطرۀ سیاسی حاکمیت جمهوری اسلامی خارج شده است و تقلای هیئت حاکمه برای بازگرداندن وضع به قرار پیشین، بیهوده.

بدون شک “خیابان” و “حضور خیابانی مردم” تا مدتهای بسیاری لازمۀ یک مبارزۀ مؤثر تا تحقق دموکراسی در ایران خواهد بود، اما در همین ماه “ظاهراً بی رخداد” خرداد ما شاهد حداقل دو رویداد بسیار قابل اعتنا بودیم. دو رویداد، نه در “خیابان”، بلکه بر سطور کاغذ، که نوید دهندۀ آنند که “قلم” نیز جای مؤثر خود را در تحول و اعتلای جنبش سبز تحکیم و تثبیت کند. نخستین این رویدادها انتشار نوشته ای از آقای مصطفی تاج زاده است زیر عنوان “پدر، مادر، ما باز هم متهمیم”، و دومین رویداد انتشار بیانیۀ شمارۀ ۱۸ آقای میرحسین موسوی” یا در واقع منشوری برای جنبش سبز. این هر دو نوشته به دو لحاظ مشترک دارای اهمیت اند: اولاً آشکار کنندۀ سیر اعتلائی جنبش سبز در قابل اعتناترین نیروهای سیاسی آنند و ثانیاً معیارهائی را پیش می گذارند، که بر آن پایه سایر نیروهای جنبش سبز قادر به اخذ موضع نسبتاً روشنی در قبال آنان به مثابه سرآمدانی از آن نیروها، و بنابراین دسترسی به پاسخی نسبی برای کم و کیف مبارزۀ مشترک بعدی است.

تصادف محض بوده است یا خیر، به هر حال، نوشتۀ تاج زاده با کنکاش در گذشتۀ انقلاب اسلامی بر خطاهای خویش [و دیگران] خیره می شود و به جبران می کوشد. اقدامی مقدمتاً به لحاظ اخلاقی متهورانه؛ زیرا خیره شدن در گذشته و دامان آلودۀ خویش را در آن دیدن محتاج تهوری اخلاقی است.

منشور موسوی در کار ترسیم راه آینده است. تلقی از بیانیه هژدهم موسوی صرفاً به عنوان یک بیانیه تلقی نادرستی است. موسوی خود در پیشانی آن تصریح می کند که “در آغاز سال جدید صبر و استقامت، به توصیه دوستان منشوری برای هماهنگی و همدلی بیشتر و تقویت هویت مشترک جنبش سبز تهیه شده که در ادامه این مقدمه تقدیم می شود.” منشوری که به اجمال ریشه ها و اهداف جنبش سبز، راهکارهای بنیادین و هویت آن، و ارزشها و مطالبات پایه ای جنبش را به دست می دهد. منشوری در قامت مبانی یک برنامه.

پیش از تصریح دو جنبه، از میان بسیاری جنبه های مهم این دو نوشته، که تأکید بر آنها غرض نوشتۀ حاضر است، مناسب می دانم به این نکته اشاره کنم که در هر دو نوشته دیدگاه های عام نویسندگان، خاصه در زمینه سیاست یا فلسفۀ سیاسی نیز، به کررات مطرح شده اند. دیدگاه هائی که به تمامیت جنبش سبز قابل انتساب نیستند. تأئید و احترام به تنوع در جنبش سبز، که هر دو نویسنده به آن قائل اند، این راه را باید باز بگذارد، که تعلق یا عدم تعلق نیروها به جنبش سبز بر پایۀ این قبیل دیدگاه های کلی و باور یا بی باوری نسبت به آنها تعیین نشود. مهم برنامه هائی هستند که نیروها برای پیشبرد مبارزات دموکراتیک مردم عرضه می کنند و مناسباتی که با دیگران برپا می دارند.

در بخشی از “منشور …”، زیر عنوان ارزشهای جنبش سبز، می خوانیم: “نخستین ارزش اجتماعی مدنظر جنبش سبز دفاع از کرامت انسانی وحقوق بنیادین بشر فارغ از ایدئولوژی، مذهب، جنسیت، قومیت و موقعیت اجتماعی است. استقرار و تضمین موازین حقوق بشر به عنوان یکی از مهمترین دستاوردهای بشری و حاصل خرد جمعی همه انسانها مورد تایید و تاکید جنبش سبز است…” در نوشتۀ تاج زاده نیز حقوق بشر به عناوین مختلف و از جمله به عنوان حقوق سلب ناپذیر افراد که نقض آنها تحت هر شرایطی، حتی با وجود جنگ و تروریسم، نه قانونی است، نه اسلامی و نه اخلاقی” مورد تأکید قرار گرفته است.

چنان که پیشتر اشاره شد، اهمیت این دو نوشته اولاً در آشکارکردن سیر اعتلائی نویسندگان آنها است، و روشن است که وقتی از موسوی و تاج زاده می گوئیم، تنها پای دو شخصیت منفرد در میان نیست. جنبش سبز اگر در ماه های اخیر در سطح خیابانها حضور نیرومندی نداشته، بیگمان در اعماق اذهان تحرک بسیار پرثمری داشته است.

نکتۀ مهم دیگر دو نوشته کیفیت مناسباتی است که به زعم نویسندگان آنها، باید در میان نیروهای سیاسی برقرار گردد. آن چه ترسیم می شود مناسباتی است متضمن حق فعالیت آزادانۀ احزاب و تشکلها …، بر اساس یک “میثاق همگانی” و حق فعالیت برای تغییر در همان میثاق، حق مشارکت در شئون مختلف حیات اجتماعی، حاکمیت اصل مسالمت و مذاکره در مناسبات میان نیروهای سیاسی و اجتماعی، …

چه رئوس برنامه ای که در دو نوشتۀ مذکور به دست داده می شود و چه مناسبات ترسیم شده در میان نیروهای سیاسی به عنوان باور نویسندگان، حاکی از طی طریق مسئولانه و متهورانه ای در میان نیروهای دموکرات غیرسکولار جامعۀ ما در یک سال اخیر اند. طی طریقی که می توان امیدوار بود برای پایان بخشیدن به بیش از یک قرن تقابل، یا در بهترین حالت رقابت، میان نیروهای دموکرات سکولار و غیرسکولار دری بگشاید و طلسم همکاری پایدار میان این دو را بگسلد.

تاریخ انتشار : ۱ تیر, ۱۳۸۹ ۹:۲۶ ب٫ظ
لینک کوتاه
مطالب بیشتر

نظرات

Comments are closed.

بیانیه‌های هیئت‌ سیاسی‌ـ‌اجرایی

حکم اعدام شریفهٔ محمدی را لغو کنید! شریفهٔ محمدی را آزاد کنید!

ما بر این باوریم که با مبارزهٔ هم‌سوی همهٔ نیروهای مترقّی باورمند به آزادی، برابری، مردم‌سالاری (دموکراسی) و عدالت اجتماعی در زمینهٔ حکم منفور اعدام نیز می‌توان ارادهٔ حقوق بشری قاطبهٔ مردم را به این نظام جنایت‌کار تحمیل کرد. ما هم‌صدا با همهٔ این مبارزان لغو حکم اعدام شریفهٔ محمدی را خواهانیم و هم‌نوا با همهٔ نیروهای مترقّی ایران اعلام می‌کنیم جای مبارزان راه بهروزی مردم زندان نیست.

ادامه »
سرمقاله

روز جهانی کارگر بر همۀ کارگران، مزد‌بگیران و زحمتکشان مبارک باد!

در یک سالی که گذشت شرایط سخت زندگی کارگران و مزدبگیران ایران سخت‌تر شد. علاوه بر پیامدهای موقتی کردن هر چه بیشتر مشاغل که منجر به فقر هر چه بیشتر طبقۀ کارگر شده، بالا رفتن نرخ تورم ارزش دستمزد کارگران و قدرت خرید آنان را بسیار ناچیز کرده است. در این شرایط، امنیت شغلی و ایمنی کارگران در محل‌های کارشان نیز در معرض خطر دائمی است. بر بستر چنین شرایطی نیروهای کار در سراسر کشور مرتب دست به تظاهرات و تجمع‌های اعتراضی می‌زنند. در چنین شرایطی اتحاد و همبستگی نیروهای کار با جامعۀ مدنی و دیگر زحمتکشان و تقویت تشکل های مستقل کارگری تنها راه رهایی مزدبگیران است …

مطالعه »
سخن روز و مرور اخبارهفته

مروری بر آن‌چه تا بیست و سوم تیرماه گذشت

نفس چاق نکرده بود آقای پزشکیان که در دفتر شرکت هواپیمایی توسط نیروهای انتظامی بسته شد. گویا عدم رعایت حجاب کارکنان زن این دفتر دلیل این کنش نیروهای انتظامی بود. مساله مهمی نبود! آقای وزیر کشور دولت گفت. فردا باز خواهد شد دفتر.

مطالعه »
یادداشت

حکم اعدام فعال کارگری، شریفه محمدی نمادی است از سرکوب جنبش صنفی نیرو های کار ایران!

میزان توانایی کارگران برای برگزاری اقدامات مشترک، از جمله اعتصابات و عدم شرکت در امر تولید، مرتبط است با میزان دسترسی آنها به تشکل های صنفی مستقل و امکان ایجاد تشکل های جدید در مراکز کار. ولی در جمهوری اسلامی نه تنها حقوق پایه ای کارگران برای سازمان دهی و داشتن تشکل های مستقل رعایت نمیشود، بلکه فعالان کارگری، از جمله شریفه محمدی، مرتبا سرکوب و محکوم به حبس های طولانی مدت، ضربات شلاق و حتی اعدام میشوند.

مطالعه »
بیانیه ها

حکم اعدام شریفهٔ محمدی را لغو کنید! شریفهٔ محمدی را آزاد کنید!

ما بر این باوریم که با مبارزهٔ هم‌سوی همهٔ نیروهای مترقّی باورمند به آزادی، برابری، مردم‌سالاری (دموکراسی) و عدالت اجتماعی در زمینهٔ حکم منفور اعدام نیز می‌توان ارادهٔ حقوق بشری قاطبهٔ مردم را به این نظام جنایت‌کار تحمیل کرد. ما هم‌صدا با همهٔ این مبارزان لغو حکم اعدام شریفهٔ محمدی را خواهانیم و هم‌نوا با همهٔ نیروهای مترقّی ایران اعلام می‌کنیم جای مبارزان راه بهروزی مردم زندان نیست.

مطالعه »
پيام ها

بدرود رفیق البرز!

رفیق البرز شخصیتی آرام، فروتن و کم‌توقع داشت. بی‌ادعایی، رفتار اعتمادآفرین و لبخند ملایم‌اش آرام‌بخش جمع رفقای‌اش بود. فقدان این انسان نازنین، این رفیق باورمند، این رفیق به‌معنای واقعی رفیق، دردناک است و خسران بزرگی است برای سازمان‌مان، سازمان البرز و ما!

مطالعه »
بیانیه ها

حکم اعدام شریفهٔ محمدی را لغو کنید! شریفهٔ محمدی را آزاد کنید!

ما بر این باوریم که با مبارزهٔ هم‌سوی همهٔ نیروهای مترقّی باورمند به آزادی، برابری، مردم‌سالاری (دموکراسی) و عدالت اجتماعی در زمینهٔ حکم منفور اعدام نیز می‌توان ارادهٔ حقوق بشری قاطبهٔ مردم را به این نظام جنایت‌کار تحمیل کرد. ما هم‌صدا با همهٔ این مبارزان لغو حکم اعدام شریفهٔ محمدی را خواهانیم و هم‌نوا با همهٔ نیروهای مترقّی ایران اعلام می‌کنیم جای مبارزان راه بهروزی مردم زندان نیست.

مطالعه »
مطالب ویژه
برنامه و اساسنامه
برنامه سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
اساسنامه
اساسنامه سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
بولتن کارگری
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

پایان تلخ یک ریاست جمهوری

کاش میشد

نهادهای مدنی و نقش آنها در تحولات آینده کشور

بیانیه دادگاه بین المللی دادگستری- ۱۹ جولای ۲۰۲۴

سیاست‌گریزی زنان یا سیاستِ گریزِ دولت از زنان

نگاره‌ها