سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۱۷ شهریور, ۱۴۰۵ ۱۳:۰۰

سه شنبه ۱۷ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۳:۰۰

دمی از ماه بی رخداد خرداد

چه رئوس برنامه ای که در دو نوشتۀ مذکور به دست داده می شود و چه مناسبات ترسیم شده در میان نیروهای سیاسی به عنوان باور نویسندگان، حاکی از طی طریق مسئولانه و متهورانهای در میان نیروهای دموکرات غیرسکولار جامعۀ ما در یک سال اخیر اند. طی طریقی که می توان امیدوار بود برای پایان بخشیدن به بیش از یک قرن تقابل، یا در بهترین حالت رقابت، میان نیروهای دموکرات سکولار و غیرسکولار دری بگشاید و طلسم همکاری پایدار میان این دو را بگسلد.

Getting your Trinity Audio player ready...

۲۲ خرداد، سالگرد “کودتای اتخاباتی” آمد و گذشت و ظاهراً هیچ اتفاقی نیافتاد. ۲۵ خرداد هم، که در سال گذشته در آن روز، میلیونها نفر از مردم تهران به اعتراض به همان کودتای انتخاباتی برای پرس و جو از سرنوشت رأی شان به خیابان آمدند، آمد و گذشت و ظاهراً هیچ اتفاقی نیافتاد. خرداد، ماه اتفاقها، آمد و گذشت و ظاهراً هیچ اتفاقی نیافتاد. ممکن است فردا یا پس فردا، مصادف با این یا آن فراز جنبش سبز و حرکت دموکراسی خواهانۀ مردم ما، نیز بیاید و بگذرد، و باز ظاهراً اتفاقی نیافتد.

این روایت مطلوب هیئت حاکمۀ جمهوری اسلامی از اوضاع جاری است و معنای “اتفاقی نیافتاد” در این روایت، این است که سیطرۀ انتظامی – امنیتی جمهوری اسلامی بر “خیابان” حاکم بوده است. اما از نمایشهای سیاسی که بگذریم، حتی هیئت حاکمه هم می داند، و ای بسا بهتر از همۀ دیگران می داند، که این فقط ظاهر وضع، و آن هم تنها در سطحی ترین لایه از ظاهر وضع، در وضع هزاران لایۀ واقعیت است.

کافی است لایه نخست را کنار بزنیم و کمی به فراسوی آن بنگریم. آن گاه آشکار خواهد شد که توفیق نسبی جمهوری اسلامی در پیشگیری از حضور مردم در خیابانها – توفیقی که با بسیج بیشترین نیروهای امنیتی و انتظامی علیه مردم در حیات جمهوری اسلامی، با توسل به انواع ترفندها و تهدیدها، و با کشتار و شبیخون حاصل شده است – تنها به سیطرۀ نظامی آن در سطح خیابان انجامیده، بی آن که مطلقاً به توفیق جمهوری اسلامی در سیطره بر فضای سیاسی جامعه مددی رسانده باشد، و گفتنی نیست که سیطرۀ اخلاقی آن را به زوال تقریباً کامل کشانده است.

جنبش سبز در این نیمۀ دوم هستی اش، برخلاف ۶ ماه نخست آن، حضور قدرتمندی در “خیابان” نداشته است، اما به نظر می رسد فضای سیاسی جامعه، یک بار و برای همیشه، از تنفس در زیر سیطرۀ سیاسی حاکمیت جمهوری اسلامی خارج شده است و تقلای هیئت حاکمه برای بازگرداندن وضع به قرار پیشین، بیهوده.

بدون شک “خیابان” و “حضور خیابانی مردم” تا مدتهای بسیاری لازمۀ یک مبارزۀ مؤثر تا تحقق دموکراسی در ایران خواهد بود، اما در همین ماه “ظاهراً بی رخداد” خرداد ما شاهد حداقل دو رویداد بسیار قابل اعتنا بودیم. دو رویداد، نه در “خیابان”، بلکه بر سطور کاغذ، که نوید دهندۀ آنند که “قلم” نیز جای مؤثر خود را در تحول و اعتلای جنبش سبز تحکیم و تثبیت کند. نخستین این رویدادها انتشار نوشته ای از آقای مصطفی تاج زاده است زیر عنوان “پدر، مادر، ما باز هم متهمیم”، و دومین رویداد انتشار بیانیۀ شمارۀ ۱۸ آقای میرحسین موسوی” یا در واقع منشوری برای جنبش سبز. این هر دو نوشته به دو لحاظ مشترک دارای اهمیت اند: اولاً آشکار کنندۀ سیر اعتلائی جنبش سبز در قابل اعتناترین نیروهای سیاسی آنند و ثانیاً معیارهائی را پیش می گذارند، که بر آن پایه سایر نیروهای جنبش سبز قادر به اخذ موضع نسبتاً روشنی در قبال آنان به مثابه سرآمدانی از آن نیروها، و بنابراین دسترسی به پاسخی نسبی برای کم و کیف مبارزۀ مشترک بعدی است.

تصادف محض بوده است یا خیر، به هر حال، نوشتۀ تاج زاده با کنکاش در گذشتۀ انقلاب اسلامی بر خطاهای خویش [و دیگران] خیره می شود و به جبران می کوشد. اقدامی مقدمتاً به لحاظ اخلاقی متهورانه؛ زیرا خیره شدن در گذشته و دامان آلودۀ خویش را در آن دیدن محتاج تهوری اخلاقی است.

منشور موسوی در کار ترسیم راه آینده است. تلقی از بیانیه هژدهم موسوی صرفاً به عنوان یک بیانیه تلقی نادرستی است. موسوی خود در پیشانی آن تصریح می کند که “در آغاز سال جدید صبر و استقامت، به توصیه دوستان منشوری برای هماهنگی و همدلی بیشتر و تقویت هویت مشترک جنبش سبز تهیه شده که در ادامه این مقدمه تقدیم می شود.” منشوری که به اجمال ریشه ها و اهداف جنبش سبز، راهکارهای بنیادین و هویت آن، و ارزشها و مطالبات پایه ای جنبش را به دست می دهد. منشوری در قامت مبانی یک برنامه.

پیش از تصریح دو جنبه، از میان بسیاری جنبه های مهم این دو نوشته، که تأکید بر آنها غرض نوشتۀ حاضر است، مناسب می دانم به این نکته اشاره کنم که در هر دو نوشته دیدگاه های عام نویسندگان، خاصه در زمینه سیاست یا فلسفۀ سیاسی نیز، به کررات مطرح شده اند. دیدگاه هائی که به تمامیت جنبش سبز قابل انتساب نیستند. تأئید و احترام به تنوع در جنبش سبز، که هر دو نویسنده به آن قائل اند، این راه را باید باز بگذارد، که تعلق یا عدم تعلق نیروها به جنبش سبز بر پایۀ این قبیل دیدگاه های کلی و باور یا بی باوری نسبت به آنها تعیین نشود. مهم برنامه هائی هستند که نیروها برای پیشبرد مبارزات دموکراتیک مردم عرضه می کنند و مناسباتی که با دیگران برپا می دارند.

در بخشی از “منشور …”، زیر عنوان ارزشهای جنبش سبز، می خوانیم: “نخستین ارزش اجتماعی مدنظر جنبش سبز دفاع از کرامت انسانی وحقوق بنیادین بشر فارغ از ایدئولوژی، مذهب، جنسیت، قومیت و موقعیت اجتماعی است. استقرار و تضمین موازین حقوق بشر به عنوان یکی از مهمترین دستاوردهای بشری و حاصل خرد جمعی همه انسانها مورد تایید و تاکید جنبش سبز است…” در نوشتۀ تاج زاده نیز حقوق بشر به عناوین مختلف و از جمله به عنوان حقوق سلب ناپذیر افراد که نقض آنها تحت هر شرایطی، حتی با وجود جنگ و تروریسم، نه قانونی است، نه اسلامی و نه اخلاقی” مورد تأکید قرار گرفته است.

چنان که پیشتر اشاره شد، اهمیت این دو نوشته اولاً در آشکارکردن سیر اعتلائی نویسندگان آنها است، و روشن است که وقتی از موسوی و تاج زاده می گوئیم، تنها پای دو شخصیت منفرد در میان نیست. جنبش سبز اگر در ماه های اخیر در سطح خیابانها حضور نیرومندی نداشته، بیگمان در اعماق اذهان تحرک بسیار پرثمری داشته است.

نکتۀ مهم دیگر دو نوشته کیفیت مناسباتی است که به زعم نویسندگان آنها، باید در میان نیروهای سیاسی برقرار گردد. آن چه ترسیم می شود مناسباتی است متضمن حق فعالیت آزادانۀ احزاب و تشکلها …، بر اساس یک “میثاق همگانی” و حق فعالیت برای تغییر در همان میثاق، حق مشارکت در شئون مختلف حیات اجتماعی، حاکمیت اصل مسالمت و مذاکره در مناسبات میان نیروهای سیاسی و اجتماعی، …

چه رئوس برنامه ای که در دو نوشتۀ مذکور به دست داده می شود و چه مناسبات ترسیم شده در میان نیروهای سیاسی به عنوان باور نویسندگان، حاکی از طی طریق مسئولانه و متهورانه ای در میان نیروهای دموکرات غیرسکولار جامعۀ ما در یک سال اخیر اند. طی طریقی که می توان امیدوار بود برای پایان بخشیدن به بیش از یک قرن تقابل، یا در بهترین حالت رقابت، میان نیروهای دموکرات سکولار و غیرسکولار دری بگشاید و طلسم همکاری پایدار میان این دو را بگسلد.

تاریخ انتشار : ۱ تیر, ۱۳۸۹ ۹:۲۶ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

جنایت جنگی آمریکا در سیریک و جنگ اقتصادی آمریکا علیه مردم ایران را شدیداً محکوم می‌کنیم

هیئت سیاسی-اجرایی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت): سازمان ما تأکید می‌کند که تقویت سرمایهٔ اجتماعی و افزایش تاب‌آوری ملی، تنها زمانی ممکن است که مجموعه‌ای از اقدامات فوری و ساختاری به‌صورت هم‌زمان پیش برود. رفع فشار سنگین اقتصادی از زندگی مردم، به‌ویژه کارگران، بازنشستگان و طبقات میانی و پایین جامعه، اولویت انکارناپذیر است؛ زیرا هیچ جامعه‌ای زیر بار فقر، ناامنی معیشتی و نابرابری گسترده نمی‌تواند تاب‌آوری واقعی داشته باشد.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

گفت‌وگوی یرواند آبراهامیان درباره آینده ایران؛ تغییر حکومت و ثبات آن

از نظر تاریخی، حتی تندروها نیز همیشه آمادگی رسیدن به توافق با آمریکا را داشته‌اند. [آیت الله] خمینی، حتی زمانی که آمریکا و اسرائیل را «شیطان» می‌خواند، در پشت پرده رفتاری بسیار عمل‌گرایانه داشت. فقط کافی است ماجرای ایران‌کنترا را به یاد بیاوریم. درباره آیت‌الله خامنه‌ای نیز همین مسئله وجود داشت. با وجود تمام شعارها، نمایندگان او حاضر به مذاکره و رسیدن به توافق بودند.

مطالعه »
نامه گاردین درباره زندانیان سیاسی در ایران

ایران، زندانیان سیاسی و محدودیت‌های همبستگی در زمان جنگ – نگاهی به نامه سرگشاده روشنفکران غربی در گاردین

گودرز اقتداری: وجود یک قدرت خارجی بزرگتر، ساختارهای داخلی سلطه را از بین نمی‌برد. همچنین وجود یک تهدید امپریالیستی نباید عاملیت سیاسی مردمی را که در داخل کشور مورد تهدید زندگی می‌کنند، به حالت تعلیق درآورد. در غیر این صورت، ضد امپریالیسم دیگر یک سیاست آزادی‌بخش نیست و اساساً به یک نظریه اتحاد بین‌المللی تبدیل می‌شود، که در مورد مبارزات سیاسی داخل کشوری از حق وتو برخوردار است.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

علی دهباشی: مردم در جنگ ۲ ابرقدرت را شکست دادند

جواد مجابی، نویسنده، شاعر، طنزپرداز، نقاش و منتقد درگذشت…

قلب آشفتۀ آوراسیا – پشت صحنه پیچیدگی‌های آسیای مرکزی

نگاهی به مبارزات زنان در ایران

بیانیه‌ی کانون نویسندگان ایران به مناسبت درگذشت جواد مجابی

گفت‌وگوی یرواند آبراهامیان درباره آینده ایران؛ تغییر حکومت و ثبات آن