سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۷ بهمن, ۱۴۰۴ ۱۴:۱۴

دوشنبه ۲۷ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۴:۱۴

زنانی در باد می خوانند! می شنوید؟

سرزمین رنج دیده, بلا کشیده و زیبای من! هرگز ازصدای زنانی که با چنگ ودندان ازسهم خود واز سهم ما دفاع کرداند خالی نبوده است. همیشه درفضای وطن صدای  داد خواهی تاریخی آنان  طنین انداز است. صدای مادرانمان؛ همسران, خواهران و دخترانمان! سرزمین پرصلابتی که در آن زنان  پا به پای مردان جنگیده اند. با تنی رنجور و سختی کشیده درتمامی ادوار تاریخ  بر دروازه وطن ایستاده, آزادی و برابری را فریاد زده اند. فریادشان, نامشان, رزمشان و روزشان گرامی باد   


 
زنی درباغ میخواند, زنی کو دست هایش از تسلا می دهد پیغام. صدا در باغ می پیچد و بادش  می برد تا دور!  شبق  گیسوی شب درپیچ وتاب  باد می لرزد  و تنها  عابر  سرمست این کوچه  تم  بیداریش را در مسیر باد می خواند! حال بیشترازیک قرن ونیم از خواندن آن  زن در باغ می گذرد. این جا باغ آراسته “دشت بدشت” است.  زنی زیبا آراسته در زیباترین جامه خود نشسته در بین مردان! نقاب از چهره و حجاب از سر بر گرفته است. غلغله ایست، تعدادی از مردان برمی خیزند. تنی چند به اعتراض سر بر زیر عبا می کشند تا چهره وموی رها گشته در باد “طاهره قرته العین ” به گناه آلودشان نکند و ایمانشان بر باد ندهد. اما او را پروای اعتراض مردان و شریعت سخت عالمان غرق در تزویر نیست. می خواند “دیگر ننشیند شیخ برمسند تزویر       دیگر نشود مسجد  دکان تقدس       ببریده شود رشته تحت الحنک از دم      نه شیخ به حا ماند  نه زرق ونه تدلیس”  طاهره قرته العین.
چندی دیگر باغ ” ایلخانی”زنی که می داند او را زنده نخواهند گذاشت باز زیباترین لباس خود را پوشیده است.  بی هراس در چشمان ماموران که به دستور امیر کبیر برای کشتنش آمده اند می نگرد  “چهره به چهره   رو به رو”  ماموران دستمالی در دهانش فرو می کنند، لحظاتی بعد پیکر زنی که در اوج استبداد شاهی ومذهبی نقاب از چهره بر گرفت وبشارت آزادی وعدالت داد در چاهی عمیق افکنده می شود. زنی که با مردان برابر می نسشت. زنی که نامش “قرته العین”بود.
قرنی بعد از او زنی که سال ها وسال ها از جامعه خود جلوتر بود از تاریکی شب می گوید از خاموشی چراغ های رابطه. از گناه لذت بخشی که کرده بود و جامعه مرد سالار آن را برنمی تافت. زنی که گاه شاد ترین آوازهای عاشقانه را می خواند و گاه چون پری غمگینی دل خود را در نی لبکی کوچک می نواخت. زنی که شب هنگام به بوسه ای می مرد وسحر گاه به بوسه ای زنده می شد و به آفتاب سلامی دوباره می داد. زنی که ” تجسم آزادی بود در محبس”  زنی که درد کشید از جامعه ای که اورا درک نمی کرد. او را که  برای خانه اش, برای سرزمین مادرش چراغی هدیه می خواست. زنی که دغدغه اش انسان بود! آزادی انسان وعدالتی انسانی! زنی که در آرزوی آمدن کسی بود که نان را تقسیم کند, روز اسم نویسی را تقسیم کند وسینمای فردین را. “افسوس که دیو در آمد وآن کرد که مغول نکرد” عدالتی در کار نبود! عدالت چون ریسمانی سست بود و نازک.افسوس که صدای او نیز دراین باغ در آن فصل بی برگی شنیده نشد. ” وقتی اعتماد من از ریسمان سست عدالت آویزان بود
ودر تمام شهر قلب چراغ های مرا تکه تکه می کردند
وقتی چشم های کودکانه عشق مرا با دستمال  تیره قانون می بستند
واز شقیقه های مضطرب آرزوی من
فواره های خون به بیرون می پاشید …” فروغ
او با فوارهای از خون که از شقیقه مضطربش فواره می زد چشم فرو بست. زنی آزاده که هنوز تصویر کامل او در این سرزمین گرفتار شده در طاعون استبداد ومذهب دیده نمی شود. چهره زنی که نا تمام ما ند. افسوس! افسوس در این سرزمین تصویر کامل هیچ زنی دیده نمی شود. نه تصویر” پروین” و نه تصویر “سیمین”که تا آخرین لجظه حیات, تا زمانی که تابوت  پیکر بی جانش بر دوش دهها زن مبارز حمل می شد دمی از مبارزه دست نکشید.  برای آزادی جنگید و کتک خورد! سوی چشمان خود از دست داد اما هرگز هم سوئی با مادران خاوران هم سوئی با مادران داغ دیده سال هشتاد وهشت را از یاد نبرد .و” با خشت تن وطن ساخت” دریغ ودرد که هنوز بسیار  پدران, همسران, برادران, وحتی پسران  مقابل مادران می ایستند وحراست از جامعه مرد سالاری می کنند که اساس زندگی در آن حاصل رنج زنان است. زنا نی که پا به پای مردان وبیشتر از مردان در راه پر نشیب و فراز زندگی گام بر می دارند وتلاش می کنند. زنا نی که شور زندگی و آزادی خود را فریاد می زنند. زنی, مادری بی هراس از گزمگان رژیم  درمیدان انقلاب حجاب خود از سر برمی دارد، بر بلندای وطن می ایستد واز زنانگی خود, ازآز ادی و برابرحقوقی خویشتن دفاع می کند. آن روز آن سکو مرکز جهان بود! زنی دیگر شیرزنی! از شکنجه گاه خود از درون چهار دیواری زندان  مهر خویش بر پای هر نوشته که صدای آزادی  دهد می گذارد و در مقابل “منکر” حکومت می ایستد! زنی دیگر رنج دیده وافسرده مقابل حکومتیان قد علم می کند می خروشد ” تا به عمق ریشه های ما برود و ما را نجات دهد. تا میراثی را زنده کند که راهزنان زندگی  هزاران سال پیش از ما دزدیده اند”. “اکتاویو پاز” سرزمین رنج دیده, بلا کشیده و زیبای من! هرگز ازصدای زنانی که با چنگ ودندان  از سهم خود واز سهم ما دفاع کرداند خالی نبوده است.همیشه در فضای وطن صدای  داد خواهی تاریخی آنان  طنین انداز است. صدای مادرانمان؛ همسران, خواهران و دخترانمان! سرزمین پر صلابتی که در آن زنان  پا به پای مردان جنگیده اند. با تنی رنجور و  سختی کشیده  در تمامی ادوار تاریخ  بر دروازه وطن  ایستاده, آزادی و برابری را فریاد زده اند. فریادشان, نامشان, رزمشان و روزشان گرامی باد   
بخش : زنان
تاریخ انتشار : ۱۶ اسفند, ۱۳۹۶ ۰:۲۳ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

انقلاب بهمن، ٢٢ بهمن

انقلاب بهمن زنده است؛ خائنان به انقلاب مردم باید از مسند نامشروع قدرت طرد شوند!

هیئت سیاسی – اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): در شرایطی سالگرد انقلاب بهمن را گرامی می‌داریم که جامعهٔ ایران هنوز در اندوه جان‌باختن هزاران انسان بی‌گناه در فاجعهٔ دی‌ماه گذشته به‌سر می‌برد؛ فاجعه‌ای که مسئولیت مستقیم آن بر عهدهٔ حاکمیتی است که جان و امنیت شهروندان را قربانی ناکارآمدی، فساد و بی‌مسئولیتی خود کرده است.

انقلاب ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ رویدادی تصادفی یا گسسته از تاریخ نبود، بلکه حلقه‌ای از زنجیرهٔ مبارزات تاریخی مردم ایران برای آزادی، استقلال، جمهوریت و حاکمیت شهروندان بر سرنوشت خویش بود؛ زنجیره‌ای که از انقلاب مشروطه، سرکوب آن توسط کودتای رضاخان، اشغال ایران در جنگ جهانی دوم، نهضت ملی شدن نفت و کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ عبور کرد و به قیام علیه سلطنت پهلوی رسید. …

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

مصاحبهٔ مونیخ؛ آزمونی برای مسئولیت‌پذیری سیاسی

شهناز قراگزلو: نکتهٔ حساس‌تر در همان مصاحبه این بود که کسرا ناجی اشاره کرد بسیاری از نیروهای سیاسی و مخالفان جمهوری اسلامی رهبری رضا پهلوی را نمی‌پذیرند و زیر چتر او قرار نمی‌گیرند. پاسخ رضا پهلوی این بود که کسانی که با او همراه نیستند، احزاب و سازمان‌هایی‌اند که به دموکراسی اعتقاد ندارند. این پاسخ از نظر سیاسی و اخلاقی خطرناک است، چون به‌جای پذیرش تکثر طبیعی جامعه، مخالفان را با یک برچسب از دایرهٔ مشروعیت خارج می‌کند.

مطالعه »

اهریمن‌سازی از چپ و کنش ما

یک همگرایی ایدئولوژیک طولانی‌مدت بین رسانه‌های قدرتمند و تحت حمایت خارجی و جریان‌های تأثیرگذار در درون حاکمیت و رسانه های وابسته به آنها وجود داشته است که هر دو، اهریمن‌سازی چپ و نسبت دادن مسئولیت مشکلات ایران به آن را مفید یافته‌اند. خشم عمومی از نابرابری، فساد و بی‌عدالتی اقتصادی بسیار واقعی است، اما این خشم به طور کامل با حمایت از جایگزین‌های سوسیالیستی یا برابری‌خواهانه همخوانی ندارد.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

«مزد خوب» یعنی مزدی نزدیک به سبد معیشت/ هزینه‌های زندگی کمتر از۶۰ میلیون تومان نیست!

کودکان گرفتار در سوگ جمعی

مصاحبهٔ مونیخ؛ آزمونی برای مسئولیت‌پذیری سیاسی

بیانیه حمایت اتحادیه آموزش هلند از معلمان و شورای هماهنگی تشکا‌های صنفی فرهنگیان ایران

سلطنت‌طلبی و سایه راست افراطی بر جنبش‌های اجتماعی ایران

خط فقر به ۶۰ میلیون تومان رسید / حقوق کارگر ۱۸ میلیونی در دام تورم ۴۰ درصدی گیر کرد