یکشنبه ۱۳ اسفند ۱۴۰۲ - ۱۶:۴۸

یکشنبه ۱۳ اسفند ۱۴۰۲ - ۱۶:۴۸

سنگسار و شلاق در شعر شعرا هم هست

در فرهنگ ضد زن، معشوق بی اختیار است. معشوق بی اراده است. معشوق حق انتخاب ندارد چون مورد عشق قرار گرفته و خود حق عاشق شدن ندارد و چنانچه خود عاشق شود به گناه و خیانت و جرم نابخشودنی، متهم و محکوم می گردد و شاعر از وی یک موجود خیانتکار و رسوا و یاغی و بیوفا خلق می کند و تشنۀ خون رقیب خود می شود، با کلمات آتشین و تیزش معشوق خائن و بیوفا (زن) را سنگسار و رقیب را شلاق می زند.




در شعر و ادبیات و هنر، تعریف و تمجید از زن لعاب و ظاهر است و محتوا و مضمون بخش عظیمی از هنر بویژه ادبیات، ضدزن و ضدبرابری است. این در حالی است که دوران تبعیض جنسیتی بپایان رسیده است.

در اغلب شعرهای عاشقانه و غزلهای شعرای ما، مضمون اشعار «عشق یک مرد به زن و یا عشق یک زن به مرد» است. در صورتی که عشق به زن و مرد بودن و به جنسیت افراد بستگی و ربط ندارد. مهر، دوستی، و تعلق خاطر ِ وافر تحت عنوان «عشق» که لغت عربی ِ همان دوستی و مهر است، می تواند مضامین مطلقاً انسانی پیدا کند، فارغ از جنسیت و سن و سال و مذهب و تفکر و نژاد و … و بدون ایجاد گرایش به تملک و تصاحب و عواقب آن که همانا انواع و اقسام بهره کشی و استثمار زن است.

محبت و عشق (به فارسی: دوست داشتن و مهر ورزیدن) یک امر انسانی و عاطفی است. با غریزه هم بسیار بسیار فاصله دارد. عشق و مهر ربطی به سن و سال و جنسیت و وضعیت زیستی انسانها ندارد و نیازمند و گدای حضور فیزیکی هم نیست. عشق ِ نیازمند به فیزیک، عشق نیست بلکه غریزه است که ربطی به عواطف ندارد و در مقولۀ هنر و ادبیات چنین امری اگرچه طبیعی و نرمال اما فاقد ارزش است.

 به بیان دیگر، زن بدلیل زن بودن و ویژگیهای زنانه، نباید دلیل شعر سرودن باشد. آنچه از فیزیک یک زن در اشعار شعرا مورد تمجید و مدح و بصورت افراطی مورد چاپلوسی و غلو قرار می گیرند، به زن ماهیت کالا و جنبۀ مصرفی می دهد. از ارزش زن می کاهد و این شیوۀ شعر سرودن برآمده از فرهنگ مردسالاری است که «زن» را برای لذت و کامجویی و بهره وری خویش به استخدام گرفته و به فکر و ویژگیها و توانمندیهای انسانی زن بها نمی دهد و در نتیجه در پی ایجاد آگاهی برای زن در مورد حق و حقوق انسانی خویش و مطالبۀ برابری خویش، نیست. زن، بعنوان یک جسم متحرک به تخیل کشیده می شود و در طرحها و ابعاد مختلف مورد تمجید و تحسین قرار می گیرد، از او بت ساخته می شود و مورد پرستش عاشق قرار می گیرد. معشوقی که بخودی خود فقط «مفعول» است. خود حق فاعل بودن ندارد و فقط ساخته شده که «عشقیده بشود» و کام مرد را برآورده سازد. هیچ جا هم صحبتی از برآمدن کام معشوق نیست. معشوقی که زیر دست ِ عاشق قرار می گیرد و حق و حقوق هم ندارد.

اگر به شعر و غزلهای اغلب شعرا توجه کنیم، دقیقاً همین وضعیت بچشم می خورد و حتی چنانچه شاعر یک زن باشد باز هم نگاه شاعر به خویش، نگاهی فرودست به فرادست است. کلماتی مانند «خوشگلی و قشنگی»، «عشوه»، «ناز»، «ادا»، «وفا»، «غمزه»، «افسون نگاه » و از این قبیل… کلماتی زیبا و فریبنده اما بغایت زن ستیزانه اند. جنسیت سراینده و شاعر در استفاده از لغات ضد زن عامل تعیین کننده نیست، زیرا این لغات و این عبارات در فرهنگ ادبیات ما بشدت رخنه کرده و شعرا گاه آگاهانه و اغلب نا آگاهانه، فرهنگ مردسالار را ترویج و گسترش می دهند، کلماتی که در نهایت هدفش تحکیم حس و خواست «مالکیت» است. «دلبر و دلبری»، «دلدار»، «دل بردن »، «دل دادن و دل سپردن» و «دل ستاندن» و همگی ِ اینها مفاهیم مالکیت را القا می کنند و این گونه کلمات هرچقدر هم همراه با مهر و ابراز محبت به طرف مقابل باشد، باز زن ستیزانه اند چون همه جا و در هر شرایطی عاشق درپی تملک معشوق است و در فرهنگ ادبیات مردسالارانۀ ما، معشوق بی هیچ اراده ای بایستی خود را بطور دربست به عاشق تسلیم و تفویض کند و در اختیار وی باشد. در فرهنگ ضد زن، معشوق بی اختیار است. معشوق بی اراده است. معشوق حق انتخاب ندارد چون مورد عشق قرار گرفته و خود حق عاشق شدن ندارد و چنانچه خود عاشق شود به گناه و خیانت و جرم نابخشودنی، متهم و محکوم می گردد و شاعر از وی یک موجود خیانتکار و رسوا و یاغی و بیوفا خلق می کند و تشنۀ خون رقیب خود می شود، با کلمات آتشین و تیزش معشوق خائن و بیوفا (زن) را سنگسار و رقیب را شلاق می زند.

نگاه به زن، باید از ریشه و اساس مورد تجدیدنظر و اصلاح بنیانی قرار گیرد چون پایه بر اساس و محوری گذاشته شده که آن محور «جنسیت» انسانهاست. این نگاه جنسیتی را باید برداشت و بجای آن نگاهی فراجنسی به بشر داشت.

 حافظ و سعدی و یا امثال اینها وقتی از غنچۀ لب و کمان ابرو و خال و چال زنخدان و کمند گیسو و… سخن می گویند، با تمام زیبایی کلام و لطافت بال تخیل و اوج پرواز پرندۀ ذهن و خیال، اما این تخیلات رومانتیک و این اغراق و افراطها، تماماً با دیدۀ خریدار و «مصرفی و کالایی» به «زن» است.

نه تنها در ادبیات و هنر بلکه بطور کلی در سیستم فکری و فرهنگی ما دو مقولۀ «زن» و «مرد» بایستی تصحیح شوند و اصلاً «مهم» و «ملاک و معیار» نباشند. از خودمان گرفته تا به دیگران، فقط نگاه «انسان» داشته باشیم و نه «جنس». اگر این امر جا بیفتد تمام تبعیضها در هر زمینه ای، محو و نابود خواهدشد و دنیایی سراسر تساوی و برابری و آزادی و آگاهی خواهیم داشت. بنابراین تمام تلاشها باید در جهت یکسانسازی ِ تربیت و آموزش و پرورش باشد، بطریقی که «کودک» از لحظۀ تولد بعنوان یک «انسان» مورد نگهداری و نوازش و تربیت و آموزش قرار گیرد و نه بعنوان «دختر» یا «پسر». این امر از نامگذاری و پوشش و لباس و اسباب بازی گرفته تا مراحل بالای رشد کودکان باید مورد توجه قرار گیرد و تمام تبعیضهایی که موجبات بستر سازی فکری و روانی کودکان در پذیرش تبعیض جنسی و دامنۀ گسترش و تحکیم هرچه بیشتر استثمار زنان را فراهم می کند، برچیده شود.

تاریخ انتشار : ۳۰ شهریور, ۱۳۹۲ ۱۰:۰۲ ب٫ظ
لینک کوتاه
مطالب بیشتر

نظرات

Comments are closed.

سخن روز

انتخابات! کدام انتخابات؟

با عنایت به این وضع و شرایط عملا موجود آنچه در ایران برگزار میشود فاقد حداقل شرایط برای شناخته شدن بعنوان یک انتخابات است. با تمام محدودیت ها و کنترل های نظام امنیتی و سیاسی انتخابی در کار نیست و دقیقا با استعاره از آقای خمینی « در این رژیم آزادی های فردی پایمال و انتخابات واقعی و مطبوعات و احزاب از میان برده شده اند.

مطالعه »
یادداشت

جنگ دارد همچنان همگانی می شود!

این تصاویر شنیع,  چه بازمانده از جنگ و چه بازمانده از دنیای سهمگین سیاستمداران زندانبان !, ما را هم به اشکال مختلف در گیر و تماشاگر چنین صحنه هایی می نماید. یعنی کشتن و یا اعدام شهروندان، به امری معمولی و سرگرم کننده بدل می شود و در روزمرگی جامعه کم کم جا باز می کند.

مطالعه »
آخرین مطالب

میزان مشارکت در نمایش انتخابات جمهوری اسلامی، به کم‌ترین حد از زمان وقوع انقلاب رسید!

مسلماً انتخابات در حاکمیت جمهوری اسلامی ایران، کم‌ترین تاثیری بر زندگی روزانه مردم ندارد و همواره نیز پرسروصداترین اتفاق در کشور است که چندین ماه فضای رسانه‌ای و حتی خیابانی ایران را تسخیر می‌کند و هر چه جلوتر آمده‌ایم، این تاثیر کم‌تر و آن سر و صدا اعتراضی مردم بیش‌تر شده است.

عشق گفت بنویس، من نوشتم

وقتی که به تو فکر می کنم، لبخندت باران می شود;
نگاهت زلال و زلال، و من چه بی پروا، می چینم آن لبخند را.

انتخابات ریاست‌‌جمهوری در آسیا و اقیانوسیه

طبق برآورهای آماری، بیش از یک‌سوم ساکنین کره زمین طی سال جاری میلادی به پای صندوق‌های رای رفته و مقام یا ارگان اولیه حاکمیت سایسی کشور خویش را انتخاب خواهند کرد. تب انتخابات تمامی کره زمین را فراگرفته و حتی کشورهایی که در آن‌ها انتخاب امسال برگزار نمی‌شوند، به صورت غیر مستقیم و به شدت تحت تاثیر انتخابات در کشورهای هم‌جوار یا دیگر کشورها قرار خواهند گرفت.

شیوۀ تولید سرمایه‌داری: گشایش‌ها، فاجعه‌ها، تنگناها و بن‌بست‌ها!

سرمایه‌داری برای زنده مانی و حل بحران‌های بزرگ اقتصادی و اجتماعی پیش روی جامعه انسانی، نیازمند بازنگری همه جانبه در رویکردها و سازو کارهای پیشین خود است…در جهان امروز به گونه‌ای چشمگیر انتقادها از نظام سرمایه‌داری حتی در میان اندیشه‌پردازانِ این نظام بالا می‌گیرد. گفته می‌شود که راهکارهای اقتصادی دیروز پاسخ‌گوی چالش‌ها و دشواری‌های امروز و فردا نیستند. جهانی شدنِ دیروز بیش از بیش جای خود را به شکل‌گیری بلوک های دشمن می‌دهد. تورمِ روزافزون׳ زمینه‌ساز گسترش شکاف میان فقر و ثروت می‌گردد.

یادداشت

جنگ دارد همچنان همگانی می شود!

این تصاویر شنیع,  چه بازمانده از جنگ و چه بازمانده از دنیای سهمگین سیاستمداران زندانبان !, ما را هم به اشکال مختلف در گیر و تماشاگر چنین صحنه هایی می نماید. یعنی کشتن و یا اعدام شهروندان، به امری معمولی و سرگرم کننده بدل می شود و در روزمرگی جامعه کم کم جا باز می کند.

مطالعه »
بیانیه ها

پاس‌داشت زبان مادری، غنابخش تنوع و تکثر زبانی و فرهنگی است!

سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) با باور عمیق به مبانی حقوق بشر و قائم به ذات بودن این حقوق و با توجه به جایگاه تعیین‌کنندهٔ زبان مادری در هستی هر یک از آحاد بشر، تأمین و تضمین و تحقّق حق قانونی هر ایرانی در دست‌رسی و قوام ودوام بخشیدن به زبان مادری خود را از حقوق بنیادین بشر می‌داند و همۀ نیروهای میهن‌دوست و ترقی‌خواه کشور را به حمایت فعال از حق آموزش زبان مادری و حفظ و زنده‌داشت این میراث گران‌قدر ایرانی فرامی‌خواند.

مطالعه »
پيام ها

باید یکی شویم و قلب‌مان را سرود و پرچم‌مان سازیم تا بهاران خجسته به ارمغان به میهن‌مان فراز آید!

کرامت و خسرو دو جوان روشنفکر انسان‌دوست چپ بودند و غم مردم فقرزدهٔ میهن و جهان به دل داشتند. آنان شیفتۀ جنبش فداییان خلق بودند. خسرو گلسرخی در وصیت‌نامه‌اش می‌نویسد: «من یک فدایی خلق ایران هستم و شناسنامه من جز  عشق به مردم چیز دیگری نیست … شما آقایان فاشیست‌ها که فرزندان خلق ایران را بدون هیج مدرکی به قتل‌گاه میفرستید، ایمان داشته باشید که خلق محروم ایران، انتقام خون فرزندان خود را خواهد گرفت». تاثیر ایستادگی جانانه آنان در برابر نظام حاکم و پشتیبانان جهانی آن موجی از شور و ایمان در جنبش فداییان پدید آورد

مطالعه »
بیانیه ها

پاس‌داشت زبان مادری، غنابخش تنوع و تکثر زبانی و فرهنگی است!

سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) با باور عمیق به مبانی حقوق بشر و قائم به ذات بودن این حقوق و با توجه به جایگاه تعیین‌کنندهٔ زبان مادری در هستی هر یک از آحاد بشر، تأمین و تضمین و تحقّق حق قانونی هر ایرانی در دست‌رسی و قوام ودوام بخشیدن به زبان مادری خود را از حقوق بنیادین بشر می‌داند و همۀ نیروهای میهن‌دوست و ترقی‌خواه کشور را به حمایت فعال از حق آموزش زبان مادری و حفظ و زنده‌داشت این میراث گران‌قدر ایرانی فرامی‌خواند.

مطالعه »
برنامه و اساسنامه
برنامه سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
اساسنامه
اساسنامه سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
بولتن کارگری
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

سلب حق اسکان دانشجویان خوابگاهی در دانشگاه علامه طباطبایی

میزان مشارکت در نمایش انتخابات جمهوری اسلامی، به کم‌ترین حد از زمان وقوع انقلاب رسید!

عشق گفت بنویس، من نوشتم

انتخابات ریاست‌‌جمهوری در آسیا و اقیانوسیه

شیوۀ تولید سرمایه‌داری: گشایش‌ها، فاجعه‌ها، تنگناها و بن‌بست‌ها!

جنگ دارد همچنان همگانی می شود!