جمعه ۱۱ اسفند ۱۴۰۲ - ۲۳:۵۹

جمعه ۱۱ اسفند ۱۴۰۲ - ۲۳:۵۹

فراموش کن این قصه ها را !

شبی که فرداش یکی ازما ، آزاد می شد، چه زیبا بود آن شب، وما ...
وشب تبعید عزیزان، چوپان و ... ، از زندان اهوازبه تهران، وپروین که می خواند: ازآن شبی که برنگشتی، جهان که شادی آفرین بود به چشم من (ما) غم آفرین بود. و...
شلاق خوردن ها برای نرفتن به جشن چهارم آبان . اعتصاب غذا برای روزنامه وکتاب و...
- شما چپ ها ، با دست چپ هم غذا می خوری وسئوال های دیگر؟ شما زنان تان ...

پنج سیری عرقی که از پرنده آبی خریده بود تو جیبش جا داد وراه سینما شل کن (شهرزاد) پیش گرفت.
جلو سینما که رسید، نگاهی به پرده انداخت، (یک نفربرای همه ، دارسینگ مرد هزارچهره) ، لب خندی زد. به شروع فیلم چند ساعتی مانده بود. پیچید پشت سینما، جلو نونوائی یک سنگک داغ خرید وازجگرکی مش ابرام هم چندتا سیخ کباب وکمی پیازچه.همه را ریخت روی نون ودورش هم کمی روزنامه پیچید وراهی بلوارشد.
ازپله های بلوارآمد پائین، نشست روی یک تخت سنگی. پیش روش آب بود ودورترک قشم وهرمز.
نگاهش به دریا وموج ها بود، واسکله که کپ تا کپ لنج ها پهلو گرفته بودند.
پنج سیری رااز جیب بیرون آورد، قلپی بالا رفت وبه همراهش چند لقمه. 
بسته اشنوش را گذاشت کنار پنج سیری ونخی از آن برداشت.
دود وعرق تا آن ته معده اش رسوخ کرد.
نگاهش به دریا بود، اما فکر وذهنش جای دیگیری سیر می کرد.
لقمه ای برداشت وپشت بندش یه قلپ دیگراز پنج سیری سرکشید، دود توی هوا ول وله می کرد. شرجی وگرما، دگرآن تف خود را نداشت.
دریا خیالش را آبی کرد. فکرش را پرواز داد. بلندای نگاهش را دید وآن چشم های کنجل کشیده (سرمه) وسبزیزنیه های سبز درچشم آبی خود.
لقمه دیگری برداشت،  بعد ش شیشه پنج سیری را که توی چاله آب گذاشته بود تا کمی خنک شود، برداشت وقلپی دیگربالا رفت.
نگاه را کمی به آن ورترذهن انداخت. پنجه علی، چچکر و… 
جمع شدن خودشان وگپ گال هائی که می زدند، سا لهای دبیرستان ودبیران تبعدی که حرف هایشان با دیگردبیران فرق داشت، حتی نوع درس دادنشان.
چه زود با هم اخت شدیم . 
زل زد به دریا وفکر را کمی هل داد آن طرف تر. 
– بازجوها. اقدام علیه امنیت کشور، مخالفت با نظام پادشاهی،  
شاه سایه خداست روی زمین، مخالفت با شاه یعنی مخالفت با خدا، یعنی ملهد.
اگر با ما کنار بیائی ما هم با تو کنارخواهیم آمد، زندگی به کامت می شود، جوانی وهزار سودا. 

شبی که فرداش یکی ازما ، آزاد می شد، چه زیبا بود آن شب، وما …
وشب تبعید عزیزان، چوپان و … ، از زندان اهوازبه تهران، وپروین که می خواند: ازآن شبی که برنگشتی، جهان که شادی آفرین بود به چشم من (ما) غم آفرین بود. و…
شلاق خوردن ها برای نرفتن به جشن چهارم آبان . اعتصاب غذا برای روزنامه وکتاب و…
– شما چپ ها ، با دست چپ هم غذا می خوری وسئوال های دیگر؟ شما زنان تان …
وغذا ها، ساجمه پلو ویتیمچه و…
ومادر که همیشه می گفت: حرف راست را از بچه ها باید شنید. 
نگاهی به ساعتش انداخت، هنوز خیلی مانده بود به شروع سینما، مردی که با…
مزه کباب وپیازچه هائی که چاشنی کرده بود، طعم تلخ عرق وسیگاررا کمی کمتر کرده بود.
قید سینما را زد. ما که بطور واقعی، این فیلم را می بینم اگر خوب به زمان نگاه کنیم مگر غیراز این است ، همه برای یکنفر. 
لقمه ای دیگر گرفت، جرعه دیگری نوشید.
فراموش کن این قصه ها رو!
مخلوط تلخی زمان وتلخی عرق سوزشی برجان اش فکندە بود. دلش ابری شد وچشم ها یش…

پگاه وابرام، زمانی وصالح ، حسن واشرف، بت گورون (بتکده ) ودیریا وخضر.
علی خان وابرام که تو فیلم نهنگ بازی شاکه. (می کردند)
دورانی بود ، و…
خورشید دگرداشت رنگ عوض می کرد. درغروبش، غروب زندگی خود را می دید.
چیزی ازپنج سیری نمانده بود. لقمه ها دیگر تمام شده بود. سیگاری روشن کرد وپک محکمی به آن زد.
اه … تو عشق را کشتی وپیراهن عزای آن …
فکردرفکر، وگذشته وحال، وآینده پیش رو.
سرحال نبود، اما هیچ کدام ازقصه ها را، نمی توانست فراموش کند.
زنگ انشاء، وموضوع ، (علم بهتراست یا ثروت ).
اونوشته بود ، ثروت !؟
ودبیر انشاء : با توجیه وتوضیحات، که علم بهتر است ، وعلم چراغ راه آینده و…
واو: اصرار که، با ثروت وپول، همه چیز می توان خرید. حتی علم، آینده وهمچنین آخرت.
ته مانده پنج سیری را سر کشید . 
وخود را دید،ا ما نه پشیمان.

تاریخ انتشار : ۱۳ اسفند, ۱۳۹۲ ۰:۰۰ ق٫ظ
لینک کوتاه
مطالب بیشتر

نظرات

Comments are closed.

سخن روز

انتخابات! کدام انتخابات؟

با عنایت به این وضع و شرایط عملا موجود آنچه در ایران برگزار میشود فاقد حداقل شرایط برای شناخته شدن بعنوان یک انتخابات است. با تمام محدودیت ها و کنترل های نظام امنیتی و سیاسی انتخابی در کار نیست و دقیقا با استعاره از آقای خمینی « در این رژیم آزادی های فردی پایمال و انتخابات واقعی و مطبوعات و احزاب از میان برده شده اند.

مطالعه »
یادداشت

جنگ دارد همچنان همگانی می شود!

این تصاویر شنیع,  چه بازمانده از جنگ و چه بازمانده از دنیای سهمگین سیاستمداران زندانبان !, ما را هم به اشکال مختلف در گیر و تماشاگر چنین صحنه هایی می نماید. یعنی کشتن و یا اعدام شهروندان، به امری معمولی و سرگرم کننده بدل می شود و در روزمرگی جامعه کم کم جا باز می کند.

مطالعه »
آخرین مطالب

جنگ دارد همچنان همگانی می شود!

این تصاویر شنیع,  چه بازمانده از جنگ و چه بازمانده از دنیای سهمگین سیاستمداران زندانبان !, ما را هم به اشکال مختلف در گیر و تماشاگر چنین صحنه هایی می نماید. یعنی کشتن و یا اعدام شهروندان، به امری معمولی و سرگرم کننده بدل می شود و در روزمرگی جامعه کم کم جا باز می کند.

دفاع از تحریم انتخابات از منظر جمهوری خواهی

تحریم انفعال نیست بلکه یک خواست اخلاقی و سیاسی است و یک حرکت مدنی برای دفاع از حق مشروع خویش است. در شرایطی که رژِیم بیش از ۸۰ در صد از جامعه ناراضی را از حق انتخاب شدن و انتخاب کردن محرم کرده است….

مرگِ سیاه

و تنها کسی که نمی خواست بداند،
که زندگی جاری است،
دستانی بود که اسلحه بر دست،
جز تداوم خویش را نمی پائید.

آخرین «انتخابات»؟ آغازدوران پساخامنه‌ای، میراث خامنه‌ای برای جانشین‌ خود چه خواهد بود؟

حساسیت این انتخابات چنان است که نه فقط به معنی شروع دوره‌ پساخامنه‌ای دانست، بلکه می توان آن را از جهتی با توجه به رسیدن نظام به‌ سنگر پایانی خود به‌ عنوان شام آخر و چه بسا سلطان‌ آخر سلسه ولایت فقیه دانست.

یک قتل سهوی: گزارشی داستانی از ماجرایی بسیار واقعی

نام الیاس و خبر قتل‌اش چند روز بعد از مرگ او در یکی دو روزنامه علنی شد. نباید صدایش را در می‌آوردند، راننده از خودی‌های نظام بود. او را به راحتی کشتند؛ مثل خیلی از دخترها و پسرهایی که در خیابان فریاد می‌زدند: زن، زندگی، آزادی….

یادداشت

جنگ دارد همچنان همگانی می شود!

این تصاویر شنیع,  چه بازمانده از جنگ و چه بازمانده از دنیای سهمگین سیاستمداران زندانبان !, ما را هم به اشکال مختلف در گیر و تماشاگر چنین صحنه هایی می نماید. یعنی کشتن و یا اعدام شهروندان، به امری معمولی و سرگرم کننده بدل می شود و در روزمرگی جامعه کم کم جا باز می کند.

مطالعه »
بیانیه ها

پاس‌داشت زبان مادری، غنابخش تنوع و تکثر زبانی و فرهنگی است!

سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) با باور عمیق به مبانی حقوق بشر و قائم به ذات بودن این حقوق و با توجه به جایگاه تعیین‌کنندهٔ زبان مادری در هستی هر یک از آحاد بشر، تأمین و تضمین و تحقّق حق قانونی هر ایرانی در دست‌رسی و قوام ودوام بخشیدن به زبان مادری خود را از حقوق بنیادین بشر می‌داند و همۀ نیروهای میهن‌دوست و ترقی‌خواه کشور را به حمایت فعال از حق آموزش زبان مادری و حفظ و زنده‌داشت این میراث گران‌قدر ایرانی فرامی‌خواند.

مطالعه »
پيام ها

باید یکی شویم و قلب‌مان را سرود و پرچم‌مان سازیم تا بهاران خجسته به ارمغان به میهن‌مان فراز آید!

کرامت و خسرو دو جوان روشنفکر انسان‌دوست چپ بودند و غم مردم فقرزدهٔ میهن و جهان به دل داشتند. آنان شیفتۀ جنبش فداییان خلق بودند. خسرو گلسرخی در وصیت‌نامه‌اش می‌نویسد: «من یک فدایی خلق ایران هستم و شناسنامه من جز  عشق به مردم چیز دیگری نیست … شما آقایان فاشیست‌ها که فرزندان خلق ایران را بدون هیج مدرکی به قتل‌گاه میفرستید، ایمان داشته باشید که خلق محروم ایران، انتقام خون فرزندان خود را خواهد گرفت». تاثیر ایستادگی جانانه آنان در برابر نظام حاکم و پشتیبانان جهانی آن موجی از شور و ایمان در جنبش فداییان پدید آورد

مطالعه »
بیانیه ها

پاس‌داشت زبان مادری، غنابخش تنوع و تکثر زبانی و فرهنگی است!

سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) با باور عمیق به مبانی حقوق بشر و قائم به ذات بودن این حقوق و با توجه به جایگاه تعیین‌کنندهٔ زبان مادری در هستی هر یک از آحاد بشر، تأمین و تضمین و تحقّق حق قانونی هر ایرانی در دست‌رسی و قوام ودوام بخشیدن به زبان مادری خود را از حقوق بنیادین بشر می‌داند و همۀ نیروهای میهن‌دوست و ترقی‌خواه کشور را به حمایت فعال از حق آموزش زبان مادری و حفظ و زنده‌داشت این میراث گران‌قدر ایرانی فرامی‌خواند.

مطالعه »
برنامه و اساسنامه
برنامه سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
اساسنامه
اساسنامه سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
بولتن کارگری
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

جنگ دارد همچنان همگانی می شود!

دفاع از تحریم انتخابات از منظر جمهوری خواهی

مرگِ سیاه

آخرین «انتخابات»؟ آغازدوران پساخامنه‌ای، میراث خامنه‌ای برای جانشین‌ خود چه خواهد بود؟

یک قتل سهوی: گزارشی داستانی از ماجرایی بسیار واقعی

مصاحبه با رفیق فرخ نعمت‌پور در مورد انتخابات مجلس و خبرگان ١۴٠٢