سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۵ بهمن, ۱۴۰۴ ۰۱:۵۵

یکشنبه ۵ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۱:۵۵

فریاد مادران بی جواب نخواهد ماند – نوشته ای از مادر محمد پورعبداله

در تمامی مسیر از دادسرا تا خانه احساس نا امیدی بر من غالب شده بود وگریه یک لحظه امانم نمی داد، چرا که باور داشتم حکمی که در بیداد سرای انقلاب برای فرزندم صادر شد ناعادلانه بوده است، چرا که باور داشتم فرزندم را تنها به جرم آزادیخواهی محکوم کرده اند. هنوز هم چنین باور دارم

روز چهارشنبه ساعت شش صبح، با زنگ  تلفن از خواب بیدار شدم. صدای محمد را شنیدم که با لحنی آرام ومهربان به من اطلاع داد او را برای ابلاغ حکم به دادگاه می برند
ازهمان لحظه نگرانی واضطراب تمام وجودم را فرا گرفت ، هزاران سؤال در ذهنم ایجاد شد:چه حکمی برایش صادر میشود؟ آیا با صدور حکم فرزندم آزاد میشود و این کابوس یک ساله به پایان میرسد؟
نمی دانم فاصله منزل تا دادسرا را چگونه طی کردم .از یک طرف  نگران نتیجه حکم  بودم و از طرفی در دل احساس شعف می کردم که می توانم محمد را پس از ماهها از نزدیک ببینم، اورا درآغوش بگیرم و وجودش رالمس کنم .حال اینکه کدام حس به دیگری برتری داشت، نمیدانم!
به دادسرا رسیدم. با شعبه مربوطه تماس گرفتم. متوجه شدم که هنوزمحمد را نیاورده اند. بعداز ساعتها انتظار و دلهره وتشویش محمد را دیدم .کنترل خودم را از دست دادم و بدون توجه به اخطار ماموران او را در آغوش کشیدم وبوسیدم.
 درآن زمان به تنها چیزی که فکر نمیکردم حکم دادگاه بود. تمام جسم وفکرم این بود که با محمد هستم . بالاخره قاضی دادگاه محمد را احضار کرد تا حکم را به او ابلاغ کند. دوباره دلشوره وجودم را فرا گرفت…
 بالاخره محمد ازاطاق بیرون آمد محکم واستوار، با دیدنش لحظه ای  خوشحال شدم،  گمان بردم  باچنین روحیه  حتما حکم خوبی صادر شده است.
– محمد جان چه  حکمی دادند؟
محمد  درحین روحیه دادن بمن آرام گفت: مادر برا یم شش سال حبس ….
خدایا تو میدانی آن لحظه بمن چه گذشت.
 محمد ازمن خواست مقاوم باشم. گرچه از درون ویران بودم،  به ظاهر خود را مقاوم نشان دادم. محمد دوباره با دستبد سوار بر اتوبوس زندان شد. احساس دلتنگی هم بر تمام غمهایم در آن لحظه افزوده شد. در تمامی مسیر از دادسرا تا خانه احساس نا امیدی بر من غالب شده بود وگریه یک لحظه امانم نمی داد، چرا که باور داشتم حکمی که در بیداد سرای انقلاب برای فرزندم صادر شد ناعادلانه بوده است، چرا که باور داشتم فرزندم را تنها به جرم آزادیخواهی محکوم کرده اند. هنوز هم چنین باور دارم.
 دوباره روز ملاقات رسید. طبق روال هر هفته راهی زندان شدم. در همان اتوبوسی که خانواده زندانیان مسافران آن بودند. اکثرا مادران و زنانی که فرزندان و شوهرانشان هر کدام به جرمی زندانی بودند و هر کدام قصه و داستانی داشتند. در تمام مسیر تنها صورت معصوم محمد پیش چشمانم بود.
بالاخره به زندان رسیدم. مثل همیشه مجبور بودم  برای زدن مهری در کف دستم که مجوز دیدار فرزندم را به من میداد در صف بمانم. غرق در افکارم بودم. ناگهان نام محمد در بلندگوی زندان خوانده شد. با نگرانی دالان کابین را طی میکردم که ناگهان محمد را مقابل خود دیدم، مثل همیشه با استوار و با روحیه!
این روزها محمد با سکوت خود بیش از هر زمانی فریاد آزادیخواهی را سر می دهد:
“من زنده ام، فریاد من بی جواب نیست “
 
http://sosmohammad.blogfa.com/post-8.aspx
Mohammad01.jpg
۱۶۳ K   Anzeigen   Download

تاریخ انتشار : ۲۷ آذر, ۱۳۸۸ ۹:۲۶ ب٫ظ
لینک کوتاه
مطالب بیشتر

نظرات

Comments are closed.

در همایش‌ها، گردهم‌آیی‌ها و تظاهرات جمهوری‌خواهان مردمی و میهن‌دوست شرکت می‌کنیم!

در تداوم پای‌بندی به این وظیفهٔ انسانی و میهنی، هیئت سیاسی – اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) از برگزاری تظاهراتی که با نام «همبستگی جمهوری خواهان در حمایت از مبارزات مردم ایران» از ساعت ۱۴:۰۰ روز یک‌شنبه، ۵ بهمن ۱۴۰۴ (۲۵ ژانویهٔ ۲۰۲۶ میلادی) در شهر کلن آلمان برگزار می‌شود پشتیبانی کرده و شرکت هرچه گسترده‌تر در تظاهرات جمهوری‌خواهان مردمی و میهن‌دوست را در خدمت دست‌یابی به آینده‌ای روشن برای مردم و سرزمین ایران می‌داند.

ادامه »

تجربۀ خونین بازتولید استبداد و مصادرهٔ مبارزات مردمی در تاریخ معاصر ایران

اگر قرار است این‌بار سرنوشتی متفاوت رقم بخورد، باید چرخهٔ تاریخی مصادرۀ مبارزات مردم از سوی نیرویی اقتدارگر و استقرار استبدادی تازه شکسته شود. ایران امروز تنها زمانی می‌تواند مبارزهٔ خود را به ثمر برساند که با تکیه بر جامعهٔ مدنی مستقل، مطالبات مسالمت‌آمیز و مطالبه‌محور خود را پی بگیرد. جامعهٔ ما هوشیارتر از آن است که با وجود خشمِ برحق ناشی از نادیده‌گرفته‌شدن، وعده‌های بی‌پایه و متکی بر مداخلهٔ بیگانه را بنیان مبارزات حق‌طلبانه‌اش قرار دهد. تجربه‌های تلخ و خونین تاریخ معاصر ایران گواه آن است که صرفاً «نه» گفتن کافی نیست

مطالعه »

بی‌نامی و بی‌زبانی: چرا خیزش ۱۴۰۴ به بازی قدرت بدل شد

شهناز قراگزلو: در نبود زبان روشن برای دفاع از زندگی، خیزش به ابزاری در بازی قدرت بدل شد: برای حکومت، بهانه‌ی سرکوب؛ برای بخشی از اپوزیسیون، سرمایه‌ی نمادین؛ و برای قدرت‌های خارجی، اهرم فشار. در این معادله، آن‌چه کمترین اهمیت را دارد، جان معترض است.

مطالعه »

اهریمن‌سازی از چپ و کنش ما

یک همگرایی ایدئولوژیک طولانی‌مدت بین رسانه‌های قدرتمند و تحت حمایت خارجی و جریان‌های تأثیرگذار در درون حاکمیت و رسانه های وابسته به آنها وجود داشته است که هر دو، اهریمن‌سازی چپ و نسبت دادن مسئولیت مشکلات ایران به آن را مفید یافته‌اند. خشم عمومی از نابرابری، فساد و بی‌عدالتی اقتصادی بسیار واقعی است، اما این خشم به طور کامل با حمایت از جایگزین‌های سوسیالیستی یا برابری‌خواهانه همخوانی ندارد.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

“همگامی” از تظاهرات کلن حمایت می کند

Washington’s Gallery of Puppets

Scylla and Charybdis

بی‌نامی و بی‌زبانی: چرا خیزش ۱۴۰۴ به بازی قدرت بدل شد

اطلاعیهٔ برگزاری کنگرهٔ فوق‌العادهٔ سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)؛ در پیوند با اعتراضات برحق مردم میهنمان و سرکوب وحشیانهٔ آن

انباشتِ بحران‌های خود ساخته حاکمیت، تجزیه ایران را برای غرب جذاب کرده است